مقررات اسناد تجاری

۲۱ بازديد

 



مزایای اسناد تجاری

1- مسئولیت تضامنی امضاکنندگان آنها

 

2- مرور زمان های اختصاصی

 

3- قابلیت درخواست

 

4- امتیاز در تأمین مطالبه بدون واریز ضرر احتمالی آن به طرف

 

5- مسئولیت کیفری چک

 

6- اعتبار اسناد تجاری نزد بانکها و اشخاص حقیقی

 

در واقع اسناد تجاری در معنای عام همه اسنادی هستند که در معاملات روزانه بین تجار مبادله می شود. اما اسناد تجاری به معنای خاص عبارتند از چک و سفته و برات که در قانون تجارت آمده است. این اسناد با توجه به مزایایی که در تجارت دارند دارای مقررات خاصی هستند و قانونگذار نسبت به سایر اسناد امتیازات ویژه ای برای آنها قائل شده است.

 

 

 

 

 

برای شما

برات سندی است که به موجب آن شخصی به شخص دیگری دستور می دهد تا مبلغ معینی را در مدت معین به شخص ثالث بپردازد، یا از طریق حواله خود یا از طریق وجه حامل در منظر یا قول معین. در قانون تجارت، شخصی که بارنامه برای او صادر می شود، یعنی باید بارنامه را بپردازد، محکوم نمی شود.

 

سفته علاوه بر امضا یا مهر سفته باید دارای شرایط زیر باشد:

 

 در حال حاضر کلمه برای شما در ورق

تاریخ (روز ماه سال)

نام شخصی که باید صورتحساب را پرداخت کند

تعیین منبع قبض

تاریخ پرداخت قبض

محل پرداخت تسعیر اعم از محل سکونت محالعلی یا محل دیگر.

نام شخصی که به شما پول نقد یا حواله پرداخت کرده است.

 با مشخص کردن اینکه نفر اول یا دوم نفر سوم یا چهارم به آخرین نفر باشد.

در صورتی که سفته شامل یکی از شرایط اساسی نباشد، مشمول مقررات سفته تجاری نخواهد بود، مگر عبارت سفته بر روی آن. قبول برات یا قبض (عدم قبول) برای مختار محال است. در هر صورت موظف است به محض ارائه یا ظرف 24 ساعت برات را قبول یا رد کند در غیر این صورت دارنده برات می تواند اعتراض کند. پیش‌فرض باید از طریق نامه تأییدی که به عنوان اعتراض به پیش‌فرض شناخته می‌شود، انجام شود.

در صورت عدم تعهد طرف مقابل در قبال برات، دارنده برات می تواند از صادرکننده برات و ظهرنویسان، ضامن تادیه برات را در موعد مقرر یا تادیه برات درخواست کند. برات را فوراً علاوه بر هزینه های اعتراض نامه و... انجام می دهد همچنین امکان پذیرفتن سفته توسط شخص ثالث به نام سفته دهنده یا یکی از ظهرنویسان وجود دارد ضمن اینکه حقوق. سفته در مقابل ظهرنویس و سفته محفوظ است و در هر حال در صورت قبول سفته، پرداخت به موقع آن غیرممکن است.

قول قبض: سررسید صورتحساب ممکن است به چند صورت باشد:

 

1- برات باید در رؤیت باشد که در این صورت بدون قول محسوب می شود.

 

2- برات ممکن است یک یا چند روز یا یک یا چند ماه پس از رویت وعده داده شود که در این صورت موعد برات بر اساس تاریخ قبولی یا تاریخ اعتراض نکول نامه تعیین می شود.

 

3- سفته ممکن است یک یا چند روز یا چند ماه از تاریخ سفته باشد.

 

4- پرداخت ممکن است به روز معینی موکول شود.

 

 

 

انتقال برات: انتقال برات با ظهرنویسی یا ثبت انجام می شود که ظهرنویسی به دو صورت است; یا ظهرنویسی به نام شخص معین که در این صورت نام امضا شده شخصی که برات به او منتقل می شود در پشت صورتحساب نوشته می شود. ظهرنویسی ممکن است به ارز حامل انجام شود و در این صورت انتقال دهنده فقط برات را امضا می کند و سند به ارز حامل صادر می شود.

 

 

 

ظهر نویسی یا عدم انتقال: ظهرنویس می تواند ظهر نویسی دیگری را ممنوع کند، در این صورت اگر دارنده برات آن را ظهرنویسی کرده و آن را به اشخاص دیگر منتقل کند، ظهرنویسی که ظهر نویسی را ممنوع کرده است مسئولیت تضامنی در قبال ظهرنویس های بعدی ندارد.

 

 

 

مسئولیت تضامنی: سفته دهنده و پذیرنده سفته و ظهرنویس ها در قبال دارنده سفته مسئولیت تضامنی دارند. بر اساس سفته، دارنده سفته باید ابتدا به طرف مقابل که سفته را قبول کرده مراجعه کند، در صورت عدم پرداخت از سوی وی و اعتراض یا در صورت نکول از سوی وی و اعتراض به نکول، می تواند از هر یک درخواست کند. از آنها به صورت جداگانه یا به چند نفر یا همه آنها با هم مراجعه کنید. دارنده برات ابتدا باید در دایره درخواست مستقر در مجتمع های قضایی درخواست عدم پرداخت نماید.

 

 

 

ضامن برات: صادرکننده برات یا ظهرنویس ها می توانند برای اطمینان دارنده برات ضامن معرفی کنند.تبادل. این ضمانت ممکن است در یک برگه جداگانه یا در خود برات باشد. در صورتی که این قبض پذیرفته شده متقابل نباشد یا پرداخت آن وصول نشود، ضامن باید مسئول ضمانت خود باشد.

