تفاوت جرایم سیاسی با سایر جرایم

۲۱ بازديد
تفاوت جرایم سیاسی با سایر جرایم
بین جرم سیاسی و جرم عادی و امنیتی تفاوت وجود دارد. فقها برای تشخیص جرم سیاسی از جرم غیرسیاسی و عمومی دو معیار پیش بینی می کنند; یکی معیار بیرونی عمل است; به این معنا که فعل معطوف به حکومت و حاکمیت است، ویژگی دوم بحث انگیزه مجرم است; یعنی مجرم بودن به جرم سیاسی در مقابل جرم عمومی; انگیزه شخصی و منفعت انحصاری برای خود نمی اندیشد، بلکه به نفع همه می نگرد و انگیزه ای شرافتمندانه و غیر جاه طلبانه دارد. تفاوت جرم سیاسی با جرم عادی
 
 
جرم سیاسی عملی است که با نظم سیاسی یک کشور سازگار نباشد. هدف یک مجرم سیاسی یا مرتکب جرم سیاسی، آشکار یا پنهان، زیر سوال بردن حاکمیت موجود در جامعه به نفع همگان است. جنایتکار سیاسی مدعی اندیشه یا تفکری است که به نفع همه باشد. به همین دلیل در نظر برخی از اندیشمندان و برخی از قوانین جزایی جهان از آن به عنوان جرم پاک نیز یاد می شود; زیرا انگیزه انجام این کار نه فردی بلکه منافع عمومی است. جرایم سیاسی اساساً جرایم علیه امنیت کشور تلقی می شود و با ارتکاب آن امنیت کشور به خطر می افتد و در مواردی هدف مرتکبان تغییر نهادها و سازمان های کشور است. مرتکبان این جنایات با توجه به عقاید خود دارای انگیزه های آرمان گرایانه هستند و اعمال آنها نوعی اقدام قهرمانانه محسوب می شود.
 
 
 
ضرورت تشکیل هیئت منصفه در رسیدگی به جرایم سیاسی
 
 
تعریف جرم سیاسی و به رسمیت شناختن برخی افراد به عنوان مجرم سیاسی و برگزاری دادگاه علنی با حضور هیئت منصفه، همه به این منظور است که رفتار و افکار مخالفان حاکمان فعلی یک کشور به قصد خدمت و خدمت انجام شود. اصلاح امور و در عین حال اکنون قصد خشونت و اقدامات نظامی را ندارند، باید در معرض افکار عمومی قرار گیرد و مردم به عنوان نمایندگان خود هیئت منصفه را خائن و خادم بشناسند و در تصمیمات بعدی خود این شناسایی را تحت تأثیر قرار دهند. در یک محیط دموکراتیک و دموکراتیک و بدیهی است که خشونت و براندازی در هیچ مرحله ای در این راه راه ندارد و بنابراین نباید با این متهمان به گونه ای رفتار کرد که با مخالفان مسلح و رزمنده شوند.

انواع و نمونه های متن وصیت نامه

۲۱ بازديد
 
انواع و نمونه های متن وصیت نامه
اصولاً با فوت رابطه بین مال و صاحب آن قطع می شود و قاعدتاً هیچکس نمی تواند پس از مرگ برای مال خود تصمیم گیری و تکلیف کند. در نظام حقوقی ایران و اسلام چیزی تحت عنوان سلب ارث تشریع نشده و معتبر و محترم نیست. با همه این اوصاف، قانونگذار با برقراری وصیت، برای دخالت و تصرف در قسمتی از مال یا نحوه اداره آن پس از مرگ، به مالک اجازه دخالت جزئی و محدود می دهد. درباره ماهیت وصیت و عقد بودن آن اظهار نظرهای زیادی شده است اما آنچه معلوم است وصیت حاصل اراده مالک است و انواع مختلفی دارد و احکام و ویژگی های خاص خود را دارد.
 
تعریف، انواع و نکات مهم اراده
مطابق ماده 276 قانون عرفی وصیت در دادگاه 3 قسم است:
 
1- خودنویس
 
2- رسمی
 
3- سری
 
4- وصیت نامه در موارد فوق العاده (رشته چهارم)
 
 
 
هر سندی که خارج از این چهار صورت باشد به عنوان وصیت پذیرفته نمی شود هر چند در صحت آن تردید یا انکار نشود.
تفاوت این وصیت نامه ها در قدرت اثبات آنهاست، مثلاً وصیت نامه یک سند عادی است و باید در مدت معینی به دادگاه ارائه شود در غیر این صورت باطل می شود.
 وصیت نامه رسمی مانند سایر اسناد رسمی قدرت ثبوت و اجرا دارد و هیچ گاه اعتبار آن از بین نمی رود.
اراده در موارد فورس ماژور یا حوادث غیرمترقبه مانند جنگ، بیماری های همه گیر، سیل و زلزله در ماده 283 قانون عرفی پیش بینی شده است.
وصیت نامه خودنویس:
این نوع اراده ساده ترین نوع است. این وصیت باید 3 شرط داشته باشد:
الف) تحریر به خط موصی
 
ب) داشتن تاریخ، روز، ماه، سال به خط موصی
 
ج) امضای وصی
 
نکته: شخصی که سواد ندارد یا به دلیل نابینایی یا ناتوانی قادر به نوشتن نیست نمی تواند این نوع وصیت نامه را تنظیم کند.
 
نکته: نابینایان نیز می توانند با خط مخصوص (خط بریل) وصیت کنند.
 
وصیت نامه یک سند عادی است و تاریخ اشتباه یا عدم انتساب امضا به تنظیم کننده با اثبات دعوا قابل اثبات است. افرادی که وصیت نامه به آنها سپرده شده است باید بلافاصله وصیت نامه را از تاریخ ابلاغ فوت موصی به دادگاه محل وقوع ترکه ارسال کنند (ماده 292). وصیت نامه رسمی:
به دلیل برتری این نوع وصیت نامه نسبت به نوع قبلی، بسیاری از افراد شکل رسمی آن را برای تنظیم وصیت نامه انتخاب می کنند. اعتبار وصیت نامه رسمی مانند سایر اسناد رسمی است، بنابراین موضوع آن چه منقول باشد و چه غیر منقول، بدون نیاز به حکم دادگاه قابل صدور است. یک اجرا است. کلیه مندرجات و امضاهای مندرج در وصیت نامه رسمی معتبر بوده و فقط در مقابل آنها قابل ادعای جعل است.
 
