نحوه دریافت جزای نقدی از محکوم علیه

۲۵ بازديد
 

جریمه در مجازات

در ماده 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1391، جریمه نقدی برحسب میزان آن مشمول یکی از درجه های هشت گانه مجازات است و در مواد 27 تا 29 قانون مجازات اسلامی، قانونگذار نسبتاً ناقص کرده است. بیانیه در مورد مجازات نقدی و کیفیت اجرای آن.

بر این اساس قانونگذار مقرر کرده است با پیشنهاد وزیر دادگستری و تصویب هیأت وزیران، میزان مجازات نقدی متناسب با نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی هر سه سال یکبار تعدیل شود. در مورد احکام صادره بعد از آن نافذ خواهد شد. تبدیل شد. البته این گفته قانونگذار عمدتاً در مورد نحوه محاسبه روزهای بازداشت قبلی محکوم علیه است و در مورد نحوه اجرای جریمه مطلقاً راهگشا نیست.

طبق ماده 27 قانون مجازات اسلامی، شخصی که قبل از صدور حکم، روزها را در بازداشت سپری کرده و به موجب حکم قطعی، مجازات او جزای نقدی است، هر روز بازداشت معادل جزای نقدی خواهد بود. 300 هزار ریال. نسبتی از جریمه وی کسر خواهد شد. مدت بازداشت به جای جزای نقدی نباید بیش از سه سال باشد.

همچنین طبق ماده 29 همین قانون بازداشت به جای جزای نقدی به محض قطعی شدن حکم و با فوریت اجرا می شود. اما در هر صورت مدت بازداشت به جای جزای نقدی یا جزای نقدی نباید بیش از سه سال باشد. در واقع قانون جزا در آخرین تحولات قانون گذاری، بازداشت به جای جزای نقدی را مشمول حداکثر قانونی می داند و بیش از آن را جایز نمی داند.

این در حالی است که در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات سال 1394، قانونگذار به صورت مبسوط و تفصیلی و در مواد 529 تا 540 در خصوص اجرای جزای نقدی و نحوه وصول آن تعیین تکلیف کرده است.

در این خصوص، با توجه به صراحت ماده 529 قانون فوق، اگر شخصی به جزای نقدی محکوم شود و آن را نپردازد، در صورت کشف وجه از وی، اموال وی شناسایی و متعاقباً توقیف می شود. اجرای حکم و با رعایت مقررات به استثنای دین، اجرای حکم از محل فروش آنها انجام می شود.

اما در صورت مفقود شدن مال یا عدم شناسایی آن، مرجع اجرای حکم می تواند با ضبط بخشی از حقوق وی برابر مقررات قانون نحوه اجرای احکام مدنی یا تمام یا قسمتی از آن، مجازات نقدی وصول کند. سایر درآمدهای محکوم علیه.

 همانطور که گفته شد با توجه به صراحت ماده ۲۲ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، جزای نقدی یا جزای نقدی از شمول آن قانون خارج است و تا آنجا که اطلاع دارم در قانون آیین دادرسی کیفری تصریحی نشده است. در مورد معوقات و فقط در مورد درخواست اقساط یا پرداخت جریمه قوانینی وجود دارد. این قوانین دقیقاً در ماده 529 و مواد بعدی این قانون از جمله مواد 530 تا 533 آمده است.

 

مطالبه پرداخت جزای نقدی برای متهم

در واقع خلاصه پیام قانونگذار در این مواد این است که محکوم علیه می‌تواند و حق دارد از اولین دادگاهی که حکم به موجب آن اجرا می‌شود درخواست پرداخت جزای نقدی کند و آن دادگاه در صورت تأیید می‌تواند. قدرت وی در پرداخت اقساط، با اخذ ضمانت نامه مناسب، دستور پرداخت.

اما صرف نظر از راهکارهای فوق، در صورتی که اجرای حکم به طرق مذکور امکان پذیر نباشد، با رعایت مقررات مربوط به مجازات های جایگزین حبس و بسته به میزان جزای نقدی مقرر، پیش بینی می شود که در در صورت جریمه نقدی تا سقف 15 میلیون ریال، هر 30 هزار تومان به یک ساعت خدمت عمومی رایگان تبدیل شود و در صورت جریمه بیش از این مبلغ و همچنین در صورت عدم وجود شرایط مجازات جایگزین، انجام کار. خدمات عام المنفعه به ازای هر 300 هزار ریال به یک روز حبس تبدیل می شود و همچنین همانطور که اشاره شد طبق قانون مجازات اسلامی مدت بازداشت به جای جزای نقدی در هیچ مورد از 3 سال تجاوز نخواهد کرد.

بر اساس تبصره های ماده 529 قانون آیین دادرسی کیفری، چنانچه متهم قبلاً در بازداشت بوده باشد، پس از تعیین مجازات، دادگاه به ازای هر 30 هزار تومان، ایام بازداشت قبلی را از مجازات تعیین شده کسر می کند.

البته نباید گفت که طبق تبصره 2 ماده 529 قانون آیین دادرسی کیفری، صدور حکم به تقسیم جزای نقدی یا تبدیل آن به مجازات دیگر مانع از استرداد قسمت غیرقابل اجرا از مال نیست. اموالی که بعداً یا بعداً بدست می آیداز محکوم علیه گرفته شده است. علاوه بر این قانون‌گذار کیفری در تبصره 3 ماده 529، امتیاز ویژه‌ای برای محکوم علیه در نظر گرفته است و آن این است که در صورتی که محکوم علیه ظرف مدت 10 روز از تاریخ احضار دادگاه، جریمه نقدی را پرداخت کند. قاضی اجرای احکام کیفری، قاضی اجرای احکام می تواند وی را از پرداخت 20 درصد معاف کند. از جزای نقدی معاف شود و دفتر قاضی اجرای احکام نیز مکلف است در احضاریه محکوم علیه، معافیت موضوع این تبصره را قید کند.