 

 

 

حقوق و تکالیف دارنده برات: دارنده برات برای استیفای حقوق خود دارای وظایف زیر است:

 

1- تکلیف قبولی: دارنده برات باید برات را بپردازد یا قبول کند در صرافی که وجوه آن باید عیناً (فوراً) و یا به وعده رویت (مهم نیست) پرداخت شود. اگر برات در ایران یا خارج از کشور صادر شده باشد) در مدت یک سال از تاریخ خود مطالبه نکنید.

 

تبصره 1: عدم انجام این تکلیف تضمینی است که سردفتر دیگر حق رجوع به ظهرنویس ها و سفته صادر کننده برات را که برات را به شخص ثالث (یعنی محل تضمین کرده است) نخواهد داشت. برات). در صورتی که هدف خاصی برای اخذ قبولی در برات در نظر گرفته شده باشد، دارنده برات موظف است در همان مدت نسبت به اخذ قبولی اقدام نماید.

 

تبصره 2: ضمانت تخلف از این تکلیف این است که دارنده برات حق رجوع به ظهرنویس ها و صادرکننده برات را نخواهد داشت که مبلغ برات را به ذمه ارسال کرده است. طرف مقابل

 

تبصره 3: این احکام در مورد ایجاب قبول و تادیه در مورد تسعیرهایی که در ایران عیادت یا با وعده رؤیت صادر می شود و باید در خارج از کشور پرداخت شود نیز جاری است.

تعریف مفهوم سرقفلی

۲۴ بازديد

 

سرقفلی در اجاره اماکن تجاری

 متن قانون موجر و مستاجر سال 1376 دقیقا برگرفته از کتاب تحریر الوسیله امام خمینی است.

 تعریف ارائه شده در قسمت اول به حق تجارت اشاره دارد که در شرع اسلامی ممنوع است و دادگاه های ایران چنین حقی را به رسمیت نمی شناسند.

قراردادهای اجاره ای که قبل از سال 1376 منعقد شده اند، مشمول قانون موجر و مستاجر سال 1356 می باشد.

در قوانین مدون به دو کلمه سرقفلی و حق تجارت برمی خوریم. در جامعه ما گاهی این دو به یک معنا به کار می روند و گاهی از هم جدا می شوند و با معانی متفاوتی عرضه می شوند.

 

سرقفلی مالی است که مالک (اعم از عین مالک یا ذینفع) در ابتدای اجاره به غیر از مال الاجاره از مستاجر می گیرد تا محل را اجاره و به او تحویل دهد. در حالی که حق تجارت حقی است که به تدریج و به مرور زمان برای مستأجر محل کسب و تجارت به وجود می آید.

 

در نتیجه پس از کار مستاجر و کسب مشتری و اعتبار، حقی برای او به وجود می آید که به آن حق تجارت می گویند. بنابراین این دو ماهیت کاملاً متفاوت هستند.

 

وقتی به قوانین سال های 1322 تا 1376 نگاه می کنیم، هرجا که از کلمه سرقفلی استفاده شده، به معنای حق تجارت بوده است. این در حالی است که مشروعیت حق تجارت و تجارت همواره محل مناقشه و تردید بوده است. اما حسن نیت همیشه مجاز بوده است.

 

 دلیل اینکه حق تجارت و تجارت در قوانین ما اهمیت بیشتری دارد به این دلیل است که مستاجر مدتی زحمت کشیده و مشتری پیدا کرده است و وقتی او را از محل بیرون می کنند مشتریان را از دست می دهد و مجبور می شود از نو شروع کند. محل. مدتی طول می کشد تا یک مشتری جدید بیاید.

 

به همین دلایل قانونگذار از مستاجران حمایت می کند. به طور کلی حق تجارت، تجارت و سرقفلی پس از انعقاد قرارداد اجاره به وجود می آید.

 

تقریباً همه فقها و مجتهدانی که در این زمینه بحث کرده اند. وجود چنین حقی را برای مالک تأیید کرده اند. اما افراد کمی مبنای و دلیل آن را ذکر کرده اند.

 

از مجموع آرای فقها و حقوقدانان، مبنای این حق را می توان بر یکی از سه نظر عمده زیر استناد کرد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قدرت های اختصاصی

 اکثر متفکران معتقدند از آنجایی که مالک بر ملک خود مسلط است، حق دارد در ابتدا علاوه بر اجاره ای که به صورت مشخص و برنامه ریزی شده دریافت می کند، مبلغی نیز دریافت کند. این مبلغ باید جزء اجاره بها در نظر گرفته شود. البته قسمت فوری به عنوان ملک اجاره ای محسوب می شود.

 

در مورد اینکه چه چیزی باعث شده مالک علاوه بر دریافت اجاره بها، چنین مبلغی را مطالبه کند، بحث چندانی نشده است. اما برخی از فقها و حقوقدانان در این زمینه نظری مشابه دارند

 

یکی از فقها در این باره اظهار داشت: (کاتوزیان، 1371، ج 1، ص 522).

 

 «حق سرقفلی مخصوص مستاجر است و مالک حقی نسبت به آن ندارد و بالاخره چون اجاره نامه منعقده به موجب قانون روابط موجر و مستأجر حق مالکیت را بیش از پیش و خارج از توافق طرفین محدود می کند. مالکان نیز قبل از انعقاد اجاره مبلغی را به عنوان سرقفلی از مستأجر می گیرند که اخذ این وجه با مفهوم سرقفلی مطابقت ندارد اما در عمل کاملاً متداول است.

 

آیت ا... فاضل لنکرانی نیز معتقد است: (فاضل لنکرانی، 1377، ص 297)

 

چون ملک اجاره محل کسب در حال افزایش بود و مالک نمی توانست اجاره را بالا ببرد یا مستاجر را از آن محل بیرون کند و گاه محل کسب و مغازه ای سالیان دراز در اختیار مستاجر می ماند بدون اینکه به اجاره اضافه شود. مالک چنین مبلغی را علاوه بر مبلغ برنامه ریزی شده برداشت کرده است.»