 
 
 
 
 
نمونه متن وصیت نامه رسمی
این وصیت نامه در تاریخ بعد ارائه شد.
 
آقای حسین ...... فرزند رضا به موجب شناسنامه ..... صادره از تهران متولد 1316 ساکن خیابان تهران .......... پس از اقرار به یگانگی خداوند تبارک و تعالی و بعثت صد و بیست و چهار هزار پیامبر و رحلت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) و امامت حضرت علی بن ابی طالب و پسران و دخترانش (علیهم السلام) و نیز تصدیق آیه شریفه ذائقه تمام جان برای مرگ در کمال سلامت روح و سلامت جسم در مقام تحریر وصیتنامه و شرح وصیت های زیر.
 
خانم بطول ...... فرزند حسن به شماره شناسنامه .... صادره از همدان متولد 1320 ساکن تهران به نشانی فوق تعیین و معرفی به عنوان مجری می باشد که مجری موظف است پس از وصی دعوت حق را بر زبان آورد و به خانه رفت. بعد از دفن و دفن و سه روز و هفته و 40 سال طبق امور خانواده، یک دونگ و نیم از 4/5 دانگ مشترک از سرقفلی و حقوق صنفی و سرمایه یک باب مغازه اجاره شده با سند. .... ....تهران جزء پلاک ثبتی.....قسمت...تهران جزء ثلث زمین در اختیار موصی نامبرده (خانم بطول) تعیین می شود. ...) و هیچکس حق و ادعایی ندارد. و در مقدار تعیین شده، بهره و سهمی ندارد و انتظار دارد سایر ورثه در اجرای مفاد وصیت نامه همکاری کامل داشته باشند تا خداوند متعال راضی باشد و بانوی مذکور نیز سهم شرعی خود را داشته باشد. ارث طبق قانون ارث توسط خداوند مقرر شده است.
 
در مورد وصیت نامه نیز تقویمی برای وصول هزینه ثبتی به مبلغ پانصد هزار ریال ایجاد شد و این تقویم فقط برای وصول حق الثبت می باشد و هزینه ثبت بر اساس شماره فیش 15000 ریال می باشد. .... بانک ملی، سپرده و مبلغ100000 ریال شماره وصول و رسید. ..... صادر شد و این سند بر روی اوراق به شماره ..... تنظیم شد و ...
 
تاریخ : دوازدهم بهمن 1377 شمسی محل امضاء وصی :

ویژگی های قرار بازداشت

۲۳ بازديد
 

ویژگی های قرار بازداشت

دستور توقیف کلمه ای است عامیانه که در قانون به آن دستور توقیف یا دستور توقیف گفته می شود; در اصطلاح حقوقی، حکم تصمیمی است که قاضی دادگاه برای حل و فصل اختلاف صادر می کند. حکم برای دعوا قاطع است یعنی با صدور آن تکلیف دعوی مشخص می شود. با این توضیح باید گفت که «امر به تصرف» یا «ترتیب تصرف» حکم محسوب نمی شود، زیرا برای دعوا قاطع نیست.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که شخصی با امتناع از پرداخت بدهی خود در آستانه پایین کشیدن شما باشد. در چنین مواقعی اولین فکری که به ذهنتان خطور می کند گرفتن حکم وصول بدهی است. اما به یاد داشته باشید که این دستور در موارد حقوقی مانند اختلافات مالی به راحتی صادر نمی شود و زمان بر است. اما اگر پرونده کیفری باشد، قاضی سریعا قرار بازداشت متهم را صادر می کند.

 

احضاریه در امور کیفری دستوری است که قاضی پرونده در مراحل مختلف برای دستگیری افراد به منظور حضور در دادگاه صادر می کند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، انتصاب به دو صورت صادر می شود. گاه در اجرای حکم، قاضی دادگاه برای اجبار شخص به اجرای حکم، احضاریه صادر می کند و گاهی که هنوز متهم متهم نشده است، قاضی حکم به احضاریه از شخص مورد شکایت می دهد. به منظور رسیدگی به حکم و انجام تحقیقات بیشتر. البته در این مورد هنوز مشخص نیست که فرد متهم است یا خیر و فقط اتهام به او وارد شده است و چون دلایلی برای متهم شدن او وجود دارد قاضی این دستور را صادر می کند.

 

 در این صورت ابتدا متهم را به دادگاه دعوت می کنند و در صورت عدم حضور در دادگاه او را برای رسیدگی به دادگاه معرفی می کنند.

 

اما در موارد حقوقی در صورتی که امکان ارائه وجه مدیون در اجرای حکم وجود نداشته باشد و یا خود بدهکار وجهی را برای پرداخت بدهی خود ارائه ندهد، می توان حکم وصول کرد، بنابراین قاضی پرونده با اعمال ماده ۲ قانون آیین دادرسی اجرای محکومیت های مالی قرار بازداشت وی را صادر می کند.

 

 سفارش عادی و موبایل

هر قاضی فقط در حوزه قضایی خود می تواند قرار احضار را صادر کند مثلاً کل استان تهران حوزه قضایی محسوب می شود و قاضی تهران فقط در حوزه قضایی استان تهران توانایی صدور قرار جلب را دارد و در صورتی که شخص برای کسانی که قرار است حکم احضاریه صادر شود، در خارج از حوزه قضایی باید «وکالت» به حوزه قضایی دیگر داده شود.

دستور توقیف نیز به دو صورت اجرا می شود: گاهی اوقات قاضی پرونده ممکن است دستور توقیف را به کلانتری خاصی ارسال کند که دستور توقیف عادی است. اما اگر دستور دستگیری به کلیه کلانتری های حوزه قضایی داده شود به آن دستگیری سیار می گویند.

 البته این دو روش جذب بستگی به اعلام شاکی دارد; به گونه ای که اگر شاکی در دادگاه اعلام کند از محل سکونت شخصی که از او شکایت می کند مطلع است، قرار توقیف عادی صادر می شود. اما در صورت عدم اطلاع شاکی از محل سکونت خود و یا در مواردی که مدیون متواری شده است، شاکی باید این موضوع را در دادگاه اعلام کند تا برای وی دستور وصول تلفن همراه صادر شود. با کمک این دستور بلندمدت، شاکی می تواند در هر نقطه ای که بدهکار را پیدا کند با کمک یک افسر پلیس او را دستگیر و به دادگاه تحویل دهد.