وکیل برای توقیف اموال و مهریه

۲۶ بازديد

 



وکیل توقیف مال و مهریه

شاید بتوان گفت مهم ترین و حساس ترین مرحله وصول و دریافت مهریه، تصرف در اموال و مطالبه تامین است. حکم محکومیت به مهریه به تنهایی کافی نیست و راه را باز نمی کند. به عبارت دیگر، مدیون (اعم از منشأ دیون مهریه یا سایر دیون) می تواند به محض اطلاع از وقوع شکایت، مال خود را بفروشد و مانعی برای فروش وجود ندارد، فقط در صورت فروش، معامله. و انتقال صوری است، قابل فسخ است و ممکن است جرم تلقی شود. در نتیجه اگر بیع به قصد فرار از دین باشد ولی صوری نباشد صحیح و خالی از عیب است و همان وجوب ادای خواسته و توقیف مال است. توقیف مال بابت مهریه

آنچه مسلم به نظر می رسد این است که طبق مواد قانون اجرای احکام مالی در صورت عدم پرداخت مهریه از سوی زوج، مرجع اجرا کننده حکم اعم از اجرائیه دادگاه صادرکننده اجرائیه یا مجری نیابتی مکلف به مطالبه حکم است. به طرق پیش بینی شده در این قانون و به هر نحوی که قانوناً مقدور باشد نسبت به شناسایی اموال محکوم علیه و ضبط آن به میزان محکوم علیه اقدام نمایند.

 

بنابراین زوجه می تواند پس از طرح دعوای مهریه و صدور حکم، فقط تا سقف ۱۱۰ سکه بهار آزادی و در صورتی که مهریه بیش از آن باشد، در صورت داشتن حق مطالبه، تقاضای شناسایی و توقیف اموال زوج را نماید. بقیه که خواهد داشت.

 

 

 

 

 

دارایی های قابل توقیف در مورد مطالبه مهریه

اموال قابل توقیف در مهریه که هم می تواند منقول و هم غیر منقول باشد به شرح زیر است:

 

زمین - آپارتمان

حساب سپرده سهام

حقوق ماهانه تلفن همراه

دعاوی خوانده از اشخاص ثالث و امثال آن

مقررات حضانت در قوانین خانواده

۲۴ بازديد

 

مقررات حضانت در حقوق خانواده

آخرین نظرات قانونگذار در خصوص موضوعات مختلف مربوط به خانواده در قانون حمایت خانواده مصوب 1392 آمده است، فصل پنجم این قانون به موضوع «حضانت و نفقه فرزندان و نفقه» اختصاص دارد. مرجع صالح برای رسیدگی به حضانت

ماده 4 این قانون، امور و دعاوی را در صلاحیت دادگاه خانواده برشمرده است که از جمله آنها می توان به موضوع «حضانت و ملاقات فرزند» در بند 10 این ماده اشاره کرد. بر این اساس برای طرح هرگونه دعوی در خصوص حضانت و ملاقات طفل باید به دادگاه خانواده مراجعه و دادخواست داد.

 

 

 

حق دارنده حضانت در مطالبه نفقه فرزند

بر اساس ماده 6 قانون حمایت خانواده، «مادر یا هر شخصی که حضانت طفل یا نگهداری از یتیم را بر عهده دارد در صورت لزوم حق دارد برای مطالبه نفقه طفل اقامه دعوی کند. یا شخص یتیم». در این صورت دادگاه باید ابتدا دعوی ضرورت را بررسی کند».

 

بر اساس این ماده، شخصی که حضانت را بر عهده دارد، لزوماً همان شخصی نیست که مسئولیت پرداخت نفقه فرزند را بر عهده دارد. حضانت و نفقه دو موضوع جداگانه هستند. ممکن است حضانت بر عهده مادر باشد، اما پدر همچنان مسئول پرداخت نفقه است.

 

اگر پدر در قید حیات باشد، معمولاً مسئولیت پرداخت نفقه به عهده اوست. ماده 1199 قانون مدنی در این باره می گوید: «نفقه طفل به عهده پدر است و پس از فوت پدر یا عدم توانایی او در تأمین، با رعایت اقارب به عهده اجداد است. " در صورت نبودن پدر و اجداد پدری یا عدم قدرت آنها، نفقه بر عهده مادر است. در صورت زنده بودن یا نبودن مادر با رعایت اقارب نفقه جد و جد مادری بر عهده اقارب می باشد و اگر چند نفر از اجداد و اجداد مذکور از نظر درجه مساوی باشند. از رابطه خویشاوندی، باید نفقه را به نسبت مساوی بپردازند.

بنابراین در صورتی که نفقه به عهده پدر باشد، مادر می تواند از طرف فرزند خود برای مطالبه آن اقامه دعوی کند.

 

 

 

 

 

 

 

تصمیم فوری در مورد حضانت کودک

معمولاً در پایان رسیدگی قضایی در مورد حضانت فرزندان تصمیم گیری می شود. دادگاه علاوه بر تصمیم خود در خصوص حضانت و نفقه اطفال و پرداخت هزینه های حضانت و نفقه با در نظر گرفتن مفاد عقدنامه و مندرجات سند ازدواج تصمیم مقتضی خواهد گرفت... قسمتی از ماده 29 قانون حمایت از خانواده) ممکن است اتلاف حتی یک روز آسیب های جبران ناپذیری به فرزندان وارد کند که برای پیشگیری از این آسیب ها در ماده 7 قانون حمایت خانواده 1392 امکان صدور قرار موقت در خصوص آن ذکر شده است. حضانت کودک حتی قبل از صدور حکم. این پیش بینی برای جلوگیری از اتلاف وقت و آسیب رساندن به کودکان است. ماده 7 می گوید: «دادگاه می تواند قبل از اتخاذ تصمیم در ماهیت دعوی به تقاضای یکی از طرفین در اموری از قبیل حضانت، نفقه و ملاقات طفل و نفقه زوجه قرار موقت صادر کند. و بیوه زن که تکلیفش فوری است، بدون اینکه امنیت داشته باشد.» آهسته این دستور بدون موافقت رئیس قوه قضائیه قابل اجراست...»

 

 

 

امتناع از اجرای حکم

علاوه بر مطالب پراکنده در خصوص حضانت در قانون جدید حمایت از خانواده، بخش جداگانه ای نیز به حضانت اختصاص داده شده است. قانونگذار در این بند ابتدا در اصل 40 تاکید می کند که «هر کس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل امتناع کند یا مانع اجرای آن شود یا از استرداد طفل خودداری کند بنا به درخواست ذی نفع و به دستور دادگاه صادرکننده اولین حکم تا زمانی که در زمان اجرای حکم بازداشت شود.»

 

 

 

اجازه بررسی تصمیمات حضانت را بدهید

مهم ترین مسئله در حضانت فرزند رعایت مصلحت اوست. به همین دلیل است که قانون جدید حمایت از خانواده به دادگاه اجازه می دهد تصمیم خود در مورد حضانت را بررسی کند.

