تعیین مهریه در موارد مختلف

۲۵ بازديد
تعیین مهریه در موارد مختلف
1- موارد مهریه کامل همان مواردی است که در مقررات شرعی تعیین می شود و میزان آن در ابتدای هر سال با نظر مقام معظم رهبری به تفصیل توسط رئیس قوه قضائیه تعیین و اعلام می شود.
 
2- عذاب قتل زن نصف عذاب مرد است.
 
3- مهریه مرد، جهیزیه مرد و زن، مهریه زن و مهریه خنثی مشکل نصف مهریه مرد به اضافه نصف مهریه زن است.
 
4- مولود زنا، اگر هر دو یا یکی از طرفین زنا مسلمان باشند، از نظر مهریه مانند مسلمان است.
 
5- وارث مهریه کسی که از زنا به دنیا آمده باشد در صورتی که فرزند یا زن نداشته باشد و زنا با رضایت طرفین واقع شده باشد رهبر است و اگر یکی از طرفین شک داشته باشد یا باشد. اکراه، همان طرف یا نزدیکان او ورثه هستند. آنها پول هستند.
 
6- بر اساس نظر حکومتی رهبری دیه جرایم علیه اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دیه مسلمین تعیین شده است.
 
7- اگر رفتار مرتکب و مرگ مقتول علیه هر دو در ماههای حرام «محرم و رجب و ذی القعده و ذی الحجه» یا در محدوده حرم مکه واقع شود. جرم عمدی یا غیرعمدی است، علاوه بر مجازات اعدام، یک سوم مجازات اعدام نیز اضافه می شود. می شود سایر مکان ها و اوقات متبرکه و متبرکه مشمول حکم دیه نمی شود.
 
8- در حکومت تغلیز دیه بین بالغ و غیر بالغ، زن و مرد، مسلمان و غیر مسلمان فرقی نیست. سقط جنین بعد از تولد روح تابع قاعده غلیظ است. تجمیع مهریه نیز در مواردی که عقیله یا بیت المال پرداخت کننده مهر باشد صحیح است. این حکم در مورد قتل عمدی که به دلیل عدم امکان قصاص یا عدم جواز دیه پرداخت می شود نیز جاری است.
 
9- تجمیع مهریه مخصوص خودکشی است و بر اعضا و مصالح جنایت تعلق نمی گیرد.

قوانین مربوط به ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی

۲۱ بازديد
قوانین مربوط به ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی
- ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی، حتی در مواردی که منع قانونی نداشته باشد، منوط به اخذ مجوز خاص از دولت است که در قالب پروانه ازدواج توسط وزارت کشور صادر می شود.
 
- طبق مقررات کشور زن ایرانی که با خارجی ازدواج کند تابعیت ایرانی خود را حفظ می کند مگر اینکه طبق قانون کشور شوهر تابعیت زوج به دلیل عقد ازدواج بر زن تحمیل شود.
 
- در هر صورت زن ایرانی پس از فوت شوهر یا جدایی از او می تواند با تقدیم دادخواست به وزارت امور خارجه ایران و تنظیم گواهی یا اقرار فوت یا سند جدایی شوهر به تابعیت اصلی خود بازگردد. ، به همراه کلیه حقوق و امتیازات مربوطه.
 
- در صورتی که قانون تابعیت کشور زوج به گونه ای باشد که تابعیت مرد را بر زن تحمیل نکند و بین حفظ تابعیت ایرانی یا انتخاب تابعیت مرد به زن حق انتخاب بدهد. در این صورت اگر زن قصد اخذ تابعیت کشور همسر خود را داشته باشد و دلایل موجهی داشته باشد می تواند درخواست کتبی خود را به وزارت امور خارجه ارائه کند و وزارت امور خارجه با درخواست وی موافقت کند.
 
- زنان ایرانی که با ازدواج با شوهر خارجی تابعیت ایرانی خود را از دست می دهند و تابعیت خارجی را کسب می کنند، به شرط ایجاد سلطه اقتصادی از حق مالکیت اموال غیرمنقول محروم می شوند و این امر توسط کمیسیونی مرکب از نمایندگان وزارتخانه های کشور تعیین می شود. امور خارجی و اطلاعات
 
- ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی منوط به مسلمان شدن اوست.
 