 

پس به طور کلی از آنچه گفته شد چنین برداشت می شود که محدودیت اختیارات مالک باعث شده است که موجر از حق مالکیت ملک خود استفاده کند.

مجازات تدلیس و فریب در ازدواج

۲۲ بازديد

مجازات آراستگی و خیانت در ازدواج

جعل در نکاح یا فریب در نکاح عملیاتی است که موجب می شود عیب را بپوشاند و یا وجود کیفیت مورد نظر طرف را در دیگری تظاهر کند. ماده 647 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی می گوید: اگر هر یک از زوجین قبل از عقد، شریک زندگی خود را به توهماتی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل و موقعیت خاص، تجرد و مانند آن فریب دهند. و بر اساس هر یک از آنها قرارداد منعقد شود مرتکب به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد. هر امری که موجب فریب دیگری شود حتی اگر از موارد مذکور در این ماده نباشد شامل می شود، لذا عرف در این مورد تعیین کننده است. مثل این است که فردی ثروت و موقعیت خود را برخلاف واقعیت ارائه کند.

 

 

نکات مهم فریب و دستکاری در ازدواج

در مورد تحقق جرم مذکور در این ماده باید بگوییم که مجازات مذکور در این ماده زمانی امکان پذیر خواهد بود که عمل فریب توسط زوج یا زوجه انجام شده باشد، به عبارت دیگر شخص ثالثی مانند یکی از بستگان. یا دوست زوج به دروغ با او به عنوان یک پزشک رفتار می کند. بدون آگاهی زوج از این امر، نمی توان زوج را طبق این ماده مجازات کرد، زیرا هرکس مسئول اعمال و کردار خود است و نمی توان شخص را به خاطر ارتکاب فعل دیگری و صرفاً به نفع آن مجازات کرد.

ارتکاب این جرم توسط شخص ثالث را نمی توان به زن یا شوهر نسبت داد، زیرا ممکن است شخص ثالث به دستور زن یا شوهر مرتکب فریب شده باشد. در این صورت تبانی یکی از زوجین با شخص ثالث در تدلیس به این معناست که خود او مرتکب تدلیس شده است.

تحقق جرم مذکور در این ماده منوط به این است که زن یا شوهر خلاف واقع و حقیقتی را که وجود نداشته است، اعلام کند. (فعل مادی مثبت)

اگر زوجی در حین داشتن همسر با شخص دیگری ازدواج کنند و به وی اعلام کنند که مجرد است، مجازات مقرر در ماده فوق در مورد وی اعمال می شود. به عبارت دیگر، عقد نکاح باید بر اساس آن توهم باشد.

ارتکاب جرم مذکور در این ماده از طریق ترک فعل امکان پذیر است. مثلاً همین مرد در مثال بالا نباید در مورد ازدواج قبلی خود صحبت کند و زن نیز با این تصور که هرگز ازدواج نکرده است با او ازدواج می کند، زیرا یک سری ویژگی هایی وجود دارد که بیان نمی شود، اما با بیان برابر است. آنها) مبتنی بر مجرد بودن مرد است. اینکه وقتی فردی برای خواستگاری می رود یعنی هنوز ازدواج نکرده است، بنابراین در جلسه خواستگاری از او سوال نمی شود که آیا تا به حال ازدواج کرده یا نه؟ بنابراین اگر خلاف این باشد و اظهار نکند که قبلاً ازدواج کرده است، عمل فریب در ازدواج محقق می شود.

 جرم فریب در نکاح زمانی محقق می شود که هر یک از زوجین قبل از عقد، طرف مقابل را فریب دهند، بنابراین اگر شوهر بعد از ازدواج و به قصد اغفال همسرش اظهار کند که دارای مدرک دکترا است مشمول این امر نخواهد بود. مقاله. .

هر یک از زوجین باید قصد فریب دیگری را داشته باشد، یعنی یکی از طرفین عمداً با اعمال متقلبانه خود طرف دیگر را فریب داده و آنها را به ازدواج تشویق کرده است. بنابراین اگر مرتکب قصد فریب طرف مقابل را نداشته باشد مشمول ماده 647 قانون مجازات اسلامی نخواهد بود.

مجازات مقرر در این ماده حبس از شش ماه تا دو سال است بنابراین دادگاه برای انتخاب و تعیین مجازات بین حداقل و حداکثر مساعد خواهد بود.

طبق مواد 19 و 23 قانون مجازات اسلامی، دادگاه می‌تواند با توجه به شرایط قانونی و با توجه به جرم ارتکابی و ویژگی‌های مرتکب (زن یا شوهر) حسب شرایط قانونی به یک یا چند مجازات تکمیلی نیز رأی دهد. مورد).

طبق ماده 37 قانون مجازات اسلامی، در صورت وجود یک یا چند جهات مخففه، دادگاه می‌تواند مجازات را به نحوی که برای متهم مناسب‌تر باشد (تخفیف از حداقل) تخفیف یا تبدیل کند. نوع مجازات برای دیگری مثلاً حبس به جزای نقدی تبدیل شود.