 

بر اساس ماده 41 این قانون، «هرگاه دادگاه قرار ملاقات، حضانت، نفقه و سایر امور مربوط به طفل را بر خلاف مصلحت او تشخیص دهد یا مسئول حضانت از انجام وظایف مقرر امتناع کند یا مانع شود. طفل تحت حضانت از ملاقات با اگر ذینفعان مستحق شوند، می توانند در مواردی مانند سپردن حضانت به دیگری یا تعیین سرپرست، پیش بینی حدود نظارت وی، رعایت مصالح کودک تصمیمات مقتضی اتخاذ کنند.

 

 

 

انتقال کودک توسط یکی از والدین

ممکن است یکی از طرفین به فکر انتقال کودک به جای دیگری بیفتد، اما قانون دارای set محدودیت برای این. طبق ماده 42 قانون حمایت از خانواده، صغیر یا مجنون را نمی توان از محل سکونت مورد توافق طرفین یا محل سکونت قبل از طلاق به محل دیگری بدون رضایت ولی، قیم، مادر منتقل کرد. یا شخصی که حضانت آنها به او سپرده شده است». به خارج از کشور فرستاده می شود مگر اینکه دادگاه آن را به مصلحت صغیر و مجنون تشخیص دهد و با در نظر گرفتن حق ملاقات با اشخاص حق این امر را اجازه دهد.

 

چنانچه دادگاه با اخراج صغیر و صغیر از کشور موافقت کند، بنا به درخواست ذی نفع، تأمین کافی برای ضمانت بازگشت صغیر و صغیر را اخذ خواهد کرد.» ماده ۲۹ قانون حمایت از خانواده در این باره می گوید. : « دادگاه همزمان با تصمیم خود در مورد نحوه حضانت و نفقه اطفال و نحوه پرداخت هزینه حضانت و نفقه تصمیم مقتضی اتخاذ می نماید.

مراحل و مدارک گواهی انحصار وراثت - گواهی حصر وراثت

۲۵ بازديد
 

تشریفات و اسناد گواهی حصر وراثت – گواهی محدودیت وراثت

انحصار وراثت یا تحدید وراثت به معنای شناسایی وراث متوفی توسط مراجع ذیصلاح است. مقررات مربوط به این موضوع در حقوق ایران در قانون تأیید انحصار وراثت مصوب 1309 و قانون امور عرفی آمده است. بدون گواهی انحصار وراثت، وضعیت وراث و نحوه تقسیم ترکه به طور رسمی روشن نمی شود.

 

چه کسی می تواند دادخواست انحصار وراثت ارائه کند؟

وراث و ذینفعان متوفی اعم از هر شخصی که در اموال متوفی ذینفع باشد می توانند از دادگاه تقاضای صدور گواهی حصر وراثت نمایند. اگر تعداد وراث یا ذینفع زیاد باشد نیازی به درخواست برای همه آنها نیست و اقدام یکی از این افراد برای امضا و تقدیم دادخواست کافی است.

 

 

مرجع صالح برای درخواست گواهی انحصار وراثت کجاست؟

برای صدور گواهی انحصار وراثت باید به شورای حل اختلاف آخرین اقامتگاه دائم متوفی مراجعه کرد. اما باید توجه داشت که رسیدگی به دعاوی مربوط به نسب، وصیت، امانت یا وقف که ممکن است پس از فوت متوفی ایجاد شود، همچنان در صلاحیت دادگاه های عمومی است و این گونه دعاوی حتی در شورای حل اختلاف قابل طرح نیست. توافق طرفین

 

 

 

 

 

مدارک لازم برای صدور گواهی انحصار وراثت چیست؟

1- گواهی فوت متوفی صادره از اداره ثبت احوال

 

2- کپی شناسنامه ورثه

 

3- رونوشت قرارداد همسر متوفی

 

4- فرم مبایعه نامه مبنی بر انحصار وراث به اشخاص مذکور

 

5- گواهی تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارث به اداره امور اقتصادی و دارایی آخرین محل سکونت متوفی. در این مرحله فقط مشخصات متوفی و ​​اموال وی به صورت ویژه به اداره دارایی اعلام می شود و نیازی به پرداخت مالیات نیست.

 

 پس از تنظیم این اسناد و ارائه آن توسط وراث به شورای حل اختلاف، این شورا نسبت به صدور گواهی محدودیت وراثت اقدام می کند.

گواهی محدودیت وراثت با دادخواستی که به شورای حل اختلاف تقدیم می شود و با انجام تشریفاتی که در قانون عرفی پیش بینی شده است صادر می شود.

 

مراحل بعد از تقدیم دادخواست چگونه است؟

دادگاه پس از رسیدگی به مدارک مربوطه درخواست وی را یکبار در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار یا محلی به هزینه متقاضی درج می نماید. پس از گذشت یک ماه از تاریخ انتشار آگهی در صورت عدم اعتراض بدون تشکیل جلسه دادرسی و دعوت از وراث گواهی انحصار وراثت صادر می کند که مشخصات و تعداد وراث و نسبت آنها را نشان دهد. با متوفی و ​​سهم آنها از ترکه.

 

صدور گواهی حصر وراثت به این معنی است که وراث متوفی منحصر به افرادی است که نام آنها در این گواهی ذکر شده است.

 

اگر شخصی به گواهی صادره اعتراض داشته باشد می تواند اعتراض خود را اعلام کند، مثلاً یکی از وراث اعتراض کند که نام او در گواهی ذکر نشده است. همچنین ممکن است وصی (کسی که وصیت به نفع او شده است) از معترضین به گواهی انحصار وراثت باشد.

 

 در رابطه با ارث زوجه باید گفت که در گذشته زوجه بدون توجه به ارزش و قیمت آن از اموال غیرمنقول مانند زمین ارث نمی برد و طبیعتاً در گواهی انحصار وراثت منعکس می شد که زوجه یکی را ارث می برد. -یک چهارم یا یک هشتم اموال منقول حسب مورد. وی بیان کرد: این در حالی است که با اصلاح قانون مدنی که بر اساس آن زوجه نیز از قیمت اموال غیرمنقول ارث می برد، طبیعتا این موضوع در گواهی حصر وراثت نیز منعکس می شود.

