وکیل تقسیم اموال مشاع - افراز

۲۵ بازديد
 
وکیل تقسیم اموال مشاع - افراز - حکم فروش
به کسانی که مشترکاً ملکی دارند، شرکای مشترک می گویند. شرکای مشترک چندین راه برای تعامل و همزیستی دارند یا اینکه همگی از تمام اموال استفاده کرده و در آن تصرف کنند که البته بسیار بعید و دور از دسترس است. دیگر اینکه مال را با توافق بین خود تقسیم کنند و هر کدام سهم خود را داشته باشند. در صورت عدم توافق برای تقسیم ملک، هیچ راه دیگری برای تقسیم ملک وجود ندارد به جز درخواست تقسیم یا درخواست تقسیم از اداره ثبت محل. اگر اداره ثبت نیز ملک را غیر قابل تقسیم بداند (مثلاً آپارتمان غیر قابل تقسیم است) راهی جز درخواست حکم فروش وجود ندارد، یعنی کل ملک فروخته شده و پول تقسیم می شود. بین شرکا نکات مهم توزیع اموال مشترک، تقسیم و سفارش فروش
دلیل و منشأ اصلی اشتراک در اموال، ارث است. اگرچه ممکن است به دلایل دیگری مانند خرید مشترک ملک، دو یا چند نفر در امور مالی شریک باشند.
 گاهی شرکای ملکی به هر دلیلی مایل به ادامه مشارکت نیستند که در این صورت در صورت منقول بودن مال با توافق به دادگاه مراجعه می کنند و در صورت عدم توافق به دادگاه مراجعه و مطالبه خود را دارند. سهم از مال و دادگاه ملک را می فروشد و پول را می پردازد. آن را بین شرکا تقسیم می کند.
در صورتی که مال مشاع طبق قانون نقل و انتقال و فروش ملک مشاع مصوب 22/08/1358 و با تشریفات و توضیحات مندرج در آن قانون غیرمنقول باشد، متقاضی باید ابتدا از طریق اداره ثبت محل نسبت به انتقال اقدام نماید. از ملک.
در صورت امکان انتقال به تشخیص اداره ثبت سهم متقاضی تعیین و سند جداگانه و شش دانگ به نام وی صادر می شود و در صورت عدم امکان نقل و انتقال (موردی که ارزش ملک باشد. به دلیل نقل و انتقال کاهش می یابد یا در صورت عدم تقسیم عادلانه) شخص می تواند با حکم عدم تقسیم به دادگاه عمومی مراجعه و دستور فروش مال مشاع را بخواهد.
دادگاه صالح پس از رسیدگی و طی تشریفات در صورت کامل بودن دلایل دستور مراجعه به کارشناس و تعیین قیمت و فروش ملک را بر اساس قیمتی که کارشناس طی تشریفات مزایده تعیین کرده است می دهد.
گاه به آسانی می توان با تقاضای خلع ید تضامنی به ترتیبی که در ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی آمده است، طرف و شریک را به توافق بیع وادار کرد. به خصوص اگر شریک متخلف مالک مال مشاع باشد.
در صورت درخواست اجرت یا اجرت معقول و اعلام عدم تمایل به تصرف با اظهار یا معرفی شاهد، شریکی که در مال تصرف ندارد می تواند اجرت المثل ایام را مطالبه کند. تصرف از متصرف یا متصرفین.

راه های اعتراض به تصمیم ها و قرارهای دادسرا 2

۲۲ بازديد
 
7- قرار ملاقات فک تامین
در صورت صدور قرار بازداشت موقت، چنانچه در مهلت مقرر در قانون در دادسرا تصمیمی اتخاذ نشود، دادستان مکلف است قرار را لغو و قرار آزادی متهم را صادر کند، مگر اینکه حکم معتبر وجود داشته باشد. دلیل حفظ نظم
 
 
 
8- تعیین نظارت قضایی
با توجه به شرایط پرونده، مقام قضایی می تواند ترتیب نظارت قضایی را نیز تعیین کند. این ترتیب دارای انواع مختلفی است که در ماده 247 قانون اساسی به آن تصریح شده است و هدف آن تشدید و تکمیل ترتیب تأمین است.
 
فقط در جرایم تعزیری درجه 7 و 8 می توان دستور نظارت قضایی را بدون صدور قرار تأمین صادر کرد.
 
کلیه قرارهای نظارت قضایی ظرف مدت 10 روز در دادگاه قابل اعتراض است.
 
 
 
9- دستور به عرضه تقاضا
این دستور در مواردی صادر می شود که شاکی بخواهد زیان خود را با دلیل موجه پوشش دهد. در این صورت بنا به دستور مقام قضایی اموال متهمیا مال معین مورد درخواست شاکی توقیف می شود.
 
در واقع این دستور به درخواست شاکی و به منظور حفظ حقوق یا اموال او صادر می شود. درخواست می تواند همراه با شکایت یا قبل از تقدیم دادخواست باشد. اگر این دستور از سوی بازپرس صادر شده باشد نیازی به تایید دادستان ندارد.
 
مرجع اعتراض به این رأی دادگاه صالح و مهلت آن 10 روز از تاریخ صدور می باشد. 10- تصمیم آناته
دستور آناتا در مواردی صادر می شود که رسیدگی به جرم مستلزم اثبات سایر موارد باشد و رسیدگی به آن موضوعات در صلاحیت دادگاه کیفری نباشد و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر قضایی صلاحیت داشته باشند (مگر اینکه موضوع مورد رسیدگی قرار گیرد). دعوای مالکیت اموال منقول است که در این پرونده دادگاه کیفری به خودی خود رسیدگی می شود.) در این صورت پرونده تا صدور رأی قطعی از سوی مرجع قضایی در دادگاه کیفری تشکیل می شود. این انتصاب باید به تایید دادستان برسد.
 