احکام ازدواج مرد ایرانی با زن خارجی

۲۴ بازديد

احکام ازدواج مرد ایرانی با زن خارجی

بسیاری از اوقات، حقوق مردم توسط سیاستگذاران و مسئولان و حاکمان محدود می شود. از جمله این محدودیت ها این است که مرد ایرانی یا زن خارجی بخواهد ازدواج کند و اگرچه این محدودیت به اندازه فرض ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی نیست، اما همچنان قوانین اجباری وجود دارد که باید در عمل رعایت شود. نکات مهم ازدواج مرد ایرانی با خارجی

 اگر زن خارجی با مرد ایرانی ازدواج کند تابعیت ایران محسوب می شود و یا به عبارت بهتر می تواند تابعیت ایرانی بگیرد و البته اجباری نیست.

وزارت کشور و اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی در صورت درخواست ثبت ازدواج توسط مرد ایرانی با زن خارجی دارای شناسنامه اتباع خارجی، مجوز ثبت ازدواج را صادر می کنند.

وزارت کشور استعلام و مجوز ثبت ازدواج از وزارت اطلاعات (امور بیگانگان) در خصوص هویت و صلاحیت زن خارجی صادر می کند.

 در صورت صدور مجوز ثبت ازدواج از سوی مراجع ذیربط اقدام به ثبت واقعه و صدور شناسنامه برای زوجه می نمایند.

زنان خارجی که در نتیجه ازدواج با مرد ایرانی تابعیت ایران را دریافت می کنند، می توانند پس از طلاق یا فوت همسر ایرانی خود به اولین تابعیت خود برگردند اما باید مراتب را کتباً به وزارت امور خارجه اعلام کنند.

 زن متاهل مرده ای که از شوهر ایرانی سابق خود فرزند دارد، تا زمانی که فرزندانش به سن هجده سالگی نرسند، نمی تواند به تابعیت قبلی خود بازگردد.

 زنان خارجی که پس از فوت همسر ایرانی خود یا طلاق به تابعیت خارجی خود باز می گردند، دیگر حق مالکیت اموال غیرمنقول را نخواهند داشت، مگر اینکه این حق به اتباع بیگانه داده شود. بنابراین اگر دارای اموال غیرمنقول بیش از آنچه برای اتباع خارجی جایز نیست و یا بعداً بر اساس ارث مال غیر منقول باشد از حد مجاز فراتر می رود. آنها باید ظرف یک سال از تاریخ خروج از تابعیت یا تحصیل مال در صورت ارث، مازاد بر آن را به اتباع ایرانی واریز کنند، در غیر این صورت دادستان اموال آنها را می فروشد و پس از کسر هزینه فروش، بهای آن به آنها مسترد می شود. .

تغییر نام (نام) زنان خارجی که همسر مردان ایرانی می شوند، مستلزم ارائه شناسنامه معتبر محلی با نام جدید یا موافقت کتبی مقامات ذیصلاح کشورشان برای تغییر نام است. در صورت ارائه این موافقتنامه قبل از صدور شناسنامه، شناسنامه با نام جدید تهیه می شود.

پس از دریافت شناسنامه، در صورتی که اطلاعات مندرج در آن (نام و نام خانوادگی، تاریخ و محل تولد) و تابعیت والدین، نام و مهر امضای مأمور) با اطلاعات مندرج در شناسنامه مغایرت داشته باشد، نسبت به اطلاع رسانی اقدام نمایید. افسر صادر کننده برای تصحیح خطا. .

در صورتی که زن خارجی و مرد ایرانی با هم دارای فرزند باشند، طبق مقررات مربوط به صدور شناسنامه برای افراد زیر 15 سال، می توانند همزمان با درخواست، برای فرزند خود نیز درخواست شناسنامه کنند.

 مدارک لازم جهت صدور مجوز ازدواج مرد ایرانی با زن خارجی

1- درخواست نامه زن و مرد مبنی بر درخواست صدور پروانه ثبت ازدواج به مصداق وزارت کشور.

 

2- ارائه اصل و کپی شناسنامه ذکور و شناسنامه معتبر زن

 

3- گواهی مقام رسمی کشور مبنی بر تایید هویت زن (در صورت عدم امکان تنظیم گواهی مذکور بدون دریافت مدارک فوق می توان پرونده تشکیل داد).

 

 مدارک لازم جهت ثبت ازدواج به سفارت ارائه شود

متقاضیان ثبت ازدواج می توانند مدارک لازم را تکمیل و به سفارت مربوطه ارسال و برای ثبت ازدواج خود اقدام کنند. این اسناد عبارتند از:

 

1- درخواست ثبت ازدواج با زن خارجی و صدور شناسنامه ایرانی

 

2- درخواست صدور شناسنامه برای زنان خارجی – در صورت تمایل نامه درخواست استفاده از نام خانوادگی شوهر.

 

3- اصل شناسنامه جدید مرد - اصل گواهی تجرد و در صورتی که کپی شناسنامه مرد باشد.

 

4- اصل صفحات گذرنامه خانم که حاوی مشخصات باشد. گواهی شهروندی والدین زن که به تایید مقامات کشور متبوع آنها رسیده است.

 

5- اصل گواهی مشرف شدن زن از مراکز مورد تایید سفارت جمهوری اسلامی ایران (در صورتی که مرد مسلمان و زن مسلمان نباشد).

 

6- اصل و کپی سند طلاقزن و مرد اگر قبلاً طلاق گرفته باشند.

 

7- اصل گواهی صدور صیغه طلاق شرعی از یکی از مراکز مورد تایید سفارت جمهوری اسلامی ایران (برای هموطنان زرتشتی، کلیمی و مسیحی گواهی ختم عقد بر اساس عرف معمول در ادیان فوق).

 

8- اصل سند رسمی ازدواج سوئیسی، ایتالیایی و غیره (کشور زن) (و در صورتی که سند رسمی ازدواج غیر ایتالیایی، سوئیسی و غیره باشد، اصل سند باید توسط سفارت کشور زن در آن کشور به تایید و سپس تایید وزارت امور خارجه کشور می رسد.)

 

9- اصل شناسنامه زوجه با مشخصات کامل پدر و مادر، محل و تاریخ تولد و نام زوج در آن قید و توسط اداره مربوط ممهور گردد. اگر زن غیر ایتالیایی یا سوئیسی و غیره باشد. گواهی مذکور باید به زبان ایتالیایی یا سوئیسی و... ترجمه شده و به تایید سفارت آن کشور در ایتالیا و سوئیس برسد.

