آثار حقوقی ابراء، برائت ذمه و بخشش طلب

۲۵ بازديد
 

آثار حقوقی برائت، برائت و گذشت

ابراء در لغت به معنای رهایی از شر است و در اصطلاح حقوقی ماده 289 قانون مدنی ابراء را چنین تعریف کرده است: اَبرا به این معناست که طلبکار از اختیار خود صرف نظر کند. قانون مدنی ایران ابراء را یکی از عوامل ورشکستگی می داند. برای بیان ماهیت، شرایط و احکام آن، تعهداتی را مطرح کرده و مواد 289 تا 291 را اختصاص داده است. از مصادیق ابراء می توان به مهریه ابراء، حق قصاص و بدهی طلبکار اشاره کرد. بر اساس ماده 290 این قانون، ابره زمانی موجب سقوط تعهد می‌شود که متعهدله اهلیت انجام ابراء را داشته باشد. همچنین ماده 291 قانون مدنی می گوید مسئولیت میت از دین صحیح است. ماهیت حقوقی بیانیه

ابره یک فعل یا فعل یک طرفه است و برای تحقق آن رضایت مدیون جز برای اهلیت و اراده طلبکار لازم نیست، زیرا در ابرا، طلبکار از حق مطالبه خود صرف نظر می کند و نیازی به اذن مدیون ندارد. از حق بگذرد

 

 

 

یک طرفه بودن ابرا

ابراء مانند شکایت نوعی اقدام حقوقی یک طرفه است بنابراین نیازی به اراده مدیون ندارد و تنها با اراده طلبکار محقق می شود و حتی رد ابرا از طرف مدیون ضرری ندارد. اعتبار آن

ابراء یک عمل حقوقی آزاد است و قرار دادن تغییر یا حتی شرط تغییر در آن با صدق اَبره سازگاری ندارد، زیرا طبق ماده 289 قانون مدنی، ابراء به معنای انصراف از حق طلبکار است; و مراد از اعراض، اسقاط حق به طور مطلق و بدون انتظار وصول وجه از مدیون و پیدایش تعهد از طرف اوست; اگر چه این تکلیف ثانویه و مشروط است.

 شرط فسخ نیز در ابرا جایز نیست و ابره مشروط به شرط حق فسخ باطل است. همچنین ابراء باید توسط طلبکار یا نماینده او یا نماینده تام الاختیار او محقق شود و ابراء متقین صحیح نخواهد بود.

 

 

شرایط احراز معافیت

برای وقوع ابره باید شرایطی داشت که شامل دو دسته است:

1- شرایط برائت

2- مسأله ابراء

 

شرایط تبرئه کننده

الف- داشتن قصد و رضایت.

ب- دارای اختیارات قانونی باشد.

ج- واجد شرایط بودن.

متقاضی باید واجد شرایط باشد (ماده 290 قانون مدنی) و گواهی شخص فاقد صلاحیت باطل است. منظور از اهلیت در این ماده، اهلیت کامل است، پس ابراء شخصی که اهلیت دارد ولی اهلیت او کامل نیست (صغیره و واهی) نیز باطل است.

 

 

 

شرایط موضوع ابیرا

1- دین باید وجود داشته باشد: یعنی دین باید به وجود آمده باشد تا بتواند آن را بیان کند.

2- دین آزاد باشد: یعنی موضوع دین به نفع دیگری دستگیر نشده باشد.

3- دین باید عام باشد: مورد مطالبه باید عام باشد و اگر عین معین باشد و طلبکار بخواهد از آن بگذرد، «اعرج» نامیده می شود.

 

 

موضوع

موضوع دعوی حق شرعی (طلب) است که باید وجود داشته باشد. بنابراین، عقیده دین عدمی باطل است، ولی به نظر می رسد که عقیده دینی که ایجاد شده و نیز اعتقاد دین آینده، به شرط تکوین صحیح باشد; چنانکه ضمان دین آتی نیز به شرط استقرار صحیح است.