 

یکی از مشکلات عملی فرآیند انحصار وراثت این است که اگر یکی از وراث همکاری نکند و مثلا مدارک مورد نیاز را به ورثه ای که می خواهد انحصار وراثت را درخواست کند ارائه نکند، برای انحصار وراثت مشکل ایجاد می کند. درخواست کننده. تبدیل شد. با توجه به اینکه باید از ثبت احوال استعلام شود و تشریفات این اقدام نیز زمان بر است.

 

 بدیهی است که اگر این مراحل به وکیل و کارشناسان سپرده شود، زمان کوتاه تری برای تکمیل مراحل لازم است و کار با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت.

وکیل جرم خیانت در امانت

۲۴ بازديد

 



وکیل جرم خیانت در امانت
تعریف جرم خیانت در امانت این است: هر گاه مال منقول یا غیرمنقول یا نوشته هایی مانند سفته، چک، برات و غیره به عنوان اجاره یا امانت یا رهن یا برای وکالت یا هر کار با اجرت یا بدون اجرت به شخصی داده شود. و بر این اساس بوده است که اشیاء مذکور برگردانده می شود یا به منظوری مورد استفاده قرار می گیرد و شخصی که آن اشیاء را داشته به ضرر صاحب یا متصرف آنها استفاده می کند یا از بین می برد یا از بین می رود. ارکان جرم خیانت در امانت:
 
 
عنصر حقوقی:
در تعریف جرم کلاهبرداری ماده 674 ق.م.ا و سایر قوانین متفرقه مورد بحث قرار گرفت.
 
 
 
 
عنصر مادی:
خیانت در امانت با انجام یکی از چهار عمل مثبت تحقق می یابد: استفاده، تملک، از بین بردن یا از دست دادن مال امانت.
 
 
 
 
عنصر روانی:
از دو جزء تشکیل شده است: بد نیت عام و بد ایمان خاص.
 
 
 
 
بد نیت عمومی:
سوء نیت رایج مربوط به جزء اول عنصر مادی یعنی فعل فیزیکی متهم است و عبارت است از: قصد در ارتکاب فعل جسمانی یعنی متهم باید یکی از چهار عمل را انجام دهد: «تصرف». "، "ضایعات"، "از دست رفته". «یا» استفاده از مال عاریه را عمداً و با عمد و اراده و نه تحت تأثیر مستی، خواب طبیعی یا مصنوعی یا از روی بی احتیاطی انجام داده است.
 
 
 
 
سوء نیت خاص:
نیت بد خاص این است که مرتکب این اعمال را به قصد دستیابی به جزء سوم عنصر مادی که همان عنصر نتیجه است انجام داده باشد. یعنی قصد متهم از ارتکاب عمل مجرمانه صدمه زدن به مالک یا متصرف مال است.
 
در صورت جمع سه عنصر فوق جرم خیانت در امانت واقع شده است که قانونگذار برای آن مجازات در نظر گرفته است.
 
 
 
 
 
 
 
مجازات خیانت در امانت:
مجازات اصلی:
حبس از شش ماه تا سه سال.
 
 
 
 
مجازات های اضافی و اضافی:
با توجه به کیفری بودن جرم خیانت در امانت، مجازات های ثانویه و تکمیلی بسیاری را می توان برای محکومان خیانت در امانت اعمال کرد.

الزامات حقوقی سرمایه گذاری خارجی در ایران 2

۲۴ بازديد

 



که در بندهای الف و ب ماده 3 قانون فوق الذکر و آیین نامه اجرایی آن، روش های پذیرش سرمایه گذاری خارجی مبتنی بر پذیرش سرمایه گذاری خارجی یا پذیرش سرمایه گذار خارجی در چارچوب قراردادهای قراردادی با روش های مختلف ساخت، بهره برداری، انتقال، متقابل است. فروش و مشارکت مدنی دیده می شود

 

همچنین در ماده 4 قانون فوق الذکر و اساسنامه آن سرمایه گذاری دولت یا دولت های خارجی در ایران منوط به تصویب شورای اسلامی است و بر اساس مواد 5 و 6 قانون فوق الذکر موضوع سرمایه گذاری خارجی می باشد. فقط زیر نظر سازمان سرمایه گذاری و با مدیریت هیاتی به نام هیات سرمایه گذاری خارجی و به ریاست معاون وزیر اقتصاد و دارایی که پاسخگوی درخواست ها است سرمایه گذاری سازمان مذکور باید درخواست سرمایه گذاری را به همراه خود ارائه کند. ظرف پانزده روز پس از بررسی های مقدماتی به هیأت مذکور نظر داده و هیأت مذکور باید حداکثر ظرف مدت یک ماه تصمیم نهایی خود را در خصوص درخواست سرمایه گذاری خارجی کتباً اعلام کند.

 

از نظر نحوه سرمایه گذاری و پوشش حمایتی، طبق مواد ذیل قانون فوق و آیین نامه آن، سرمایه گذاری و ویژگی ها و امکانات مربوط به آن به دو قسمت الف) ویژگی ها و امکانات مشترک و در قسمت ب) تقسیم می شود. ویژگی ها و تسهیلات ویژه که در قسمت الف) تسهیلات مشترک مذکور در ماده قانونی فوق الذکر و آئین نامه آن که دارای 6 بند است به همان رفتار با سرمایه گذاران خارجی با سرمایه گذاران داخلی و ورود وجه نقد و سرمایه غیر نقدی توسط سرمایه گذاران خارجی، اخذ مجوز سرمایه گذاری در کشور الزامی است. کافی است حجم سرمایه گذاری خارجی در هر مورد مشمول هیچ گونه محدودیتی نباشد و سرمایه خارجی در مقابل ملی شدن و سلب مالکیت تضمین شود و سرمایه گذار خارجی حق دریافت غرامت در صورت ایجاد شرایط مذکور و انصراف را دارد. اصل سرمایه، سود و منافع حاصل از استفاده سرمایه گذار از سرمایه گذاری خارجی در کشور به صورت ارزی و حسب مورد به صورت کالا از طریق مجوز سرمایه گذاری و آزادی صادرات امکان پذیر است. کالاهای تولیدی بنگاه اقتصادی سرمایه‌گذار دارای ضمانت بوده و در صورت ممنوعیت صادرات، کالاهای ساخت داخل فروش انجام شده و وجوه حاصل از آن از طریق شبکه رسمی پولی کشور به خارج از کشور منتقل می‌شود.