طبق ماده 40 قانون مجازات اسلامی دادگاه پس از احراز مجرمیت هر یک از زوجین با توجه به موقعیت فردی، خانوادگی و اجتماعی و سوابق و شرایطی که منجر به ارتکاب جرم شده است، در صورت وجود شرایط، دادگاه می تواند. صدور حکم به مدت شش ماه تا دو به تعویق سال

کلاهبرداری رایانه ای و مقایسه آن با کلاهبرداری سنتی

۲۴ بازديد
 

تقلب رایانه ای و مقایسه آن با کلاهبرداری سنتی

منظور از کلاهبرداری و به طور کلی مفهوم کلاهبرداری این است که شخص با توسل به ابزار و عملیات متقلبانه اقدام کند و قربانی و مخاطبان او را فریب دهد و مال او را بگیرد. یا در فضای مجازی و به وسیله رایانه و از طریق اتصال به اینترنت انجام شود. قانونگذار ما جرایم رایانه ای و اینترنتی را تحت عنوان قانون جرایم رایانه ای و اینترنتی در قانون آورده است. کلاهبرداری کامپیوتری:

به عبارت ساده، اگر شخصی با وارد کردن داده های غیرمجاز یا ایجاد اختلال در سیستم ها، پول یا کالا یا مزایا یا خدمات یا امتیازات مالی برای خود یا دیگران به دست آورد، مرتکب کلاهبرداری رایانه ای شده است.

 

 

 

 

 

 

تفاوت بین کلاهبرداری سنتی و کلاهبرداری رایانه ای

1- در کلاهبرداری سنتی فرد باید فریب بخورد در حالی که در کلاهبرداری رایانه ای نیازی به فریب فرد نیست و این جرم با وارد کردن اطلاعات غیرمجاز به دستگاه اتفاق می افتد.

 

2- در کلاهبرداری سنتی اموال باید دزدیده شود اما در کلاهبرداری رایانه ای اموال، امتیازات مالی، خدمات یا منافع ممکن است به سرقت برود.

 

3- در کلاهبرداری سنتی پول را برای خود یا شخص مورد نظر خود می گیرد در حالی که در کلاهبرداری اینترنتی ممکن است پول را برای خود یا شخص دیگری بگیرد اما در اینجا ممکن است طرف مقابل هدف کلاهبردار بوده یا نبوده باشد. . و در واقع ممکن است کلاهبردار اصلا او را نشناسد.

 

4- شروع به جرم کلاهبرداری سنتی طبق قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداری جرم انگاری شده است ولی شروع به جرم کلاهبرداری رایانه ای بر اساس ماده 122 قانون مجازات اسلامی جرم است.

 

 

 

بر اساس رأی وحدت رویه، جرم کلاهبرداری رایانه ای در خصوص حساب بانکی در محل بانکی که مقتول در آن حساب افتتاح کرده است، واقع می شود و دادگاه محل افتتاح حساب مقتول صالح به رسیدگی است.

تفاوت اقاله و فسخ

۲۶ بازديد
 

تفاوت بین لغو و لغو

پس از ایجاد عقد با اراده طرفین، راههای مختلفی برای انحلال و انقضای عقد وجود دارد که عبارتند از فسخ، فسخ، فسخ، فسخ. برخی از این راه ها شباهت های زیادی با یکدیگر دارند، اما تفاوت هایی نیز دارند. که آنها را از یکدیگر متمایز می کند. مفهوم فسخ از این جهت شبیه فسخ است که موجب انحلال و بطلان عقد می شود، اما وجود اراده متقابل یکی از ویژگی های منحصر به فرد فسخ است که آن را از فسخ جدا می کند. ابطال و فسخ در حقوق ایران

اقاله را نباید عین و مترادف با حق فسخ دانست; زیرا اعمال حق فسخ یک طرفه است و فقط مالک می تواند از آن استفاده کند; حتی اگر طرف مقابل ناراضی باشد.

در اقاله، طرفین عقد باید با یکدیگر توافق کرده و به فسخ معامله رضایت دهند.

اقاله بدون خیار و حق فسخ بسته می شود و در واقع مستقل (خواهان اقاله) نباید حق خیار داشته باشد. زیرا اگر اختیاری داشت دیگر نیازی به فسخ معامله نداشت و از اختیار خود استفاده می کرد.

بر خلاف حق فسخ و خیار که مستلزم دلیل قانونی (شرعی) یا قراردادی است، فسخ نیاز به دلیل خاصی ندارد و در صورت رضایت طرفین بر نقض و فسخ معامله، معامله و عقد نیز از بین می‌رود. خاتمه یافت. .

فسخ یکی از وقایع است اما فسخ یکی از قراردادهاست.

اقاله عقدی است با توافق و تراضی همراه با اراده طرفین و موضوع آن از بین رفتن عقد اول است; در حالی که فسخ به دلیل قانونی است و ممکن است رضایت طرف مقابل مهم نباشد.

اقاله به صورت توافقی از طریق سند عادی یا رسمی قابل اجراست، اما در صورت ابطال حکم دادگاه، بر اساس اعتبار قانونی صحت آن است. اقاله با انعقاد قرارداد دوم انجام می شود اما قرارداد دوم را فسخ نمی کند.

ظهر نویسی - پشت نویسی - اسناد تجاری

۲۴ بازديد
 

ظهرنویسی - ظهرنویسی - اسناد تجاری

اسناد تجاری برای تسریع در روند معاملات تجاری وارد اسناد قانونی شد. برای اینکه زمینه این تسریع فراهم شود، اسناد تجاری باید علاوه بر قابلیت صدور، قابلیت انتقال نیز داشته باشد. این قابلیت زیربنای سرعت در معاملات تجاری است و در عین حال این اختیار را به دارنده می دهد که آن سند را به راحتی به شخص دیگری تحویل دهد.

برای عمل انتقال در مورد اسناد به حساب دارنده، صرفاً قبض و قبض (معامله) سند کافی است، اما اگر سند به نام شخص خاصی باشد، انتقال سند. در صورتی معتبر است که توسط آن شخص تایید و امضا شده باشد. (پشت نویسی به معنای پشت نویسی سند است و یکی از راه های انتقال سند می باشد.)