این رأی فقط ظرف مدت 10 روز قابل اعتراض در دادگاه صالح است.
 
 
 
11- انتصاب لیسانس
در صورتی که مقام قضایی نظر کارشناس را برای اتخاذ تصمیم لازم بداند یا به درخواست هر یک از طرفین، می تواند پرونده را به کارشناس ارجاع دهد و البته الزامی به صدور این دستور و پذیرش نیست. درخواست اصحاب دعوا همچنین به گفته کارشناس تمکین از الزامات مرجع قضایی نیست.
 
هر یک از طرفین می توانند ظرف یک هفته به نظر کارشناس اعتراض کنند.
 
 
 
12- قرار بازرسی محل
این دستور در صورتی صادر می شود که تحقیقات محلی برای کشف موضوع و روشن شدن موضوع از نظر مقام قضایی ضروری باشد. در این صورت موضوع و محل در دو طرف رودخانه لغو می‌شود، ولی نبود آنها مانع از بررسی و تحقیق نمی‌شود.
 
این انتصاب قابل اعتراض نیست.
 
 
 
13- قرار توقف تعقیب
این قرار مخصوص جرایم قابل گذشت است تا زمانی که پرونده در دادسرا است و کیفرخواست صادر نشده باشد شاکی می تواند از مرجع قضایی خاتمه تحقیقات و خودداری از تعقیب متهم را بخواهد. اما شاکی می تواند ظرف مدت یک سال از تاریخ صدور قرار به هر دلیل مجدداً تعقیب متهم را درخواست کند. مرجع صدور این دستور دادستان است.
 
این انتصاب قابل اعتراض نیست.
 
14- تعلیق تعقیب
در جرائم غیر جدی یعنی جرایم درجه 6-7-8 می توان دستور توقف تعقیب را صادر کرد. این بدان معناست که مقام قضایی می تواند رسیدگی به این جرایم را از شش ماه تا دو سال متوقف کند و در این مدت به متهم فرصت جبران عمل مجرمانه خود و تلاش برای اصلاح خود را بدهد. پس از گذشت این مدت، مقام قضایی با توجه به عملکرد شخص در مدت تعلیق تعقیب، تصمیم به ادامه رسیدگی و یا ختم پرونده می نماید. مرجع صادرکننده این دستور دادستان است. شاکی حق دارد ظرف 10 روز به دادگاه اعتراض کند.
 
 
 
15- حکم رد صلاحیت
این دستور زمانی صادر می شود که مقام قضایی دادسرا را صالح نداند. در این صورت پرونده را به مرجع ذیصلاح ارسال می کند و این رأی قابل تجدیدنظرخواهی نیست.

راه های اعتراض به تصمیم ها و قرارهای دادسرا

۲۵ بازديد
 
راه های اعتراض به تصمیمات و انتصابات دادسرا
دادسرا نهادی است که به جرایم رسیدگی و تعقیب می کند. در زبان محاوره به اشتباه به تمام واحدهای قضایی دادسرا گفته می شود، اما واقعیت این است که دادسرا مرجع بدوی رسیدگی به جرایم و شکایات کیفری است. امکان اعتراض به رأی دادسرا وجود دارد، پرونده برای رسیدگی به اتهام به دادگاه ارسال می شود و در صورتی که تصمیم دادسرا مبنی بر عدم امکان اجرای مجازات باشد، شاکی می تواند به این موارد اعتراض کند. تصمیمات در دادگاه کیفری 2.
 
تصمیمات دادسرا و راههای اعتراض به آن
1- دستور منع
چنانچه مرجع تحقیق در دادسرا (دادستان یا مدعی العموم) عمل منتسب را جرم ندانند یا دلایل شاکی برای اثبات جرم کافی نباشد، دادستان یا بازپرس قرار منع تعقیب صادر می کند. از دیگر موارد صدور قرار منع تعقیب، وجود یکی از دلایل مستحب یا موجه جرم است.
 
شاکی که قرار منع تعقیب وی صادر شده است می تواند ظرف 20 روز در دادگاه کیفری 2 به این قرار اعتراض کند.
 
 
 
2- قرار تعلیق دادسرا
منظور از تعلیق تعقیب این است که صرف نظر از وقوع جرم یا وجود دلایل، تعقیب متهم از قبیل فوت متهم یا زوال قصد مجرمانه (جنون) یا وجود یکی از عواملی که مسئولیت را از بین می برد.
 
مانند آنچه در مورد قرار منع تعقیب گفته شد، شاکی 20 روز فرصت دارد نسبت به این قرار در دادگاه کیفری 2 تجدیدنظر کند.
 
 
 
 
 
3- کیفرخواست (کیفرخواست)
چنانچه مقام قضائی پس از تحقیقات مقدماتی متهم را مجرم تشخیص دهد، قرار دادرسی صادر می کند. پس از صدور این دستور، متهم احضار و تفهیم اتهام می شود و برای آخرین بار از وی دفاع می شود. در واقع صدور این دستور برای ارسال پرونده به دادگاه برای ادامه روند حل و فصل است.
 
این قرار قابل اعتراض نیست و با صدور آن متهم مکلف به حضور در مرجع قضایی است.
 
 
 
 
 
4- قرارهای ملاقات
قرار تأمین، راه دسترسی به متهم است که اقسام آن در قانون مشخص شده و مقام قضایی موظف است با توجه به شدت و ضعف اتهام منتسب، یکی از آنها را صادر کند.
 
مهم ترین و کاربردی ترین احکام، قرار بازداشت موقت و قرار وثیقه است.
 
