دستور جمع آوری، اهرم فشار برای پرداخت بدهی

۳۰ بازديد
در خصوص اخذ قرار وصول در پرونده های حقوقی نیز باید گفت که پس از طرح شکایت به دادگاه برای مطالبه هر نوع ادعای مالی و دریافت حکم محکومیت بدهکار از دادگاه، باید تقاضای اجرائیه نماید. حکم به دادگاه؛ پس از انجام این کار باید یکی از اموال متعلق به بدهکار را به دادگاه ارائه کند. ممکن است بدهکار پولی نداشته باشد یا شاکی از او مالی نداند که بخواهد به دادگاه ارائه کند. در چنین شرایطی می توانید از ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی کمک بگیرید.
 
بر اساس این قانون ابتدا بدهکار به دادگاه احضار و سپس دستور حضور در دادگاه و پرداخت بدهی وی صادر می شود.
به یاد داشته باشید که قرار احضار در پرونده های حقوقی صرفاً برای پرداخت دیون است و مجازات محسوب نمی شود. زیرا در امور حقوقی مجازاتی وجود ندارد و فقط بحث پرداخت دین مطرح است; بنابراین دستور وصول حقوق قانونی تنها به عنوان اهرم فشار برای پرداخت بدهی محسوب می شود.
در صورتی که بدهکار علیرغم این اهرم فشار در دادگاه حاضر شود اما بدهی خود را نپردازد به دستور قاضی دادگاه و به استناد ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی در صورت عدم توانایی واقعی به حبس محکوم می شود. تا زمانی که بدهی خود را پرداخت کند. خواهد بود
توجه داشته باشید که اگر شخصی که از او طلبکار هستیددر طول روند پرونده مالی شما می فروشد، از بین می رود یا می میرد، اصلاً جای نگرانی نیست. زیرا در صورت فوت بدهکار می توانید طلب خود را از ورثه او بگیرید و اگر اموال وی از بین برود و ورشکسته شود، دادگاه بدهی را به صورت اقساط برای او پرداخت می کند; یعنی بدهی او برحسب درآمدش تقسیم می‌شود، اما بدهی کسی را از ادای دینش بری نمی‌کند.
همچنین اگر مدیون مال خود را به نام دیگری انتقال داده باشد، دو حالت دارد: اگر پس از شکایت شاکی انجام شود، قابل قبول نیست و اموال او توقیف می شود. اما اگر قبل از شکایت شاکی وجود داشته باشد کمی مشکل می شود و اثبات آن را به وکیل واگذار کنید.
 
دادخواست دستور توقیف وجود ندارد
اگر شما از آن دسته افرادی هستید که نمی دانید در پرونده های حقوقی چیزی به نام دادخواست کتبی وجود ندارد، باید بدانید که هیچکس نمی تواند به دادگاه مراجعه کند و دادخواست ارائه کند. تنها پس از صدور حکم قطعی می توانید برای منع تعقیب اقدام کنید، بنابراین باید تا اجرای پرونده منتظر بمانید.
 
همچنین نحوه اجرای این قانون در پرونده های حقوقی برای کلیه محکومیت های مالی مانند نفقه، نفقه، چک و ... یکسان است و تنها تفاوت این است که در دادخواست شکایت خود نوع درخواست خود را می نویسید.
 
 
 
قرارهای مربوط به قرار بازداشت
در جرایم کیفری نوعی قرار جلب وجود دارد که به موجب آن متهمی که از حضور در دادگاه ممانعت به عمل آورده است، با صدور قرار جلب به الزام وی مجبور به حضور در دادگاه می شود. وقتی از شخصی شکایت می‌شود و درباره او تحقیق می‌شود، مقام قضایی، بازپرس، ممکن است چندین تصمیم مختلف بگیرد. یکی از این تصمیمات این است که ممکن است برای متهم قرار دستور صادر کند.
 
دستور دیگری که در موارد خاص صادر می شود قرار تعلیق تعقیب است که در صورتی صادر می شود که متهم فوت کرده باشد یا جرم وی مشمول مرور زمان شده باشد و به همین دلیل دیگر متهم قابل تعقیب نیست.
قرار دیگر، قرار تقصیر است. زمانی که مجرمیت متهم برای بازپرس تایید شد، حکم مجرمیت صادر می شود. سپس بازپرس پرونده را برای صدور کیفرخواست به دادستان ارجاع می دهد. اعتراض به قرار منع تعقیب
در موردی که بازپرس پس از تحقیقات، قرار منع تعقیب یا منع تعقیب متهم صادر کرده باشد، یعنی گفته باشد که متهم به دلیل ناکافی یا جرم نبودن عمل منتسب به او قابل تعقیب نیست. و باید آزاد شود. شاکی و دادستان حق اعتراض و اعتراض به این تصمیم را دارند.
 
هنگامی که دادستان یا شاکی از این قرار درخواست تجدید نظر و اعتراض به آن می کند، پرونده برای رسیدگی به این اعتراض به دادگاه می رود و دادگاه به پرونده ها رسیدگی می کند و در صورتی که به این نتیجه برسد که متهم قابل تعقیب است. دستور بازپرس مبنی بر اینکه متهم قابل تعقیب نیست صحت ندارد، خلاف دستور بازپرس است و «قرار احضاریه» صادر می شود.
محاکمه یا محاکمه به این معنی است که دادگاه تشخیص می دهد که این پرونده باید دارای اقرار مجرمیت و کیفرخواست باشد و می توان آن را در دادگاه مطرح کرد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.