 

یکی از نکات حقوقی قابل توجه در قانون مذکور نحوه حل و فصل اختلافات دولت و سرمایه گذاران خارجی است که بر اساس ماده 19 قانون مذکور، در صورت عدم حل اختلاف از طریق مذاکره دوجانبه، رسیدگی به دعاوی مورد اختلاف در صلاحیت دادگاه های داخلی ایران است. موضوع، مگر اینکه در قرارداد سرمایه گذاری دوجانبه بین دولت ایران و دولت سرمایه گذار خارجی، روش دیگری برای حل اختلاف توافق شده باشد.

 

امروزه تجربه عملی نشان داده است که با توجه به گستردگی روزافزون تجارت جهانی و توجه به مجموعه مقررات بین المللی حاکم بر روابط تجاری و اقتصادی بین دولت ها و بنگاه های اقتصادی بزرگ جهان و از یک سو توجه به اصول و امتیازاتی که کشورها برای تشویق و ترغیب به سرمایه‌گذاری در یک کشور به بخش‌های دولتی یا خصوصی سایر کشورهای خارجی اعطا می‌کنند، از این نظر معمولاً تمایلی برای پذیرش حاکمیت دادگاه‌های داخلی برای دولت‌ها یا سرمایه‌گذاران خارجی وجود ندارد. کشور سرمایه‌گذار در مورد اختلافات ناشی از سرمایه‌گذاری خارجی، و عمدتاً و ترجیحاً در قراردادها و قراردادها، سرمایه‌گذاران خارجی صلاحیت قضایی را می‌پذیرند.مراجع حل اختلاف بین المللی یا صلاحیت دادگاه های کشور ثالث برای حل و فصل اختلافات.

 

در قانون حمایت و تشویق سرمایه گذاری خارجی ایران مصوب 1389، علیرغم کاستی ها و عدم تطابق مفاد آن با برخی مقررات و سایر قراردادهای سرمایه گذاری بین سایر کشورها در سطح منطقه ای یا بین المللی، اما در مجموع شرایط مناسب و امکان سرمایه گذاری خارجی وجود دارد. برای اشخاص حقیقی یا حقیقی یا حقوقی و ایرانیان خارج از کشور و انواع پوشش های حمایتی به طرق مختلف و تضمین ها برای سرمایه گذاران خارجی ایجاد شده و فرصت های سرمایه گذاری زیادی در زمینه های اقتصادی برای آنها پیش بینی شده است. ،

 

اگرچه امروزه در نظام اقتصادی جهان، تشویق و حمایت داخلی کشورها از موضوع سرمایه گذاری خارجی اجتناب ناپذیر است و به طور متوالی در تمامی دور مذاکرات تجاری و قوانین و مقررات سازمان تجارت جهانی (WTO) تاکید می شود که از طریق سرمایه‌گذاری خارجی و با انعقاد قرارداد نامه‌های دوجانبه منافع طرف‌های سرمایه‌گذاری خارجی را تضمین کرده و در قراردادهای مذکور ضمن تضمین امنیت سرمایه‌گذاری خارجی، شرایط و محدودیت‌های آن در داخل کشور سرمایه‌گذار مشخص شود.

 

سازمان تجارت جهانی بیش از 150 عضو دارد که بیش از 97 درصد تجارت جهانی را در اختیار دارند و تقریباً کل تجارت جهانی را در بر می گیرد و امروزه قوانین و مقررات آن سازمان عملاً به قانون اساسی تجارت جهانی در کمتر از 30 کشور تبدیل شده است. جهان از جمله ایران که دارای عضویت ناظر در سازمان مذکور است، در حال عضویت در این سازمان است و البته با توجه به یکپارچگی موضوع تجارت جهانی و تجمع اجتناب ناپذیر همه کشورهای جهان در مقوله تجارت جهانی و اجتناب ناپذیر بودن پیوستن ایران به این سازمان. سازمان و لزوم رعایت مقررات و الزامات سازمان مذکور در فرآیند الحاق که شامل یکسان سازی قوانین و مقررات تجاری و اقتصادی و اصلاح مقررات مربوط به پذیرش سرمایه گذاری خارجی در داخل کشور می باشد، همگی می باشد. مستلزم آن است که از این پس در مراحل تصویب و اجرا و پذیرش سرمایه گذاری خارجی در کشور طبق مقررات سازمان تجارت جهانی و مفاد موافقتنامه اقدامات سرمایه گذاری مرتبط با تجارت (تریم) لحاظ شود. سازمان مذکور در امر قانونگذاری و پذیرش سرمایه گذاری خارجی رعایت شود.

الزامات حقوقی سرمایه گذاری خارجی در ایران

۲۶ بازديد

 



الزامات قانونی سرمایه گذاری خارجی در ایران

سرمایه گذاری خارجی یکی از عوامل اصلی پیوند نظام اقتصادی و اقتصاد داخلی کشورها و به ویژه دلیل پیوند اقتصاد کشورهای در حال توسعه یا در حال رشد با اقتصاد کشورهای توسعه یافته و اقتصاد جهان در سرمایه گذاری خارجی با انتقال مستقیم یا غیرمستقیم سرمایه، فناوری، تخصص و مدیریت، زمینه حضور این گونه کشورهای سرمایه دوست و در حال توسعه را در اقتصاد و تجارت جهانی تقویت خواهد کرد. سرمایه گذاری خارجی

امروزه به منظور جذب سرمایه و فراهم نمودن شرایط سرمایه گذاری خارجی، پس از انجام مطالعات جامع اقتصادی و ایجاد بسترهای لازم، شرایط ورود این نوع سرمایه گذاری به کشور پذیرفته شده و علیرغم داشتن مدل نظام اقتصادی مشخص، هر کشور دارای تأثیر اجتناب ناپذیر شرایط و عوامل جهانی و همچنین مواجهه با چالش های ناشی از بازتاب های منفی اقتصاد سایر کشورهای همسایه در سطح منطقه ای و قاره ای در نظام اقتصادی خود است.

 

در شرایط کنونی جهان، موضوع سرمایه گذاری خارجی یکی از شاخص های مهم روند جهانی شدن اقتصاد و عامل رشد و توسعه تجارت بین المللی در سطح جهانی است و اهمیت این پدیده مالی در حوزه اقتصاد و تجارت بین‌الملل در بسیاری از کشورهای در حال توسعه زمانی آشکار می‌شود که این کشورها به دلایلی از کمبود منابع مالی و پولی داخلی خود رنج می‌برند و به ناچار تصمیم به جذب سرمایه‌های خارجی به اشکال مختلف و یا استفاده از منابع خارجی برای اجرا می‌کنند. ادامه برنامه های توسعه اقتصادی و تجاری کشورشان.