دستور بازداشت موقت فقط در جرایم و شرایط مندرج در قانون قابل صدور است. همچنین در خصوص موضوع وثیقه و وثیقه متهم تا معرفی کفیل یا تودیع وثیقه بازداشت می شود.
 
این قرارها ظرف 10 روز قابل اعتراض در دادگاه هستند.
 
 
 
5- دستور حفظ عرضه
در صورت صدور قرار بازداشت موقت، چنانچه در مهلت های مقرر در قانون در دادگاه تصمیمی اتخاذ نشود و مقام قضایی حفظ عرضه را ضروری بداند، دستور حفظ عرضه را صادر می کند. این قرار باید به تأیید دادستان برسد و ظرف مدت 10 روز قابل تجدیدنظرخواهی از سوی متهم در دادگاه صالح است.
 
 
 
 
 
6- تعیین تشدید یا کاهش تأمین
در طول کل تحقیقات، بازپرس می تواند اقداماتی را برای تشدید قرار امنیتی صادر شده انجام دهد، خواه تغییر نوع آن باشد، به عنوان مثال، تغییر تعهد به رسیدگی به قرار وثیقه یا وثیقه، که شدیدتر است، یا افزایش یا افزایش. میزان وثیقه را کاهش دهید .
 
در این صورت دادستان نمی تواند به تشخیص خود دستور افزایش یا تخفیف دهد. او فقط می تواند این قرار را از بازپرس (قبل از صدور مجازات) یا از دادگاه (بعد از صدور مجازات) درخواست کند.

تنظیم قرارداد خوب راهی برای جلوگیری از فریب

۲۴ بازديد
 
یک قرارداد خوب راهی برای جلوگیری از تقلب است
بی اطلاعی مردم از مسائل قضایی و حقوقی در جامعه باعث تشکیل پرونده های غیرضروری قضایی، سردرگمی مردم در دادگاه ها و در نهایت افزایش تعداد زندانیان شده است. ارتقای آگاهی های حقوقی ضمن صرفه جویی در وقت و هزینه مردم، بار دستگاه قضایی را نیز کاهش می دهد. تنظیم اسناد در روابط اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی افراد یکی از زمینه های اختلاف و تشکیل پرونده در محاکم قضایی است. با وجود قوانین مناسب در این زمینه، بسیاری از افراد جامعه به دلیل اعتمادی که به طرف مقابل دارند از تنظیم سند رسمی منصرف شده و با مشکلات زیادی مواجه شده اند. طبق قانون اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک یا دفاتر اسناد رسمی به ثبت می رسد و یا در مورد مقامات رسمی دولتی در حدود اختیارات خود و طبق مقررات قانونی سند رسمی و سایر اسناد می باشد. عادی در نظر گرفته می شود. فواید و آثار اسناد رسمی
یادآوری فواید و آثار سند رسمی و ترویج فرهنگ تنظیم سند، ضمن جلوگیری از آسیب های فردی و اجتماعی، از بروز اختلافات مربوط به آن و تشکیل پرونده های قضایی نیز می کاهد.
 
اصالت سند عادی باید ثابت شود. دلیل این اصالت با شخص استناد کننده است. طرف مقابل می تواند با بیان اینکه چنین سندی را امضا نکرده است از مسئولیت خود سلب مسئولیت کند. سند رسمی نیازی به چنین تلاشی ندارد.
 
همچنین تکذیب مندرجات سند رسمی در مورد وصول وجه یا مال یا الزام به پرداخت وجه یا تسلیم مال مسموع نیست. همچنین قابل ذکر است که امکان معارضه معاملات در معاملات با سند رسمی بسیار کمتر است. همچنین انتقال حقوق تجارت از مستأجر سابق به مستاجر جدید فقط با سند رسمی معتبر خواهد بود.
 
 
 
 
اصول محکم یک معامله
قراردادی که تحت عنوان قرارداد در شرکت های بازرگانی یا خارج از آن تنظیم می شود یک سند عادی است و به همین دلیل طرفین (خریدار و فروشنده) باید نهایت دقت را در تنظیم یک قرارداد خوب داشته باشند تا بعداً دچار مشکل نشوند.
 
 
 
 
اموال را نباید در گرو یا رهن گذاشت
خریدار باید مشخصات مالی را که قصد خرید دارد با آنچه در سند درج شده تطبیق دهد و مشخص کند که ملک در وثیقه یا رهن یا توقیف نیست. جستجو در رجیستری اسناد و استفاده از کد رهگیری در اینجا کار می کند.
 
در صورت معامله ملک، خریدار باید بررسی کند که کارکردها، ضمیمه ها، ملحقات و مشاعات ملک به وضوح در سند (آب، برق، گاز، تلفن، پارکینگ، انباری و ...) ذکر شده باشد.
 
فروشنده به طور کلی باید مشخصات ملک را در قرارداد مشخص کند، به ویژه زمانی که این مشخصات مربوط به نقص معامله باشد. همچنین باید اطمینان حاصل شود که ملک مذکور در تصرف مستاجر نباشد و در صورت وجود باید ترتیب و مهلت و ضمانت تخلیه مستاجر را مشخص کرد. نکته مهم دیگر توجه به این است که ملک مشکل ثبتی ندارد.
 
 
تایید موقعیت فروشنده
اگر شخصی که وکالت نامه را امضا می کند خود مالک نیست، بلکه وکیل یا قیم یا قیم مالک است، خریدار باید دلایل موقعیت آنها را بررسی کند و ببیند آیا وکیل حق فروش و گرفتن قیمت ملک را دارد یا خیر. در وکالت نامه اش هست یا نه؟ همچنین در صورتی که امضاء کننده قیم مالک باشد، خریدار باید در زمان عقد قرارداد توسط قیم از بالغ نبودن کودک اطمینان حاصل کند.
 