از طرفی دعوی مجانی و به نفع شخص ثالث توقیف نشده باشد قابل استیفاء است. وجود مدیون یا اهلیت او شرط صحت اظهارنامه یا مانع نفوذ آن نیست.

ماده ۲۹۱ قانون مدنی در این خصوص مقرر می دارد: برائت میت از دین صحیح است.

در صحت ابرا فضولی تردید وجود دارد و برخی با استناد به ماده 841 قانون مدنی آن را باطل دانسته اند. اما به نظر می رسد اگر برای دین نوشته شده باشد معتبر نیست و با تأیید مالک معتبر می شود. سفته مشروط نیز در صورتی صحیح به نظر می رسد که مبادله مستقیماً در مقابل سفته نباشد و آن را به تعهد تبدیل نکند و اعتبار دستوری معلق نیز ممکن است.

 

 

 

گفتار و افعال از اسباب اثبات است

ابراء به هر وسیله ای که عرفا دلالت می کنند ثابت می شود; چه کلام باشد و چه غیر کلامی.

 

 

برائت از بدهی

ابره موجب التزام و رفع ذمه مدیون در مقابل طلبکار می شود و پس از وقوع آن برخلاف موارد معمول در عقد هبه، طلبکار نمی تواند به ابره رجوع کند و طلب خود را مطالبه کند، مگر اینکه ابرا مشروط به شرط شده باشد. طلبکار در مورد قائم مقامی طلبکار حق رجوع خواهد داشت.

  بر اساس ماده 291 قانون مدنی استفراغ میت از دین نیز صحیح و موجب است.تعهد خود را به سقوط می بیند. زیرا با وجود اینکه متوفی از نظر حقوقی شخصیتی ندارد، اما از نظر معنوی و بر اساس باورهای جامعه ما در مورد بقای روح، مسئولیت اخروی دارای شخصیت است و به دلیل اعتبار این شخصیت، الزامی برای او متصور است.

مجازات مزاحمت تلفنی چیست ؟

۲۴ بازديد
 

مجازات مزاحمت تلفنی چیست؟

مزاحمت تلفنی عملی عمدی و آگاهانه است که با کشف آن ملاک مسئولیت کیفری مزاحم شناخته می شود و مرتکب باید طبق قانون پاسخگوی عمل ناشایست خود باشد. مگر اینکه مرتکب به دادگاه ثابت کند که عمل او با حسن نیت و با هدف مشروع انجام شده است. رسیدگی به جرم مزاحمت تلفنی

 مزاحمت تلفنی به این معناست که شخص با اشغال خط تلفن متعلق به اشخاص حقیقی یا حقوقی، بدون هدف از تلفن یا سایر وسایل مخابراتی استفاده کند و موجب آزار و اذیت و سلب آسایش طرف مقابل شود.

مثل بیدارشدن او در نیمه شب با زنگ تلفن دیگر و برهم زدن آرامش او.

 

 

انواع مزاحمت های تلفنی

مزاحمت تلفنی به اشکال مختلف صورت می گیرد:

1- سوت زدن، سکوت و سپس مردن بدون وقفه تلفنی.

2- فحاشی و گفتن الفاظ ناپسند به مخاطب و در مواردی دادن اخبار نادرست و غیر واقعی به مخاطب و نیز تهمت های غیر موجه که ممکن است عواقب ناگواری داشته باشد.

3- عنوان اخبار کذب و تکان دهنده ای که گاهی باعث شوک آنی می شود و آرامش خانواده ها را بر هم می زند.

 

 

عنصر قانونی

بر اساس ماده ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی هرکس از طریق تلفن یا سایر وسایل مخابراتی برای مردم ایجاد مزاحمت کند، علاوه بر اجرای مقررات خاص شرکت مخابرات به حبس از یک تا شش ماه محکوم خواهد شد.