 

10- اصل گواهی سلامت زوجین شامل گروه خونی عدم ابتلا به ایدز، تالاسمی، اعتیاد به مواد مخدر و گواهی مبنی بر بلامانع بودن ازدواج از نظر RH خون از یکی از بیمارستان ها یا مراکز درمانی معتبر (در صورت ازدواج در صورتی که زوجین بیش از یک سال از ازدواجشان گذشته باشد، نیازی به ارائه این گواهی نیست.

 

11- سایر مدارک از قبیل عکس و هزینه های ارزی.

 

از آنجایی که این گونه زنان پس از ثبت ازدواج و صدور شناسنامه و گذرنامه ایرانی، تابعیت ایرانی محسوب می شوند، می توانند همزمان یا پس از ثبت ازدواج ایرانی، برای دریافت شناسنامه اقدام کنند.

وکیل دعاوی تجاری - قراردادهای تجاری - شرکتهای تجاری

۲۲ بازديد
وکیل دعاوی تجاری - قراردادهای تجاری - شرکتهای تجاری
وکالت امروزه تخصصی است و وکلا در زمینه های تخصصی وکالت می کنند، یکی از این رشته ها وکالت در دعاوی تجاری است. در دعاوی تجاری اغلب به دنبال اعمال قوانین مربوط به تجارت در موضوع مورد نظر هستیم و اغلب این دعاوی نیز ناشی از قراردادهای تجاری است. یک وکیل دعاوی تجاری خوب با پیش‌بینی وقایع احتمالی آینده، موکل خود را از مراجعه به دادگاه و درگیر شدن با آن باز می‌دارد. توجه داشته باشید که مهمترین قسمت در تعریف رابطه حقوقی تنظیم یک قرارداد خوب و استاندارد است.
 
وکالت در دعاوی تجاری
قوانین تجارت از نظر ویژگی های تجارت اعم از سرعت و ضمانت نسبت به سایر مسائل حقوقی، قوانین خاصی محسوب می شود.
آشنایی صرف با موضوعات و قوانین تجاری برای موفقیت در یک مذاکره تجاری یا پیشبرد یک موضوع تجاری یا یک قرارداد تجاری کافی نیست، بلکه تجارت باید در زمینه عمل نیز تجربه شود.
یک وکیل آشنا به حقوق تجارت و متخصص در امور تجاری علاوه بر اینکه در مرحله مذاکره تجاری و انعقاد قرارداد که پیش بینی رابطه است می تواند نقش بسیار مهمی در طرح یا دفاع از دعاوی تجاری داشته باشد. .
گاهی اوقات دولت چندین قانون چندین کشور موضوع یا قرارداد تجاری را بسیار پیچیده تر از آنچه تصور می شود می کند و حل و فصل اختلافات را دشوار می کند.
آشنایی وکلای دادگستری با اصول و قواعد حقوقی این امکان را به آنها می دهد که در استنباط و استفاده از مقررات سایر کشورها موفق تر باشند، بنابراین وکالت در دعاوی تجاری اهمیت زیادی پیدا می کند و در صورت بروز اختلاف در امر تجاری، بازرگانان می توانند با سپردن طرح دعوا و اداره آن به وکیل متخصص در دعاوی تجاری با خیالی آسوده قابل انجام است.
توقف تجارت و پیگیری دعوی از سوی تاجر نیز خلاف اصول تجارت است. از سوی دیگر، رعایت شرایط دعوی و خصوصاً مهلت‌هایی که اصل و مسقطی حق یکسان است، مستلزم آشنایی کامل با قوانین تجارت و تجربه عملی کافی و توجه به جزئیاتی است که وکلای دادگستری با تجربه در زمینه دعاوی تجاری فعالیت می‌کنند. و آشنایی با قوانین قطعا موفق تر از تاجری خواهند بود که برای اولین بار دعوا را تجربه می کند. همچنین دعوای تجاری ناشی از یک سلسله روابط تجاری است که هر یک مستند به دلیل و سند است. کنار هم قرار گرفتن این اسناد و کثرت اسناد، درک محل صحیح اختلافات طرفین و استناد به مسائل و دلایل مؤثر در تعیین تکلیف را دشوار می کند. وی افزود: اساساً بیشتر اختلافات تجاری ناشی از تفسیر قراردادهای تجاری یا قوانین تجاری است.
وکیل با شناخت اجزا و ارکان دعاوی تجاری می تواند خواسته تاجر را بهتر درک کند و قطعا نحوه اقامه دعوی و پیشبرد آن تاثیر بسزایی در سرنوشت دعوا دارد به ویژه اینکه برخی از دعاوی مستلزم مشاوره با وکلا است. از نظر شناخت وضعیت حقوقی و احراز شرایط تحقق آن. از جمله دعاوی مربوط به مسئولیت مدنی و خسارت پس از اقامه دعوی و همچنین در هنگام دفاع از وکیل با پیش بینی دفاعیات طرفین و تهیه پاسخ مناسب برای آنها و همچنین مستندسازی آنچه که موکل در دعاوی تجاری بهتر ادعا می کند. و قراردادهایی که برای طرفین است از حساسیت بالایی برخوردار است و می تواند نقش آفرینی کند. گاهی اوقات سرنوشت کسب و کار یک تاجر بستگی به شکایتی دارد که مطرح شده است، بنابراین او باید از همه ابزارها برای احقاق حق و نجات کسب و کار استفاده کند. همین موضوع حساسیت وکیل را نیز برمی انگیزد و وکلای دارای تخصص تجاری اغلب وکلای قدرتمندی هستند زیرا قرار گرفتن در موقعیتی که زندگی مالی یک فرد تحت کنترل او باشد، صحت عمل او را تقویت می کند و نقش وکیل را برجسته تر می کند. پیچیده ترین مسائل حقوقی، بررسی مسائل و قواعد حاکم بر قراردادها است که قانون طرفین است. و در صورت اختلاف در مبحث ن باید به متن حقوق خصوصی طرفین یا استنباط و تفسیر از کلیه مواد قرارداد مراجعه کرد.
 قراردادهای تجاری به دلیل ماهیت تجاری و تنوع، فنی ترین نوع قراردادها محسوب می شوند. حوصله و دقت وکلا در رسیدگی به اسناد و همچنین تجربه وکالت در دعاوی تجاری مختلف این فرصت را به آنها می دهد و خلاصه فقط به دلایل و موضوعاتی است که موضع موکل بهتر بیان و استناد می کند و به تسریع رسیدگی کمک می کند.همچنین با شناخت دقیق قوانین و آشنایی با اصول و قواعد قراردادها و امور بازرگانی با ارائه تفسیری صحیح بر اساس اصول قانونی و استناد صحیح به مواد قانونی و رویه‌های قضایی، حقوقی را که مورد نیاز است. وکیل تلاش کند و با مقام تحقیق همکاری کند.