- مرد خارجی به دلیل ازدواج (ثبت رسمی ازدواج در شناسنامه زن ایرانی) با زن ایرانی تابعیت ایرانی محسوب نمی شود و فرزندان آنها نیز تابعیت پدر را خواهند داشت، لذا لازم است درخواست ویزا برای سفر به ایران که باید با درخواست کتبی خانم انجام شود. طول می کشد.
 
در صورت تمایل به مشاوره با وکیل پایه یک قاضی در دفتر وکالت قضات پشتیبان با شماره های 88019244 و 88019243 تماس بگیرید.
 
 
شرایط و مدارک ازدواج ایرانی با خارجی:
1- وزارت کشور مجاز است با رعایت مقررات برای زنان ایرانی با اتباع خارجی پروانه ازدواج صادر کند.
 
2- مدارک لازم جهت صدور پروانه ازدواج به سفارت مربوطه ارائه شود:
 
1-2- درخواست نامه زن و مرد مبنی بر درخواست صدور پروانه ازدواج طبق نمونه فرم وزارت کشور.
 
2-2- گواهی از مرجع رسمی کشور تابعیت مرد مبنی بر بلامانع بودن ازدواج با زن ایرانی و رسمیت ازدواج در کشور تابعیت مرد.
 
تبصره 1: در صورت عدم امکان اخذ گواهی مذکور برای متقاضی، در صورت رضایت زن می توان پروانه ازدواج را بدون دریافت گواهی فوق صادر کرد.
 
3-2- در صورتی که مرد غیر مسلمان و زن مسلمان و اصل گواهی یا گواهی تشرف به اسلام باشد، هموطنان می توانند برای انجام عقد نکاح شرعی یا گواهی تشرف به اسلام به مراجع اسلامی ذیربط مراجعه کنند.
 
4-2- در صورت درخواست زن، علاوه بر مدارک فوق، مدارک زیر نیز از شهروند خارجی الزامی است:
 
1-4-2- گواهی مجرد یا متاهل بودن مرد از مقام رسمی محلی یا مأموران سیاسی و کنسولی کشور متبوع مرد.
2-4-2- گواهی عدم سوء پیشینه و محکومیت کیفری مرد از مراجع رسمی محلی یا مأموران سیاسی و کنسولی کشوری که فرد متعلق به آن شخص است و یا پلیس اینترپل و گواهی عدم سوء پیشینه از مقامات کشور. اگر فرد خارجی در ایران اقامت داشته باشد.
3-4-2- گواهی مقامات محلی یا مقامات سیاسی و کنسولی کشور متبوع مرد مبنی بر توانایی و توانایی همسر و همچنین تعهد کتبی از طرف خارجی مبنی بر اینکه در صورت بدرفتاری یا فرار از خدمت. و طلاق و هزینه و پرداخت نفقه زن و اولاد و حق دعوایى که زوجه بر او پیدا کند در صورت مصلحت.
4-4-2- شناسنامه ذکور یا اصل مهر و امضای صادره از شهرداری ها حاوی نام والدین سرپرست.
تبصره 2: در صورتی که شناسنامه مرد از کشوری غیر از کشور متبوع وی باشد، سفارت کشور محل تولد مرد و سپس سفارت کشور متبوع وی باید گواهی را تأیید کنند.
5-4-2- اصل گواهی ازدواج شرعی (برای هموطنان زرتشتی، کلیمی و مسیحی ارائه مدرک الزامی است.گواهی ریاژ طبق عرف در ادیان حقوقی).
6-4-2- اصل سند رسمی ازدواج سوئیس، انگلیسی، بلژیکی و ... (کشور مبدا مرد).
اگر سند رسمی ازدواج غیر بلژیکی، غیرانگلیسی و غیره (غیر از کشور اصلی مرد) باشد، اصل مدرک باید توسط سفارت کشور محل ازدواج در کشور متبوع و سپس توسط وزارت امور خارجه کشور متبوع (بلژیک، انگلستان و غیره). .) تصدیق شود.
7-4-2- اصل گواهی سلامت و برگه نتیجه آزمایشات زوجین شامل گروه خونی، آمیزشی، ایدز، تالاسمی و اعتیاد به مواد مخدر و گواهی مبنی بر بلامانع بودن ازدواج از نظر خونی. RH در یکی از بیمارستان ها یا مراکز. گواهی پزشکی معتبر و در صورتی که بیش از یک سال از ازدواج زوجین گذشته باشد، نیازی به ارائه این گواهی نیست.
8-4-2- گواهی اشتغال به کار مرد
9-4-2- تعهدنامه رسمی مرد مبنی بر پرداخت هزینه بلیط رفت و برگشت زوجه به ایران (این تعهد باید با حضور کنسول و در سفارت تنظیم و امضا شود). زن می تواند انصراف خود را از این هزینه ها اعلام کند.
10-4-2- عکس اجازه اقامت یا کارت شهروندی
 
5-2- اصل اجازه نامه کتبی پدر یا جد پدری دوشیزه برای ازدواج اول که باید به تایید یکی از دفاتر اسناد رسمی (در صورت اقامت پدر یا جد پدری در ایران) برسد.
 