 

موضوع جذب سرمایه و حضور سرمایه گذاران خارجی در قالب اشخاص حقیقی یا حقیقی یا حقوقی در کشور آثار و نگرانی های مثبت یا منفی داشته است که علاوه بر جلب توجه و توجه ویژه اقتصاددانان و قانونگذاران، موجب شده است. باعث شد موضوع مذکور مورد بحث سایر گروه ها و نهادها قرار گیرد. جامعه علمی مانند سیاستمداران و فعالان عرصه اقتصاد باید مورد نقد و ارزیابی قرار گیرند و همچنین در حوزه تجارت بین الملل نیز این موضوع از نظر الزامات قانونی همواره تخصصی و مورد بررسی حقوقدانان این حوزه است.

 

در کشور ما پس از تصویب قانون جذب و حمایت از سرمایه گذاری خارجی در 7 ماده و 2 تبصره مورخ 7.9. با تصمیم هیأت مربوطه به آنها اجازه داده شد سرمایه خود را به صورت نقد، کارخانه، ماشین آلات و قطعات آنها و ثبت اختراعات و خدمات تخصصی و نظایر آن به منظور ساخت و ساز و شهرک سازی و فعالیت های تولیدی اعم از صنعتی، معدنی، کشاورزی و غیره وارد کنند. حمل و نقل. و از تسهیلات مندرج در ماده 3 قانون فوق الذکر که شامل حمایت قانونی از سرمایه و مزایای ناشی از استفاده از سرمایه مذکور و کلیه حقوق و معافیت ها و کلیه تسهیلات در نظر گرفته شده برای سرمایه و بنگاه های تولیدی خصوصی داخلی می باشد و در در صورت سلب مالکیت با رعایت شرایط جبران خسارت وارده توسط دولت تضمین شده بود و یکی از نکات قابل توجه در قانون مذکور به شرح تبصره 2 ماده 3 فقدان حق انتقال بود. سهام و منافع سرمایه گذاران خارجی به دولت های متبوع خود یا سایر دولت ها و همچنین به شرح ماده 6. قانون تنظیم سرمایه گذاری مختص آن است که دز از جمله مؤسسات و اتباع کشورهای خارجی بوده که در کشور آنها تسهیلات متقابل نیز ارائه شده است. برای اتباع و مؤسسات ایرانی که در صحنه تجارت بین‌الملل بیانگر رفتار متقابل یا معامله ای که حاصل مذاکرات دوره ای سازمان تجارت جهانی (GAT) است. ) کند بوده است

 

ناگفته نماند قانون مذکور از زمان اجرای آن در سال 1335 و تا زمان تصویب قانون حمایت و تشویق سرمایه گذاری خارجی در ایران در سال 1380 مورد توجه دولت های قبل و بعد از انقلاب بوده و همواره مورد توجه دولت های خارجی بوده است. روابط اقتصادی و تجاری است.

 

بر اساس این قانون ده‌ها تصویب نامه و قرارداد و مجوز مشارکت از سوی دولت برای شرکت‌های خارجی برای سرمایه‌گذاری و تولید کالا با شرکت‌های ایرانی در ایران صادر شد.

 

همچنین در برخی قوانین و برنامه های دیگر از جمله تصویب پنج برنامه کلی سیاست های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور تا کنون و با تنظیم سند چشم انداز دوره ای 20 ساله کشور و به ویژه توجه به قانون. نحوه اداره مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران مصوب 1371 و آیین نامه اجرایی آن و سایر مقررات قانونی از جمله مقرراتورود و اقامت اتباع خارجی در مناطق آزاد تجاری و صنعتی یا در مجموعه مقررات صادرات، واردات و گمرک در مناطق آزاد یا در ضوابط ثبت شرکت ها و املاک صنعتی و معنوی در مناطق آزاد مذکور یا در آیین نامه تاسیس و عملیات بیمه و نحوه انجام معاملات بیمه ای و اتکایی در مناطق آزاد تجاری و صنعتی و یا در سایر مقررات موجود مربوطه و همچنین در سایر قراردادهای دوجانبه، مجوز سرمایه گذاری خارجی و اجرای آن در ایران پیش بینی شده و تا مرحله اجرا می باشد. رسید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قانون حمایت و تشویق سرمایه گذاران خارجی در ایران

با تصویب قانون حمایت و تشویق سرمایه‌گذاری خارجی در ایران، مصوب 28 اسفند 1396 و آیین‌نامه اجرایی آن، اشکال و روش‌های سرمایه‌گذاری خارجی و ضوابط پذیرش آن سرمایه‌گذاری در قلمرو کشور پس از آن به تصویب رسید. انقلاب مشخص شد و امکانات و حمایت های قانونی لازم برای آن سرمایه گذاری مشخص شد. تبدیل شد

بررسی جرم کلاهبرداری و انتقال مال غیر

۲۵ بازديد

 



رسیدگی به جرم کلاهبرداری و انتقال مال غیر

فروش مال دیگر یکی از اشکال متقلبانه تجاوز به حق مالکیت و مال محسوب می شود. عمل مرتکب در این جرم انتقال قانونی مال متعلق به دیگری است که در قالب معامله موجب انتقال عین یا منفعت می شود و در نتیجه بسته به اینکه مرتکب جرم باشد یا خیر. انتقال دهنده یا انتقال گیرنده را می توان به عنوان عامل یا معامله نام برد. و بر این اساس ممکن است عناوین مختلف قانونی مانند فروشنده، مشتری، موجر، مستأجر، مادی، مصالحه کننده را به خود اختصاص دهد. جرم انتقال مال به دیگری

جرم انتقال مال غیر کیفری، جرم الزام آور است که نتیجه آن به صورت ضرر مالی تجلی می یابد; در این جرم خسارات احتمالی دخیل است نه خسارات واقعی، زیرا طبق قانون، تصرف فیزیکی در مال مورد انتقال شرط تحقق جرم نیست، بلکه صرف معامله و انتقال قانونی مال است. منجر به خسارات احتمالی می شود، برای تحقق جرم انتقال مال کافی نیست.

 

اما این نتیجه یعنی ضرر احتمالی باید ناشی از عمل مرتکب باشد تا این جرم محقق شود و این عمل از روی سوء نیت باشد.