مجازات جرم تهدید به اسید پاشی

۱۹ بازديد
 
مجازات جرم تهدید به اسید پاشی
گاه پیش آمده است که افراد با ابراز تهدید، ضرب و جرح، اسیدپاشی، قتل و ... مردم را به وحشت انداخته اند و قانونگذار برای جلوگیری از وقوع این جرایم مجازات سنگینی برای فرد تهدید کننده در نظر گرفته است. توضیح خواهیم داد که یکی از مصادیق آن تهدید به پرتاب اسید است که بیشتر پس از شکست در روابط و آزار و اذیت زنان استفاده می شود. بررسی جرم تهدید و اسیدپاشی.
دو نوع تهدید وجود دارد:
اگر شخص به طور جدی قصد انجام تهدید را داشته باشد، خود تهدید جرم محسوب می شود. اما اگر شخصی قصد اقدام نداشته باشد و هدف از ابراز تهدید، ایجاد رعب و وحشت برای رسیدن به هدف باشد، بنا به نظر قاضی و کارشناس، از مصادیق جرم تهدید تلقی نمی شود. .
 
برخی اسراری دارند که در صورت فاش شدن، ضرر مادی و معنوی برای آن شخص ایجاد می شود، اما اگر اسرار شخصی بی اهمیت باشد و برای او ضرر مادی و معنوی نداشته باشد، تهدید محسوب نمی شود. بودن
 
 شرایط برای تأیید خطر حمله اسید
وضوح تهدید (اگر شخصی شخص دیگری را تهدید کند، باید به وضوح تصدیق کند که قصد قتل، افشای اسرار، اسیدپاشی یا انواع آسیب های مادی و معنوی را دارد).
 
نمونه هایی از تهدیدها شامل تهدید جان افراد، حمله، اسیدپاشی یا قتل است. در اصطلاح حقوقی، تهدید تهدیدی است برای جان، آبرو و مال یک فرد یا یکی از نزدیکان.
 
مجازات هایی که در قانون برای جرم تهدید به صراحت آمده است عبارتند از: ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی تهدید به قتل یا ضرر شخصی، ناموسی یا مالی یا افشای اسرار خود یا بستگانش به هر نحو. وی صرف نظر از اینکه تقاضای وجه یا درخواست انجام یا ترک وضعیت فعلی داشته باشد یا نه به شلاق تا ۷۴ ضربه و یا حبس از دو ماه تا ۲ سال محکوم خواهد شد. و همچنین در مورد تهدید به قتل یا ضرر جانی، ناموسی یا مالی یا افشای اسرار برای خود یا بستگان، در ماده ۶۶۹ از مبحث مجازات قانون مجازات اسلامی تهدید محسوب می‌شود.
 
در مورد تضییع ناموس، هر موردی که مربوط به آبرو، آبرو، عرض و آبروی شخص یا نزدیکان او باشد، تهدید به آن، تهدید به تضییع ناموس است.
 
در ماده 135 قانون مجازات عمومی 1304 مواردی وجود داشت که اکنون در قانون مجازات اسلامی تفسیر جامعی از آن شده است. و همچنین در قانون تدابیر امنیتی مصوب 1339 قانون جرایم رایانه ای و قانون مطبوعات مواردی ذکر شده است که از جمله آنها می توان به ماده 14 قانون اقدامات تأمینی مصوب 1339 اشاره کرد که می گوید: هر گاه شخصی که دیگری را تهدید به عمل می کند مرتکب جرمی می شود و بیم آن می رود که واقعاً مرتکب آن جرم شود یا هر گاه شخصی که به مجازات جنایی یا جنحه ای محکوم شده است در مورد تکرار جرم اظهار نظر کند دادگاه می تواند از او بخواهد تعهد به درخواست شخص مورد تهدید یا متاثر از جرم. او جرمی مرتکب نشده و باید برای این کار وثیقه مناسب بدهد.
 
در صورت امتناع شهردار از این تعهد و عدم پرداخت تأمین مقرر، دادگاه می تواند دستور توقیف موقت وی را صادر کند. مدت این تشنج بیش از دو ماه نخواهد بود. در صورتی که متعهدله ظرف دو سال از تاریخ تودیع وثیقه مرتکب جرم شود، وثیقه به نفع دولت ضبط و در غیر این صورت به وی یا نماینده قانونی وی مسترد می شود.
 
بر اساس ماده 15 قانون مبارزه با جرایم رایانه ای (743 قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات) در صورتی که شخصی افراد را به ارتکاب جرایم منافی عفت، سوءمصرف مواد مخدر، روانگردان، خودکشی، انحرافات جنسی یا اعمال خشونت آمیز تهدید کند، محکوم خواهد شد. به حبس از نود و یک تا یک سال یا جزای نقدی از پنج میلیون ریال تا بیست میلیون ریال یا هر دو مجازات.
 
ماده 3 قانون مطبوعات، انتشار مطالب حاوی تهدید به افترا یا افشای اسرار شخصی ممنوع است و مدیر مسئول به محاکم قضایی معرفی و طبق قانون مجازات اسلامی برخورد خواهد شد.

رسیدگی فوری و سریع به شکایت حقوقی

۲۰ بازديد
 

رسیدگی فوری و سریع به شکایت حقوقی - دستور موقت

دادرسی فوری که از آن به دستور موقت نیز تعبیر می شود، نوعی از رسیدگی است که سرعت، عدم ورود به ماهیت دعوی و رفع تشریفات موضوع اصلی آن محسوب می شود. دادرسی فوری، رسیدگی استثنایی است که در موارد خاص انجام می شود. در برخی موارد اگر دادگاه بخواهد از طریق دادرسی اجمالی اقدام کند، نه تنها به نتیجه مطلوبی نمی رسد، بلکه ممکن است خسارت جبران ناپذیری به شاکی وارد کند. بنابراین شاکی پرونده خود را از طریق دادرسی فوری و بدون تشریفات دادرسی پیگیری می کند. باید یک تصمیم فوری گرفته شود.