1-5-2- در صورتی که پدر یا جد پدری در کشور متبوع مرد اقامت داشته باشد، حضور وی به همراه اصل شناسنامه در سفارت برای صدور مجوز الزامی است. در صورت فوت پدر یا جد پدری ارائه اصل گواهی فوت صادره از مراجع ذیصلاح الزامی است.
2-5-2- گواهینامه فوق باید توسط وزارت امور خارجه ایران به طور رسمی به سفارت اعلام شود.
 
6-2- در صورت کپی اصل شناسنامه زن. درخواست تکمیل شده برای صدور گواهی تجرد ضروری است.
 
7-2- عکس زوج و پرداخت هزینه های مربوطه.

انتقال منافع - انتقال سرقفلی

۲۱ بازديد

انتقال منافع - انتقال سرقفلی

اجاره ملک در قانون روابط موجو و مستاجر مصوب 1365 قانون مدنی (آیین نامه اجاره) قرارداد اجاره

 

برای انتقال منافع شیء به شیء دیگر باید عقدی به نام اجاره که در ماده 446 قانون مدنی تعریف شده است، منعقد کرد. طبق این ماده اجاره عقدی است که به موجب آن مستأجر مالک منافع مستأجر می شود. موجر را موجر و مستأجر را مستأجر و مورد اجاره را مستأجر می گویند.

 

پس از این آشنایی مقدماتی با قرارداد اجاره که به معنای انتقال منافع مستأجر است. این نکته مطرح می شود که آیا مستاجر که مالک منافع مستاجر است و مستاجر نامیده می شود، می تواند منافعی را که از آن برخوردار است به دیگری منتقل کند یا خیر؟

 

برای بررسی این موضوع نگاهی به قوانین مدون در مورد اجاره خواهیم داشت که با توجه به موضوع اجاره نامه در این قوانین امکان انتقال منافع متفاوت خواهد بود.

 

 

 

قانون روابط موجر و مستاجر 1356:

یکی از مواردی که این قانون به آن می پردازد، اجاره مکانی برای کسب و کار یا حرفه است. حق تجارت و تجارت حقی است که به تدریج و به مرور زمان برای مستأجر محل کسب و تجارت به وجود می آید. در نتیجه پس از کار مستاجر و کسب مشتری و اعتبار، حقی برای او به وجود می آید که به آن حق تجارت می گویند. بنابراین حق تملک یا تجارت حقی است که متعلق به مستأجر خواهد بود.

 

پس از به رسمیت شناختن حق شغل یا پیشه یا تجارت باید به این موضوع رسیدگی شود. آیا مستاجر محل شغل یا پیشه یا تجارت می تواند منافع مورد اجاره را به دیگری واگذار کند؟

 

ماده 19 قانون روابط موجر و مستاجر به موجب این ماده به این موضوع پرداخته است: «در صورتی که مستاجر محل کسب یا پیشه یا تجارت به موجب اجاره نامه حق انتقال به دیگری را داشته باشد، می تواند از منافع مورد اجاره استفاده کند. برای شغل مشابه یا مشابه انتقال به دیگری با سند رسمی.

 

هر گاه در اجاره نامه حق انتقال به دیگری ساقط شده باشد یا اجاره ای وجود نداشته باشد و مالک راضی به انتقال به دیگری نباشد، باید در ازای تخلیه مورد اجاره، حق تملک یا معامله مستأجر را بپردازد. در غیر این صورت مستأجر می تواند سند انتقال را تنظیم کند به دادگاه مراجعه می کند، در این صورت دادگاه حکم به تجویز انتقال منافع مورد اجاره به دیگری و تنظیم سند انتقال در دفتر تنظیم کننده سند اجاره سابق یا دفترخانه صادر می کند. دفتر مجاور ملک (در صورت نداشتن اجاره نامه رسمی) و یک نسخه از آن را به دفتر مربوطه ارسال و به موجر نیز اطلاع می دهد، مستاجر جدید با رعایت کلیه شرایط قائم مقام مستاجر سابق خواهد بود. اجاره نامه

 

در صورتی که ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ، رأی قطعی سود اجاره با سند رسمی به مستاجر جدید منتقل نشود، رأی مذکور از درجه اعتبار ساقط خواهد بود.