 

در این جرم انتقال دهنده بدون اینکه مالک مال باشد یا مجوز قانونی برای انتقال مال داشته باشد، به دروغ و متقلبانه خود را مالک معرفی کرده یا دارای اختیار قانونی است و به قصد ایجاد ضرر مال دیگری را منتقل می کند.

در واقع جرم انتقال مال یکی از اشکال خاص کلاهبرداری است و در طبقه بندی جرایم برحسب موضوع جزء جرایم علیه مال محسوب می شود. هر چند نقل و انتقال اموال غیر منقول شامل اموال منقول و غیرمنقول است، اما مهم ترین نوع آن در مواردی است که مال مورد نظر، مال غیر منقول باشد.

 

 

 

 

مجازات انتقال و فروش مال غیر

ماده 1 قانون تعزیرات در مورد نقل و انتقال مال غیرمصوب در 14 فروردین 1308 می گوید: شخصی که مال دیگری را با علم به اینکه مال دیگری است به نحوی عیناً یا منفعت بدون مجوز قانونی انتقال دهد کلاهبردار محسوب می شود.

 

به موجب رأی وحدت رویه مورخ 1/9/594 هیأت عمومی دیوان عالی کشور به موجب ابطال ماده 238 قانون مجازات عمومی فعلاً مرتکب به استناد ماده 1 قانون تشدید مجازات. ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام مجازات می شود.

 

مجازات این جرم حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل وجه جمع‌آوری شده و استرداد مال به صاحب آن است. قانونگذار انتقال گیرنده ای را که در حین معامله از عدم مالکیت انتقال دهنده آگاه است، نایب می داند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرجع صالح برای تعقیب و رسیدگی به کلاهبرداری - انتقال مال غیر

اساساً دادسرای عمومی و انقلاب مرجع صالح برای تعقیب عاملان این جرم است و باید به دادسرا شکایت کرد که جرم فروش یا انتقال مال دیگری در حوزه قضایی آن واقع شده است.

 

ممکن است ملک در حوزه قضایی تهران باشد اما عمل فروش و انتقال در حوزه قضایی زاهدان صورت گرفته است که در این صورت مرجع صالح برای تعقیب متهم، دادسرای عمومی و انقلاب زاهدان است.

 

لذا دادسرای عمومی و انقلاب در محل وقوع جرم صلاحیت رسیدگی به این جرم را دارد و محل سکونت متهم و محل فعلی وی در رسیدگی مؤثر نیست و در صورتی که متهم باشد. یک فراری است، دادستانی می تواند او را هر لحظه پیدا کند. و چنانچه به هر دلیلی جذب متهم مقدور نباشد، دادسرا با دریافت شکایت شاکی و بررسی دلایل و احراز اتهام متهم فراری با تنظیم کیفرخواست، متهم را به محاکمه می‌برد و دادگاه او را غیابی قضاوت خواهد کرد. محاکمه می کند و حتی مالباخته می تواند در اموال متهم توقیف کند و برای این کار با ارائه درخواست به دادسرا یا دادگاه، اموال متهم بدون اعتراض توقیف می شود.

قرار کفالت و بازداشت موقت 2

۲۴ بازديد

 



مزایای بازداشت موقت

گاهی می توان از قرار بازداشت موقت به عنوان اقدامی حمایتی برای نجات جان متهم استفاده کرد. در اتهامات سنگینی مانند قتل، ممکن است قصد انتقام وجود داشته باشد یا متهم تصمیم به خودکشی بگیرد که در این صورت بازداشت موقت متهم به عنوان اقدام حمایتی تلقی می شود.

یعنی از طریق این دستور سعی می شود از خودکشی یا آسیب رساندن متهم به دیگران جلوگیری شود. مزیت دیگر دستور بازداشت موقت این است که عموماً راه فرار متهم را از بین می برد و ترس از تبانی را از بین می برد، یعنی مانع از تبانی متهم با سایر متهمان، شرکا و شهود می شود.

 ضمانت نامه

در بند ج ماده 132 قانون آیین دادرسی کیفری قراری تحت عنوان قرار کفالت پیش بینی شده است. کلمه ضمان از حقوق شهروندی وارد آیین دادرسی کیفری شده است. در قانون مدنی، زمانی که شخصی به شخص دیگری متعهد می شود که شخص ثالثی را برای انجام کاری در دفترخانه معرفی کندمدت زمان، به این عقد ضمانت گفته می شود.

در این صورت ضمانت اجرایی تعیین می شود که در صورت عدم معرفی شخص دیگری در مهلت تعیین شده باید مبلغی را به عنوان خسارت پرداخت کند. این موضوع توسط قانونگذار در فصل شانزدهم قانون مدنی و به موجب ماده ۷۳۴ این قانون مقرر شده است.

این موضوع حقوقی توسط قانونگذار وارد آیین دادرسی کیفری شد که در بند ج ماده 132 قانون آیین دادرسی کیفری به آن اشاره شده است. پس از تعهد حضور با قول شرف و تعهد به تعیین میزان تعهد، قرار کفالت سومین نوع قراری است که در آیین دادرسی کیفری ذکر شده است.

پس از طرح اتهام، قاضی باید قرار حضور متهم را در هر زمانی صادر کند. قرارداد ضمانت سومین نوع قرارداد تامین است.

یعنی در قراردادهای تعهد قاضی تعهد به حضور متهم را می پذیرد اما در برخی از جرائم که مجازات کمی شدیدتر است تعهد متهم را نمی پذیرد بلکه می گوید باید شخص ثالثی را معرفی کند تا او می تواند متعهد به احضار متهم توسط دادگاه شود. به دادگاه معرفی شد.

اگر متهم اگر شخص ثالث حضور داشته باشد و قاضی نیز اهلیت او را احراز کند، یعنی بداند در صورت عدم حضور متهم می تواند مثلاً 20 میلیون تومان یا 10 میلیون تومان بپردازد. به عنوان ضمانت اجرایی، تعهد شخص ثالث را می پذیرد.

قاضی در هنگام صدور قرار کفالت اتهامات را برای متهم توضیح می دهد و قرار تامین را صادر می کند. وقتی قرار ضامن صادر می شود، موضوع از دو حالت خارج نمی شود، یا متهم یک نفر را به عنوان ضامن معرفی می کند یا یک نفر را معرفی نمی کند.

اگر متهم توانست فردی را به عنوان ضامن معرفی کند که قاضی هم قبول کرده باشد یعنی قاضی کفایت او را تایید کند، قاضی مجدداً دستور دیگری صادر می کند. یعنی در تعیین کفیل دو حکم صادر می شود که اولی تعیین کفیل و دیگری قرار قبولی کفیل است.