در جایی که امضا کننده قیم مالک است باید مشخص شود که قیم به تنهایی حق فروش مال خود را دارد یا با دخالت مقام قضایی چنین حقی برای او در نظر گرفته شده است.
اگر معامله از طریق وراثت به دست فروشنده رسیده باشد، خریدار باید گواهی انحصار وراثت را ببیند و فتوکپی اصل آن را از فروشنده بگیرد و تسویه مالیات بر ارث را در نظر بگیرد.
 
همچنین خریدار باید از عدم منع معامله فروشنده اطمینان حاصل کند که در این صورت فروشنده قادر به انتقال رسمی ملک به خریدار نخواهد بود.
اگر فروشنده خیلی پیر یا مریض است و حرکات غیرعادی دارد، خریدار باید احتمال احمق بودن او را بدهد و با سرپرستی ابلهان بررسی کند و مطمئن شود که نام فروشنده در میان اسامی احمق ها نیست.

انواع سرقفلی

۲۳ بازديد
 
تعریف سرقفلی - انواع سرقفلی
سرقفلی یکی از حقوق مادی اعتبار است به این معنا که عینی نیست و قابل لمس و دیدن نیست و به طور کلی به این معناست که مستاجر مبلغی نزدیک به قیمت کل مورد اجاره را به عنوان سرقفلی به مالک می پردازد. شروع قرارداد اجاره سرقفلی یکی از مفاهیمی است که در قانون موجر و مستاجر سال 1376 تعریف شده است که البته در قوانین قدیم اشاراتی به آن کم شده است اما در قانون موجر و مستاجر سال 1356 مفهومی مشابه حق کسب و پیشه، تصرف است. و تجارت استفاده می شود. مفهوم و انواع سرقفلی.
 
1- سرقفلی حاصل از حق تجارت:
 
این نوع سرقفلی که ریشه در حق تملک و تصرف ناشی از عقود اجاره قدیم (اجاره های قبل از سال 1376) دارد، در واقع حقوق قانونی مستأجر سابق محل است که دست به دست می شود. در میان عوام حسن نیت نامیده می شود.
 
2- حسن نیت واقعی:
 
این نوع سرقفلی در واقع ناشی از حقوق تجارت یا اجاره های سابق نیست، بلکه در این نوع سرقفلی، صاحب مغازه بدون تسلیم ملک خود، سرقفلی ملک (حق کسب و پیشه در ملک) را به دست می آورد. مدت نامحدود با اجاره ماهانه تحت شرایط ویژه. آن را به شخصی واگذار می کند و بر اساس این قرارداد، صاحب سرقفلی بدون مالکیت در مغازه یا زمین مغازه، حق استفاده از مغازه و تجارت در آنجا را به دست می آورد و می تواند با توجه به شرایطی که بین خود مقرر می شود از این حق به نحو مقتضی استفاده کند. مالک. به افراد دیگر نیز تحویل دهد.
 
مغازه داران و کسانی که سرقفلی نوع اول (سرقفلی ناشی از حق تجارت و تجارت) خریداری کرده اند باید بدانند که سرمایه و سرقفلی آنها دائماً در خطر ادعای مالک و به دلیل شمول قانون روابط موجر و مستاجر است. در چنین سرقفلی، امکان تخلیه اموال توسط مالکان حتی بدون پرداخت سرقفلی وجود دارد.
البته این موضوع نباید موجب ترس و وحشت مغازه داران و صاحبان سرقفلی و صاحبان حقوق تجارت و حرفه شود. زیرا مالکان می توانند در صورت وقوع تخلف از سوی مستاجر، بدون پرداخت سرقفلی تقاضای تخلیه ملک خود را نمایند. بنابراین تا زمانی که مستاجر کلیه مقررات مربوط به سرقفلی را رعایت کند، خطری متوجه سرقفلی وی نخواهد بود.

وکیل برای اعتراض به رای غیابی 2

۲۴ بازديد
 
در صورتی که خوانده یا وکیل یا نماینده وی در هیچ یک از جلسات حضور نداشته باشد و لایحه ای به دادگاه ارسال نکرده باشد و ابلاغ واقعی نباشد، حکم صادره از دادگاه دارای صفت غیبت است.
 
یکی از نکاتی که باید به آن توجه کرد این است که غیبت مخصوص حکم است و قراری برای غیبت نداریم. همچنین در غیبت، حضور یا عدم حضور متهم ملاک است; نه درخواست کننده. حکم در صورت غیبت است که جزاً یا کلاً علیه متهم است.
استیناف دارای اثرات زیر است:
 
1- اثر تعلیقی در اجرای حکم: فرجام خواهی مانند فرجام خواهی اثر تعلیق دارد. این یعنیصدور قرار اجرای حکم تا انقضای مهلت درخواست ممنوع است و در صورت درخواست در مهلت مقرر اجرای حکم تا روشن شدن نتیجه خواسته متوقف می شود. .
 
2- اثر انتقالی: منظور از اثر انتقالی این است که دعوا از مرحله قبل (حل غیابی) با تمام مسائلی که دارد از نظر ایرادات و دلایل تجدیدنظرخواهی به مرحله تجدیدنظر منتقل می شود.
 
قاعده کلی این است که حکمی که حضوری ارائه می شود ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ رای قابل تجدیدنظرخواهی است. به جز موارد استثنا. قاعده در صورت غیبت این است که ظرف 20 روز از زمان ابلاغ قابل تجدید نظر و ظرف 20 روز دوم قابل تجدیدنظرخواهی است. لذا حکم غیبت ۴۰ روزه برای افراد مقیم ایران امکان اعتراض دارد.
 
