




_4.jpg&PortalID=0&q=1&s=1)





مسئولیت مدنی دولت ها - جبران خسارات ناشی از فورس ماژور
چنانچه حادثه ای منجر به ضرب و جرح و کشتار یا وارد آوردن خسارت به دیگران شود حسب مورد موجب مسئولیت مدنی و لزوم جبران خسارت یا مسئولیت کیفری ناشی از بی احتیاطی، بی احتیاطی و عدم رعایت مقررات دولتی خواهد شد. مسئولیت مدنی دولت در جبران خسارات ناشی از حوادث
با توجه به تخریب برخی از ساختمان ها در پی طوفان و سیل اخیر، ساخت و ساز در عصر حاضر در کشورهای پیشرفته یا کشورهایی با نظم و ترتیب خاصی قوانینی دارد که مبتنی بر ایمنی و زندگی سالم برای افرادی است که در این سازه ها حضور دارند. و برای شهروندانی که در اطراف آن حضور دارند.
ثانیا رعایت زیبایی و هماهنگی به گونه ای که دیدن این سازه ها چشم و ذهن را آزار ندهد. ثالثاً از منظر کلان و بلندمدت باید توانایی پاسخگویی و مدیریت در مواقع وقوع حوادث غیر مترقبه مانند بلایای طبیعی یا جنگ و بمباران را داشته باشد و در نهایت کاربردها و روش های استفاده از سازه ها را در چنین مواردی تقسیم بندی کند. روشی که ساکنین و کاربران بتوانند با کمترین زمان نیازهای خود را برطرف کنند. و در عین حال حرکت آنها کمترین مانع و مزاحمت را برای دیگران ایجاد می کند.
این قواعد در قوانین و مقررات و آیین نامه ها مدون و منظم شده است و ما به اندازه کافی از این قبیل مقررات داریم. بنابراین هنگام ساخت ساختمان در یکی از شهرهای ایران اصل بر رعایت تمامی ضوابط فوق الذکر است و وظیفه رعایت ضوابط مذکور بر عهده شهرداری، فرمانداری و مسئولین منطقه و البته مهندسان ناظر نیز وظایف خاص خود را دارند. مسئول هستند
زمانی که ساختمانی بر اثر حادثه تخریب می شود و افراد مجروح می شوند، بررسی مواردی ضروری است. ابتدا باید بررسی شود که استانداردهای مربوط به مقاومت و مقاومت مصالح و خاک شناسی در ساختمان تخریب شده رعایت شده باشد.
همچنین حادثه ای که اتفاق افتاده از نظر شدت و قدرت تخریب طبیعی بوده یا بیشتر؟ توضیح این است که گفته می شود می توان ساختمان هایی ساخت که در برابر زلزله های 9 و 10 ریشتری مقاومت کامل داشته باشند، اما چنین ساختمان هایی برای سکونت بسیار گران و نامطلوب هستند.
مورد دیگری که قابل تحقیق است این است که اگر قوانین رعایت می شد، علت شکست چه بوده است؟ آیا در اجرای ضوابط و مقررات با وجود اینکه اجرا شده است، قصور یا تقصیری صورت گرفته است؟ همچنین وقتی مشخص می شود در ساخت و ساز ضوابط و ضوابط عینی رعایت نشده است، این سوال مطرح می شود که علت عدم رعایت و عدم توجه به این امر چه بوده است و چه کسی یا چه کسی مسئول آن است. ; بدیهی است مهندس ناظر و سطوح مختلف شهرداری، فرمانداری در این امر مسئولیت دارند و طبیعتاً باید انگیزه و علت قصور و تقصیر نیز بررسی شود و چه بسا اتهامات مجرمانه دیگری کشف شود.
چنانچه حادثه منجر به ضرب و جرح و کشتار یا ایجاد ضرر و زیان به دیگران شود، حسب مورد موجب مسئولیت مدنی و لزوم جبران خسارات وارده یا مسئولیت کیفری ناشی از بی احتیاطی، بی احتیاطی و عدم رعایت مقررات دولتی خواهد بود. مسئولیت مدنی ممکن است متوجه افراد حقوق خصوصی یا دولت باشد.

