مراحل رسیدگی به شکایت کیفری و جرایم در دادسرا

۲۶ بازديد

 



رسیدگی به شکایات کیفری و جرایم در دادسرا

منظور از شکایت کیفری، اعلام جرم و درخواست تحقیق و تعقیب مجرم است. دعوای کیفری نیز مربوط به عملی است که دادگاه برای آن مجازات تعیین می کند. متهم خوانده می شود و موضوع پرونده نیز اتهام نامیده می شود. مرجع صالح در رسیدگی به شکایت کیفری

 اصولاً در جرایم عمومی مرجع صالح برای شروع رسیدگی، رسیدگی و تعقیب جرایم، دادسرا محل وقوع جرم است. جنایات رایج حقیقت دارند.

 

برای طرح شکایت ابتدا باید به دادسرا مراجعه کرد و در صورت بسته بودن در موارد فوریت یا مشهود بودن جرم به نیروی انتظامی محل وقوع جرم.

 

طبق ماده 71 قانون آیین دادرسی کیفری، قضات و ضابطان دادگستری مکلفند شکایات کتبی یا شفاهی را همیشه قبول کنند.

 

شکایت شفاهی در گزارش جلسه ثبت می شود و به امضای شاکی می رسد. در صورتی که شاکی قادر به امضاء نباشد یا سواد نداشته باشد، موضوع در گزارش جلسه قید و انطباق شکایت شفاهی با مندرجات صورتجلسه تایید می شود.

 

به طور کلی در شکایت کیفری ابتدا باید به دادسرا مراجعه کرد و پس از انجام تحقیقات در کلانتری و دادسرا برای رسیدگی به دادگاه ارسال می شود. برای دعوت طرف شکایت کیفری یا متهم به دادگاه، برگه ای به نام احضاریه برای وی ارسال می شود و در صورت عدم حضور و عدم معرفی در موعد مقرر به مرجع قضایی معرفی می شود. قدرت.

 

 

 

 

 

 

تنظیم شکایت کیفری در دادگاه

1- شکایت شاکی

2- دستور انجام تحقیقات در رابطه با ارتکاب جرم متهم توسط دادستان

3- تحقیق از متهم و جرم ارتکابی توسط بازپرس

4- در صورت مشاهده وقوع جرم توسط بازپرس بلافاصله به دادستان اطلاع می دهد و در صورت ارجاع دادستان به تحقیقات ادامه می دهد.

5- همکاری پلیس با بازپرس برای کشف حقیقت

6- احضار متهم و دستگیری وی در صورت عدم حضور در بازپرس

7- تفهیم اتهام یا اطلاع متهم از موضوع پرونده

8- ختم تحقیقات بازپرس و صدور قرار از سوی وی ( حسب مورد یکی از این موارد: قرار منع تعقیب یا قرار موقوفی تعقیب یا قرار به دادرسی)

9- در صورت موافقت دادستان با احضار، با صدور کیفرخواست از شعبه بازپرسی، پرونده را به دادگاه کیفری ارسال می کند.

10- شروع رسیدگی در دادگاه کیفری

11- بررسی کامل بودن یا نبودن تحقیقات توسط قاضی. در صورت کامل نشدن تحقیقات، قاضی پرونده را برای تکمیل تحقیقات به دادسرا اعاده می کند. همچنین قاضی صلاحیت دادگاه را بررسی و در صورت عدم صلاحیت، حکم سلب صلاحیت صادر می کند.

12- تعیین وقت استماع

13- ابلاغ وقت رسیدگی به طرفین

14- حضور طرفین در جلسه دادرسی

15- استماع اظهارات دادستان یا نماینده وی در دفاع از کیفرخواست و همچنین استماع اظهارات شهود و کارشناسان معرفی شده از سوی دادستان.

16- استماع اظهارات شاکی خصوصی و وکیل وی

17- استماع شهادت شهود یا اظهارات کارشناسی ارائه شده توسط شاکی.

18- تحقیق از متهم در قبول اتهام یا عدم قبول اتهام.

19- استماع اظهارات متهم و شهود خبره معرفی شده توسط متهم یا وکیل وی.

20- بررسی ابزار و آلات جرم و استماع اظهارات وکیل متهم.

21- رسیدگی به دلایل جدیدی که توسط متهم یا وکیل وی به دادگاه ارائه می شود.

22- دادگاه پس از استماع شهادت شهود هر یک از طرفین دعوی، به طرف مقابل اجازه طرح سؤال از شاهد را می دهد.

23- در صورتی که پرونده متهم اصلی، معاون و همدست باشد و همگی حاضر باشند، تحقیقات از متهم اصلی شروع می شود.

24- در صورت تعدد متهمان پرونده در صورت عدم دسترسی به یک یا چند نفر از آنها، دادگاه نسبت به متهمان حاضر پرونده را تفکیک و تعیین تکلیف و در مواردی که غایب باشد رسیدگی می کند. امکان ادامه غیابی غیابی اقدام می کند و در غیر این صورت پرونده را مفتوح نگه می دارد.

25- قاضی پس از استماع اظهارات و استدلالات و دفاعیات طرفین رأی را صادر می کند و در این مرحله رسیدگی کیفری در دادسرا و دادگاه کیفری اول خاتمه می یابد.

26- محکوم له حسب مورد می تواند به صورت واخواهی، تجدیدنظر یا اعاده دادرسی به رأی صادره اعتراض کند.

تعریف، ویژگی ها و قواعد خسارت ناشی از عدم النفع

۲۶ بازديد

 



تعریف، خصوصیات و قواعد خسارت ناشی از عدم انتفاع

آسیبی که به شخص وارد می شود ممکن است مادی یا معنوی باشد. خسارت مادی را نیز می توان به دو قسم تقسیم کرد: 1- تلف شدن مال موجود یا ضرر مثبت. ۲- تقویت منفعت یا ضرر منفی که همان عدم النفع است. در نظام حقوقی ایران، خسارت زمانی قابل مطالبه است که وقوع آن قطعی و ضرر آن قطعی باشد، مگر اینکه طرفین در مورد مجازات یا شرط تعهد در قرارداد توافق کرده باشند. زیان ناشی از اتلاف سود یا زیان احتمالی، اگرچه طبق قاعده کلی قابل مطالبه نیست، اما در شرایطی ممکن است امکان وصول آن را توجیه کرد. تعریف قانونی از دست دادن سود

عدم سود به معنای جلوگیری از وجود منفعتی است که حاصل شده است. به عنوان مثال، بازداشت غیرقانونی یک فرد شاغل می تواند باعث محرومیت او از دستمزد شود. گاهی فقدان منفعت ضرر محسوب می شود.

در این صورت به معنای محروم ماندن از منفعتی است که طبق روال عادی امور و اوضاع و احوال، انتظار دریافت آن منفعت تقریباً قطعی است.

 

 

انواع موسسات غیرانتفاعی

غیر انتفاعی شامل غیر انتفاعی خریدار و خریدار بالقوه است.

 

 

عدم علاقه خریدار

منظور از بین رفتن منفعتی است که اگر فعل معین نبود، آن منفعت به زیان دیده می رسید و در واقع فعل مذکور موجب نرسیدن منفعت شده است. به عنوان مثال، شخصی در خیابان روبروی یک پارکینگ مانع خروج یک ماشین کرایه ای می شود. به این ترتیب این فرد از منفعتی که صاحب خودرو می برد جلوگیری کرده است.

 

 

 

عدم سود احتمالی

این اتلاف منفعتی است که اگر عمل معین نبود، احتمال عاید طرف می رفت. مثلاً توزیع کننده روزنامه روزنامه حاوی آگهی مزایده املاک را به مشترک آن روزنامه تحویل نمی دهد و در مزایده شرکت نمی کند. مشترک روزنامه پس از اطلاع از این موضوع علیه توزیع کننده شکایت می کند و خسارت وارده به او را از او مطالبه می کند زیرا در صورت تحویل روزنامه در مزایده اعلام شده شرکت می کرد و برنده می شد و مبلغی را به عنوان دریافت می کرد. از آن سود ببرید استفاده شده. این در حالی است که چون توزیع کننده روزنامه را به موقع تحویل نداده است، باید زیان این غیرانتفاعی را به مشترک پرداخت کند. در این مثال چون شرکت در مزایده و برنده شدن قطعی نیست، عدم انتفاع محتمل بوده و قابل ادعا نیست.