 
شرایط درخواست:
1- دادخواست به دفتر دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم شود.
2- هزینه های قانونی را پرداخت کنید.
3- در مهلت قانونی ارائه شود.
4- حکم غیابی صادر شده است.
 
 
حقوق مدعی (به نام ادعای اصلی):
1- اعتراض به قیمت خواسته.
2- اعتراض به صحت سند.
3- اعتراض به سایر ادله.
4- جذب شخص ثالث.
5- اعتراض به دادرسی مانند اعتراض به عدم صلاحیت دادگاه یا قاضی.
 
تصمیمی که پس از رسیدگی به دادخواست صادر می‌شود فقط برای خواهان و خوانده نافذ است. مگر اینکه رأی قابل تفکیک نباشد پس از اجرای حکم و صدور حکم به نفع او، مدعی اولیه ملزم به جبران خسارت است.
 
 
 
صدور حکم:
تصمیمی که پس از رسیدگی به دادخواست صادر می‌شود فقط برای خواهان و خوانده نافذ است و شامل کسی که دادخواست نداده نخواهد بود. مگر اینکه رأی صادره قابل تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به کسانی که غیابی مشمول حکم بوده ولی درخواست نکرده اند نیز جاری است.
 
 
 
اجرای حکم غیبت:
در صورت عدم امکان ابلاغ واقعی به محکوم و اجرای ابلاغ قانونی، آن ابلاغ معتبر بوده و پس از انقضای مهلت قانونی و قطعیت، حکم غیابی اجرا خواهد شد.
 
اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ بیمه کافی از محکوم علیه خواهد بود. مگر اینکه قرار یا اجرائیه واقعاً به محکوم غایب ابلاغ شده باشد و شخص مذکور در موعد مقرر از تاریخ ابلاغ حکم درخواستی نکرده باشد.
 
در صورتی که محکوم له غایب پس از اجرای حکم درخواستی داشته باشد و در جلسه بعدی حکم به نفع وی صادر شود، خواهان مکلف است خسارت ناشی از اجرای حکم اول را به خواهان جبران کند.

وکیل برای اعتراض به رای غیابی

۲۴ بازديد
وکیل اعتراض به حکم غیابی – تجدیدنظرخواهی
محکوم علیه غیابی حق اعتراض به حکم غیابی دارد که به آن اعتراض می گویند. در لغت به معنای اعتراض و اعتراض به معنای انتقاد و اعتراض است. در اصطلاح فرجام خواهی شکایتی است که محکوم غایب از حکم غیابی در دادگاه صادرکننده حکم می کند. فرجام خواهی روش جایگزین رسیدگی به شکایت از رای صادره است زیرا در نتیجه آن پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده حکم اعاده می شود. ، آن را لغو کنید و در غیر این صورت تایید کنید. تعریف تجدیدنظرخواهی و اعتراض به رای غیابی.
فرجام خواهی روشی است که به موجب آن شخصی که حکم غیابی علیه او صادر شده به آن اعتراض می کند و همان دادگاه صادرکننده حکم به آن رسیدگی می کند و تصمیم مقتضی صادر می کند.
 
پرسیدن راهی برای اجتناب است. بدین معنا که رسیدگی به تجدیدنظرخواهی در همان دادگاهی که حکم غیابی مورد اعتراض را صادر کرده است، پس از رسیدگی مجدد به ایرادات، حکم صادر می کند و ممکن است در تجدید حکم از نظر اولیه خود عدول کند. در واقع مبنا و ضرورت فرجام خواهی این است که حق دفاع برای متهم محفوظ است; زیرا ممکن است مواردی باشد که خوانده بدون سوء نیت غیبت کرده باشد و چه بسا در صورت حضور با استناد به دلایل و دلایل ادعای خواهان را بی اعتبار می کرد. دلیل دیگری که می تواند به عنوان مبنای تجدید نظر قرار گیرد حفظ جایگاه اصحاب دعوا در رسیدگی ثانویه است; گفتیم اعتراض راه گریز است. یعنی در نتیجه دعوا به همان دادگاه برمی گردد و دادگاه صادر کننده رأی مجدداً به آن رسیدگی می کند. در نتیجه، اصحاب دعوا جایگاه خود را در رسیدگی ثانویه حفظ می کنند. یعنی شخصی که در دادرسی اول خواهان بوده و به آن اعتراض کرده است، در اینجا خواهان باقی می ماند و طرفی که مدعی علیه بوده است، با وجود اینکه در دادرسی دوم سمت معترض داشته باشد. در اینجا متهم برای برائت خود نیاز به دلیل ندارد و این شاکی است که باید دعوی خود را ثابت کند.
 
دلیل سومی که مبنای تجدیدنظرخواهی است، رعایت اصل مطابقت است. در نظام های بزرگ قضایی ضمن تاکید بر رعایت اصل مکاتبات، آیین نامه ابلاغی به گونه ای تدوین شده است که با اجرای آن، متهم از دعوای مطروحه علیه خود مطلع می شود. در واقع رعایت اصل مکاتبه به این دلیل است که به متهم فرصت دفاع داده می شود و او می تواند از خود دفاع کند.
 
 
 
 
مرجع رسیدگی به حکم غیابی:
واخواهی منوط به تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی است و به دادخواست تجدیدنظر در دادگاه صادرکننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.
 
 
مهلت درخواست:
1- در صورتی که رای به صورت واقعی برای اشخاص مقیم ایران ابلاغ شود مهلت تجدیدنظر خواهی از تاریخ ابلاغ رای 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور 2 ماه از تاریخ ابلاغ رای می باشد.
 