 

 

 

 

قبول ضمان بین قاضی و کفیل

در واقع از نظر انطباق با قانون مدنی تعیین ضامن توافقی و قرار قبولی کفیل عقدی است و قرار قبولی کفیل بین قاضی و کفیل و کفیل منعقد می شود. یعنی متهم نقشی در آن ندارد.

 در آیین دادرسی کیفری رضایت متهم ضروری نبوده و تأثیری در قرارداد ندارد. به موجب عقد ضمان، ضامن متعهد می شود که تا پایان رسیدگی و اجرای حکم، هر گاه قاضی درخواست کند، متهم را به قاضی معرفی کند.

چنانچه کفیل ظرف 20 روز پس از عدم حضور متهم، متهم را نزد قاضی حاضر نکند، بازپرس موضوع را به دادستان گزارش می‌کند و دادستان دستور وصول وثیقه را به بازپرس می‌دهد.

در این صوت قرار وصول وثیقه مقرر در ماده 140 قانون آیین دادرسی کیفری به مکفول ابلاغ می شود و کفیل حق دارد ظرف 10 روز پس از این تاریخ به این قرار دادستان اعتراض کند. به اعتراض در دادگاه عمومی یا انقلاب رسیدگی شده و رأی دادگاه قطعی است. است.

اما در صورت عدم ارائه ضامن از سوی متهم، به دستور بازپرس، متهم به زندان منتقل می شود و تا زمانی که کفیل ارائه نکند در زندان می ماند. در جرائمی که در صلاحیت دادگاه کیفری استان می باشد، چنانچه 4 ماه از دستگیری متهمی که به دلیل عدم ارائه کفیل دستگیر شده است گذشته باشد، بازپرس مکلف است نسبت به اخذ کفیل تصمیم گیری کند. و برای دادستان ارسال کنید. در صلاحیت دادگاه کیفری استان نیست، پس از دو ماه تکلیف برای قبولی یا عدم پذیرش آن توسط بازپرس ایجاد می شود.

قرار کفالت و بازداشت موقت

۲۴ بازديد

 

حکم وثیقه و بازداشت موقت

دستور، تصمیم قضایی است که در تحقیقات مقدماتی و در مقام انجام تحقیقات و در موارد استثنایی در جریان دادرسی و رسیدگی دادگاه از مرجع صالح قضایی صادر می شود. این تصمیم ممکن است ناظر به متهم، اشخاص دیگر یا اشیا و اموال آنها باشد. تصمیم، تصمیم دادگاه در امر داوری است که برای دعوا و خصومت به طور کلی یا بعضاً تعیین کننده نیست. ما در حال بررسی اتهامات جنایی هستیم.

 

قرار بازداشت موقت

این حکم شدیدترین حکمی است که منجر به دستگیری متهم می شود. بازداشت موقت می تواند تا مرحله صدور و اجرای حکم ادامه داشته باشد. این دستور هم در دادسرا و هم در دادگاه صادر می شود و به اجبار منجر به دستگیری متهم می شود.

قرار بازداشت موقت در دادگاه و مرحله تحقیقات مقدماتی توسط بازپرس، دادیار و احیاناً دادستان و همچنین در دادگاه توسط رئیس دادگاه یا قاضی علی البدل قابل صدور است.

به عبارت دیگر، این قرار علاوه بر مرحله تحقیقات مقدماتی، ممکن است در مرحله رسیدگی نیز صادر شود و حتی در مرحله تجدیدنظر از سوی قاضی تجدیدنظر صادر شود.

 

 

شرایط صدور قرار بازداشت موقت

قانونگذار به دو صورت با قرار بازداشت موقت برخورد کرده است که در برخی موارد آن را جایز یا به عبارت دیگر اختیاری دانسته و مواردی را تعیین کرده و به قاضی اختیار داده است که در این موارد قرار بازداشت موقت صادر کند.

 موارد مباح یا اختیاری در ماده 32 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1357 و موارد الزامی در ماده 35 این قانون بیان شده است. صدور قرار بازداشت موقت در مواردی الزامی است به این معنا که قانون اختیار را از قاضی گرفته و او را مکلف کرده است. برای صدور قرار بازداشت موقت

 در واقع در این موارد اجباری به شرط عدم تجاوز از حداقل مجازات تعیین شده، قرار بازداشت موقت تا صدور حکم بدوی قابل تمدید است و در مواردی که قرار بازداشت موقت اختیاری است، مادام العمر این قرار است. نباید بیشتر از حداقل مجازات جرم باشد.

 

 

قرار بازداشت موقت، حکم استثنایی

قرار بازداشت موقت از آنجایی که دستور رایج و متداول نیست، استثنایی تلقی می شود و همانطور که موارد صدور این قرار در قانون محدود شده است، در موارد محدود و استثنایی نیز در مراجع قضایی رسیدگی می شود. روش.

در واقع بازداشت موقت مرز بین حقوق و آزادی های فردی و حقوق جامعه است، زیرا حق آزادی متهم را سلب می کند. در واقع در صورت صدور این دستور آزادی متهمی سلب می شود که جرم او هنوز ثابت نشده است.

همچنین به نظر می رسد همانطور که قرار بازداشت موقت قهرا آزادی متهم را سلب می کند، به حق دفاع از خود نیز لطمه می زند، زیرا وقتی آزادی متهم سلب می شود، اگر بخواهد مقدمات دفاع از خود را فراهم کند، حق دارد. برای انجام این کار. موضوع بسته است به همین دلیل این موضوع به حق دفاع متهم لطمه می زند و او را بلاتکلیف نگه می دارد.

چنین فردی همیشه منتظر تصمیم برای آزادی خود است. البته این احتمال وجود دارد که قرارهای دیگر نیز منجر به سلب آزادی افراد شود، مثلا قرار وثیقه یا قرار ضمان، در صورتی که فرد نتواند ضامن ارائه کند یا نتواند وثیقه را تودیع کند، می تواند منجر به محرومیت شود. از آزادی متهم

اما در این قرارها متهم می تواند با معرفی کفیل یا تودیع وثیقه آزاد شود یعنی با معرفی کفیل و تودیع وثیقه دلایل آزادی خود را ارائه کند. اما در قرار بازداشت موقت متهم هیچ نقشی در بازداشت وی ندارد و تنها این قاضی باید در مورد آزادی وی تصمیم گیری کند.