 

در صورتی که مستاجر بدون رعایت مقررات این ماده مال مورد اجاره را به دیگری تحویل دهد، موجر حق درخواست تخلیه را دارد و حکم تخلیه نسبت به مستأجر یا مستأجر و در این صورت مستأجر یا مستأجر اجرا خواهد شد. مستحق دریافت نیمی از حق تملک یا تصرف است. یا کسب و کار خواهد داشت

لازم به ذکر است حق تملک یا معامله برای مستأجر همان محل محفوظ است و انتقال آن به مستاجر جدید فقط با صدور سند رسمی معتبر خواهد بود.

 

قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376: سرقفلی و معنای آن به صراحت در قانون روابط موجر و مستاجر در سال 1376 گنجانده شد و قانونگذار در ماده 6 این مفهوم را چنین بیان کرده است: «هر گاه مالک، ملک تجاری خود را اجاره دهد، می‌تواند انتقالی دریافت کند. مبلغی به عنوان سرقفلی از مستأجر و همچنین مستأجر در مدت اجاره می تواند مبلغی را از موجر یا مستأجر دیگری به عنوان سرقفلی در مدت اجاره دریافت کند مگر اینکه حق انتقال غیر از او سلب شده باشد.

 

بنابراین مستاجری که سرقفلی پرداخت کرده است می تواند برای مدتی که از مدت اجاره خود بیشتر نباشد، حق خود را به دیگری واگذار کند و از انتقال گیرنده به عنوان سرقفلی دریافت کند، مگر اینکه در قانون حق انتقال به غیر او ساقط شده باشد. قرارداد اجاره.

 

لازم به ذکر است در صورتی که مالک سرقفلی دریافت نکرده باشد و مستاجر پس از دریافت سرقفلی ملک را به دیگری واگذار کند، مستاجر اخیر پس از پایان مدت اجاره حق مطالبه سرقفلی از مالک را ندارد.

 

در صورتی که موجر سرقفلی را به نحو صحیح شرعی به مستاجر منتقل کند، در هنگام تخلیه مستأجر، حق مطالبه سرقفلی را به قیمت روز دارد.

قصور پزشکی و مسئولیت پزشکان

۲۷ بازديد
قصور پزشکی و مسئولیت پزشکان
اگر پزشک در معالجه‌ای که انجام می‌دهد باعث ضرر یا ضرر بدنی شود، ضامن پرداخت است، مگر اینکه عمل او مطابق مقررات پزشکی و موازین فنی باشد یا قبل از معالجه تبرئه شده باشد و مرتکب تقصیری نشده باشد. . اگر دلیل نابالغ یا مجنون بودن او صحیح نباشد یا به واسطه بیهوشی و امثال آن، برائت از او ممکن نباشد، برائت از ولی بیمار صادر می شود.
 
اگر در علم و عمل، قصور یا تقصیر طبیب نباشد، ضمانی برای او نیست، هر چند برائت نداشته باشد.
 
اما مریض یک ولی خاص است مثل پدر و ولی عام که رهبر است. در موارد عدم دسترسی یا عدم دسترسی به ولی خاص، رئیس قوه قضائیه با درخواست رهبری و تفویض اختیار به دادستان‌های مربوطه، پزشک را برائت می‌کند.
 
در معالجاتی که به بیمار یا پرستار و امثال آن دستور می دهد، در صورت ضرر یا صدمه بدنی، پزشک ضامن است، مگر اینکه به ترتیب فوق عمل کند.
 
در موارد فوق اگر بیمار یا پرستار بداند دستور اشتباه بوده و موجب صدمه و صدمه می شود و با وجود این پزشک ضامن نیست ولی جراحت و خسارت مستند به بیمار یا پرستار است.
 
در مورد قطع عضو یا صدمات ناشی از درمان های پزشکی طبق موارد ذکر شده انجام می شود.
 
در موارد ضروری که برائت ممکن نیست و پزشک برای نجات بیمار طبق مقررات رفتار می کند، کسی ضامن ضرر و زیان نیست.