2- در صورت قانونی بودن ابلاغ:
 
   الف) در صورت معلوم بودن مفاد حکم، مهلت تجدیدنظرخواهی برای افراد مقیم ایران 20 روز و برای افراد مقیم خارج از کشور 2 ماه است.
    ب) در صورت عدم اطلاع و قبول دادگاه، متهم می تواند دادخواستی را ارائه دهد که مانع از اجرای حکم شود.
 
3- در صورت وجود دلایل قانونی:
 
   الف) در صورت قبول عذر، قرار قبولی دادخواست صادر و اجرای حکم متوقف می شود.
    ب) در صورت عدم قبول عذر، قرار رد دادخواست صادر می کند.
 
4- در صورت سنگ اندازی، ورشکستگی و ... مهلت تجدیدنظرخواهی از تاریخ ابلاغ به نماینده یا نمایندگان محکوم علیه می باشد.
 
 
دلایل قانونی:
1- فرض مانع از حرکت با گواهی پزشک و شهادت شهود.
2- فوت یکی از والدین یا همسر یا فرزندان.
3- حوادث قهری مانند سیل، زلزله و آتش سوزی.
4- دستگیری یا حبس به نحوی که امکان تقدیم دادخواست در مهلت مقرر وجود نداشته باشد.

تعریف مهریه و انواع آن

۲۶ بازديد
تعریف مهریه و انواع آن
مهریه یا صدق در حقوق ایران مالی است که مرد در زمان عقد به زن می پردازد یا خودش قول می دهد آن را بپردازد. مطالبه مهریه بستگی به شرایط در صورت وجود و کیفیت مقرر در قانون دارد. مهریه به زن تعلق می گیرد و بر حسب مورد مهریه انواع مختلفی دارد که بسته به نوع ازدواج و کیفیت آن متفاوت است.
مهریه که در متون فقهی از آن به عنوان صدق یاد می شود، اموالی است که به موجب عقد نکاح در اختیار زن است و با چهار چیز این مال قطعی و قابل مطالبه می شود:
 
1 - نزدیکی
 
2- فوت شوهر
 
3- ارتداد زوجه
 
4- فوت زن
 
بر اساس قانون (ماده 1087 قانون مدنی) مرد مکلف به دادن مهریه به زن است. بنابراین سکوت طرفین در عقد نکاح و حتی توافق بر عدم استحقاق مهریه نمی تواند تکلیف مرد را در این زمینه برطرف کند. در نتیجه حق دریافت مهریه و الزام زوج به پرداخت آن از مهم ترین آثار عقد ازدواج است.
 
 
 
 
 
 
 
انواع مهریه:
 
 
مهراول مصامی:
این نوع مهریه خاص و مورد توافق طرفین می باشد لذا مقدار آن در زمان عقد ذکر می شود. اگر در این صورت مرد قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است.
 
 
 
 
 
مهرالسنته:
این مهریه زنی است که شوهرش طبق کتاب خدا و سنت پیامبر با او ازدواج کند. علت اینکه این مبلغ را مهر سنت نامیده اند این است که پیامبر این مقدار را مهریه همسران خود قرار داده است.
 
 
 
 
 
مهرالمحل:
همانطور که بیشتر گفته شد، اگر در عقد دائم مهریه ذکر نشده باشد، عقد نکاح (بر خلاف نکاح موقت یا صیغه که مهریه را باطل می کند) در عقد نکاح دائم، در صورتی که مهریه در عقد معین نشده باشد، صحیح است. عقد و نزدیکی بین زن و شوهر اگر زن ببخشد مستحق مهریه یعنی مهریه زنان متشابه و از درجه او است. در تعیین این نوع مهریه، وضعیت زوجه از حیث شرافت، موقعیت اجتماعی و خانوادگی و سایر صفات و موقعیت ها تعیین می شود. برای تعیین مهریه ایده آل، دادگاه خانواده کارشناس تعیین می کند.
 
 
 
 
 
مهرالمتعه:
مطابق ماده 1093 قانون مدنی، در صورتی که در عقد نکاح دائم، مهریه ذکر نشده باشد و زوج قبل از نزدیک شدن و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهریه است. بنابراین اگر نکاح به نحوی فسخ شود، این مهریه ثابت نیست و زن مستحق دریافت چیزی نیست.
عدم تعیین مهریه در نکاح دائم به عنوان وکالت و به زنی که مهریه او در عقدنامه ذکر نشده است وکالت می گویند.
در مورد فوت زوج، اگر زوج قبل از دخول فوت کند و در ضمن عقد مهریه برای زوجین معین نشده باشد، زن مستحق چیزی نیست و اگر بعد از دخول فوت کند، زوجه مستحق چیزی نیست. اگر زوجه بعد از نزدیکی بمیرد مستحق نصف مهریه است. اگر مهریه در عقد معین نشده باشد و مرد بعد از نزدیکی فوت کند، زن مستحق مهریه است.
حق مطالبه مهریه برای ذی نفع همیشه وجود خواهد داشت، حتی اگر زوجه در قید حیات نباشد، به عبارت دیگر با حیات زوجه، حق مطالبه مهریه مانند هر حق مالی دیگری به ورثه او منتقل می شود. از این دو ورثه زوجه پس از فوت زوجه می توانند مهریه میت را از زوج مطالبه کنند.
 دیون ناشی از مهریه یکی از دیون است و حتی در صورت تعدد دیون زوجین یا حتی اگر با هم فوت کنند، پرداخت مهریه زوجه بر سایر دیون مقدم است.
علاوه بر مطالبه مهریه، زن می تواند قبل یا بعد از دادخواست توقیف اموال شوهر و یا به لحاظ حقوقی درخواست صدور قرار تأمین کند و در مدت کوتاهی می تواند از شوهر خود توقیف کند. مال و جلوگیری از تصرف افراد دیگر با جلوگیری از انتقال آن مال توسط شوهر به دیگری.