مسئول پرداخت بدهی است
1. مجازات جرایم عمدی و شبه عمدی به عهده مرتکب است.
2. در صورت تقصیر محض، اگر جنایت به دلیل یا قسم یا علم قاضی ثابت شود، پرداخت دیه بر عهده عقیله است.
3. در مواردی که جرم با شهادت، علم قاضی یا هیئت منصفه ثابت شود، در صورتی که مرتکب مدعی اشتباه بوده و عقیله منکر اشتباه بودن جرم باشد، قول عقیله با قسم و دیه پذیرفته می شود. مسئولیت مرتکب است. با سوگند شاکی عقیله مکلف به پرداخت وجه است. اگر عده ای عاقل سوگند یاد کنند از پرداخت مهریه معاف می شوند و سهم آنها به عهده مرتکب می باشد.
4. عقیله مکلف به پرداخت دیه جنایاتی که شخص در حق خود می کند نیست.
5. عقیله فقط موظف به پرداخت غرامت خطای محض است، اما ضامن ضرر مالی که اشتباهاً تلف شده است نیست.
6. عاقل مکلف به پرداخت دیه جرائم کمتر از جنایات ارتکابی نیست هر چند مرتکب صغیر یا مجنون باشد. هنگامی که در اثر یک یا چند ضربه تصادفی صدمات متعددی به یک یا چند عضو وارد شود، ملاک رسیدن به غرامت واضح، جبران خسارت هر آسیب به طور جداگانه است و برای تضمین معقول، رسیدن به غرامت کل کافی نیست.
7. عقیله یعنی پدر، پسر و ذکور خویشاوندان پدری و مادری یا پدری بر حسب طبقات ارث. تمام کسانی که در هنگام فوت می توانند ارث ببرند به یک اندازه مکلف به پرداخت مهریه هستند.
8. عقیله در صورتی مسئول است که علاوه بر داشتن نسب مشروع در پرداخت اقساط مهریه عاقل و بالغ و تمکن مالی داشته باشد.
9. در صورتی که متخلف توانایی نداشته باشد یا به دلیل عدم تمکن مالی توانایی وی نتواند در مهلت مقرر مهریه را پرداخت کند، مهریه توسط متخلف پرداخت می شود و در صورت عدم توانایی، مهریه از بیت المال پرداخت می شود. در این صورت هیچ فرقی بین ایثار و دیگران نیست.
10. هرگاه شخص ایرانی از اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی که در ایران زندگی می کند مرتکب جرم محض شود، شخصاً مسئول پرداخت مهریه است، اما در صورت ناتوانی در پرداخت مهریه به او تعلق می گیرد. مهلت مقتضی و اگر نتواند در مدت معقول پرداخت کند، معادل دیه توسط دولت پرداخت خواهد شد.
11. در مواردی که اصل جرم ثابت شود ولی نوع آن ثابت نشود دیه ثابت به عهده مرتکب است.
12. هرگاه مأموری در اجرای وظایف قانونی خود عملی را طبق مقررات انجام دهد و همان عمل موجب فوت یا جراحت جسمی شخصی شود، دیه به عهده بیت المال است. اگر شخصی با علم به خطر یا به دلیل تقصیر وارد منطقه ممنوعه نظامی یا هر مکان دیگری که ورود ممنوع است و طبق مقررات مورد هدف قرار گیرد، ضمانت نامه ثابت نیست و در صورت عدم اطلاع از ممنوعه. محل. بله پول از بیت المال پرداخت می شود.
13. در جنایت شبه عمد اگر به واسطه فوت یا فرار به مرتکب دسترسی پیدا نشود دیه از مال او گرفته می شود و اگر مال او کافی نباشد از بیت المال پرداخت می شود.
14. در تقصیر محض، در مواردی که مرتکب دیه را به عهده می گیرد، در صورتی که به علت فوت یا فرار امکان دسترسی به او وجود نداشته باشد، دیه جنایت از مال او پرداخت می شود و در صورت عدم دسترسی مرتکب به او. پول داشته باشید، دیه از بیت المال پرداخت می شود.
15. در صورت فوت مرتکب در مواردی که خود عهده دار پرداخت مهریه باشد، مهریه مشمول احکام سایر دیون متوفی است.
16. در صورت علم اجمالی به ارتکاب جرم توسط یکی از دو یا چند نفر معین، در صورت وقوع جرم بر مقداری از علم قرائن طبق مفاد سوگند در این خصوص عمل خواهد شد. و در صورت عدم جرم، صاحب حق می تواند از متهمان مطالبه کند. سوگند یاد کنید که در صورت ادای سوگند همگی، در قتل، دیه از بیتالمال پرداخت می شود و در غیر قتل، دیه به نسبت از متهم دریافت می شود. اگر منبع علم اجمالی اقرار متهم باشد حسب مورد اولیای دم یا مقتول می توانند برای دریافت دیه به هر یک از متهمان مراجعه کنند و در این مورد تفاوتی بین جنایت عمد و غیرعمد وجود ندارد. و قتل و غیر قتل.
17. در صورت امتناع همه یا برخی از علمای اطراف از ادای سوگند یا قسامه، مهریه به طور مساوی به عهده امتناع کنندگان خواهد بود و در صورت وجود فقط یک نفر، پرداخت مهریه به عهده اوست. در حکم فوق فرقی بین قتل و قتل نیستچیز دیگری
18. هرگاه شخصی بر اثر رفتار چند نفر کشته یا مجروح شود و جنایت بر اساس رفتاری باشد و مرتکب آن مشخص نباشد، همه آنها باید به طور مساوی دیه جان یا جراحات خود را بپردازند.
19. در موارد تحقق جرم و امکان اثبات جرم، نسبت به شخص معینی از مجاورت علم عامه با سوگند، طبق مقررات قسم.
20. هرگاه مقتول یا اولیای دم ادعا کنند که مرتکب از بین دو یا چند نفر معین، شخص نامشخصی است، در صورت تحقق لوث، مدعی می تواند قسم بخورد. با ادای سوگند به تقصیر یکی از آنها، مرتکب به علم عمومی مشخص و مفاد مواد فوق اجرا می شود.
21. در مواردی که علم کلی نسبت به انتساب جرم به یکی از دو یا چند نفر وجود داشته باشد و تشخیص مرتکب ممکن نباشد، در صورت عمد بودن جرم، مجازات لغو و دیه پرداخت می شود.
22. اگر کسی به جرمی اقرار کند و سپس شخص دیگری اقرار به ارتکاب همان جنایت کند و علم به کذب یکی از آن دو اقرار نباشد شاکی مجاز است فقط از یکی از آنها دیه مطالبه کند.