نصف مال مرد بعد از جدایی

۲۴ بازديد
 
نصف مال مرد بعد از جدایی
 تقسیم مال مرد به نصف در زمان طلاق تنها زمانی قابل اجرا است که بین طرفین به عنوان شرط عقد ازدواج توافق شده باشد. طبق مقررات ایران، حق طلاق متعلق به مرد است و بنابراین می توان شرطی را در عقد نکاح قید کرد که اگر مرد تصمیم به طلاق گرفت، با رعایت آن شرط، اقدام به طلاق کند و آن شرط این است که اگر مردی تقاضای طلاق کند باید نصف دارایی را که در دوران عقد به دست آورده است به همسرش منتقل کند. البته زوجین در ضمن عقد نکاح ملزم به قبول این شرط نیستند و در صورت عدم قبول این شرط، هیچکس نمی تواند اموال خود را مطالبه کند.
 
اما این شرط تنصیف مال که در قرارداد ذکر شده در چه شرایطی قابل اجراست؟
 
این وکیل خانواده در این باره بیان می کند: این شرط در صورتی قابل اجرا است که تقاضای طلاق از طرف زوج باشد و بنا به تشخیص دادگاه این دادخواست طلاق ناشی از جنون زن نباشد به این معنی که زن از وظایف زناشویی خود تخطی نکرده است. بی اخلاقی. و رفتار ناشایست او نباید باعث شود مرد درخواست طلاق بدهد. در این شرایط است که مرد موظف است از 1 تا 50 درصد اموال خود را که در طول زندگی مشترک با زن به دست آورده است را به طور رایگان انتقال دهد و تعیین کند که از 1 تا 50 درصد چقدر به زن تعلق می گیرد. با آن دادگاه است. البته در زمان طلاق باید اموال زوجین موجود باشد. اموالی که زوج به ارث برده یا در قرعه کشی برنده شده یا به او هدیه داده شده است و نیز اموالی که قبل از ازدواج داشته اند مشمول این شرط نمی شوند.
 
به گفته این وکیل خانواده، معمولاً به درخواست تقسیم اموال همزمان با دادخواست طلاق رسیدگی می شود، زیرا در هنگام صدور حکم طلاق باید حقوق مالی زن مشخص باشد. البته صدور حکم به اجرای این شرط منوط به تقاضای زوجه است و در صورتی که زوجه تقاضای انتقال نصف مال به خود را نداشته باشد، قاضی حکمی صادر نمی کند.
 
زوجه می تواند در دعوای طلاق مطالبه کند و همچنین می تواند در دادخواست جداگانه مطالبه کند. حتی ماشین و منزل زوج نیز اگر بعد از ازدواج تملک شده باشد مشمول همان شرط تقسیم اموال است.
 
این شرط در اسناد ازدواج درج می شود و زوجین خواسته یا ناخواسته به دلیل عدم آگاهی از قوانین آن را امضا می کنند.
 
این وکیل خانواده خاطرنشان می کند: از لحاظ نظری می توان همزمان نیمی از دارایی زوج و اجرت کاری را که زوجه در خانه زوج انجام داده است مطالبه کرد، زیرا مبنای انتقال نصف دارایی زوج است. قرارداد، در حالی که اجرت مثال از وظایف شرعی و قانونی زن است.
 
اما در عمل اگر هر دو مورد مطالبه زوجه باشد، قضات فقط حکم به پرداخت یکی از آنها می دهند.

مالکیت نیمی از اموال مرد پس از طلاق

۲۳ بازديد
مالکیت نیمی از اموال مرد پس از طلاق
در صورتی که طلاق بر اساس تقاضای زوجه نباشد و بنا به تشخیص دادگاه، تقاضای طلاق ناشی از تخلف زوجه از وظایف زناشویی یا بداخلاقی و رفتار نباشد، زوج موظف است نیمی از حقوق خود را بپردازد. اموال موجودی که در دوران عقد با زوجه یا معادل آن به دست آورده است. طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی، طرفین عقد می‌توانند هر شرطی را که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در عقد نکاح قرار دهند.
 
طلاق واقع می شود: اجرای این شرط برخلاف سایر شروط فقط منوط به وقوع طلاق است و بدون آن قابل اجرا نیست و نمی توان زوج را قبل از تقاضای طلاق به تقاضای او ملزم به اجرای شرط کرد. .
 
- زوج خواهان طلاق است: یکی از شروط تحقق شرط تنصیف مال این است که زوج بخواهد زن را طلاق دهد و او خواهان طلاق باشد نه اینکه زوجه طلاق بخواهد.
 