 

 

وجوب رابطه سببیت بین فعل و عدم ظهور منفعت

در این که آیا می توان عدم ربا را مطالبه کرد یا نه، محل بحث، عدم منفعت تحصیل کننده است; زیرا در اینکه عدم النفع احتمالی قابل مطالبه نیست اختلافی نیست. در ادعای عدم النفع باید بین فعل و عدم ظهور منفعت رابطه سببیت وجود داشته باشد; زیرا ممکن است اتفاق بیفتد، اما باعث از بین رفتن فایده نمی شود.

 

 

قاعده بی ضرر دلیلی بر ادعای عدم انتفاع است

بر اساس قاعده لاضرر «لاضرر لاضرار فی الاسلام» (در اسلام حکمی که موجب ضرر و زیان نباشد) این حکم در شرع مقرر شده است که شخصی از حق مالکیت خود با قصد سوء استفاده کند. این قاعده از فقه به ماده 132 قانون مدنی منتقل شده است که می گوید: هیچکس نمی تواند در مال خود که متضمن ضرر به همسایه باشد تصرف کند مگر در تصرفی که متعارف و برای رفع نیاز باشد. یا جبران ضرر خود

بر اساس این ماده، تصرف مالک در ملک و به طور کلی در ملک خود در شرایط زیر ممنوع است:

1- تصرفی که منفعتی برای مالک نداشته و او عمداً در مال خود به ضرر دیگران تصرف کرده باشد.

2- تصرفی که در آن مالک از آن تصرف منتفع می شود ولی عمداً راهی را برای کسب آن منفعت انتخاب می کند که موجب ضرر دیگران می شود. حتی اگر می توانست از راه دیگری بدون آسیب رساندن به دیگران از همان منفعت بهره مند شود.

3- تصرف بی مورد در مال خود، اگر چه به قصد ضرر رساندن به دیگران نباشد، حرام است هر چند موجب ضرر دیگران شود.

 تعریف ضرر

ضایعه مرگ چیزی است که انسان دارد. خواه روح باشد یا مال یا جواهر. در تعریفی دیگر آمده است: ضرر معمولاً عبارت است از عیب چیزی از شئون انسان پس از آن که وجود داشته باشد یا در آینده نزدیک ظاهر شود، به طوری که عرف آن را موجود می داند.

جلوگیری از وجود منفعتی که لازمه وجود آن است (عدم منفعت) مانند قطع درختان میوه که شکوفه دارند، زیرا داشتن گل برای میوه دادن لازم است و میوه را منفعت درخت می دانند. تعریف دیگری از آسیب است. به این ترتیب، ضرر احتمالی ناشی از ضرر مالی یا فوت منفعتی است که مشمول آن بوده استاز انجام تعهد باز مانده است.

 

 

نحوه ادعای غیرانتفاعی بر اساس قاعده بی ضرر

برای ادعای عدم سود در صورت احراز دو امر می توان به قاعده ضرر استناد کرد:

1- عدم سود زیان محسوب می شود.

2- قاعده برهان بی ضرر.

به این ترتیب اگر عدم النفع را زیان بدانیم، طبق قاعده عدم النفع می توان ادعای عدم النفع کرد.

 

 

قاعده اتلاف و کفاره، دلیل بر ادعای عدم النفع

قاعده اتلاف ماده 328 قانون مدنی به موجب آن هر کس مال دیگری را تلف کند ضامن آن است و باید عین یا قیمت آن را بپردازد. اعم از اینکه عمداً یا سهواً تلف کرده باشد، اعم از اینکه عین یا منفعت باشد، و اگر آن را ناقص یا معیوب کند، ضامن عیب قیمت آن مال است. همچنین ماده 331 قانون مدنی در مورد قاعده تسبیب می گوید: هر کس موجب ضرر مالی شود باید عین یا قیمت آن را بدهد و اگر باعث عیب یا نقص آن شده باشد باید هزینه عیب آن را بر عهده بگیرد.

مسئولیت انتطامی وکیل سرپرست

۲۵ بازديد
 

وظایف کارآموز در طول دوره کارآموزی

کارهای معاضدتی قضایی که توسط شعبه معاضدت قضایی یا رئیس مرکز ارجاع می شود.

حضور در سخنرانی ها

شرکت در جلسات دادرسی مدنی و کیفری حداقل 4 بار در ماه

تهیه گزارش از چند مورد ارجاع شده به ایشان.

کار در مرکز اعم از دادسرا یا دادگاه یا شعبه معاضدت قضایی یا سایر امور اداری و دفتری

همکاری با وکیل مجرب

کانون وکلای دادگستری بخشی از این وظایف آموزشی را به وکیل ناظر محول می کند و در اخطاریه نظارت تصریح می کند که وکیل ناظر ضمن نظارت بر حسن رفتار و منش کارآموز به عنوان وکیل، در مواردی که وکیل افراد را می پذیرد، وکیل ناظر، ضمن نظارت بر حسن رفتار و منش کارآموز به عنوان وکیل، در مواردی که وکیل افراد را قبول می کند دادخواستها و شکایات تنظیمی و لوایحی که برای تکمیل ادعاها و شکایات خود تهیه می کند باید به تأیید وکیل ناظر برسد.

 

بنابراین می توان گفت که رابطه بین کارآموز و وکیل ناظر، رابطه معلم و دانشجو است، تفاوت بین معلم و دانشجوی دانشگاهی و رابطه برقرار شده بین وکیل سرپرست و کارآموز این است که در رابطه این دو، نه تنها وکیل ناظر موظف به ارائه آموزش های علمی است و عمل کارآموز است، بلکه نظارت بر حسن رفتار کارآموز و استفاده بهینه از آموزه های وکیل وی نیز از وظایف وکیل ناظر است.

 

 

 

 

 

 

مسئولیت وکیل ناظر در قبال اشتباهات کارآموز

یکی از آثار تکالیف ولایت، مسئولیت قیم در قبال اشتباهات شخص تحت قیم است، چنانکه در ولایت قهری، سرپرست خانواده باید پاسخگوی اعمال و رفتار زیانبار افراد تحت ولایت باشد و در ولایت قضایی. ، این مسئولیت به عهده ولی یا قیم در قیمومیت است. قراردادی که رابطه بین وکیل ناظر و کارآموز تحت این عنوان قرار می گیرد.

 

وکیل ناظر را نمی توان به طور کامل از آثار و عواقب تخلفات کارآموز مستثنی کرد و در صورتی که ثابت شود وکیل ناظر آموزش های لازم را به کارآموز نداده و یا بر حسن رفتار وی نظارت نداشته است، می توان گفت که مرتکب سهل انگاری در انجام وظایف نظارتی خود شده است. بوده است

 

بدیهی است منظور از این حکم این نیست که مجازات انضباطی ناشی از تخلف کارورز برای وکیل ناظر اعمال شود، زیرا طبق ماده 88 آیین نامه لایحه استقلال مؤسسه، کارآموزان را می توان شخصاً به دلیل تخلفات انضباطی تحت تعقیب قرار داد. تخلف وکیل ناظر در این گونه موارد این است که به وظیفه نظارتی خود یعنی تربیت و نظارت بر حسن رفتار کارورز که از طرف کانون وکلا به او سپرده شده است عمل نکرده و در واقع تخلفی از قانون انجام داده است. قوانین کانون وکلا.

 

نتیجه این بحث این است که وکلای ناظر علاوه بر آموزش های عملی و علمی لازم، وظیفه دارند تخلفات انتظامی مربوط به وکلا را به آنها اطلاع دهند و چون این تخلفات مربوط به موکل، اصحاب دعوا و مراجع است. . صلاحیت قابل بحث است.

