تعریف تجدیدنظرخواهی و زمان پیشنهاد آن

۲۴ بازديد
 
تصمیمات محاکم در معنای عام آن شامل احکام و دستور می باشد. احکام نیز از یک منظر به قضاوت حضوری و غیاب تقسیم می شوند. فرجام خواهی یکی از راه های عادی شکایت از احکام است که فقط در احکام غیابی قابل اجراست. به عبارت دیگر، در مورد قرارها و احکام حضوری، تجدیدنظرخواهی به هیچ وجه اعمال نمی شود.
 
این تأسیس حقوقی که خاستگاه حقوق فرانسه است، هم در آیین دادرسی مدنی و هم در آیین دادرسی کیفری وجود دارد. در امور حقوقی نیز چنانچه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا قائم مقام قانونی وی در هیچ یک از جلسات حاضر نشود و کتباً از خود دفاع نکند و اعلام زمان رسیدگی به خوانده از نوع واقعی نباشد. ابلاغ، حکم دادگاه از طرف خوانده غایب خواهد بود.
 
 
 
تحویل واقعی
آرای دادگاه حقوقی در مورد خواهان همیشه حضوری است. خواه در دادرسی باشد یا نباشد. آیا او یا وکیلش لایحه ای به دادگاه ارسال کرده است یا خیر. در نتیجه عدم صدور حکم فقط مربوط به متهم است نه شاکی. از طرفی توجه به موضوع ارتباط نیز بسیار مهم است.
 
اطلاع رسانی دو نوع است. ابلاغ قانونی و اطلاع رسانی واقعی.
 
ابلاغ واقعی در صورتی است که ابلاغ به مخاطب رسیده باشد. بنابراین در صورتی که ابلاغ واقعی باشد و مخاطب از مفاد ابلاغ مطلع شده باشد، اعم از اینکه در جلسه حاضر باشد یا نباشد، حکم صادره علیه وی جاری تلقی می شود و دیگر جای تجدیدنظرخواهی نیست.
 
 
حکم غیابی و اعتراض به آن
مشابه این بحث در آیین دادرسی کیفری و در مورد متهم نیز صادق است. یعنی اگر متهم یا وکیل او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشود و لایحه ای ارسال نکند، حکمی که دادگاه در مورد آن متهم صادر می کند، حکم غیابی است و آن شخص حق اعتراض به آن را دارد. حکم غیابی و این اعتراض همان استیضاح است. . در آیین دادرسی کیفری، احکام علیه شاکی همیشه حضوری بررسی می شود. عدم صدور حکم فقط در مورد متهم معنا دارد.
 
 
اعتراض در چه مواردی صورت می گیرد؟
در پاسخ به این سوال باید بین امور حقوقی و کیفری تفاوت قائل شد. در آیین دادرسی مدنی همانطور که گفته شد در هر موردی که در دادگاه مطرح می شود و خوانده یا نماینده وی در جلسه حضور نداشته و لایحه ارسال نکرده است می توانند از دادخواست استفاده کنند. به عبارت دیگر، صدور حکم غیابی در هر موضوعی در آیین دادرسی مدنی امکان پذیر است. این موضوع از مفاد ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی قابل درک است.
 
حکم غیبت در آیین دادرسی کیفری
طبق مفاد ماده ۲۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری در کلیه جرایم مربوط به حقوق بشر و نظم عمومی که جنبه حقوق الهی نداشته باشد در صورتی که متهم یا وکیل او در جلسه دادگاه حضور نداشته باشد و ارسال نکرده باشد. در صورت لایحه، دادگاه می تواند حکم غیابی صادر کند و متعاقباً محکوم علیه نیز می تواند به صورت غیابی به این حکم اعتراض کند که همان دادخواست خواهد بود.
 
اما در حقوق فقه امکان صدور حکم غیابی وجود ندارد. مثلاً در هیچ یک از حدود الهی نمی توان حکم غیابی برای محکومیت افراد صادر کرد. همانطور که می دانیم 9 جرم محدود در قوانین جزایی ما وجود دارد که شامل زنا، فسق جنسی، زنا، فحشا، تکدی گری، گدزف، شرب خمر، جنگ، فساد مالی و در نهایت، نوع خاصی از سرقت است که دادگاه های کیفری می توانند در مورد آن قضاوت کنند. حق غیابی، حکم برائت متهم صادر می شود، اما امکان صدور حکم محکومیت در این دسته از جرایم غیابی وجود ندارد. در نتیجه در این موارد بحث تجدیدنظر منتفی است.
 
در آیین دادرسی کیفری یک نکته مهم دیگر باید مورد توجه قرار گیرد و آن اینکه حضور یا عدم حضور متهم یا وکیل وی در مرحله دادگاه و تحقیقات مقدماتی ملاک تشخیص حضور یا عدم حضور حکم صادره نیست. توسط دادگاه بلکه حضور یا عدم حضور متهم، حضور یا عدم حضور متهم یا وکیل او در دادگاه است. در نتیجه باید بین دادسرا و دادگاه فرق بگذاریم.
 
بنابراین در صورتی که متهم در دادگاه حاضر شود، اما در هیچ یک از جلسات دادگاه حضور نداشته باشد و وکیل به دادگاه اعزام نکند و لایحه دفاعیه ارسال نکند، در این صورت حکم به صورت غیابی صادر می شود.
 
 
تجدید نظر و رسیدگی
در این زمینه بین اساتید حقوق اختلاف وجود دارد. برخی آن را مرحله جدیدی از رسیدگی می دانند. اما برخی دیگر با توجه به اینکه تجدیدنظرخواهی در همان دادگاه غیابی صادرکننده حکم صورت می گیرد.این دادرسی مرحله جدیدی نیست، بلکه ادامه کار قبلی همان دادگاه است.
 
 
 
مرجع تجدیدنظرخواهی علیه احکام غیبت
در این مورد بین آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری شباهت وجود دارد. دادخواست تجدیدنظر به استناد ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی به همان دادگاهی که حکم غیابی صادر کرده تقدیم می شود و در همان دادگاه رسیدگی می شود. در همین راستا، مطابق ماده 217 قانون آیین دادرسی کیفری، داوری در همان دادگاهی است که حکم غیابی صادر کرده است. بنابراین در هیچ یک از دو مورد فوق نیازی به مراجعه به مراجع قضایی مافوق نیست.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.