مقایسه طلاق رجعی و بائن

۲۵ بازديد
 

مقایسه طلاق راجی و بین

طلاق رجعی به طلاقی گفته می شود که شوهر در مدت عده می تواند به آن رجوع کند و نکاح را اعاده کند و طلاق رجعی طلاقی است که امکان رجوع در آن وجود نداشته باشد.

بر اساس ماده واحده قانون اصلاح آیین نامه طلاق مصوب 1371 کلیه طلاق ها به حکم دادگاه مجاز است و لذا حتی در صورت رضایت هر دو زوج به طلاق باید به دادگاه مراجعه کنند و در شرایط فعلی هیچ اقدامی صورت نمی گیرد. دفتر ازدواج و طلاق بدون اجازه دادگاه حق ثبت طلاق را دارد.

 

بنابراین عملاً تمام طلاق ها با حکم دادگاه انجام می شود. بنابراین طبق این نظر در نظام حقوقی کنونی ما عملاً نباید مصداق طلاق داشته باشیم. وقتی طلاق به حکم دادگاه قطعی می شود، دلیلی وجود ندارد که زن برای اسقاط حق رجوع مرد مالی به عنوان «دیه» از شوهر بدهد.

 

نظر فوق در ظاهر مناسب و منطبق با اوضاع و احوال و رویه قضایی است، اما در واقع چنین نیست و پذیرش این نظر در مواردی خلاف متون قانونی و شرعی است و از طرف دیگر ممکن است در نهایت به زن آسیب می رساند

 

 

 

 

 

 

اثرات طلاق رجعتی

برای رد نظریه فوق باید آثار طلاق رجعی را به اختصار برشماریم و ببینیم که آیا همه این آثار خلاف مقتضیات حکم دادگاه است؟ آثار طلاق رجعی شامل مواردی از قبیل امکان رجوع زوج به زوجه در مدت عده (ماده 1148 قانون مدنی)، حق مطالبه نفقه زوجه در مدت عده (ماده 1109 ق. قانون مدنی) و امکان ارث زوجین در صورت فوت یکی از آنها در مدت عده (ماده 943 قانون مدنی). بنابراین اگر شوهر در مدت عده فوت کند، زن از او ارث می برد.

 

در ایده رجایا، ازدواج مرد با دختر برادر زن یا دختر خواهر به اذن زن موکول می شود. همچنین در دوران آیدا رجایا، مرد نمی تواند با خواهر زن ازدواج کند.

 

طبق قرائن فراوان و ماده 8 قانون عرفی، زن مطلقه زوجه محسوب می شود. این حکم آثار زیادی دارد.

 

مثلاً رابطه نامشروع زن در عید، حکم رابطه با زن شوهردار است. بنابراین اگر زن یا مردی مرتکب زنا شوند به رجم محکوم می شوند.

 

از آثار دیگر طلاق رجعی این است که زنا با زنی که در حال قهقرایی است موجب حرمت ابدی می شود; برخلاف مدت طلاق دائم (ماده 1054 قانون مدنی) و در مدت رجوع، اگر مردی 3 زن دائم دیگر داشته باشد، نمی تواند با دیگری ازدواج دائم کند.

 

همچنین ایجاد حرمت ابدی ناشی از 9 طلاق که 6 مورد آن ادی (نوعی طلاق رجعی) است (ماده 1058 قانون مدنی) از دیگر آثار طلاق رجعی به شمار می رود.

 

بدیهی است اگر طلاق به حکم دادگاه و به تقاضای زن را صحیح بدانیم این موضوع باعث می شود که این طلاق را علاوه بر رجوع از سایر آثار طلاق رجعی نیز محروم کنیم.

 

در حالی که دلیل قانونی و منطقی برای این امر نداریم و ملاحظه می شود که از میان آثار فوق، ممکن است فقط حق رجوع مرد مخالف مقتضیات صیغه طلاق دادگاه باشد و هیچ یک از آثار دیگر آن مخالف حکم دادگاه نباشد. طلاق و حتی عطف به ماسبق. طلاق در مواردی به نفع زن است; مثلاً زن در عده حق نفقه دارد ولی در طلاق باین چنین حقی ندارد یا اگر مرد در عید بمیرد زن از او ارث می برد ولی این در طلاق باین چنین نیست.

 

بنابراین دلیلی ندارد که با حکم دادگاه این حقوق را از زن در طلاق سلب کنیم و هیچ دلیل شرعی و قانونی برای سلب این حقوق وجود ندارد.

 

بنابراین، همه آثار حقوقی طلاق رجعی، مستلزم رأی دادگاه به طلاق نیست و منطقی نیست که به صرف یکی از این آثار، سایر نتایج طلاق رجعی را نادیده بگیریم و حکم قانون را بی جهت تخصیص دهیم.

 

به نظر می رسد در این مورد، یعنی طلاق به حکم دادگاه و به درخواست زن، اگرچه نمی توانیم حکم ماده 1149 قانون مدنی را در مورد حق رجوع یک طرفه مرد اعمال کنیم، اما آنچه صحیح به نظر می رسد، طلاق است. به حکم دادگاه طلاق است. قهقرایی؛ با این تفاوت که برای رجوع باید رضایت زن گرفته شود. زیرا منطقی است که رضایت زن برای بازگشت به رابطه ای که به درخواست او منحل شده است، وجود داشته باشد، چنانکه رضایت او وجود داشته و در انحلال مؤثر واقع شده است.

 

بنابراین بهتر است بگوییم طلاق رجعی استرای دادگاه ولی باید با توافق طرفین تجدید نظر شود تا تصمیمی خلاف ماهیت طلاق نداده باشیم و همچنین در صورت رفع کدورت بین زوجین و مساعد یافتن شرایط زن. برای بازگشت به زندگی مشترک، می توان ادامه داد. رابطه زناشویی وجود دارد. این موضوع به نفع زن و شوهر و همچنین به نفع جامعه است.

 

ضمناً امکان سوء استفاده از سوی شوهر در این مورد کاملاً منتفی است.

 

در نهایت باید تاکید کرد که از نظر قانونی و منطقی، طلاق به حکم دادگاه و به درخواست زن، طلاق رجعی است; با این تفاوت که ارجاع باید مورد توافق طرفین باشد.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.