مسئولیت مدنی دولت ها

۲۶ بازديد
 

 

مسئولیت مدنی دولت ها - جبران خسارات ناشی از فورس ماژور

چنانچه حادثه ای منجر به ضرب و جرح و کشتار یا وارد آوردن خسارت به دیگران شود حسب مورد موجب مسئولیت مدنی و لزوم جبران خسارت یا مسئولیت کیفری ناشی از بی احتیاطی، بی احتیاطی و عدم رعایت مقررات دولتی خواهد شد. مسئولیت مدنی دولت در جبران خسارات ناشی از حوادث

با توجه به تخریب برخی از ساختمان ها در پی طوفان و سیل اخیر، ساخت و ساز در عصر حاضر در کشورهای پیشرفته یا کشورهایی با نظم و ترتیب خاصی قوانینی دارد که مبتنی بر ایمنی و زندگی سالم برای افرادی است که در این سازه ها حضور دارند. و برای شهروندانی که در اطراف آن حضور دارند.

 

ثانیا رعایت زیبایی و هماهنگی به گونه ای که دیدن این سازه ها چشم و ذهن را آزار ندهد. ثالثاً از منظر کلان و بلندمدت باید توانایی پاسخگویی و مدیریت در مواقع وقوع حوادث غیر مترقبه مانند بلایای طبیعی یا جنگ و بمباران را داشته باشد و در نهایت کاربردها و روش های استفاده از سازه ها را در چنین مواردی تقسیم بندی کند. روشی که ساکنین و کاربران بتوانند با کمترین زمان نیازهای خود را برطرف کنند. و در عین حال حرکت آنها کمترین مانع و مزاحمت را برای دیگران ایجاد می کند.

 

این قواعد در قوانین و مقررات و آیین نامه ها مدون و منظم شده است و ما به اندازه کافی از این قبیل مقررات داریم. بنابراین هنگام ساخت ساختمان در یکی از شهرهای ایران اصل بر رعایت تمامی ضوابط فوق الذکر است و وظیفه رعایت ضوابط مذکور بر عهده شهرداری، فرمانداری و مسئولین منطقه و البته مهندسان ناظر نیز وظایف خاص خود را دارند. مسئول هستند

 

زمانی که ساختمانی بر اثر حادثه تخریب می شود و افراد مجروح می شوند، بررسی مواردی ضروری است. ابتدا باید بررسی شود که استانداردهای مربوط به مقاومت و مقاومت مصالح و خاک شناسی در ساختمان تخریب شده رعایت شده باشد.

 

همچنین حادثه ای که اتفاق افتاده از نظر شدت و قدرت تخریب طبیعی بوده یا بیشتر؟ توضیح این است که گفته می شود می توان ساختمان هایی ساخت که در برابر زلزله های 9 و 10 ریشتری مقاومت کامل داشته باشند، اما چنین ساختمان هایی برای سکونت بسیار گران و نامطلوب هستند.

 

مورد دیگری که قابل تحقیق است این است که اگر قوانین رعایت می شد، علت شکست چه بوده است؟ آیا در اجرای ضوابط و مقررات با وجود اینکه اجرا شده است، قصور یا تقصیری صورت گرفته است؟ همچنین وقتی مشخص می شود در ساخت و ساز ضوابط و ضوابط عینی رعایت نشده است، این سوال مطرح می شود که علت عدم رعایت و عدم توجه به این امر چه بوده است و چه کسی یا چه کسی مسئول آن است. ; بدیهی است مهندس ناظر و سطوح مختلف شهرداری، فرمانداری در این امر مسئولیت دارند و طبیعتاً باید انگیزه و علت قصور و تقصیر نیز بررسی شود و چه بسا اتهامات مجرمانه دیگری کشف شود.

 

چنانچه حادثه منجر به ضرب و جرح و کشتار یا ایجاد ضرر و زیان به دیگران شود، حسب مورد موجب مسئولیت مدنی و لزوم جبران خسارات وارده یا مسئولیت کیفری ناشی از بی احتیاطی، بی احتیاطی و عدم رعایت مقررات دولتی خواهد بود. مسئولیت مدنی ممکن است متوجه افراد حقوق خصوصی یا دولت باشد.

مسئولیت و مهلت پرداخت دیه

۲۵ بازديد
 

مسئول پرداخت بدهی است

 

 

1. مجازات جرایم عمدی و شبه عمدی به عهده مرتکب است.

 

2. در صورت تقصیر محض، اگر جنایت به دلیل یا قسم یا علم قاضی ثابت شود، پرداخت دیه بر عهده عقیله است.

 

3. در مواردی که جرم با شهادت، علم قاضی یا هیئت منصفه ثابت شود، در صورتی که مرتکب مدعی اشتباه بوده و عقیله منکر اشتباه بودن جرم باشد، قول عقیله با قسم و دیه پذیرفته می شود. مسئولیت مرتکب است. با سوگند شاکی عقیله مکلف به پرداخت وجه است. اگر عده ای عاقل سوگند یاد کنند از پرداخت مهریه معاف می شوند و سهم آنها به عهده مرتکب می باشد.

 

4. عقیله مکلف به پرداخت دیه جنایاتی که شخص در حق خود می کند نیست.

 

5. عقیله فقط موظف به پرداخت غرامت خطای محض است، اما ضامن ضرر مالی که اشتباهاً تلف شده است نیست.