- طلاق مبنی بر تخلف زن از وظایف زناشویی یا سوء رفتار و رفتار او نیست: در صورتی که تخلف و تخلف زوجه سبب زوج باشد، در صورت اثبات، شرط تقسیم اموال محقق نمی شود. مثلاً اگر شوهر عدم تمکین و عدم تمکین زن خود را ثابت کند، این شرط در مورد زوجه جاری نخواهد شد.
 
- ملاک تا نصف مال یا معادل آن است: در این شرط عبارت «تا نصف مال» یا معادل آن ذکر می شود و این مقدار را می توان از کمترین درصد دارایی زوج تا حداکثر در نظر گرفت. حد 50% که تعیین آن بستگی به نظر دادگاه دارد. دارد .
 
- مال حاصل زندگی زناشویی با زوجه است: یکی دیگر از شروط تحقق شرط مذکور، تحصیل مال زوج در زمان زندگی زناشویی با زوجه است، بنابراین به ملکی سرایت نمی کند که شوهر. قبل از ازدواج (نه از تاریخ ازدواج) و دارایی ارثی داشته است. کند، زیرا به اموال ناشی از وراثت اموال به دست آمده در طول ازدواج اشاره نمی کند.
 
- دارایی باید در هنگام طلاق موجود باشد: در دسترس بودن دارایی در هنگام طلاق شرط لازم برای اجرای این شرط است. بنابراین شامل مال گمشده یا گمشده نمی شود. همچنین آنچه که موضوع شرط است، اموال زوجین است، بنابراین به نظر می رسد باید به دین زوج نیز توجه شود.
 
مثلاً اگر زوجه متولی مهریه زوجه ای باشد که می خواهد طلاق دهد یا زن دیگر او به مهریه مشغول باشد، پرداخت مهریه زن مزبور یا زن دیگر از اموال زوج مقدم است. بر اطلاق شرط تنصیف مال و حتی بر اساس نظریه اجرای این شرط در مورد مستثنیات دین نیز ممنوع است و الزام به نقل و انتقال تا نصف دارایی زوج نمی تواند مستثنی باشد. این قانون کلی

سقف مطالبه مهریه

۲۴ بازديد
قبلاً در صورت مطالبه مهریه زوجه و عدم تمکن مالی زوج، تا زمانی که توانایی مالی لازم را پیدا نکند، به حبس محکوم می شد. این در حالی است که طبق قانون جدید حبس برای مهریه فقط تا ۱۱۰ سکه بهار آزادی یا معادل آن اجرا می شود و نسبت به مازاد بر آن نیز قانونگذار اثبات استطاعت زوج را شرط مطالبه مهریه قرار داده است. از همسر
 
در صورتی که زوجین قادر به پرداخت 110 سکه از مهریه به نسبت مازاد بر آن باشند، به هیچ عنوان امکان حبس وی وجود ندارد.
 
بر این اساس اگر مردی باید 500 سکه مهریه بپردازد، در صورت مطالبه مهریه از همسرش، اگر 110 سکه را به یکباره بپردازد، 390 سکه باقی مانده زندانی نمی شود و اگر نتواند 110 سکه را بپردازد. ، او باید به زندان برود.
 
 بر اساس ماده 3 قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 24 مهر 1392 «در صورتی که وصول مهریه از طرق مذکور در این قانون ممکن نباشد، زوج به درخواست زوجه حبس می شود. تا اجرای حکم یا قبول دعوی طلاق یا رضایت زوجه.» "
 
سوالی که در این بین مطرح می شود این است که اگر مردی درخواست مهریه کند آیا می تواند از پرداخت مهریه خودداری کند یا خیر؟
 
طبق قانون نمی توان از پرداخت مهریه اجتناب کرد; اگر همسر صاحب خانه با مجرد ازدواج کرده باشد چه می شود. به عبارت دیگر مهریه شرعی بر عهده زوجین است که باید آن را بپردازند.
 
