چهارشنبه ۲۹ تیر ۰۱ | ۲۰:۲۵ ۲۸ بازديد

آیا در ازدواج دائم و موقت اذن پدر لازم است؟
طبق قانون، دختر باکره نمی تواند بدون اجازه پدر یا جد پدری خود ازدواج کند. سوالی که اغلب در این زمینه مطرح می شود این است که چرا همه افراد اعم از دختر و پسر پس از رسیدن به سن رشد و بلوغ در تمام تصمیمات زندگی مستقل هستند اما دختران در امر ازدواج نیاز به اجازه پدر دارند؟ آیا فلسفه این جواز تبعیض زن و مرد است یا شارع با نگاه حمایتی به این موضوع نگاه کرده است؟ به نظر می رسد دلیل چنین محدودیت هایی حساسیت جنسی دختران بوده است نه تبعیض جنسیتی. اگر از منظر حمایتی نگاه کنیم، قطعاً قانون قصد حمایت و بها دادن به دختران را در این زمینه داشته است. فلسفه قانون رضایت پدر در ازدواج با دختر چیست؟
در فقه سه نظریه وجود دارد. اول اینکه وقتی یک دختر بالغ می شود، می تواند به طور مستقل در مورد مسائل مختلف زندگی خود از جمله ازدواج تصمیم گیری کند. برخی از حقوق دانان نیز بر این باورند که ولایت پدر بر دختر به این معناست که رضایت پدر در تصمیماتی مانند ازدواج از اهمیت ویژه ای برای دختر برخوردار است.
نظر سوم بین این دو نظر است. قانون کشور ما هم نظر سوم را قبول دارد. بر اساس این نظریه در برخی موارد دختر می تواند مستقلاً در مورد ازدواج خود تصمیم گیری کند، اما در مواردی برای ازدواج صحیح دختر، اذن پدر لازم است. قانون کشور ما این شرایط را کاملا مشخص کرده است. ماده 1043 قانون مدنی به این موارد می پردازد و شرایط عمومی اذن پدر و رضایت او را در نکاح دختر بیان می کند.
مخالفت پدر یا جد پدری در برابر تمایل دختر به ازدواج با او
طبیعتاً از نظر حقوقی، تأثیر این اجازه، عدم تداخل عقد است; یعنی اگر دختری بدون اجازه پدر و جد پدری که ولی قانونی او هستند ازدواج کند، عقد او باطل می شود.
بنابراین در این شرایط اگر پدر یا جد پدری بعد از عقد اذن دهند عقد صحیح است ولی اگر اذن ندادند و مخالفت کردند طبیعتاً عقد از ابتدا باطل محسوب می شود. اما قانونگذار این فرض را در نظر گرفته است که ممکن است پدر بدون دلیل موجه با ازدواج دختر مخالفت کند. در این صورت راه حلی که قانونگذار ارائه کرده این است که دختر برای معرفی و تشریح کامل مشخصات فردی که می خواهد با او ازدواج کند، میزان مهریه و تمام مواردی که در ازدواج او تأثیر دارد به دادگاه مراجعه کند.
در نهایت پس از بررسی لازم، اجازه دادگاه جایگزین اذن پدر می شود.
در آخرین اصلاحیه ماده 1043 قانون مدنی آمده است: «ازدواج دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد منوط به اذن پدر یا جد پدری است و در صورتی که پدر یا پدربزرگ پدری بدون دلیل موجه از دادن اجازه امتناع می ورزد، اجازه او باطل می شود و در این صورت دختر می تواند پس از کسب اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و با معرفی کامل مرد مورد نظر خود ازدواج را ثبت کند. شرایط عقد و مهریه بین آنها.
معیار موجه بودن یا نبودن مخالفت پدر
موجه بودن یا نبودن مخالفت پدر با ازدواج دختر با بررسی علت مخالفت و سازگاری آن با عرف جامعه مشخص می شود. در این زمینه دادگاه تصمیم گیرنده است و قاضی از طرف عرف نظر می دهد. شرایط دخترانی که نیاز به اذن پدر ندارند.
1- اولین موردی که موجب سلب اذن پدر در نکاح دختر می شود مخالفت پدر با عقد بدون دلیل موجه است; یعنی دختر در شرایطی قرار می گیرد که نیاز به ازدواج دارد و قصد دارد با فردی که خصوصیات او مورد تایید عرف جامعه است ازدواج کند ولی ولی او بدون دلیل موجه و موجه به او اجازه این کار را نمی دهد.
در این صورت اجازه او سلب می شود و دختر می تواند با حمایت دادگاه ازدواج کند. البته باید توجه داشت که ورود دستگاه قضایی به حریم خانواده همیشه خوشایند نیست و اگر دختری با نظر خانواده خود مخالف باشد و با اجازه دادگاه ازدواج کند و خانواده مستثنی شوند. در این تصمیم مهم طبیعتا این فرد در مراحل دیگر از حمایت خانواده خود محروم خواهد شد. زندگی محروم خواهد شد. بنابراین نمی توان گفت که همه مشکلات با اجرای این قانون خاتمه می یابد، زیرا این یک روند مستمر است و شایسته است حمایت دادگاه جایگزین حمایت خانواده که حریمی امن و مطمئن است نباشد. ، مگر اینکه شرایط خاصی ایجاد شده باشد.
2- غیبتقیم نیز موجب سلب حق او در این خصوص می شود. ماده 1044 قانون مدنی اصلاحی سال 1370 در این خصوص مقرر می دارد: «در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حضور نداشته باشند و معمولاً تقاضای او غیر ممکن باشد و دختر نیز نیاز به عقد داشته باشد، می تواند ازدواج کند. " «مادر و سایر اقارب دختر نیز حق دخالت در ازدواج را ندارند و وصی که از طرف ولی قهری تعیین می شود از این حق بهره نمی برد.
شرایط سنی دختر در اذن ولی فقیه
برخی از صاحب نظران و حقوقدانان معتقدند اگر دختری به حدی از قدرت عقلی رسیده باشد که بتواند در تمام مسائل ریز و درشت زندگی خود تصمیم گیری کند، برای ازدواج نیازی به اذن ولی خود ندارد. موضوع دیگر سن رشد است.
وقتی قانونگذار لزوم اذن پدر را برای ازدواج دائمی که باثبات و مشروع است، مورد توجه قرار می دهد، قطعاً در ازدواج موقت که ناپایدار و ضعیف است و در جامعه پذیرفته نشده است، باید به طریق اولی این اجازه وجود داشته باشد.
انتخاب وکیل پایه یک دادگستری در زابل چگونه است؟
وکیل مواد مخدر
وکیل شخص ثالث
جرم تبانی در معاملات شخصی