 

 در مواردی که خود کارآموز وکالت دادخواستی را پذیرفته و وکیل ناظر او قبول چنین دعویی از سوی وی را تایید کرده باشد، امضای وکالت نامه کارآموز توسط وکیل ناظر به معنای تاکید بر نظارت وی بر عملکرد کارآموز است، بنابراین اگر کارورز مرتکب تخلف می شود که به دلیل عدم آموزش وکیل ناظر، وکیل ناظر به شرح زیر مسئولیت دارد:

 

اگر اشتباه کارآموز خطای علمی باشد، وکیل ناظر او نیز پاسخگو خواهد بود.

در صورتی که رفتار کارآموز برخلاف رفتار حرفه ای مورد انتظار باشد و ثابت شود که وکیل ناظر دستورات لازم را به وی نداده است، وکیل ناظر به دلیل عدم رعایت قوانین قابل تعقیب است.

اگرچه ممکن است افکار عمومی جامعه حقوقی ما نظارت وکلای دادگستری در خصوص تخلفات انتظامی کارآموزان وکالت را نپذیرد، اما باید توجه داشت که امضای وکالتنامه کارآموز در واقع به معنای تعهد به نظارت بر حسن اجرای وظایف کارآموز است. وکیل دادگستری و اعتبار امضای وکیل ناظر، مراجع قضایی وکلای کارآموز را در دعاوی می پذیرند.

 

از نظر موکل فرض شده است که کارآموز امور وکالت را زیر نظر وکیل ناظر انجام می دهد، لذا عدم نظارت بر عملکرد کارآموز خلاف تعهدی است که وکیل ناظر در قبال وکیل ناظر داشته است. موکل کارآموز و مراجع قضایی با امضای اختیار کارآموزوکیل. .

 

 

 

 

 

مسئولیت وکیل ناظر در موارد ارجاع دعاوی خود به کارآموز

الف- وظایف وکیل کارآموز در قبال موکل کارآموز. در مواردی که وکیل ناظر دعوا را به کارآموز ارجاع می دهد، با توجه به اینکه در این گونه موارد موکل معمولاً یکی از موکلین دفتر وکالت وکیل ناظر است، ارجاع کار به کارآموز را منتفی از مسئولیت وکیل ناظر در قبال وی نمی داند. خصوصاً در این موارد، وکیل ناظر باید وکالتنامه کارآموز را امضاء کند و مسئولیت نظارت بر حسن انجام وظایف قانونی وی را بپذیرد، بنابراین می توان گفت که در این گونه موارد، وکیل ناظر و کارآموز مشترکاً مسئولیت رسیدگی به وظایف قانونی را بر عهده دارند. مشتری.

 

از دیدگاه تطبیقی ​​در حقوق فرانسه که دفاتر وکالت معمولاً به صورت مؤسسه تشکیل می شوند و افراد بر اساس شهرت مؤسسه وکالت به آنها مراجعه می کنند و مدیر مؤسسه حقوقی کار مؤسسه وکالت را بین وکلای شاغل در آن توزیع می کند. شرکت، مسئولیت اشتباهات وکیل مشخص می شود. توسط موسسه، در رابطه با مشتری، به موسسه حقوقی خود.

 

ب - مسئولیت وکیل ناظر در قبال مراجع قضایی و اشخاص ثالث. در صورتی که چنین کارآموزی نسبت به مراجع قضایی یا اصحاب دعوا یا اشخاص ثالث مرتکب تخلف شود، در حالی که خود کارآموز مورد تعقیب کیفری قرار می گیرد، در صورتی که ثابت شود وکیل ناظر وی دروس حسن سلوک و اخلاق حرفه ای را به او نیاموخته است. وکیل، ناظر به میزان عدم انجام وظایف مربوط به نظارت و تخلف از سیستم ها قابل تعقیب است.

شرایط اجرای حد در مصرف مشروبات الکلی

۲۸ بازديد

 



 

شرایط اجرای حد مجاز مصرف مشروبات الکلی

نظام حقوقی ایران متاثر از شریعت اسلامی است و از معدود نظام های حقوقی است که مصرف مشروبات الکلی را جرم می داند. مجازات مصرف مشروبات الکلی دقیقاً همان چیزی است که در شرع آمده است. از این جهت تلقی می شود که مجرمانه بودن عمل و میزان مجازات آن در شرع مشخص شده است. شرایط مسموم کننده

ماده 166 قانون مجازات اسلامی: «حد مستی برای کسی که بالغ، عاقل، مستقل و آگاه به مسکر و حرام بودن آن باشد تعیین می‌شود».

 

تبصره 1: «در صورتی که مست مدعی جهل به حکم یا موضوع باشد و صحت ادعای او محتمل باشد به حد محکوم نمی شود».

 

تبصره 2: «اگر شراب را حرام بداند و بنوشد حد مجازات می‌شود، هرچند نداند که شراب موجب حد می‌شود».

 

 

 

استفاده اضطراری

ماده 167 قانون مجازات اسلامی: «هرگاه کسی مضطرب شود و برای نجات از مرگ یا درمان بیماری سخت شراب به مقدار لازم مصرف کند به حد نصاب مجازات نمی‌رسد».

 

مصادیق اضطرار ماده 167 قانون مدنی اسلام نجات از مرگ و درمان بیماری شدید است و از ظاهر این ماده می توان استنباط کرد که ماده دارای جنبه محدود است. بنابراین اگر شخصی دچار بی خوابی شود و برای خوابیدن شراب بنوشد، مسئولیت کیفری بر او خواهد بود.

 

 

 

راه های اثبات حد مصرف الکل چیست؟

برای اثبات و احراز حد شرب خمر، شرب خمر باید با طرقی که شارع محترم ارائه کرده است، اثبات شود.

 

مواد 168 و 170 قانون مجازات اسلامی این طرق را در دو مرتبه شرب خمر، اقرار به شرب خمر و شهادت دو مرد معتبر دانسته است. نمی سازد و علم دادگاه هم می تواند یکی از ادله آن باشد.

 

طبق نظریه شماره 3129/7-22/1/69 اداره حقوقی قوه قضائیه حد شرب مشروبات الکلی با یک بار اقرار ثابت نمی شود و در صورت ناکافی بودن مدارک متهم باید منتفی شود.

 

اگر کسی چندین بار الکل بنوشد چه؟ آیا او برای هر بار نوشیدن الکل محدودیتی دارد؟

 

خیر، طبق ماده 177 قانون مجازات اسلامی، اگر کسی چند بار مسکر بنوشد، یک حد برای همه آنها کافی است.

 

 حد مجاز نوشیدن الکل

حد مصرف مشروبات الکلی برای بار اول و دوم ۸۰ ضربه شلاق و بار سوم اعدام است. حاکم می تواند علاوه بر اجرای حد شرب مشروبات الکلی، مجازات های اضافی را نیز برای او وضع کند، مثلاً در ماه مبارک رمضان علاوه بر حد، شراب خوار را مجازات کند.

 

 

 

 

 

 

 

کیفیت اجرای حد شرب خمر

ماده 177 قانون مجازات اسلامی: «محدودیت زمانی جاری است که محکوم از حالت مستی خارج شده باشد».

 

یکی از اهداف مهم مجازات مجازات مجرم است تا دیگر مرتکب جرم نشود و لذت ارتکاب جرم با شلاق از بین برود و این هدف در صورتی محقق می شود که مجرم هوشیار باشد و درد آن را کاملا احساس کند. مجازات، بنابراین وقتی مجرم هوشیار نیست شلاق نمی خورد.

 

 

 

عدم تعدد حدود

ماده 178 قانون مجازات اسلامی: «اگر کسی چند مرتبه مشروبات الکلی بنوشد و حد بر او جاری نشود، برای همه یک حد کافی است».

 

کلمه مسکر در این ماده به صورت مطلق بیان شده است پس شامل تمام مسکرات می شود. علت اینکه تعدد جرایم در اینجا موجب تعدد مجازات نمی شود این است که نوشیدن انواع مسکرات ماهیت یکسانی دارد و جرایم ارتکابی متفاوت نیست.