از طرفی صرف طرح دعوای اعسار تا سی روز پس از اجرای دعوای مطالبه مهریه یکی از دلایل عدم حبس زوج است، بنابراین با فرض قبول دعوای غصب از سوی دادگاه، زوجین همچنان مکلف هستند. برای پرداخت مهریه اما به صورت اقساطی. یا در یک دوره معین

جرایم اطفال در قانون مجازات اسلامی جدید

۲۳ بازديد
جرایم اطفال در قانون مجازات اسلامی جدید
مواد 87 تا 90 قانون مجازات اسلامی بسیار مهم است. در یک نگاه می توان گفت که مهمترین تغییر در قانون جدید الحاق فصل دهم تحت عنوان «مجازات و اقدامات پیشگیرانه و تربیتی اطفال و نوجوانان» و به ویژه ماده 90 آن در تعریف چگونگی آن است. برای صدور قصاص و حد. البته طرح مباحثی چون «نظام نیمه آزادی»، «آزادی مشروط» و طبقه بندی مجازات های تعزیری و تعیین مجازات های مختلف برحسب درجه آنها از دیگر تغییرات قابل توجه این قانون است. جرایم اطفال در قانون کیفری جدید
 
در مورد اطفال و نوجوانانی که مرتکب جرایم قابل مجازات می شوند و سن آنها در زمان ارتکاب جرم بین 9 تا 15 سال بوده است، دادگاه می تواند آنها را به والدین یا قیم قانونی آنها تحویل دهد و از آنها بخواهد تا انضباط و آموزش صحیح را انجام دهند. در مورد کودک باید آنها را به پزشک و مددکار اجتماعی معرفی کند یا برای آموزش حرفه ای به یک موسسه فرهنگی و آموزشی بفرستد.
 
بنابراین بر اساس این مواد قانونی، احکام حدود و قصاص برای کودکان زیر 18 سال که هوش و رشد آنها در تردید است، اجرا نمی شود.
 
تغییر مهمی که با تصویب این لایحه اتفاق افتاد این است که کودکانی که در سنین اسلامی هستند (سن بلوغ اسلامی برای دختران 9 سال و برای پسران 15 سال) اما زیر 18 سال سن دارند، در صورتی که در آنها تردید وجود داشته باشد. هوش و توسعه در صورت وقوع، حدود و قصاص برای آنها اجرا نمی شود.

ضمانت نامه

۲۴ بازديد
ضمانت نامه
قرار کفالت یکی از انواع قرارهای تأمین کیفری است که شدیدتر از دستورات التزام حضوری است. دستورات امنیتی کیفری در واقع برای دسترسی به متهم و جلوگیری از مخفی شدن و فرار وی اخذ می شود. در قرار کفالت شخص دیگری که صلاحیت وی مورد تایید دستگاه قضایی باشد ضمانت و ضمانت متهم را می پذیرد و در صورت لزوم متهم را به مرجع قضایی معرفی می کند در غیر این صورت وجه وثیقه به نفع دولت ضبط می شود. و ابتدا باید به متهم داده شود. ابلاغ و در صورت اعتراض به امضای دستور تامین، صورتجلسه تشکیل خواهد شد. در صورت نبود ضمانت متهم، دادگاه دستور جلب و معرفی متهم را صادر می کند. علاوه بر مشخصات متهم، نوع و میزان تأمین در برگه زندان قید شده است.
 
ضامن باید واجد شرایط بوده و دارایی و دارایی کافی برای پرداخت مبلغ الکفاله باشد.
 
تعیین هر یک از قرارها یا میزان آن با قاضی صادرکننده است و طبق مواد 134 و 136 قانون آیین دادرسی کیفری میزان آن نباید کمتر از خسارات وارده به مجنی علیه و با اهمیت جرم و جنایت باشد. شدت مجازات و دلایل و علل. اتهام و احتمال فرار متهم و از بین رفتن آثار جرم و سابقه متهم و خلق و خو و سن و حیثیت او متناسب باشد. طبق تبصره 1 ماده 139 قانون آیین دادرسی کیفری، ضامن یا کفیل می تواند در هر مرحله از دادرسی متهم را معرفی و رفع مسئولیت و رفع اثر وثیقه آنها را بخواهد.
 