 

به این ترتیب سردفتر اسناد تجاری با امضای سند در زمره مأموران اسناد تجاری قرار می گیرد و در مقابل دارنده سند تجاری مسئول خواهد بود. بنابراین ظهرنویس در زمان پرداخت سند و در صورت عدم پرداخت وجه آن در صورت وجود شرایط، مسئولیت تضامنی با سایر مقامات سند تجاری خواهد داشت.

 

 

 

 

شرایط سفته

برای اینکه ظهرنویس سفته در زمره مسئولین سند قرار گیرد، باید شرایط زیر رعایت شود:

 

 

اعتراض به عدم پرداخت:

دعوا علیه ظهرنویس در صورتی مجاز است که دارنده سفته ظرف 10 روز از تاریخ سفته نسبت به عدم پرداخت اعتراض کند.

 

 

 

 

دعوی قضایی:

دارنده سفته باید ظرف مدت یک سال از تاریخ درخواست ادعای خود را مطرح کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرایط و ضوابط ظهرنویس چک

برای اینکه ظهرنویس چک یکی از مسئولین سند باشد، باید شرایط زیر رعایت شود:

 

 

 

 

 

درخواست صدور گواهی عدم پرداخت:

1- در صورتی که چک در جایی از ایران صادر شده باشد، دارنده چک باید حداکثر ظرف مدت 15 روز از تاریخ صدور چک به محل (بانک) مراجعه و درخواست صدور گواهی عدم پرداخت کند.

 

2- در صورتی که چک از نقطه ای به نقطه دیگر ایران صادر شده باشد، دارنده چک باید ظرف 45 روز از تاریخ صدور چک به بانک مراجعه و درخواست صدور گواهی عدم پرداخت کند.

 

3- در صورتی که چک در خارج از کشور صادر شده باشد و محل پرداخت آن ایران باشد، دارنده چک باید ظرف مدت 4 ماه از تاریخ صدور چک به بانک مراجعه و درخواست صدور گواهی عدم پرداخت کند.

 

 

 

 

 

دعوی قضایی:

مالک باید ظرف مدت یک سال از تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت دعوی خود را اقامه نماید.

 

جهت دریافت پاسخ سوالات و شبهات اسناد تجاری (چک، سفته، قبض انبار و ...) و مشاوره با وکیل متخصص چک و امور تجاری و دعاوی حقوقی تجارت و مشاوره حضوری با دفتر حقوقی ما در ارتباط با Be.

میزان ارث زن 2

۲۵ بازديد
 

در مواردی ممکن است که سایر ورثه متوفی از ارزش گذاری اموال غیرمنقول امتناع کنند، ماده 948 قانون مدنی این امکان را به زن داده است که حق خود را نسبت به عین مال مطالبه کند، بنابراین می تواند در مرحله اول. ، از طریق دادگاه از وراث شکایت کند. مجبور به قیمت گذاری و دریافت سهم خود شد. در غیر این صورت، در صورت ادامه امتناع وراث، بر اساس رویه قضایی موجود، زن می‌تواند در عین، خود در تملک عین، یعنی خود زمین و خانه شریک شود.

 

 

 

 

 

 

آیا در ازدواج موقت ارث وجود دارد؟

همانطور که گفته شد شرط اصلی ارث بردن زن از شوهر، وجود عقد دائم بین آنهاست. از مفهوم ماده 940 قانون مدنی که شرط نکاح دائم را ذکر کرده است، می توان فهمید که زن در نکاح ارث ندارد; حتی زن هم مانند نفقه که می توانست آن را در عقد شرط کند، دیگر نمی تواند شرط ارث را در نکاح منقطع (موقت) قرار دهد و اگر چنین شد، شرط باطل است.

 

 

 

 

 

 

 

 

ارث بردن زن حتی در طلاق

اگر شوهر زن خود را رجعی طلاق دهد (طلاقی که معمولاً انجام می‌شود) و در عده فوت کند، زن از مال شوهر ارث می‌برد، اما اگر بعد از انقضای عده شوهر بمیرد یا طلاق قطعی شود. طلاق قبل از جماع یا طلاق زن یائسه، طلاق خلع و مبارات (محرم حلال ... جونم آزاد) و یا سه طلاق در صورت وقوع، زن از مرد ارث نمی برد. مرگ.

 

ماده 943 قانون مدنی این را بیان کرده است.

 

البته در ماده 944 همین قانون آمده است که اگر زوج در حال ابتلا به بیماری، زن را طلاق دهد و ظرف یک سال از تاریخ طلاق به علت همان مرض بمیرد، زن از او ارث می برد. او حتی اگر طلاق با رضایت طرفین باشد. شرط این است که زن در این یک سال شوهر نداشته باشد

 

 

 

 

 

 

 

ارث از مردی که چند زن دارد

همانطور که می دانیم، قانون اجازه ازدواج مرد با 4 زن را داده است. پس هر یک از این 4 زن در صورت وجود از اموال شوهر ارث می برند زیرا ازدواج آنها دائمی و قانونی بوده است.

 

 ماده 942 قانون مدنی می گوید: در صورت تعدد زوجات، ربع یا هشتم ترکه زوجه به طور مساوی بین آنها تقسیم می شود.

 

پس اگر مردی 2 زن دایمی داشته باشد بعد از فوت و در صورت داشتن فرزند یک هشتم اموال او به طور مساوی بین همسرانش تقسیم می شود.

 

در اینجا یک نکته مهم وجود دارد که حضور همسر دوم با فرزند در واقع به دو صورت سهم همسر اول را که بچه دار نمی شود کاهش می دهد:

 

یکی اینکه فرض از یک چهارم به یک هشتم کاهش یافته و دیگری اینکه این یک هشتم نیز نصف شده است. مثلاً مردی 2 زن دارد اما از زن اول فرزندی ندارد و از زن دوم 2 دختر و 2 پسر دارد. زن اول پس از فوت او اگرچه فرزندی از متوفی ندارد ولی به دلیل وجود فرزندان دیگر از زن دوم مستحق نصف یک هشتم اموال شوهر است.