 

در صورتی که شخصی اقدام به تولید یا حمل شراب کرده و سپس مصرف کند، طبق قوانین قانونی، این اعمال شامل جرایم متعدد می‌شود، اما با توجه به تفسیر مضیق قوانین کیفری جاری، از آنجا که جرایم جانبی (ساخت و حمل شراب) جرم است. برای مصرف، اگر توسط شخصی که این کار را انجام دهد شامل کثرت نمی شود.

 

 

 

استفاده و خرید و فروش مشروبات الکلی

فصل بیست و هشتم قانون مجازات اسلامی به استفاده عمومی از مشروبات الکلی می پردازد. بر این اساس در ماده 701 آن قانون آمده است: هرکس مشروبات الکلی را در اماکن و معابر و اجتماعات علنی و علنی مصرف کند، علاوه بر اجرای حد شرعی دو تا شش ماه شرب مشروب است. حبس محکوم می شود.

 

گفتنی است خرید، حمل یا نگهداری مشروبات الکلی نیز جرم است و بر اساس ماده 702 قانون مجازات اسلامی مرتکب به حبس از سه تا شش ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می شود.

متن آیین نامه اجرایی قانون حمایت خانواده 2

۲۷ بازديد

 

 

ماده 12 - پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری، هر یک از زوجین موظفند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ حکم، داور خود را به دادگاه معرفی کنند.

 

 ماده 13 - مهلت اعلام نظر داوران توسط دادگاه تعیین خواهد شد. دادگاه می تواند به درخواست داوران یا یکی از آنها و در صورت لزوم مهلت را تمدید کند.

 

 ماده 14 - داوران موظفند جلسه یا جلسات متعددی با حضور زوجین تشکیل دهند و در صورت امتناع بدون حضور زوجین یا یکی از آنها نسبت به حل اختلاف و اصلاح ماهیت آن اقدام نمایند. اختلاف و نتیجه را در مهلت مقرر به دادگاه اعلام کند.

 

 ماده 15 - در صورتی که داوران یا یکی از آنها درخواست حق داوری داشته باشند، دادگاه برای وی حق الزحمه ای تعیین و با رعایت ماده 5 قانون دستور وصول آن را از متقاضی صادر می کند.

 

 

 

مبحث پنجم: حقوق زوجه

 ماده 16 - دادگاه باید ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش یا قرار الزام زوجین به طلاق نسبت به حقوق زوجه موضوع ماده 29 قانون تصمیم گیری نماید. در مواردی که تعیین مهریه یا نفقه و سایر موارد از حیث ناتوانی زوجه یا به دلایل دیگر در زمان صدور رای ممکن نباشد، پرونده برای رسیدگی و رسیدگی متعاقباً به موارد مذکور مفتوح خواهد بود. ، و سایر حقوق زوجه تعیین شود.

 

 ماده 17 - هزینه های حضانت و نفقه طفل اعم از نفقه و سایر هزینه های ضروری در این خصوص توسط دادگاه با در نظر گرفتن احوال طفل و شخصی که حضانت و نفقه طفل به او محول شده است. و در صورت لزوم با نظر کارشناس رسمی دادگستری یا کارشناس محلی و رعایت سایر ضوابط تعیین می شود.

 

 

 

مبحث ششم: مدت اعتبار صیغه طلاق و گواهی عدم امکان سازش

 ماده 18 - عذر زوجین برای عدم حضور در دفترخانه موضوع ماده 33 قانون در صورتی موجه تلقی می شود که از عذرهای ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی باشد. صادرکننده دستور باید برای رفع ابهام درخواست کند.

 

 ماده 19 - وکالت موضوع تبصره ماده 33 قانون رایگان خواهد بود.

 

 ماده 20 - در صورتی که زوج در دفترخانه حاضر شود و گواهی عدم امکان سازش را در ظرف مدت مقرر تسلیم کند.مهلت سه ماهه ولی عدم توانایی در پرداخت حقوق مالی زوجه را اعلام و گواهی تقدیم دادخواست غصب و تقسیم را در مهلت مذکور به دادگاه صالح به اداره ثبت تسلیم می نماید. می دهد، اعتبار گواهی عدم امکان سازش تا زمان تعیین تکلیف بدهی به قوت خود باقی است.

 

 ماده 21 - در صورت عدم حضور زوجه برای اجرای حکم عدم امکان سازش به تقاضای زوج در صورتی که زوج حقوق مالی زن موضوع ماده (29) قانون را به اجراء بگذارد. از آرای دادگاه صادرکننده گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج صیغه طلاق فعلی در دفتر طلاق ثبت و به زوجه ابلاغ می‌شود. اجرای احکام به منظور حفظ حقوق مالی زوجه به ترتیب مقرر در مواد 45 و 78 قانون نحوه اجرای احکام مدنی انجام می شود. هزینه نگهداری اشیا و اموال و سکه ها از زمان تحویل توسط زوج بر عهده زوجه خواهد بود.

 

 

 

 

 

مبحث هفتم: حضانت و نگهداری فرزندان

 ماده 22 - اجرای قرار بازداشت تا زمان مقرر در دستور قطعی دادگاه ادامه دارد و اجرای قرارهای دادگاه باید با تشکیل پرونده اجرایی خاص و هر زمان که نیاز به پیگیری باشد اقدام نماید.

 

 ماده 23 - در مواردی که طفل به هر دلیل از ملاقات امتناع ورزد، اجرای احکام باید با هماهنگی دادگاه اقدامات لازم را از جمله ارجاع موضوع به مددکار اجتماعی یا مرکز مشاوره خانواده به منظور جلب رضایت طفل به عمل آورد. بازدید کنید. در صورتی که با نظر روانشناس مرکز فوق و مدارک موجود برای دادگاه تشخیص داده شود که اجرای حکم حضانت یا ملاقات به سلامت روان کودک لطمه می زند، اجرای حکم قابل تأخیر است. با تایید دادگاه تا آمادگی کودک. .

 

 ماده 24 - قوه قضائیه برای پیگیری حضانت و نگهداری اطفال و سایر امور مربوطه موظف است از حضور مددکاران اجتماعی آموزش دیده موضوع ماده 68 آیین نامه که دارای مهارت های لازم برای ارتباط با اطفال و بستگان باشند استفاده کند. افراد یا روانشناسان مرکز مشاوره خانواده.

 

 

 

مبحث 8: وظیفه و حقوق بازنشستگی

 ماده 25 - حقوق وظیفه یا مستمری زوجه دائم متوفی و ​​فرزندان و سایر وراث قانونی کلیه کارکنان شاغل و بازنشسته مشمول صندوق بازنشستگی کشوری طبق ماده 87 قانون استخدام کشوری مصوب 31/3/1345 و آن. اصلاحات بعدی و به موجب ماده ۸۶ همین قانون و اصلاحات بعدی آن تقسیم و پرداخت می شود.

 

 ماده ۲۶ – ازدواج دائم زوج متوفی مانع از دریافت حقوق وظیفه ( مستمری بازماندگان ) زوج متوفی نمی باشد . صندوق های بازنشستگی و تامین اجتماعی در مورد همسرانی که مستمری آنها به دلیل ازدواج مجدد قطع شده است مکلفند مستمری منقطع را از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون برقرار کنند. در هر صورت مجموع مستمری همسر و سایر وراث متوفی نباید کمتر از حداقل مستمری هر صندوق باشد.

 

 ماده 27 - زوجه متوفی در صورت فوت شوهر بعدی و با توجه به حقوق تکلیف زوجه ( مستمری بازماندگان ) مستمری بیشتری تعلق می گیرد. در این گونه موارد همسر متوفی موظف است وضعیت مستمری دوم را به صندوق های بازنشستگی مربوطه اطلاع دهد. در صورت عدم اقدام و دریافت مستمری مضاعف، صندوق بازنشستگی که مستمری پرداختی آن کمتر است مجاز به پرداخت کلیه مستمری های کامل خواهد بود. برای اخذ مالیات و سایر هزینه هایی که از همسرم دریافت نکرده ام بر اساس آخرین مستمری دریافتی و تعرفه های جاری مربوط به سایر هزینه ها

 

 تبصره - مرجع تشخیص از کارافتادگی در هر یک از صندوق ها مرجع تأیید از کارافتادگی فرزندان ذکور موضوع این ماده نیز محسوب می شود.