کفیل یا کفیل ضامن عدم معرفی متهم در صورت ابلاغ واقعی یا ابلاغ قانونی می باشد در صورتی که معلوم شود کفیل برای جلوگیری از ابلاغ واقعی خود را مخفی کرده است، ضبط وجه وثیقه به دستور دادستان صادر می شود. ظرف ده روز پس از ابلاغ قرار دادستان بدون اعتراض از کفیل قابل وصول است و در صورت اعتراض در دادگاه صالح به این موضوع رسیدگی می شود. اگر موضوع از جرایم دادگاه انقلاب باشد اعتراض کفیل در دادگاه انقلاب و در سایر جرایم در دادگاه عمومی رسیدگی می شود. رعایت این شرایط برای ضبط وثیقه و وثیقه نیز رعایت می شود، این موضوع در مواد 140 و 141 قانون آیین دادرسی کیفری آمده است.
در ماده 140 قانون آیین دادرسی کیفری آمده است: «هرگاه متهمی که تعهد یا وثیقه داده است در مواقع لزوم بدون عذر موجه حاضر نشود وجه تعهد از متهم اخذ و وثیقه توسط دادگاه ضبط خواهد شد. دستور رئیس حوزه قضایی». در صورتی که شخص متهم را ضمانت کند یا برای او وثیقه بگذارد و متهم در مواقع لزوم حاضر نشود به کفیل یا وثیقه گذار اخطار می شود که ظرف بیست روز متهم را تحویل دهد. در صورت عدم تحویل و تحویل واقعی اخطاریه به دستور رئیس حوزه قضایی وجه وثیقه وصول و وثیقه ضبط خواهد شد.
 
ماده 141 قانون آیین دادرسی کیفری می گوید: «در صورتی که ثابت شود ضامن یا وثیقه گذار نشانی واقعی خود را به مرجع قبول وثیقه اعلام نکرده یا به منظور عدم تسلیم اخطاریه محل را ترک کرده است. اخطاریه وصول وثیقه صادر می شود.» یا توقیف وثیقه کافی است».

انواع ظهرنویسی چک

۲۱ بازديد
انواع ظهرنویسی چک
ظهرنویسی به عنوان انتقال چک:
این ظهرنویسی توسط دارنده چک صورت گرفته و با امضای پشت چک آن را به شخص دیگری منتقل می کند. آنچه مسلم است دارنده چک با امضای پشت چک در بین مسئولان خواهد بود. حتی اگر برای انتقال این امضا را کرده باشد.
 
اما در خصوص مسئولیت وی شرایطی وجود دارد که همراه با مسئولیت صادرکننده چک به وجود می آید به شرح زیر: دارنده چک باید ظرف 15 روز از تاریخ سررسید چک گواهی عدم پرداخت را دریافت کند. چک.
 
این گواهی عدم پرداخت سندی است که نشان می دهد وجه چک به وی پرداخت نشده است و باید توسط دارنده چک به عنوان سند مثبته حق ارائه شود. در صورت عدم پرداخت، دارنده می تواند به هر صادرکننده یا ظهرنویسی مراجعه کند.
 
لازم به ذکر است در صورتی که دارنده چک خارج از 15 روز تعیین شده اقدام کند مسئولیت ظهرنویس نسبت به دارنده ساقط می شود و فقط می تواند به صادرکننده مراجعه کند.
 
 
 
تایید به عنوان تضمین:
ظهرنویسی به عنوان تضمین توسط شخص ثالث انجام می شود. در واقع شخص ثالث با امضای پشت چک به صادرکننده چک ضمانت پرداخت وجه در موعد مقرر را می دهد و به این ترتیب دارنده چک با اطمینان بیشتری چک را می پذیرد. اگر امضا به عنوان ضمانت نامه از طرف صادرکننده چک باشد، مسئولیت بیشتری برای فرد ایجاد می کند، زیرا محدودیت زمانی که در مراجعه به ظهرنویسی به عنوان انتقال وجود دارد، در ظهرنویسی به عنوان ضمانت وجود ندارد و با امضاء در پشت چک، شخص نه تنها خود را در نظر می گیرد در صورت برگشت چک، ضامن به همراه شخصی که آن را ضمانت کرده است، مسئولیت پرداخت وجه چک را بر عهده خواهد داشت. بنابراین مسئولیت ضامن چک بستگی به این دارد که ضامن از چه کسی باشد.
 
 
 
ظهرنویسی به عنوان وکالتنامه ( ظهرنویسی برای وصول )
دارنده چک پشت چک را امضا می کند و از این طریق به شخص دیگری اختیار می دهد که مبلغ چک را به نفع خود وصول کند. لازم به ذکر است با این امضا، حقوق و حقوق چک همچنان برای دارنده چک محفوظ است و شخص مقابل فقط مسئولیت وصول چک را بر عهده دارد.
 
لازم به ذکر است که طبق ماده 11 قانون صدور چک: «در صورتی که دارنده چک بخواهد چک را از طریق شخص دیگری از طرف خود وصول کند و حق شکایت کیفری برای وی محفوظ است و چک بی محل باشد. باید هویت و نشانی خود را در پشت چک به نماینده شخص مذکور قید کند.