این ماده قانونی مزاحمت از طریق تلفن یا سایر وسایل مخابراتی را جرم دانسته و برای آن مجازات تعیین کرده است. علاوه بر آن ماده واحده قانون اصلاح تبصره 2 ماده 14 قانون تاسیس شرکت مخابرات ایران مصوب 1366 نیز مؤید این مطلب است که می گوید: هرکس از دستگاه مخابراتی که در اختیار دارد به عنوان وسیله ای برای ایجاد مزاحمت برای دیگری یا مختل کردن عمدی و بدخواهانه در ارتباط با دیگری. چنانچه برای اولین بار پس از کشف، ارتباط تلفنی وی به مدت یک هفته با اخطار کتبی قطع و تمدید مستلزم پرداخت هزینه های مربوطه خواهد بود.

برای بار دوم اتصال تلفنی وی به مدت سه ماه به همراه اخطار کتبی قطع و تمدید اتصال مستلزم پرداخت هزینه های مربوطه و مطالبه مشترک خواهد بود و برای بار سوم شرکت ارتباط تلفنی وی را برای همیشه قطع و اقدام می کند. برای جمع آوری قرارهای تلفنی و پس از تسویه حساب واریزی مشتری را برمی گرداند.

 

 

عنصر مادی و معنوی

برای تحقق این جرم، رفتار فیزیکی بیرونی مرتکب در ایجاد ارتباط، لزوماً باید به صورت رفتار غیر متعارف باشد و رفتار آن موجب ایجاد ناراحتی و سلب آسایش شنونده یا گیرنده پیام شود. بنابراین ترک فعل نمی تواند عنصر مادی این جرم باشد.

 

یعنی هرکس با علم و اطلاع از قصد دیگری در ایجاد مزاحمت تلفنی برای شخص ثالث، اقدامی برای جلوگیری از این عمل نکند، ترک او موجب تحقق عنصر مادی نمی شود.

در صورتی که مزاحمت تلفنی با جرایم دیگری مانند تهدید به قتل و زورگیری همراه باشد، عمل مرتکب مشمول عناوین متعدد مزاحمت تلفنی (موضوع ماده 641) و نیز مشمول مقررات ماده 669 ق.م. قانون جزا. طبق ماده 669 مبحث تعزیرات قانون مجازات اسلامی، هر گاه شخصی دیگری را به قتل یا ضرر روحی، ناموسی یا مالی یا افشای راز خود یا بستگانش تهدید کند اعم از اینکه از این طریق مطالبه مالی یا مالی داشته باشد. بمعنی یا درخواست انجام دستور یا ترک فعلی را داشته باشد یا نه به شلاق تا ۷۴ ضربه یا حبس از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.

من باید بگویم؛ جرم مزاحمت تلفنی جرم مطلق محسوب می شود و مقید به نتیجه خاصی نیست، لذا وجود سوء نیت خاص لازم نیست، بلکه مرتکب باید دارای سوء نیت عام باشد.

 

 

 

 

کدام مرجع مسئول پیگیری است؟

مزاحمت تلفنی موضوعی است که علاوه بر امکان پیگیری از سوی شرکت مخابرات، از طریق دادسرا و در قالب شکایت کیفری نیز قابل پیگیری است.

 

برای این اقدام کافی است به دادسرای محل سکونت یا محل کار خود یعنی محل مزاحمت مراجعه کنید.

 

همراه داشتن نامه از مخابرات نیز می تواند سرعت کار را افزایش دهد. در این مرحله می توانید شکایت خود را بر روی یک تکه کاغذ ارسال کنید.

 

عنوان مجرمانه این شکایت به این شرح است: مزاحمت تلفنی از طریق ارسال پیامک یا تلفنی. در صورتی که توهین شدیدی صورت گرفته باشد، شاکی نیز می تواند تقاضای « اعاده حیثیت » کند.

 

طرف مقابل ممکن استنامشخص باشد، در این صورت در قسمت مربوط به شکایت نوشته شده است: "نامشخص".