 

 ماده 28 - در صورتی که فرزندان از طریق هر یک از والدین واجد شرایط دریافت مستمری بازماندگان باشند از هر دو مستمری برخوردار خواهند شد.

 

 

 

مبحث نهم: مقررات کیفری

 ماده 29 - رسیدگی به جرایم موضوع مواد 49 تا 56 قانون در دادگاه صالح است.

 متن آیین نامه اجرایی قانون حمایت خانواده

۲۴ بازديد

 

 

آیین نامه اجرایی قانون حمایت از خانواده

 فصل اول - دادگاه خانواده

مبحث اول: کلیات

 ماده 1 - عبارات به کار رفته در این آیین نامه به شرح زیر است:

 

 الف- قانون: قانون حمایت خانواده مصوب 12/1/1391 شورای اسلامی

 

 ب- آیین نامه: آیین نامه اجرایی قانون حمایت از خانواده مصوب 12/1/1391 شورای اسلامی شهر.

 

 ج- دادگاه خانواده: دادگاه خانواده موضوع قانون است

 

 د- مرکز امور مشاوران: مرکز امور مشاوران، وکلا و کارشناسان رسمی قوه قضائیه.

 

ماده 2 - از زمان لازم‌الاجراء شدن قانون در حوزه‌هایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده و یا به تعداد کافی تشکیل نشده باشد تا تشکیل کامل دادگاه‌های مذکور، دادگاه عمومی حقوقی مستقر در آن حوزه است. یا شعب دادگاه عمومی فعلی ویژه رسیدگی به دعاوی خانوادگی با ساختار موجود ولی با رعایت مفاد قانون و تشریفات مربوط به دعاوی قانون رسیدگی خواهند کرد.

 

 تبصره- در صلاحیت دادگاه منطقه در صورت عدم تشکیل دادگاه خانواده، دعاوی راجع به اصل نکاح و فسخ آن در دادگاه خانواده نزدیکترین حوزه قضایی هر استان رسیدگی می شود.

 

 ماده 3 - رئیس کل دادگستری هر استان موظف است با مساعدت مسئولان قوه قضائیه و همکاری روسای حوزه های قضایی شهرستان های ذیربط تمهیدات لازم را برای تشکیل دادگاه های خانواده و مراکز مشاوره خانواده به عمل آورد. مهلت مقرر در قانون

 

 ماده 4 - مقامات عالی اقلیت های دینی مندرج در قانون اساسی توسط کلیساها، دارالشریعه کلیمیان و انجمن ها و مؤسسات زرتشتی در سراسر کشور به قوه قضاییه اعلام می شود. دادگاه خانواده پس از وصول، رسیدگی و بدون رعایت تشریفات، اجرا و اجرا، رأی مراجع مذکور را در خصوص احوال شخصیه و احوال اقلیت های مذکور از قبیل ازدواج و طلاق صادر خواهد کرد.

 

 تبصره ـ قوه قضائیه از طریق رؤسای دادگستری مراجع عالی را به دادگاه های خانواده معرفی می کند.

 

 ماده 5 - تشخیص ناتوانی مالی اصحاب دعوا موضوع ماده 5 قانون با تشخیص دادگاه است و نیازی به رسیدگی قانونی و صدور قرار نیست. در صورت لزوم دادگاه رسیدگی لازم را در وقت فوق العاده انجام می دهد.

 

 ماده 6 - در صورت لزوم یا الزام قانونی به داشتن وکیل، دادگاه حسب مورد رأساً یا به درخواست شخص فاقد تمکن مالی از طریق مرکز امور مشاوران یا کانون وکلای مربوطه وکیل تسخیری تعیین می کند. . مرکز مذکور موظف است طبق مقررات نسبت به معرفی وکیل به دادگاه اقدام نماید.

 

 

 

مبحث دوم: ارائه گواهی پزشکی توسط زوجین

 ماده 7 -

 

الف- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی موظف است فهرست بیماری های موضوع ماده 23 قانون و تغییراتی که متعاقباً در فهرست مذکور ایجاد شود را تعیین و به اسناد و املاک کشور اعلام کند. سازمان. سازمان مذکور پس از دریافت لیست مذکور مراتب را به دفاتر اسناد رسمی رسمی ثبت ازدواج اعلام خواهد کرد. نظارت و پیگیری این امر بر عهده سازمان مذکور می باشد.

 

 ب - دفاتر رسمی ثبت ازدواج پس از دریافت گواهی واکسیناسیون بیماری های مذکور و گواهی عدم اعتیاد زوجین به مواد مخدر و عدم ابتلا به بیماری های مذکور اقدام به ثبت ازدواج می نمایند.

 

 ج - در صورتی که گواهی صادره حاکی از وجود بیماری یا اعتیاد به مواد مخدر باشد، در صورت درخواست کتبی آنان مبنی بر ثبت ازدواج با وجود بیماری یا اعتیاد به مواد مخدر، ثبت ازدواج در دفاتر رسمی ازدواج بلامانع است.

 

 د- در صورتی که گواهی صادره حاکی از وجود بیماریهای واگیردار و خطرناک مندرج در فهرست مذکور باشد، طرفین جهت مراقبت و نظارت توسط اداره ثبت ازدواج رسمی به مرکز مورد تایید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی معرفی خواهند شد. دفتر مذکور پس از تایید مرکز مذکور مبنی بر انجام مراقبت های لازم اقدام به ثبت ازدواج می نماید.

 

 تبصره- در صورت بروز بیماری خطرناکی که منجر به آسیب جنین می شود، علاوه بر مراقبت ها و نظارت های فوق، با نظارت مراکز فوق الذکر و پزشک متخصص، پیشگیری مؤثر صورت گرفته و نتیجه ارائه شود. به مراکز مذکور. در صورت تایید مراکز فوق مبنی بر انجام اقدامات فوق، دفتر رسمی ازدواج اقدام به ثبت ازدواج می نماید.

 

 ث- گواهی عدم اعتیاد به مواد مخدر و غیر بیماری موضوع ماده ۲۳ قانون باید توسط مراکز مورد تایید وزارت بهداشت، درمان و درمان صادر شود.و آموزش پزشکی در غیر این صورت معتبر نخواهد بود.

 

 

 

 

 

موضوع سوم: طلاق توافقی

 ماده ۸ – در صورت درخواست طلاق توافقی زوجین، دادگاه باید موضوع را به مرکز مشاوره خانواده ارجاع دهد. در صورت انصراف طرفین از طلاق، مرکز فوق با تنظیم صورتجلسه، پرونده را جهت اتخاذ تصمیم مقتضی به دادگاه ارسال می کند. در صورت عدم توافق کلی زوجین در خصوص شرایط مقرر بین طرفین، گزارش اقدامات انجام شده و جزئیات مذاکرات شامل اظهارات و نقاط قوت و ضعف و نقاط توافق و نظر. مرکز فوق الذکر موضوع به دادگاه تقدیم می گردد تا دادگاه طبق قانون اقدام نماید. و تصمیم بگیر

 

 تبصره- مواردی که طرفین در اجرای ماده 25 قانون مستقیماً به مرکز مشاوره خانواده مراجعه می کنند، در صورت انصراف طرفین از طلاق، با تنظیم صورتجلسه بایگانی می شود. در صورت عدم توافق کلی زوجین در خصوص شرایط مقرر بین طرفین، مرکز فوق اظهارات و موارد موافقت و مخالفت آنان را در صورتجلسه و نظر خود اعلام خواهد کرد. در صورت طرح موضوع در دادگاه، مرکز مذکور صورتجلسات تنظیمی و نظریه آن را به درخواست هر یک از طرفین جهت اتخاذ تصمیم مقتضی به دادگاه ارسال می کند.