موارد احتمالی رسیدگی فوری (دستور موقت)

 

1- مواردی که نیاز به تعیین فوری دارد:

مسائل فوری را نمی توان تعریف یا شماره گذاری کرد. این بدان معناست که در هر دعوی می توان تکلیف فوری پیدا کرد.

فوریت امری ماهوی است، چنانچه تأخیر چند روزه یا حتی چند ساعته موجب ضرر و زیان یکی از اصحاب دعوا شود، می توان آن را یکی از موارد رسیدگی فوری دانست.

 

2- در حین اجرای احکام یا اسناد الزامی:

از این قبیل مشکلات زیاد است. مثلاً برای جلوگیری از توقیف مال، اعتراض مالک یا اشخاص ثالث و ایرادات راجع به تشریفات ملکی. البته همه این اختلافات فوری نیستند.

اضطرار تا حدی است که اگر قاضی اقدام و اقدامات فوری انجام ندهد، حقی ضایع می شود یا ضرر غیر قابل جبرانی محقق می شود.

 

صلاحیت در امور فوری

در اینجا دو بحث وجود دارد، یکی از نظر قواعد صلاحیت دادگاه ها و دیگری از نظر صلاحیت قاضی، یعنی صلاحیت او.

 

الف) صلاحیت دادگاه:

 

قانون آیین دادرسی مدنی امور فوریت را تابع قواعد صلاحیت دانسته و مقرر می دارد که؛

 

1- در صورتی که پرونده اصلی در دادگاه باشد مرجع درخواست دستور موقت همان دادگاه است. خواه دادگاه اول باشد یا تحقیق.

2- در مورد اشکالاتی که در جریان احکام به وجود می آید مرجع درخواست دادگاهی است که حکم توسط آن اجرا می شود.

3- در سایر موارد مرجع خواسته دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوی را دارد.

 

فقط یک استثنا از قاعده صلاحیت توسط قانون مقرر شده است: زمانی که موضوع درخواست دستور موقت در مقر دادگاهی غیر از دادگاهی باشد که به اصل دعوی رسیدگی می کند یا صلاحیت رسیدگی به آن را دارد یا دادگاهی که حکم توسط آن اجرا می شود، در این مورد خواهان حق انتخاب بین دادگاه صالح و دادگاهی را دارد که موضوع در آن واقع شده است. البته این استثنا اختیاری است.

 

 

ب) صلاحیت شخصی رسیدگی فوری:

قضاوت در امور دادرسی فوری توسط هیچ مقام قضایی انجام نمی شود. قاضی امور فوریت علاوه بر مراتب و تجربه علمی و اخلاقی که از الزامات عمومی کلیه ضابطین دادگستری است باید دارای صفات خاصی باشد که مهمترین آنها به شرح زیر است.

 

این فرد باید مدیر و مدبر باشد، سرعت انتقال داشته باشد و بتواند سریع تصمیم بگیرد، همچنین تصمیم او باید مفید حال مظلوم و متناسب با موقعیت کاری و در حد اعتدال باشد.

 تنظیم شکایات و رسیدگی در رسیدگی های فوری

در دادرسی عادی و اختصاری شروع رسیدگی در محاکم مستلزم تقدیم دادخواست است اما در رسیدگی فوری بنا به درخواست خواهان انجام می شود و نیازی به تقدیم دادخواست صوری که ممکن است کتبی یا شفاهی باشد نیست.

درخواست شفاهی در صورتجلسه مجلس قید می شود که باید به امضای متقاضی نیز برسد.

اگر در دادگاه رسیدگی کننده به اصل دعوا، دستور موقت درخواست شود، هزینه ای ندارد. در غیر این صورت هزینه آن مبلغی است که در دعاوی غیر مالی مقرر شده است.

 

انواع دادرسی های فوری

رسیدگی های فوری به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

 

1- رسیدگی فوری ممکن است منجر به مصادره اموال شود:

به عنوان مثال، در مواردی که دعوی در خصوص حقوق ناشی از ثبت، علامت تجاری یا ثبت اختراع اقامه می شود، خواهان در جریان دادخواست، تقاضای صدور دستور موقت مبنی بر ضبط کالاهای تقلبی یا بدلی می کند و نه ساخت و ساز آنها را بفروش.

 

 

 

 

2- دستور موقت قابل اجراست:

مثلاً در صورت بروز اختلاف بین ساکنین مشترک یا همسایه، یکی از آنها درخواست صدور دستور موقت تعمیر کار در ملک را داشته باشد.

 

 

 

3- دستور موقت ممکن است مانع انجام کاری شود:

مانند تقاضای صدور دستور وصول دین از اموال انتقال گیرنده در صورت فرار از پرداخت بدهی که در آن متقاضی نیز از دادگاه می خواهد دستور موقت ممنوعیت هرگونه نقل و انتقال معامله را تا پایان رسیدگی صادر کند و صدور رای.

 

 

 

چگونهبرای حذف اثر دستور موقت

از آنجایی که دستور موقت نهایتاً مستلزم الزام شخص به انجام کاری یا خودداری از انجام آن یا ضبط وجه است، زیرا برای حفظ حقوق مدعی، باید با عجله و فوریت در مورد آن تصمیم گرفت که به دلایلی و دلایل، اگر دلایل صدور دستور موقت لغو شده باشد، باید فوراً حذف شود.

شرط تنصیف مال در عقد

۲۱ بازديد
یکی از شروطی که عقد به نفع زوجه در نظر گرفته می شود این است که بعد از طلاق نصف دارایی زوج به زن تعلق گیرد. در ادامه به جزئیات و الزامات کاربرد آن اشاره شده است. شرط تنصیف اموال مرد پس از طلاق
1- زمانی که زوجه بتواند در صورت تقاضای طلاق از این شرط به نفع خود استفاده کند، به عبارت دیگر امکان الزام زوج به شرط مذکور قبل از تقاضای طلاق از سوی زوج وجود نخواهد داشت.
 
 
 
2- همانطور که در متن شرط آمده است، طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف زناشویی یا بداخلاقی و رفتار زن نباشد، به عبارت دیگر اگر بداخلاقی و بداخلاقی زوجه موجب طلاق زوج شده باشد، شرط نصف کردن اموال محقق نمی شود.
 
