نقش قاعده انصاف در فقه و حقوق

۲۸ بازديد

بررسی قاعده انصاف در فقه حقوق داخلی و خارجی
ویژگی های قاعده انصاف
الف) کلی بودن و کاربرد در بسیاری از موارد:
قاعده انصاف یک قاعده کلی است و اختصاص به فصل خاصی از فقه ندارد، البته اطلاق آن در امر قضاوت بیشتر نمایان است، اما این موضوع باعث نمی شود که کلیت این قاعده زیر سؤال برود زیرا جزئی بودن یک مورد به این معنی است که متعلق به یک مورد خاص است که قاعده انصاف اینگونه نیست و در همه مواردی که انصاف را می طلبد جاری است.

ب) شرع:
تمام احکام فقهی برگرفته از شرع است. قاعده انصاف یکی از آنهاست. مستندات این قاعده شامل آیات، روایات، روایات و زندگی معصومین و بنای حکمت است. در نتیجه قاعده انصاف فقهی این ویژگی قواعد فقهی را نیز دارد.

ج) حاوی حکم الزامی:
تمام احکام فقهی الزامی است و مسلمانان ملزم به رعایت آن هستند. این لازمه گاهی در اکثریت حکم تکلیفی و گاهی در اکثریت حکم شرطی است.



مستندات قاعده انصاف در فقه داخلی:
نشانه ها
آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارد که معنای انصاف از آنها حذف شده است، برخی از آنها به انصاف امر کرده و برخی با استدلال منصفانه آن را تأیید کرده اند:
امر به عدل و انصاف در همه امور:
خداوند تو را به عدالت و نیکوکاری و نیکی به خویشاوندان فرمان می دهد. (نحل 90)
حضرت علی در روایتی می فرماید: عدالت در این آیه به معنای انصاف است و مراد از احسان، مهربانی است (نهج البلاغه، کلامات قصار، 678238).
برخی منظور از انصاف را در اینجا تساوی باطن و ظاهر و احسان را برتری باطن بر ظاهر دانسته اند و برخی معنای انصاف را در این آیه در همه عقاید و اعمال معتدل دانسته اند. و گفتار

آیاتی که در آنها استدلال منصفانه است نه منصفانه:
عدالت در راه شناخت خدا
زمانی که خداوند حکیم به منکران حق اعتراض می کرد، به گونه ای استدلال می کند که اگر مشرکان عادلانه قضاوت کنند، قطعاً خدا را حق خواهند یافت.
«ای پیامبر به من بگو چه کسی از آسمان و زمین به تو روزی می‌دهد بگو: خدا و ما یا تو در راه هدایت یا در گمراهی آشکار هستیم» (سبا/24).

سنت
سنت شامل وعده و عمل و تقدیر معصوم است: روایات زیادی از امامیه در مورد امر به انصاف میان مردم وارد شده است که در مواردی امر به انصاف با هم خطاب می شود.


عقل و هوش
شیعه قائل به حسن و قبح عقلی و ذاتی افعال است، به این معنا که عدل و انصاف و عدل از امور پسندیده ای نیست که در شرع مقرر شده باشد، بلکه در فطرت آنها، عدل، انصاف و انصاف حسن و حسن است. بی عدالتی، کژی و بی عدالتی ذاتاً. قبح دارد و اگر شرع نهی نمی کرد باز هم قبح بود.


تعریف قاعده حقوقی انصاف:
در تعریف انصاف گفته می شود; انصاف قاعده ای است که به همه سهم مساوی می دهد و حقوق همه را رعایت می کند و اجرای آن در دادگاه به معنای حل و فصل دعوی بدون وجدان و بدون در نظر گرفتن قواعد حقوقی موضوع است.
اما در اینکه عدالت و وجدان مذکور دارای چه صفات و خصوصیاتی هستند دو نظر وجود دارد:
1- نظری که بر اساس آن قاضی برای صدور رأی طبق قاعده انصاف باید نظر و احساسات دیگران را در نظر بگیرد.
2- نظری که بر اساس آن قاضی باید اصول عدالت ذاتی را بیابد و برای این منظور کافی است به احساسات و وجدان شخصی خود رجوع کند.
از آنچه گذشت نتیجه می گیریم که قاعده انصاف به معنای استفاده از وجدان راحت و عدالت انسانی در تشخیص حق و اجرای آن است و کاربرد آن در حل و فصل دعاوی زمانی است که به موجب قوانین عدالت رعایت نشده باشد. اجرا شده و حق متعلق به صاحب حق است. نمی رسد اینجاست که قاعده انصاف وارد عمل می شود و عدالت را اجرا می کند.


ویژگی های قاعده انصاف:
اگرچه انصاف به عنوان یک قاعده حقوقی در حقوق ایران مورد استفاده قرار نگرفته است، اما از آنجایی که دارای ویژگی های یک قاعده فقهی است، باید در آن تجدید نظر شود، این ویژگی شامل:
1- عمومی و دائمی است و وابسته به یک سری شرایط خاص نیست.
2- هدف آن ایجاد نظم و تنظیم روابط اجتماعی است.
3- اجتماعی است به این معنا که مفهوم انصاف در جامعه معنا پیدا می کند.
4- الزام آور است.
5- استقرار توسط شخص یا مقام مورد قبول دیگران
6- حصول اطمینان از رعایت آن توسط دولت
سه ویژگی اخیر قاعده انصاف زمانی محقق می شود که علاوه بر مفهوم حقوقی، معنای حقوقی نیز داشته باشد، با این توضیح که موارد بسیاری وجود دارد که بر اساسانصاف در مواد مختلف قانونی از جمله در ماده 3 قانون مسئولیت مدنی مصوب 1331 مقرر شده است که دادگاه میزان خسارت و نحوه و کیفیت جبران خسارت را با توضیح اوضاع و احوال تعیین می کند و ماده 4 اضافه می کند که دادگاه می تواند میزان خسارت را تعیین کند. خسارت در موارد زیر تخفیف:
هر گاه پس از وقوع خسارت، شخص مسبب به طور مؤثر به قربانی کمک و کمک کرده باشد.
در صورتی که وقوع خسارت ناشی از سهل انگاری باشد که می توان از آن چشم پوشی کرد و جبران آن موجب عسر و حرج و عسر و حرج شخص وارد کننده خسارت می شود.
زمانی که مجنی علیه به نحوی ایجاد ضرر را تسهیل کرده یا با افزودن آن کمک یا تشدید وضعیت عامل ضرر کرده باشد.
مبنای حکم تخفیف در بندهای 1 و 2 ماده 4 انصاف است و به همین ترتیب در ماده 3 میزان تخفیف و جبران خسارت به تشخیص و انصاف قاضی واگذار شده است.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.