 

 ماده 9 - در صورتی که اقدامات مرکز مشاوره خانواده منجر به توافق زوجین در طلاق شود، سازش با شرایط و تعهدات مورد توافق طرفین تنظیم و به دادگاه اعلام خواهد شد. در این صورت دادگاه در صورت تایید زوجین در صورتجلسه دادگاه ضمن درج در صورتجلسه مجمع به تعهدات و شروط مورد توافق طرفین در مرکز مشاوره رسیدگی می کند و نشان دهنده عدم امکان سازش است. .

 

 ماده 10 - مرکز مشاوره باید ظرف سه ماه از زمان وصول درخواست یا ارجاع به دادگاه تصمیم گیری کند. در صورت موافقت زوجین، مهلت مذکور تا سه ماه دیگر قابل تمدید است.

 

 

 

مبحث چهارم: داوری

 ماده 11 - داوری در این قانون مشمول شرایط مندرج در قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد.

از بین رفتن حق طلاق زوجه در عقدنامه

۲۲ بازديد

 

 

 

 

ضایع شدن حق طلاق زوجه در عقد

در مورد رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور مبنی بر اینکه «حق طلاق زوجه با ثبوت عدم رضایت قابل استیفا نمی باشد» می توان گفت: طبق بند ب ردیف ۱۲ از شروط عقد نکاح در صورتی که زوجه برای طلاق همسر دیگری انتخاب می کند، زوجه وکالت دارد پس از کسب اجازه از دادگاه می تواند خود را طلاق دهد. حق طلاق زوجه - شرایط مندرج در عقد

وقتی زوجه به دادگاه مراجعه می کند باید ثابت کند که ازدواج مجدد مرد محقق شده است و در صورت تحقق باید تقاضای طلاق کند و این زمانی است که زن می خواهد از حق طلاق و اختیار استفاده کند. وکالت طلاق در ضمن عقد ازدواج، اما شامل وکالت نیز می شود. پس از عقد نکاح و در دفاتر اسناد رسمی امکان طلاق مطلقه زوجه از شوهر وجود ندارد.

رای وحدت رویه دیوان عالی کشور فقط شامل شرایطی است که در ضمن عقد ازدواج ایجاد می شود.

در خصوص شروط بعد از عقد لازم به ذکر است: زوجین پس از عقد می توانند هر شرطی را که مغایر با مقتضای عقد مزبور نباشد، علاوه بر عقد خارجی الزامی به استناد ماده 1119 قانون مدنی، ضمیمه نکاح شرط کنند. با عقد نکاح یا هر عقد واجب دیگری.

اکثر زوجین شرایط صیغه را امضاء می کنند اما ممکن است عده ای امضا نکنند و یا عده ای پس از امضای شروط و بعد از عقد به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنند و می توانند عقد خارجی لازم دیگری را که قوانین خاص خود را دارد منعقد کنند. شرایط برای خودشان رسماً تعیین کنید.

یکی از وکالت ها وکالت مطلقه طلاق است که نظر امام (ره) در تحریر الوسیله نیز می باشد که بر اساس آن به زوجه وکالت مطلق با حق توکیل به دیگری داده می شود. و زن می تواند در هر زمان و در هر شرایطی برای هر نوع طلاق و از هر شرایطی طلاق دهد. در واقع در این مرحله هیچ شرایط و ضوابطی برای ابطال این وکالت تعیین نشده است.

در پاسخ به این سوال که آیا لازم است عدم انطباق بدون مانع مشروع در قوانین تعریف شود، باید گفت: در اینجا بحث تمکین به معنای خاص آن مطرح می شود. رضایت عمومی شامل مواردی از جمله اجازه خروج همسر از خانه است اما رضایت خاص به معنای انجام وظایف زوجیت و برقراری رابطه زناشویی است.

ما در قانون مدنی تعریف دقیق و صریحی از عدم اجازه بدون مانع نداریم، معمولاً چنین مواردی به عرف یک جامعه ارجاع می شود.

در پاسخ به این سوال که آیا با وجود این رای وحدت رویه باز هم زنان می توانند بر اساس ماده 17 قانون حمایت خانواده درخواست گواهی عدم امکان سازش و طلاق دهند، باید گفت: اخیراً که بحث لایحه حمایت از خانواده مطرح شده است. مطرح شد، منتقدان ماده 23 این لایحه بر گنجاندن حق طلاق زن در صورت ازدواج مجدد مرد در این ماده تاکید داشتند، اما این درخواست اجرایی نشد. یکی از خوشی های زن در آن زمان این بود که حتی اگر این موضوع در ماده 23 لایحه درج نشده باشد، با توجه به شرایط صیغه نکاح و با استناد به ماده 1119 قانون مدنی، زنان می توانند از این حق طلاق برخوردار شوند. اگر مرد زن دیگری بگیرد. برای خود داشته باشد که در ماده 17 نیز آمده است.

تا زمانی که لایحه جدید نفقه خانواده تصویب نشده و قوانین مغایر با آن لغو نگردیده است، با توجه به اینکه در حال حاضر سندی مبنی بر لغو ماده 17 وجود ندارد و اعتراض ولی امر. شورا به ماده 17 قانون حمایت از خانواده مصوب 53 همچنین فقط برای مجازات مرد، مرد متاهل و زوجه بعدی است، بنابراین حق طلاق زوجه در صورت ازدواج مجدد مرد به قوت خود باقی است و زن می تواند. بر اساس آن درخواست طلاق بدهید. مندرج در قرارداد از آنها گرفته خواهد شد.

با توجه به اینکه وکالت زوجه از زوج مندرج در عقد غیر قابل رجوع است، وکالت در سند ازدواج ذکر شده است و با توجه به اینکه طبق ماده 678 قانون مدنی، وکالت فقط در سه مورد قابل عزل است. : عزل موکل، استعفای وکیل، فوت یا جنون وکیل. است،

 

ویژگی های حق حضانت و حق ملاقات فرزند

۲۵ بازديد

 

 

 

 

 

 

 

نکات مهم حضانت و ملاقات

در صورتی که پدر و مادر به دلیل طلاق یا به هر دلیلی جدا از هم زندگی کنند، هر یک از والدینی که حضانت طفل را بر عهده ندارند می توانند در صورت اختلاف با مراجعه به دادگاه تقاضای ملاقات با طفل کنند.

لازم به توضیح است که این حق فقط مختص پدر و مادر نیست و اجداد پدری و مادری حق ملاقات دارند و حتی سایر اقوام از قبیل خواهر و برادر در صورت لزوم می توانند تقاضای ملاقات با کودک را نمایند.

 

 

 

 

 

مواردی از سقوط حقوق و وظایف والدین در تربیت فرزندان

 

 

 جنون ابوین:

با توجه به ماده ۱۸۲ قانون مدنی که فوت پدر را یکی از موارد از دست دادن ولایت می داند، جنون پدر را نیز باید موجب تضییع حقوق و تکالیف او در زمینه تربیت دانست.

 

 

عدم مراقبت از کودک یا انحطاط اخلاقی والدین:

مطابق ماده 1173 قانون مدنی، هر گاه تربیت طفل به دلیل عدم مراقبت طفل یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادر تحت سرپرستی وی در خطر باشد، دادگاه می تواند به درخواست او تصمیمی اتخاذ کند. بستگان طفل یا به درخواست ولی او یا به درخواست رئیس دادگستری شهرستان. که برای تربیت فرزند لازم می داند و بر حسب مصلحت، تربیت فرزند را به هر که شایسته است بسپارد. نمونه ای از فایل ویزیت کودک

متن درخواست ملاقات کودک

درخواست کننده:

 

خواننده:

 

وکیل :

 

تعیین تقاضا و قیمت آن:

 

1- ویزیت کودکان (عیادت دائم نوه 7 ساله به نام باران ...)

 

2- دستور موقت (با درخواست دستور موقت در خصوص ملاقات فوری بدون ذکر زمان نوه 7 ساله بنام باران ... و اجرای آن قبل از ابلاغ متهم مورد تقاضا).