 

 

 

 

 

 

 

سهم الارث فرزندان

به طور کلی، طبق قانون، رابطه بین ورثه و متوفی که در این مورد فرزندان هستند، باید پدری یا مادری یا پدر و مادری باشد. هر فرزندی که با میت رابطه نسبی داشته باشد از او ارث می برد، مثلاً اگر شوهر فوت کند، عملاً چیزی به فرزند زنی که از مرد دیگری است نمی رسد یا بالعکس.

 

اگر مردی زن دومی انتخاب کند، زن دوم فقط زن پدر برای فرزندان است و در صورت فوت او فقط فرزندان خودش و شوهرش به میزان یک چهارم ارث می برند. اگر مرد در قید حیات باشد حکم شرعی است حتی اگر تمام مال باشد و بعد از فوت او هیچ کس نمی تواند به صاحب زن اعتراض کند.باسن

 

اما اگر مردی بعد از مرگ در وصیت خود خانه ای را برای همسرش وصیت کند، بحث دیگری است. طبق ماده 843 قانون به موصی له اجازه داده است که فقط تا ثلث مال را وصیت کند و اگر وصیت بیش از این مقدار باشد ورثه باید اجازه دهند و در غیر این صورت تا ثلث از ملک منتفی می شود. وصیت

 

بنابراین، اگر ارزش خانه ای که شوهر متوفی به زوجه وصیت می کند از ثلث ترکه میت بیشتر نباشد، وصیت نامه صحیح است; در غیر این صورت در مورد بیش از یک سوم، ورثه متوفی باید اجازه دهند.

میزان ارث زن

۲۵ بازديد
 

میزان ارث زن یا زنان از شوهر

شاید تا به حال با سناریوی ترسناک و تا حدودی جذاب پیدا کردن سر و سر زن دوم در مراسم تشییع جنازه آن مرحوم مواجه شده باشید. جدا از اینکه شاید با پیدا شدن همسر دوم نوع صدقه متوفی به طور کلی تغییر کرده و دلیل گریه همسر و فرزندانش کاملاً متفاوت باشد، نکته ای که در اینجا مهم است و به سرعت مطرح می شود. به ذهن مردم پس از این حادثه. کاری که می کند وای بر وارثان...! بله قطعا وجود زوجه دوم با چند فرزند نتیجه ای جز نفع کمتر ورثه اصلی متوفی ندارد. ارث زن و زن از اموال شوهر!

تقسیم ارث زمانی به یک مشکل حاد تبدیل می شود که متوفی مردی ثروتمند با اموال و دارایی های فراوان باشد. چون متوفی که پولی برای ورثه اش باقی نگذاشته برایشان فرقی نمی کند یک زن داشته باشد یا چهار زن!

 

این سناریو زمانی جذاب می شود که عزاداران با دیدن چنین اتفاقی نگران کیفیت مراسم تدفین و تدفین باشند و تمام ذهن و فکرشان به دنبال دلیلی باشد که یا منکر رابطه همسر دوم با متوفی باشد یا چیزی شبیه به آنها. ثابت کنند که ازدواج موقت است که در مقدار ارث آنها تفاوت جزئی دارد. شاید در این میان بیشترین رنج را همسر آن مرحوم باشد. او که به نوعی کمتر از همه ورثه می گیرد، حالا با حضور یک زن دیگر باید سهمش کاملا نصف شود.

 

زنان با ازدواج و تشکیل خانواده، مانند سایر اعضای خانواده در صورت فوت همسر یا سایر اعضای خانواده مانند فرزندان، علاوه بر حقوقی مانند مهریه و نفقه و... حق ارث دارند.

 

ارث یک حق مالی و اقتصادی است که زن گاهی کمتر از یک مرد یا حتی نصف آن از آن بهره می برد و شاید این دلیلی جز این نداشته باشد که اداره و مخارج زندگی بر عهده مرد است و جایی برای آن باقی نمی ماند. پس انداز شخصی البته همیشه اینطور نیست; در بعضی جاها ممکن است زن به طور مساوی با مرد ارث ببرد یا حتی در برخی موارد بیشتر از مرد ارث ببرد.

 

وی در این مقاله به بحث ارث پرداخته و اینکه آگاهی کافی از قوانین و مقررات ممکن است به وضعیت زنان که حق واقعی آنهاست کمک بیشتری کرده باشد.

 

 

 

 

سهم الارث زن پس از فوت شوهر

ماده ۸۶۱ قانون مدنی دلایل ارث بردن از میت را به دو صورت نسبت و سبب بیان می کند. پس از پیوستن زن به عقد دایم مرد، سببیت آن که عین نکاح است حاصل می شود، البته در ماده 864 آمده است که «از اشخاصی که به موجب سبب ارث می برند، هر یک از زوجین زنده است. در زمان مرگ دیگری». "

 

در قسمت دوم شرط زنده بودن زن در هنگام فوت زوج است وگرنه از اموال زوج به فرزندان و اقارب او ارثی بابت سهم زوجه داده نمی شود.

 

شرط کلی بعدی ارث زن که برای سایر وراث باید رعایت شود، ماده 941 قانون مدنی است که می گوید: «زن نباید از ارث بردن منع شود». ماده 880 قانون مدنی قتل را از موانع ارث می داند یعنی اگر زن عمدا شوهر خود را که وارث اوست بکشد از ارث منع می شود.

 

استثناء دیگر این است که مکرراً در ماده 881 قانون مدنی آمده است که زن (همسر مسلمان) قبل از فوت شوهر مسلمان خود کافر می شود.

