ضمانت عدم رعایت مصلحت و امانت توسط ولی قهری

۲۶ بازديد

ضمانت عدم رعایت مصلحت و امانت توسط ولی قهری

 

اجبار در لغت به معنای اجباری و اضطراری است و به همین دلیل به آن قهری گفته می شود که اجباری است و با حکم مستقیم قانون و بدون نیاز به حکم دادگاه یا دخالت شخص دیگر محقق می شود. پدر و جد پدری حقی است و نسبت به فرزندان صغیر خود وظیفه خاصی دارند. پدر و جد پدری هر دو دارای مقام ولایت قهری و مساوی یکدیگرند و طبق قانون مدنی هیچ کدام بر دیگری اولویت ندارند. بنابراین هر دو باید در اداره امور و حفظ حقوق و منافع کودک تلاش کنند. اما پدر و جد طفل، پدر طفل هستند و در اداره امور او از اختیارات بالایی برخوردارند و با وجود هر یک دیگر نیازی به تعیین قیم و وصی نیست. اهمیت نهاد خانواده باعث شده است که قانون در آن حضور پررنگی داشته باشد. برای اداره کانون خانواده بایدها و نبایدهای زیادی در قوانین وجود دارد که عموم مردم با بسیاری از آنها آشنایی ندارند. معمولاً وقتی یک موقعیت حقوقی افراد را به دادگاه می کشاند، با این قوانین آشنا می شوند و به دلیل موقعیت خاص این وضعیت، گاهی افراد این قوانین را به شدت ناعادلانه می دانند. اختیارات قیم و قیم قهری

برخی خانواده ها با مفهوم سرپرستی اجباری آشنایی ندارند، اما وقتی با مشکلی مانند فوت پدر خانواده مواجه می شوند و حضور و کنترل پدربزرگ (جد پدری) را در زندگی خود احساس می کنند، با این موضوع آشنا می شوند. مفهوم

 

در صورت فوت پدر، حضانت فرزندان بر عهده جد پدری خواهد بود و او اختیارات زیادی در اداره امور فرزندان خواهد داشت. این در حالی است که خانواده های امروزی نسبت به گذشته کوچکتر شده اند و برخلاف گذشته که پدربزرگ نیز جزو خانواده بوده و با خانواده زندگی می کرد، اکثر خانواده های امروزی محدود به پدر، مادر و فرزندان هستند. که تاکنون ضعیف بود و نفوذ کمی داشت، جسورانه و تاثیرگذار می شود و گاهی مشکلاتی به وجود می آید.

 

بر اساس ماده ۱۱۸۲ قانون مدنی «هرگاه طفلی هم پدر و هم جد پدری داشته باشد و یکی از آنها از تصرف در مال مالک منع یا منع شود ولایت قانونی او ساقط می‌شود». بنابراین اگر مثلاً پدر یا جد پدری دچار جنون شود، ولایت او ساقط می شود و ولایت دیگری باقی می ماند.

 

ولی کهری نماینده فرزند صغیر خود (مولی علیه) خواهد بود و موظف به اداره اموال و نگهداری از معلول (دیوانه، صغیر و نادان) و تلاش در حفظ حقوق و منافع او می باشد، البته در صورت وجود. معلول آدم احمقی است حجرش محدود به امور مالی است، اما وظیفه ای جز مدیریت اموال ندارد.

 

بر اساس ماده 1188 قانون مدنی «هر یک از پدر و جد پدری پس از فوت دیگری می تواند برای فرزندان خود که تحت ولایت او هستند قیم معین کند تا پس از فوت خود سرپرستی و تربیت آنها را بر عهده بگیرد و اموال آنها را اداره کند. "

 

همچنین به موجب ماده ۱۲۳۵ این قانون «مراقبت موکل و وکالت قانونی او در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است».

 

لازم به توضیح است که مهجور به کسی گویند که فاقد عقل (جنون) یا رشد (سفیه) یا غرور (18 سال تمام) باشد. بنابراین اگر مهجوری در خانواده ای باشد و پدر آن خانواده فوت کند، پدربزرگ به عنوان ولی قهری حق اداره اموال طفل را خواهد داشت.

 

ممکن است این سوال مطرح شود که فرزند اموالی ندارد که حضور پدربزرگ به دلیل مدیریت آنها بخواهد خانواده را تحت تاثیر قرار دهد؟ اما اینطور نیست؛ فرزند از وارثان طبقه اول محسوب می شود و به محض فوت پدر، اموال او به پسرش می رسد، در چنین شرایطی اداره اموال فرزند از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.

 

افراد منزوی به دلیل موقعیت خاص خود قادر به تشخیص مصلحت و صلاح خود نیستند و ممکن است کارهایی انجام دهند که برای آنها مضر است. از این رو قانونگذار برای حمایت از زندانیان، آنان را از تصرف در اموال و اعمال حقوقی منع کرده و افرادی را به عنوان نماینده آنان تعیین کرده و انجام امور زندانیان را به این نمایندگان سپرده است.

 

به طور کلی سه نوع وکالت در قانون برای این دسته از افراد مشخص شده است که به ترتیب عبارتند از:

 

1- حکومت اجباری

2- قیمومت: نماینده ای که از طرف پدر یا جد پدری منصوب می شود که «ولی» نامیده می شود.

3- قیمومت: در صورت نبود پدر یا جد پدری یا وصی، دادگاه فردی را به عنوان قیم تعیین می کند.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.