 

دلایل و دلایل:

 

1- سند ازدواج شماره ..... مورخ 1397/09/29 دفتر رسمی ازدواج شماره ....

 

2- شناسنامه شماره .... صادره از تهران

 

شرح دادخواست ملاقات طفل

ریاست محترم دادگاه حقوقی عمومی (خانواده) تهران

 

با توجه به اینکه خوانده به دلیل اختلاف موجود با سعید شیرزاد از منزل خارج شده و جدا از هم زندگی می کند و فرزند مشترکشان در کنار ایشان است و علیرغم درخواست مسالمت آمیز و حتی تقدیم دادخواست با احترام به احضاریه می رسد. به دلیل اینکه ملاقات طفل از طرف سعید شیرزاد نباید مزاحمتی داشته باشد، لذا از دادگاه محترم تقاضا دارم حکمی مبنی بر قرار 48 ساعت در هفته در محل مناسب صادر و علاوه بر آن دستور موقت ملاقات فوری و بدون حضور در محل را صادر کند. تعیین زمان و اجرای آن قبل از ابلاغ به متهم مورد درخواست.

 

 

 

تصمیم دادگاه ملاقات کودک

کلاس فایل: ........

حوزه قضایی: شعبه ۲۸۳ دادگاه خانواده مجتمع شهید باهنر قذابی تهران.

شماره دادخواست: ..........

 

خواهان: آقای سعید ..... پسر محسن آدرس: تهران میدان پونک ...........

خواننده: سمیرا خانم ...... فرزند حیدر به آدرس تهران .........

 

خواسته ها :

 

1- ملاقات با کودک

 

توریست - خواهان به طرفیت خوانده فوق دادخواستی تقدیم نموده است که پس از ارجاع به این شعبه و ثبت در کلاس فوق و انجام تشریفات قانونی در موعد مقرر دادگاه، امضاء کننده ذیل تصمیم به تعطیلی آن گرفته است. رسیدگی به شرح زیر اعلام و مبادرت به صدور رأی می نماید.

 

متن تصمیم دادگاه ملاقات کودک

در خصوص دعوای سعید....پسر محسن با وکالت.....به وکالت از خانم سمپرا....پسر محسن درخواست صدور قرار ملاقات با فرزند مشترک به نام باران متولد 1388 را داشت. با توجه به اینکه طبق مفاد پرونده ازدواج طرفین طبق قرارداد شماره ... مورخ 29/09/1389 ترتیبی در دفاتر رسمی ازدواج ... تهران مشخص شد. به دادگاه که فرزند مشترک حاصل زندگی مشترک آنها بوده و زندگی مشترک آنها بوده است، زیرا پس از عقد نکاح حقوق و تکالیف زوجین در مقابل یکدیگر ثابت می شود و یکی از آنها حق پدر و مادر است. برای دیدار فرزندانشان هر یک از والدینی که فرزندشان تحت حضانت او نیست حق ملاقات با فرزند خود را دارند، زمان و مکان ملاقات و سایر جزئیات مربوط در صورت بروز اختلاف بین والدین توسط دادگاه تعیین می شود. به صورت شبانه روزی از ساعت 13:00 روز پنجشنبه، نامه صادر و در روز جمعه 13 اعلام می شود. جلسه زیر نظر کلانتری محل خواهد بود. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در مراجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

 

قاضی شعبه ۲۸۳ دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) تهران

 انواع مسئولیت حقوقی در قانون

۲۳ بازديد

 

 

انواع مسئولیت حقوقی در حقوق

مسئولیت مدنی نوعی مسئولیت است که منجر به مسئولیت مدنی می شود که به آن ضمانت یا الزامات قهری خارج از قرارداد یا حوادث قانونی گفته می شود. مسئولیت مدنی ممکن است ناشی از یک عمل ارادی یا غیر ارادی باشد. اصولاً مبنای مسئولیت می تواند به 4 صورت باشد: 1- مسئولیت اخلاقی 2- مسئولیت قراردادی 3- مسئولیت کیفری 4- مسئولیت قهری یا ضمان قهری و انواع دیگر مسئولیت در حقوق.

1- مسئولیت اخلاقی:

گاه مسئولیت اخلاقی است، یعنی انسان از نظر اخلاقی مکلف به انجام کاری است، اما تعهدات و روابط اخلاقی اصلاً امری قانونی نیست، زیرا طرفین تعهد اخلاقی قصد ایجاد رابطه حقوقی ندارند. ، دلیلی برای ایجاد وضعیت تکلیف و تکلیفی برای خود ندارند. به همین دلیل ضمان اجرا در تعهدات اخلاقی، حمد و سرزنش است، یعنی تخلف از تعهد فقط ملامت و نکوهش را به همراه دارد و ضمانت اجرای قانونی ندارد زیرا قصد قانونی ندارد. در مسئولیت اخلاقی به محض اینکه وجدان شخص پشیمان شود یا وجدان فرد پشیمان شود یا وجدان عمومی امری ناشایست ببیند، شخص مسئول محسوب می شود. مثال: مثلاً با یکی از دوستانمان در یک زمان مشخص قرار می گذاریم، اما دوستمان نمی آید. بنابراین ضرر و زیان ناشی از تعهدات اخلاقی از دادگاه قابل مطالبه نیست.

 

 

2- مسئولیت کیفری:

مسئولیت کیفری یعنی زمانی که شخصی مرتکب جرمی شود و آن جرم طبق قانون مجازات شود. بنابراین مسئولیت کیفری لزوماً از قانون ناشی می شود زیرا جرایم و مجازات ها قانونی و موضوع قانون جزا هستند.

بین مسئولیت کیفری و مسئولیت مدنی تشابهاتی وجود دارد. اما امروزه که حقوق کیفری کاملاً از حقوق شهروندی جدا شده و چهره کینه توزانه مجازات رنگ خود را از دست داده و به یک واکنش عمومی تبدیل شده است، مسئولیت مدنی از جهات مختلف با مسئولیت کیفری متفاوت شده است:

 

1. هدف از مسئولیت مدنی جبران خسارت وارده است، اما هدف از مجازات در واقع واکنشی است که جامعه در برابر مجرمان نشان می دهد.

 

2. از نظر منشأ مسئولیت نیز بین آنها تفاوت وجود دارد. هیچ عملی جرم شناخته نمی شود مگر اینکه در قانون جزا جرم شناخته شود، اما مسئولیت مدنی دامنه وسیع تری دارد و برای مسئول دانستن شخص لازم نیست در قانون ذکر شود.

 

3. دامنه این دو مسئولیت نیز متفاوت است. برخی از جرایم به دلیل اینکه موجب ضرر و زیان اشخاص نمی شود، مانند جرایم سیاسی و ولگردی، با مسئولیت مدنی مرتبط نیستند، اما برخی از مسئولیت های مدنی نیز جرم محسوب نمی شوند.

پس رابطه این دو مسئولیت به این صورت است که جرم در بسیاری از موارد هم مجازات دارد یعنی هم مسئولیت کیفری ایجاد می کند و هم مسئولیت مدنی مثلاً سارق مستوجب حبس است و باید مال آسیب دیده را مسترد کند. همچنین خیانت در امانت و کلاهبرداری. اما در مواردی جرم مسئولیت مدنی ندارد مانند ولگردی و جرایم سیاسی. برخی بی احتیاطی ها مثلاً رانندگی به دلیل بی احتیاطی دارای مسئولیت کیفری است.

 

نکته این است که بحث فلسفه مسئولیت مدنی و هدف آن نیز متفاوت است. هدف آن نظم عمومی است، اما فلسفه آن فقط جبران خسارت آسیب دیدگان است.