به عنوان مثال تمکین از وظایف قانونی زن است، بنابراین اگر زن در راه معصیت و معصیت قرار گیرد و مرد از همسر خیانتکار خود تقاضای طلاق کند، دیگر شرط تقسیم مال به نصف در مورد زن جاری نمی شود. زن
 
3- مرد باید متقاضی طلاق باشد، به عبارت دیگر، طبق قانون، طلاق به خواست مرد است، بنابراین اگر بخواهد از این حق قانونی استفاده کند، درست است که از قید و بند رهایی می یابد. زندگی مشترک، اما اجتناب ناپذیر است. مشروط به شرط، ملک نصف می شود.
این در حالی است که بارها اتفاق افتاده است که متقاضی طلاق زن و شوهر باشد، در حالی که دلیل طلاق، سوء رفتار یا تقصیر مرد است که زن را به درخواست طلاق واداشته است. به عبارت دیگر ممکن است مواردی وجود داشته باشد که باعث رنج و عذاب زن شود و او را با رنج و مشقت با مردی ادامه دهد، بنابراین می توان شرط فوق را به گونه ای تنظیم کرد که شامل این مورد نیز شود. .
 
4- ضوابط ارزیابی اموال در شرایط تنصیف ملک تا نصف ملک یا معادل آن می باشد. به عبارت دیگر میزان و مبدأ محاسبه نصف مال یا معادل آن از کمترین دارایی زوج تا سقف 50 درصد است.
 
5- زوجه امکان مطالبه مال از شوهر برای خود و با رعایت شرط فوق را نخواهد داشت، به عبارت دیگر شرط تقسیم اموال فقط برای اموالی است که در ضمن عقد به دست آمده است، بنابراین اموالی که شوهر سابقاً نمی توان برای تحقق شرط مذکور به زن داد.
 
6- آخرین شرطی که باید وجود داشته باشد تا شرط تقسیم مال به نفع زوجه جاری شود، وجود مال در زمان طلاق است. بنابراین شامل اموال گمشده یا گمشده نخواهد شد.

تأثیر استرداد غایب غایب در حکم دادگاه

۲۱ بازديد
 
تأثیر استرداد غایب غایب در حکم دادگاه
شخصی را در نظر بگیرید که بعد از مدتی بدون اینکه خبری از او باشد برمی گردد و شاهد است که مال خود را تحت عنوان غایب از دست داده یا همسرش طلاق گرفته است. در این مقاله جزئیات آن را به تفصیل بیان می کنیم و نکاتی را مطرح می کنیم تا غایب غایب نتواند حقوق و حقوق خود را نادیده بگیرد. بازگشت غایب غایب
در صورت بازگشت غایب غایب حق از دست رفته خود را پس می گیرد. شخص در زمانی که اثری از او نیست، عنوان غایب را با خود حمل می کند، اما پس از بازگشت، این عنوان از او سلب می شود و همزمان با حذف این عنوان، می تواند به مال و حقوق از دست رفته خود رجوع کند.
 
با صدور حکم قطعی فوت فرضی غایب، اثر این حکم به وکالت وی نیز تسری می یابد; بنابراین در صورتی که غایب پس از صدور و اعلام حکم قطعی فوت فرضی مفقودالاثر شناخته شود و یا معلوم شود که وی زنده است یا تاریخ واقعی فوت وی وکالتنامه وی نیز حسب مورد معتبر است. .
 
وقتی غایب مفقود الاثر پیدا شود یا در مدت رجوع شود با دو موضوع مواجه می شود که یکی از بین رفتن مال و مال او توسط اقارب و ورثه درجه یک و دیگری طلاق همسر غایب است که می تواند. برای هر دو مورد به دادگاه مراجعه کنید. برای رسیدگی به این موضوع مراجعه و دادخواستی تنظیم کنید.
 
بیشتر پرونده ها و دادخواست ها مربوط به اموال است. طبق قانون، دادگاه می تواند با مراجعه به ضمانت نامه دریافتی از وراث در زمان تقسیم اموال، مجدداً آنها را مورد رسیدگی قرار دهد و در صورت تبدیل به انواع و مبالغ دیگر، تساوی داده و وراث مکلف شوند. به سوی او باز می گردند؛ البته این موضوع تابع نکاتی است. مثلاً قبل از غیبت شخص، در صورتی که برای خود وکیل تعیین کرده باشد، می تواند از حق وکالت صرف نظر کند و مجدداً مالکیت ملک را در دست گیرد.
 
در مواردی که از وراث ضمانت گرفته نشود، وراث پس از صدور حکم موت فرضی، مالک اموال غایب محسوب می شوند.
 
 
 
 
 
 
 
 
احکام مربوط به همسر غایب
در پاسخ به این سوال که اگر مفقودالاثر پس از بازگشت با ازدواج مجدد همسر خود مواجه شد، باید گفت: زوجه مفقودالاثر می تواند پس از صدور حکم طلاق غیابی یا پس از طلاق مجدداً ازدواج کند. صدور حکم فرضی اعدام و انقضای عده. ; اگرچه برخی عوام معتقدند زن باید از شوهر دوم خود جدا شود و به همسر اول خود بازگردد، اما از نظر شرعی چنین نظری پذیرفته نیست.
 
پس از صدور حکم طلاق غیابی یا صدور حکم فوت فرضی برای غایب، باید طلاق را سه ماه و یا گواهی فوت را حسب مورد به مدت چهار ماه و ده روز نگه دارد و بعد از آن، منعی برای ازدواج مجدد ندارد
 
با استناد به ماده 1030 قانون مدنی، اگر غایب بعد از طلاق و قبل از انقضای عده رجوع کند حق اعتراض به طلاق را دارد ولی پس از انقضای عده حق اعتراض ندارد. دوره ذکر شده
 
البته اگر زوجه از شوهر غایب خود طلاق گرفته باشد و با بازگشت زوج هنوز ازدواج نکرده باشد، در صورت توافق می توانند مجدداً ازدواج کنند; این موضوع دیگر بازگشت به ازدواج قبلی نیست، بلکه یک قرارداد جدید و یک ازدواج جدید است.
 
در پاسخ به این سوال که آیا زوجه در صورت طلاق غیابی و رجوع غیابی می تواند حقوق و حقوق خود را که شامل مهریه و نفقه است از دادگاه مطالبه کند، می توان گفت: همه این موارد. موارد امکان پذیر است و زوجه می تواند با تقدیم دادخواست حقوق زندگی مشترک خود را از مفقودالاثر مطالبه کند که روند قانونی آن نیز ادامه دارد.