 

در ماده 913 قانون مدنی آمده است: «هر یک از زوجین که در قید حیات هستند ارث خود را می‌برند و این فرض برای زوج نصف ترکه و ربع آن برای زن است در صورتی که متوفی اولاد یا اولاد داشته باشد. فرزندان." اگر متوفی اولاد یا اولاد داشته باشد بقیه ترکه طبق مقررات بین سایر ورثه تقسیم می شود.

 

بنابراین می توان گفت: اگر شوهر در زمان فوت، چه از این زن و چه از ازدواج قبلی، فرزندی نداشته باشد و نوه (نوه) نیز نداشته باشد، زن یک چهارم از مرد ارث می برد. مال، اما اگر این شرط محقق نشود و مرد هنگام فوت صاحب فرزند شود، زن یک هشتم اموال مرد را به ارث می برد.

 

 

 

 

زن چه اموالی را به ارث می برد؟

می دانیم که زن به عنوان همسر متوفی مستحق یک چهارم یا هشتم اموال مرد است. حال اینکه چه پولی می تواند به ارث ببرد بسیار مهم است، زیرا در میزان سهم زن تاثیر دارد.

 

در گذشته یعنی قبل از بهمن 87 در ماده 946 قانون مدنی آمده است که زوجه فقط از اموال منقول (هر نوع) و ثانیاً از ابنیه و اشجار ارث می برد. (معمولا) برای زن فرض نمی شد و چنانکه ساو می رود، او فقط یک چهارم یا یک هشتم از هوا ارث می برد.

 

اما این رای پس از 70 سال در مجلس هشتم تغییر کرد و به این صورت شد که در صورت داشتن فرزند، زوجه یک هشتم اموال منقول و یک هشتم قیمت اموال غیر منقول اعم از زمین و ارث می برد. بزرگواران

 

اگر زوجین فرزند نداشته باشند، سهم زوجه یک چهارم اموال است. در اینجا قیمت اموال غیرمنقول اعم از زمین (که قبلاً همینطور بود) و اعیان (که زمین است که قبلاً چنین نبود) به این ماده اضافه شد.

 

بنابراین پس از فوت زوج علاوه بر اموال منقولی که تقسیم می شود، مال غیر منقول را نیز باید ارزش گذاری کرد و ربع یا هشتم این قیمت را به زوجه داد.

 

تبصره: اگر شوهر در زمان فوت فرزندی از این زن یا ازدواج قبلی نداشته باشد و نوه نداشته باشد زن از اموال مردیک چهارم ارث می برد.

نحوه قیمت گذاری اموال مشاع

۲۳ بازديد
 

نحوه قیمت گذاری ملک مشاع

پیشرفت و پیشرفت علم و هنر در همه زمینه ها باعث شده است که در افزایش تعداد اختلافات، قاضی بدون مراجعه به کارشناسان نتواند به طور کامل و درست جنبه های موضوعی دعوا را درک کند و مجبور شود با نظر افراد تصمیم خود را اتخاذ کند. که به دلیل تخصص در یک علم خاص و یا حتی داشتن تجربه و مهارت، توانایی لازم را در روشن ساختن عناصر مربوط به دعوا دارند. لیسانس - قیمت گذاری - تقویم املاک مشترک

1- تشخیص وجود دو جنبه فنی و تخصصی موضوع

 

۲- میزان وظیفه دادگاه در ارجاع امور فنی و تخصصی به کارشناس.

 

در مورد اول باید گفت که در زمینه های غیرحقوقی علم به دادرسی نمی تواند تعیین کننده باشد زیرا قاضی به عنوان قاضی عمل می کند نه کارشناس در سایر زمینه ها، بنابراین اگر چه رویه قضایی به مرجعیت گرایش دارد. دادگاه و ارجاع امر به کارشناس اجباری نیست، بلکه این اختیار صرفاً مربوط به تشخیص جنبه فنی و تخصصی موضوع است.

 

لذا با توجه به اینکه در بحث حاضر (تقسیم ملک مشاع) موضوع جنبه فنی و تخصصی دارد باید موضوع را به کارشناس ارجاع داد.

 

تصمیم دادگاه مبنی بر ارجاع امر به کارشناس در قانون با عنوان «تصمیم به ارجاع به کارشناس» (ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی) آمده است.

 

بدیهی است در این زمینه دادگاه باید موضوع یا موضوعاتی را که به کارشناس ارجاع می شود به صورت صریح و مشخص و در نظر کارشناسی تعیین کند تا کارشناس بتواند در آن زمینه نظر خود را اعلام کند.

 

در قسمت صوری کارشناس جایگاه ویژه ای دارد زیرا اوست که قیمت ملک مورد تقاضا را با توجه به قیمت روز ارزیابی و تعیین می کند و تقسیم یا غیر قابل تقسیم بودن آنها را مشخص می کند و در نهایت سهام را تعدیل می کند. انجام دادن

 

وقتی در مورد دعاوی تقسیمی که در محاکم و حتی اداره ثبت اظهار می شود، لزوم حضور کارشناس و تأثیر وجودی آن در ساماندهی عملیات نهایی تقسیم و تلاش وی برای ارزیابی اموال و ارائه برنامه کیفیت تقسیم و وجود او در بین انواع اموال منقول و غیرمنقول. تقاضا برای تقسیم بر اساس بسیار چشمگیر است. به طوری که هم در تقسیم با تراضی طرفین عمل تقسیم به او ارجاع می شود و هم در تقسیم قهری توسط دادگاه.