 

 

 

 

 

3- مسئولیت قراردادی:

مسئولیت قراردادی مسئولیتی است که از خواسته و اراده طرفین نشأت می گیرد، یعنی طرفین قرارداد هم اراده و تمایل ایجاد آن رابطه را دارند و هم نتیجه آن رابطه را می خواهند. به عبارت دیگر، اعمال حقوقی محصول اراده، اعمال حقوقی، یعنی عقود و ایقاعات است که به موجب اراده شکل می گیرد و صاحبان اراده خواهان آثار حقوقی آن هستند. مثلاً: در عقد بیع، تسلیم مبیع، ثمن، سالم بودن مبیع، زمان تحویل و غیر خطرناک بودن مبیع از آثار بیع است. وقتی دو طرف در مورد قرارداد فروش مذاکره می کنند، این کارها را می خواهند و نتایج را می پذیرند. قرارداد در تعهدات قراردادی خود، اساسنامه طرفین است.

 

 

 

 

 

4- مسئولیت قهری یا ضمانت اجباری:

مسئولیت مدنی یا قهری ناشی از حوادث قانونی است. وقایع حقوقی، حوادث ارادی یا غیرارادی است که آثار آن از سوی عامل درخواست نمی شود و حکم قانون بر شخص تحمیل می شود نه قراردادی به اختیار خود او.

برخی از وقایع قانونی اختیاری است مانند غصب، سرقت، خیانت در امانت. غاصب با اراده خود غاصب می کند، اما میل او این نیست که قانون از او ضرر کند و در واقع غاصب قصد دارد از چیزی مجانی استفاده کند. اقدامات حقوقی 100٪ داوطلبانه است و اثرات در نظر گرفته شده است. با این حال، آثار در نظر گرفته نمی شوددر رویدادهای قانونی داوطلبانه در حالی که برخی از وقایع قانونی غیر ارادی هستند، آثاری مانند مرگ و تولد دارند. (مرگ رویدادی است که آثار دارد.)

 آنچه باید در مورد نفقه و تمکین بدانید !

۲۵ بازديد

 

 

چه زمانی به زن نفقه تعلق نمی گیرد؟

پرداخت و تأمین نفقه زن در عقد دائم از وظایف مرد است. به محض وقوع عقد، حقوق و تکالیف زن و شوهر نسبت به یکدیگر اعم از تکالیف خاص و عام زناشویی یا در اصطلاح حقوقی اطاعت زن از شوهر برقرار می شود. ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی می گوید: اگر زن بدون مانع مشروع از انجام وظایف زناشویی خود امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود. بنابراین، با فرض مذکور، پرداخت و تأمین نفقه از سوی مرد منوط و مشروط به انجام وظایف خاص و عام زناشویی نسبت به مرد است و در صورت استنکاف زن از انجام این تکلیف شرعی و قانونی نسبت به خود. شوهر، نفقه به او تعلق نمی گیرد.

اما این امتناع از انجام وظایف زناشویی نباید ناشی از مانع مشروع و موجه باشد; یعنی مثلاً اگر زن به دلیل بیماری یا شرایط خاص نتواند از شوهرش تمکین کند در آن مدت حق نفقه او از بین نمی رود و همچنان مستحق نفقه خواهد بود.

همانطور که گفته شد مرد موظف به پرداخت نفقه و تامین مخارج همسر دائمی خود است، اما اگر به این وظیفه مهم در قبال همسر خود عمل نکند و نفقه و مخارج او را بدون دلیل موجه و مشروع تامین نکند، زن. می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده واقع در محل سکونت، با تقدیم دادخواستی که دارای برگه چاپی مخصوص می باشد، از دادگاه می خواهد که شوهر او را به پرداخت نفقه ماهانه و نیز نفقه معوقه مکلف کند.

برگه دادخواست را می توان از واحد مربوطه هر دادگاهی تهیه کرد و بهتر است با نظر وکلا و کارشناسان حقوقی و یا کارشناسان حقوقی تهیه شود تا خواهان در هنگام ثبت نام مشکلی در تهیه آن به اشتباه نداشته باشد. دادخواست یا رسیدگی

پس از تقدیم دادخواست به دادگاه خانواده و تشکیل جلسه، موضوع و ادله طرفین توسط قاضی دادگاه بررسی می شود و در صورت موفقیت زوجه، با در نظر گرفتن شرایط و نیازهای متعارف، میزان نفقه وی تعیین می شود. و در صورت لزوم با نظر کارشناسان مربوطه. دادگاه شوهر را محکوم و ملزم به پرداخت آن خواهد کرد.

مطالبه نفقه زوجه یکی از مطالبات ممتاز است و حتی در صورت ورشکستگی شوهر، زن در وصول طلب خود نسبت به سایر طلبکاران اولویت خواهد داشت.

 

 

 

ضمانت قانونی عدم پرداخت نفقه از سوی زوج چیست؟

در صورت استنکاف زوج از پرداخت نفقه به زوجه یا صدور حکم محکومیت وی از سوی دادگاه، به دلیل عدم توانایی مالی مرد در پرداخت آن و یا الزام وی به تأمین نفقه، اجرای حکم ممکن نیست. امکان ندارد زوجه به دلیل عدم پرداخت نفقه حق خواهد داشت و عدم امکان اجبار زوج به پرداخت آن از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

دادگاه پس از بررسی و احراز شرایط مذکور، زوج را با حفظ کلیه حقوق و مطالبات قانونی زوجه اعم از مهریه و نفقه معوقه مجبور به طلاق نموده و حکم طلاق را صادر می نماید.

علاوه بر اینکه نفقه معوقه از طریق محاکم خانواده قابل مطالبه است، ترک نفقه زن جرم کیفری بوده و مشروط به احراز شرایط قانونی، مستوجب تعقیب کیفری و مجازات همسر مجرم خواهد بود. .

در ماده 53 قانون اخیر حمایت از خانواده آمده است: «هرکس با داشتن تمکن مالی نفقه زوجه خود را با رضایت وی نپردازد یا از دادن نفقه به سایر مسئولین نفقه خودداری کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود.» تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت قبولی از شکایت، تعقیب کیفری یا اجرای مجازات موقوف می شود. خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

تمکین چیست و به چه کسی نشزه می گویند؟

مطابق ماده 1102 قانون مدنی، به محض صحت عقد، روابط زوجیت بین طرفین برقرار می‌شود و حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر برقرار می‌شود که از جمله وظایف آن، تسلیم زوجه به زوجه است. شوهر.

تمکین به معنای اطاعت از زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در خانه مشترکی که شوهر انتخاب کرده و حسن معاشرت در ایجاد بنیان خانواده است که در اصطلاح حقوقی از آن به تمکین خاص و تمکین عام یاد می شود. همچنین نافرمانی زن از انجام وظیفه خاص زناشویی را نشزه و به چنین زنی نشزه می گویند.

بنابراین زن ناشذه کسی است که بدون دلیل موجه یا مانع شرعی از انجام وظایف زناشویی امتناع می ورزد. در این صورت زن مستحق نفقه نیست. ماده 1108 قانون مدنی به صراحت می گوید: اگر زن بدون مانع مشروع از انجام وظایف زناشویی خود امتناع ورزد مستحق نخواهد بود.نفقه. البته وجود مانع شرعی و قانونی برای عدم تمکین زن مانع از دریافت نفقه او نیست.

همچنین بدیهی است که تسلیم شدن زن مستلزم تهیه مقدمات و تهیه لوازم آن از جمله تهیه مسکن مناسب و وسایل زندگی ضروری است که باید از قبل توسط شوهر تهیه شده و زوجه به وظایف زناشویی خود عمل کند. در حالی که در خانه شوهرش زندگی می کرد.

 

 

 

حق تامین مسکن در زندگی مشترک زناشویی با چه کسانی است؟

قانون ایران اختیار تأمین مسکن را به دلیل مدیریت مرد و سرپرستی خانواده محول کرده و زن را موظف کرده در خانه ای که شوهر تعیین می کند، سکونت کند، مگر اینکه طرفین در این زمینه توافق کرده یا شرط دیگری گذاشته باشند. .

ماده 1114 قانون مدنی در این باره می گوید: زن باید در خانه ای که شوهرش فراهم می کند سکونت کند مگر اینکه اختیار تهیه خانه به زن داده شود.

بنابراین همانطور که در ماده مذکور به صراحت آمده است زن موظف است در خانه ای که شوهر تعیین می کند سکونت کند.