فلسفه اذن پدر در ازدواج دختر چیست؟

۲۲ بازديد
 
فلسفه اذن پدر در ازدواج دختر چیست؟
در این زمینه سه نظریه در فقه وجود دارد.
 
1- اولاً وقتی دختر بالغ می شود می تواند مستقلاً در مورد مسائل مختلف زندگی خود از جمله ازدواج تصمیم گیری کند.
 
2- برخی از فقها نیز بر این باورند که ولایت پدر بر دختر باعث می شود رضایت پدر در تصمیماتی مانند ازدواج اهمیت ویژه ای برای دختر داشته باشد.
 
3- نظر سوم بین این دو نظر است. قانون کشور ما هم نظر سوم را قبول دارد. بر اساس این نظریه در برخی موارد دختر می تواند مستقلاً در مورد ازدواج خود تصمیم گیری کند، اما در مواردی برای ازدواج صحیح دختر، اذن پدر لازم است. قانون کشور ما این شرایط را کاملا مشخص کرده است. ماده 1043 قانون مدنی به این موارد می پردازد و شرایط عمومی اذن پدر و رضایت او را در نکاح دختر بیان می کند.
 
 
 
 
مخالفت پدر یا جد پدری با ازدواج دختر با کسی
طبیعتاً از نظر حقوقی، تأثیر این اجازه، عدم تداخل عقد است; یعنی اگر دختری بدون اجازه پدر و جد پدری که ولی قانونی او هستند ازدواج کند، عقد او باطل می شود. بنابراین در این شرایط اگر پدر یا جد پدری بعد از عقد اذن دهند عقد صحیح است ولی اگر اذن ندهند و مخالفت کنند طبیعتا عقد از ابتدا باطل تلقی می شود. اما قانونگذار این فرض را در نظر گرفته است که ممکن است پدر بدون دلیل موجه با ازدواج دختر مخالفت کند. در این صورت راه حلی که قانونگذار ارائه کرده این است که دختر برای معرفی کامل و تشریح خصوصیات فردی که می خواهد با او ازدواج کند، میزان مهریه و تمام مواردی که در ازدواج او مؤثر است به دادگاه مراجعه کند. در نهایت پس از بررسی لازم، اجازه دادگاه جایگزین اذن پدر می شود.
 
 در آخرین اصلاحیه ماده 1043 قانون مدنی آمده است: «ازدواج دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد منوط به اذن پدر یا جد پدری است و در صورتی که پدر یا پدربزرگ پدری بدون دلیل موجه از دادن اجازه امتناع می ورزد، اذن او باطل می شود و در این صورت دختر می تواند پس از کسب اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و با معرفی کامل مرد مورد نظر خود ازدواج را ثبت کند. شرایط عقد و مهریه بین آنها.
 
 معیار موجه بودن یا نبودن مخالفت پدر
موجه بودن یا نبودن مخالفت پدر با ازدواج دختر با بررسی علت مخالفت و سازگاری آن با عرف جامعه مشخص می شود. در این زمینه دادگاه تصمیم گیرنده است و قاضی از طرف عرف نظر خود را بیان می کند.
شرایط دخترانی که نیاز به اذن پدر ندارند
اولین موردی که باعث می شود اذن پدر برای ازدواج دختر ساقط شود، مخالفت پدر با ازدواج بدون دلیل موجه است; یعنی دختر در شرایطی قرار می گیرد که نیاز به ازدواج دارد و قصد دارد با فردی که ویژگی های او مورد تایید عرف جامعه است ازدواج کند ولی ولی او بدون دلیل موجه و موجه اجازه این کار را به او نمی دهد.
 
در این صورت اجازه او سلب می شود و دختر می تواند با حمایت دادگاه ازدواج کند. البته باید توجه داشت که ورود دستگاه قضایی به حریم خانواده همیشه خوشایند نیست و اگر دختری با نظر خانواده خود مخالف باشد و با اجازه دادگاه ازدواج کند و خانواده منتفی شوند. در این تصمیم مهم طبیعتا این فرد در مراحل دیگر از حمایت خانواده خود محروم خواهد شد. زندگی محروم خواهد شد. بنابراین نمی توان گفت که همه مشکلات با اجرای این قانون خاتمه می یابد، زیرا این یک روند مستمر است و شایسته است حمایت دادگاه جایگزین حمایت خانواده که حریمی امن و مطمئن است نباشد. ، مگر اینکه شرایط خاصی ایجاد شده باشد.
 
عدم حضور ولی امر نیز موجب سلب حق او در این خصوص می شود. ماده 1044 قانون مدنی اصلاحی سال 1370 در این خصوص مقرر می دارد: «در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حضور نداشته باشند و معمولاً تقاضای او غیر ممکن باشد و دختر نیز نیاز به عقد داشته باشد، می تواند ازدواج کند. مادر و سایر بستگان دختر نیز حق دخالت در ازدواج را ندارند. وصی منصوب از طرف ولی قهری از این حق بی بهره است.
برخی از صاحب نظران و حقوقدانان معتقدند اگر دختری به حدی از قدرت عقلی رسیده باشد که بتواند در تمام مسائل ریز و درشت زندگی خود تصمیم گیری کند، برای ازدواج نیازی به اذن ولی خود ندارد. موضوع دیگر سن رشد است.
 
زمانی که قانونگذاراتور لزوم اذن پدر را برای ازدواج دائمی که ثابت و مشروع است، لحاظ می کند، مسلماً در ازدواج موقت که ناپایدار و ضعیف است و در جامعه پذیرفته نشده است، این اجازه باید به طریق اولی وجود داشته باشد.
قانون قدیم سن بلوغ دختر را 18 سال تعیین کرده بود. در اسناد بین المللی، 18 سالگی مبنای ورود به بزرگسالی است. اما در بحث سن، با فرض اینکه دختر فقط تا آن سن معین نیاز به اذن ولی خود دارد، قانونگذار نمی تواند سن خاصی را تعیین کند. سن رشد از فردی به فرد دیگر با توجه به توانایی های ذاتی و اکتسابی، محیط زندگی و بسیاری موارد دیگر متفاوت است.
 
باید توجه داشته باشیم که مخاطب قانون جامعه است نه برخی افراد با شرایط خاص. اگر قانون روی گروه خاصی تمرکز دارد باید تبصره ارائه کند. اما در مجموع باید گفت که اگر دختری بخواهد در سنین بالاتر ازدواج کند و فردی هوشیار، عاقل و بالغ باشد، عرفاً نیازی به اجازه نخواهد داشت.