فلسفه اذن پدر در ازدواج دختر چیست؟

۲۲ بازديد
 
فلسفه اذن پدر در ازدواج دختر چیست؟
در این زمینه سه نظریه در فقه وجود دارد.
 
1- اولاً وقتی دختر بالغ می شود می تواند مستقلاً در مورد مسائل مختلف زندگی خود از جمله ازدواج تصمیم گیری کند.
 
2- برخی از فقها نیز بر این باورند که ولایت پدر بر دختر باعث می شود رضایت پدر در تصمیماتی مانند ازدواج اهمیت ویژه ای برای دختر داشته باشد.
 
3- نظر سوم بین این دو نظر است. قانون کشور ما هم نظر سوم را قبول دارد. بر اساس این نظریه در برخی موارد دختر می تواند مستقلاً در مورد ازدواج خود تصمیم گیری کند، اما در مواردی برای ازدواج صحیح دختر، اذن پدر لازم است. قانون کشور ما این شرایط را کاملا مشخص کرده است. ماده 1043 قانون مدنی به این موارد می پردازد و شرایط عمومی اذن پدر و رضایت او را در نکاح دختر بیان می کند.
 
 
 
 
مخالفت پدر یا جد پدری با ازدواج دختر با کسی
طبیعتاً از نظر حقوقی، تأثیر این اجازه، عدم تداخل عقد است; یعنی اگر دختری بدون اجازه پدر و جد پدری که ولی قانونی او هستند ازدواج کند، عقد او باطل می شود. بنابراین در این شرایط اگر پدر یا جد پدری بعد از عقد اذن دهند عقد صحیح است ولی اگر اذن ندهند و مخالفت کنند طبیعتا عقد از ابتدا باطل تلقی می شود. اما قانونگذار این فرض را در نظر گرفته است که ممکن است پدر بدون دلیل موجه با ازدواج دختر مخالفت کند. در این صورت راه حلی که قانونگذار ارائه کرده این است که دختر برای معرفی کامل و تشریح خصوصیات فردی که می خواهد با او ازدواج کند، میزان مهریه و تمام مواردی که در ازدواج او مؤثر است به دادگاه مراجعه کند. در نهایت پس از بررسی لازم، اجازه دادگاه جایگزین اذن پدر می شود.
 
 در آخرین اصلاحیه ماده 1043 قانون مدنی آمده است: «ازدواج دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد منوط به اذن پدر یا جد پدری است و در صورتی که پدر یا پدربزرگ پدری بدون دلیل موجه از دادن اجازه امتناع می ورزد، اذن او باطل می شود و در این صورت دختر می تواند پس از کسب اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و با معرفی کامل مرد مورد نظر خود ازدواج را ثبت کند. شرایط عقد و مهریه بین آنها.
 
 معیار موجه بودن یا نبودن مخالفت پدر
موجه بودن یا نبودن مخالفت پدر با ازدواج دختر با بررسی علت مخالفت و سازگاری آن با عرف جامعه مشخص می شود. در این زمینه دادگاه تصمیم گیرنده است و قاضی از طرف عرف نظر خود را بیان می کند.
شرایط دخترانی که نیاز به اذن پدر ندارند
اولین موردی که باعث می شود اذن پدر برای ازدواج دختر ساقط شود، مخالفت پدر با ازدواج بدون دلیل موجه است; یعنی دختر در شرایطی قرار می گیرد که نیاز به ازدواج دارد و قصد دارد با فردی که ویژگی های او مورد تایید عرف جامعه است ازدواج کند ولی ولی او بدون دلیل موجه و موجه اجازه این کار را به او نمی دهد.
 
در این صورت اجازه او سلب می شود و دختر می تواند با حمایت دادگاه ازدواج کند. البته باید توجه داشت که ورود دستگاه قضایی به حریم خانواده همیشه خوشایند نیست و اگر دختری با نظر خانواده خود مخالف باشد و با اجازه دادگاه ازدواج کند و خانواده منتفی شوند. در این تصمیم مهم طبیعتا این فرد در مراحل دیگر از حمایت خانواده خود محروم خواهد شد. زندگی محروم خواهد شد. بنابراین نمی توان گفت که همه مشکلات با اجرای این قانون خاتمه می یابد، زیرا این یک روند مستمر است و شایسته است حمایت دادگاه جایگزین حمایت خانواده که حریمی امن و مطمئن است نباشد. ، مگر اینکه شرایط خاصی ایجاد شده باشد.
 
عدم حضور ولی امر نیز موجب سلب حق او در این خصوص می شود. ماده 1044 قانون مدنی اصلاحی سال 1370 در این خصوص مقرر می دارد: «در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حضور نداشته باشند و معمولاً تقاضای او غیر ممکن باشد و دختر نیز نیاز به عقد داشته باشد، می تواند ازدواج کند. مادر و سایر بستگان دختر نیز حق دخالت در ازدواج را ندارند. وصی منصوب از طرف ولی قهری از این حق بی بهره است.
برخی از صاحب نظران و حقوقدانان معتقدند اگر دختری به حدی از قدرت عقلی رسیده باشد که بتواند در تمام مسائل ریز و درشت زندگی خود تصمیم گیری کند، برای ازدواج نیازی به اذن ولی خود ندارد. موضوع دیگر سن رشد است.
 
زمانی که قانونگذاراتور لزوم اذن پدر را برای ازدواج دائمی که ثابت و مشروع است، لحاظ می کند، مسلماً در ازدواج موقت که ناپایدار و ضعیف است و در جامعه پذیرفته نشده است، این اجازه باید به طریق اولی وجود داشته باشد.
قانون قدیم سن بلوغ دختر را 18 سال تعیین کرده بود. در اسناد بین المللی، 18 سالگی مبنای ورود به بزرگسالی است. اما در بحث سن، با فرض اینکه دختر فقط تا آن سن معین نیاز به اذن ولی خود دارد، قانونگذار نمی تواند سن خاصی را تعیین کند. سن رشد از فردی به فرد دیگر با توجه به توانایی های ذاتی و اکتسابی، محیط زندگی و بسیاری موارد دیگر متفاوت است.
 
باید توجه داشته باشیم که مخاطب قانون جامعه است نه برخی افراد با شرایط خاص. اگر قانون روی گروه خاصی تمرکز دارد باید تبصره ارائه کند. اما در مجموع باید گفت که اگر دختری بخواهد در سنین بالاتر ازدواج کند و فردی هوشیار، عاقل و بالغ باشد، عرفاً نیازی به اجازه نخواهد داشت.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.