 

پس از مراجعه و دعوت، بر اساس ماده 315 قانون امور زندانها، کارشناس می بایست نسبت به ارزیابی و برآورد قیمت ملک مورد تقاضای تقسیم بر اساس قیمت روز و در صورت لزوم با استعلام و اخذ نظر از ذیربط اقدام نماید. ادارات اداری با حکم دادگاه. و اخذ معرفی نامه از دادگاه جهت مراجعه به ادارات مورد نیاز و رسیدگی به سوابق موجود در آن واحدها از قبیل سوابق و نقشه های ثبتی در شهرداری، اداره مسکن و شهرسازی، جهاد کشاورزی و در صورت نظر قطعی وی. برای طرح تقسیم با اعلام عدم امکان تقسیم در صورت لزوم نهایتاً نظر خود را در مورد ارزش اموال و سهام و تقسیم یا غیر قابل تقسیم بودن آنها اعلام می کند و در صورت مثبت بودن امکان تقسیم نسبت به ارائه تقسیم اقدام می نماید. با تعدیل سهام شرکا برنامه ریزی کنید. به گونه ای که در صورت عدم امکان توافق سهم شرکا به قید قرعه تعیین می شود مشروط بر اینکه طرح ها و طرح تعدیل با مقررات قانونی موجود مطابقت داشته باشد.

 

لازم به یادآوری است چنانچه قاضی دادگاه علیرغم فنی بودن درخواست، بدون ارجاع موضوع به کارشناس و تعیین سهم مدعی طبق نظر کارشناسی و ذکر جزئیات آن تخلف انتظامی محسوب می شود. با توجه به اینکه حکم مبهم اصولاً قابل اجرا نیست; در شرایطی که هدف اصلی رسیدگی به دعوی، اجرای آن است

 

اگر کارشناس به جای اینکه سهام شرکا را از اموال اشخاص برحسب قیمت تعدیل کند تا در صورت عدم توافق، سهام به قید قرعه تعیین شود، به نظر خود مقداری از آنها را در سهم الشرکه قرار می دهد. یکی از شرکا و برخی دیگر در سهم شریک دیگر و همان طرح تقسیم بدون کسب رضایت. در صورتی که صاحبان سهام بدون قرعه مشمول حکم دادگاه باشند، حکم مذکور خلاف قانون خواهد بود، زیرا طبق ماده 589 قانون مدنی و ماده 319 قانون حبس در تقسیم اموال مشاع، پس از تخصیص. یا تعدیل در صورت عدم توافق شرکاء، سهام آنها به قید قرعه تعیین می شود.

 

موارد دیگر را باید در نظر گرفتسهمیه در موضوع تخصیص شامل اجرای ماده 101 قانون شهرداری ها، اجرای ماده 6 قانون تشکیل شورای عالی شهرسازی و معماری، قانون تملک آپارتمان ها، قانون. در مورد واگذاری و فروش املاک مشاع، قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها، در این موارد لازم است کارشناس در انجام عملیات تفکیک و تفکیک از نماینده و نقشه بردار ثبت شده استفاده کند. ، به طوری که هنگام اجرای احکام تقسیم و تفکیک در ادارات ثبت، از نظر اعمال حدود و فواصل معین در نقشه های ثبتی و حدود اسناد مالکیت و شکل شوراهای تحدید حدود با مشکل و اختلاف مواجه نشوند.

کلاهبرداری رایانه ای

۲۵ بازديد
 

ماده 67 قانون تجارت الکترونیک مصوب 1382

هر کس در زمینه مبادلات الکترونیکی، با سوء استفاده یا استفاده غیرمجاز از «داده‌های پیام»، برنامه‌ها و سیستم‌های رایانه‌ای و دستگاه‌های ارتباطی راه دور و ارتکاب اعمالی از قبیل وارد کردن، پاک کردن، توقف «داده‌های پیام»، تداخل در عملکرد برنامه یا سیستم رایانه‌ای. و غیره، فریب دیگران یا گمراه کردن سیستم های پردازش خودکار و مانند آن و از این طریق کسب وجوه، اموال یا امتیازات مالی برای خود یا دیگران و گرفتن اموال دیگران مجرم محسوب می شود و علاوه بر آن رد مال صاحبان مال به حبس از یک تا سه سال و به پرداخت جزای نقدی معادل مال اخذ شده محکوم می شوند.

 

تبصره - شروع به این جرم نیز جرم محسوب و مجازات آن حداقل مجازات مقرر در این ماده است.

 

 

 

 

ماده 13 قانون جرایم رایانه ای

هرکس با ارتکاب اعمالی مانند ورود، تغییر، پاک کردن، ایجاد یا توقف داده ها یا ایجاد اختلال در سیستم، به طور غیرقانونی پول یا اموال یا منافع یا خدمات یا امتیازات مالی را برای خود یا دیگری از سیستم های رایانه ای یا مخابراتی به دست آورد، علاوه بر رد اموال، مالک به حبس از یک تا پنج سال یا جزای نقدی از بیست میلیون (20.000.000) ریال تا یکصد میلیون (100.000.000) ریال یا هر دو محکوم خواهد شد.

 

 

 

 

 

عنصر مادی:

ورود داده ها؛ تغییر داده ها؛ پاک کردن داده ها؛ ایجاد داده؛ توقف داده ها؛ سیستم را مختل کند. (مثال ها گویا هستند نه جامع).

 

 

 

موضوع جرم:

سیستم های کامپیوتری یا سیستم های مخابراتی

 

 

 

نتیجه جنایت:

به دست آوردن پول یا مال یا منافع یا خدمات یا امتیازات مالی برای خود یا دیگری.

 

 

 

عنصر معنوی:

عمدی در رفتار فیزیکی؛ علم به نامشروع بودن عمل; به قصد حصول نتیجه مثال: شخصی بارها و بارها از طریق دستکاری و تداخل در نحوه کار دستگاه های تلفن کارتی تماس تلفنی (مخابراتی) برقرار کرده است بدون اینکه وجهی از کارت وی کسر شود... عمل وی مشمول عنوان کلاهبرداری رایانه ای با اختلال در کار است. سیستم مخابراتی برای به دست آوردن خدمات غیرمجاز برای خود.