 

6. عاقل مکلف به پرداخت دیه جرائم کمتر از جنایات ارتکابی نیست هر چند مرتکب صغیر یا مجنون باشد. هنگامی که در اثر یک یا چند ضربه تصادفی صدمات متعددی به یک یا چند عضو وارد شود، ملاک رسیدن به غرامت واضح، جبران خسارت هر آسیب به طور جداگانه است و برای تضمین معقول، رسیدن به غرامت کل کافی نیست.

 

7. عقیله یعنی پدر، پسر و ذکور خویشاوندان پدری و مادری یا پدری بر حسب طبقات ارث. تمام کسانی که در هنگام فوت می توانند ارث ببرند به یک اندازه مکلف به پرداخت مهریه هستند.

 

8. عقیله در صورتی مسئول است که علاوه بر داشتن نسب مشروع در پرداخت اقساط مهریه عاقل و بالغ و تمکن مالی داشته باشد.

 

9. در صورتی که متخلف توانایی نداشته باشد یا به دلیل عدم تمکن مالی توانایی وی نتواند در مهلت مقرر مهریه را پرداخت کند، مهریه توسط متخلف پرداخت می شود و در صورت عدم توانایی، مهریه از بیت المال پرداخت می شود. در این صورت هیچ فرقی بین ایثار و دیگران نیست.

 

10. هرگاه شخص ایرانی از اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی که در ایران زندگی می کند مرتکب جرم محض شود، شخصاً مسئول پرداخت مهریه است، اما در صورت ناتوانی در پرداخت مهریه به او تعلق می گیرد. مهلت مقتضی و اگر نتواند در مدت معقول پرداخت کند، معادل دیه توسط دولت پرداخت خواهد شد.

 

11. در مواردی که اصل جرم ثابت شود ولی نوع آن ثابت نشود دیه ثابت به عهده مرتکب است.

 

12. هرگاه مأموری در اجرای وظایف قانونی خود عملی را طبق مقررات انجام دهد و همان عمل موجب فوت یا جراحت جسمی شخصی شود، دیه به عهده بیت المال است. اگر شخصی با علم به خطر یا به دلیل تقصیر وارد منطقه ممنوعه نظامی یا هر مکان دیگری که ورود ممنوع است و طبق مقررات مورد هدف قرار گیرد، ضمانت نامه ثابت نیست و در صورت عدم اطلاع از ممنوعه. محل. بله پول از بیت المال پرداخت می شود.

 

13. در جنایت شبه عمد اگر به واسطه فوت یا فرار به مرتکب دسترسی پیدا نشود دیه از مال او گرفته می شود و اگر مال او کافی نباشد از بیت المال پرداخت می شود.

 

14. در تقصیر محض، در مواردی که مرتکب دیه را به عهده می گیرد، در صورتی که به علت فوت یا فرار امکان دسترسی به او وجود نداشته باشد، دیه جنایت از مال او پرداخت می شود و در صورت عدم دسترسی مرتکب به او. پول داشته باشید، دیه از بیت المال پرداخت می شود.

 

15. در صورت فوت مرتکب در مواردی که خود عهده دار پرداخت مهریه باشد، مهریه مشمول احکام سایر دیون متوفی است.

 

16. در صورت علم اجمالی به ارتکاب جرم توسط یکی از دو یا چند نفر معین، در صورت وقوع جرم بر مقداری از علم قرائن طبق مفاد سوگند در این خصوص عمل خواهد شد. و در صورت عدم جرم، صاحب حق می تواند از متهمان مطالبه کند. سوگند یاد کنید که در صورت ادای سوگند همگی، در قتل، دیه از بیتالمال پرداخت می شود و در غیر قتل، دیه به نسبت از متهم دریافت می شود. اگر منبع علم اجمالی اقرار متهم باشد حسب مورد اولیای دم یا مقتول می توانند برای دریافت دیه به هر یک از متهمان مراجعه کنند و در این مورد تفاوتی بین جنایت عمد و غیرعمد وجود ندارد. و قتل و غیر قتل.

 

17. در صورت امتناع همه یا برخی از علمای اطراف از ادای سوگند یا قسامه، مهریه به طور مساوی به عهده امتناع کنندگان خواهد بود و در صورت وجود فقط یک نفر، پرداخت مهریه به عهده اوست. در حکم فوق فرقی بین قتل و قتل نیستچیز دیگری

 

18. هرگاه شخصی بر اثر رفتار چند نفر کشته یا مجروح شود و جنایت بر اساس رفتاری باشد و مرتکب آن مشخص نباشد، همه آنها باید به طور مساوی دیه جان یا جراحات خود را بپردازند.

 

19. در موارد تحقق جرم و امکان اثبات جرم، نسبت به شخص معینی از مجاورت علم عامه با سوگند، طبق مقررات قسم.

 

20. هرگاه مقتول یا اولیای دم ادعا کنند که مرتکب از بین دو یا چند نفر معین، شخص نامشخصی است، در صورت تحقق لوث، مدعی می تواند قسم بخورد. با ادای سوگند به تقصیر یکی از آنها، مرتکب به علم عمومی مشخص و مفاد مواد فوق اجرا می شود.

 

21. در مواردی که علم کلی نسبت به انتساب جرم به یکی از دو یا چند نفر وجود داشته باشد و تشخیص مرتکب ممکن نباشد، در صورت عمد بودن جرم، مجازات لغو و دیه پرداخت می شود.

 

22. اگر کسی به جرمی اقرار کند و سپس شخص دیگری اقرار به ارتکاب همان جنایت کند و علم به کذب یکی از آن دو اقرار نباشد شاکی مجاز است فقط از یکی از آنها دیه مطالبه کند.