 

پس از این مرحله با ارجاع شکایت به یکی از شعب دادسرا یا بازپرسی، با نامه ای که دادگاه برای تکمیل تحقیقات به کلانتری می نویسد، کلانتری این شماره تلفن را از مخابرات استعلام و درخواست پرینت می کند. مکالمات تلفنی

 

این استعلام ممکن است مستقیماً از سوی دادگاه برای شرکت مخابرات ارسال شود، اما قسمت اول کار در این مرحله شناسایی مزاحم است.

مزایا و معایب قانون جدید آیین دادرسی کیفری

۲۶ بازديد
 

 

قانون جدید آیین دادرسی کیفری دارای مزایا و ابداعات فراوانی بوده و بسیاری از خلاءها و مشکلات قانون قبلی را برطرف کرده است. قانون جدید آیین دادرسی کیفری از تیرماه سال جاری اجرایی شده است. این قانون جامع تر از قانون قبلی است و با نوآوری موانع موجود را برطرف کرده است. قانون جدید مزایای بسیاری دارد، از جمله احیای دادگاه های استانی. انحلال دادگاه های استان در سال 1394 اتفاق افتاد که طی آن نظارت متمرکز بر دادسراها و دادیاران عملاً از بین رفت و امکان این نظارت از طریق دادگاه امکان پذیر نبود، اما با قانون جدید امکان نظارت مستقیم بر دادسراها وجود دارد. پیش بینی شده است. مزایای قانون آیین دادرسی کیفری جدید

پیش بینی اصل سکوت برای متهم و اینکه نمی توان افراد را مجبور به صحبت کرد از دیگر بدعت های این قانون است که بر اساس آن متهم می تواند سکوت کند و تقاضای حضور وکیل کند که برای اولین بار است که این موضوع مطرح می شود. در قوانین کشور دیده می شود.

شناسایی حق شکایت برای سازمان های مردم نهاد را می توان از دیگر بدعت های موثر قانون جدید دانست. بر اساس این قانون، سازمان‌های مردم نهاد می‌توانند نسبت به جرایم ارتکابی در حوزه فعالیت خود اعلام جرم کنند و در کلیه مراحل دادرسی برای ارائه دلیل شرکت کنند.

دخالت مردم در جرائم مشهود در صورت عدم حضور ضابطان دادگستری از دیگر مزیت های قانون است که مانع از بین رفتن آثار جرح می شود.

بر اساس این قانون حمایت از شهود در شرایط خاصی امکان پذیر است که طی آن شهود می توانند غیابی و مخفیانه در دادگاه حاضر شوند.

تامین غرامت برای متهم دستگیر شده که بی گناهی آنها مشخص شده است را نیز می توان از مزایای قانون جدید دانست.

افزایش استقلال تحقیقات، حضور وکیل در کنار متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی، شرایط خاص ضابطان دادگستری و ارائه آموزش های لازم و نیز داشتن کارت افسری پلیس برای آنها از دیگر موارد است. مزایای قانون جدید

در حوزه تشکیلاتی نیز این قانون تشکیل دو دادگاه کیفری شماره یک و دو را مشخص کرده و تغییراتی را در ساختار دادگاه های کیفری و تخصص آنها اعمال کرده است، به گونه ای که هر یک به جرایم خاصی رسیدگی می کنند که کمیت آنها بیشتر و بیشتر باشد. تخصصی تر خواهد بود

پیش بینی و تجویز دادسرا و دادگاه ویژه اطفال و نوجوانان و پرونده شخصی آنها، تشکیل دادگاه بدوی، تحقیق از زنان توسط پلیس زن، جدایی دادستان و بازپرس در رسیدگی به پرونده ها از جمله موارد است. امتیازات این قانون است و موجب نظرات متفاوت می شود. در روند محاکمه بیشتر به تحقق عدالت کمک می کند.

 

 

 

 

 

 

 

معایب قانون آیین دادرسی کیفری جدید

 این قانون علاوه بر برخورداری از مزایای فراوان، دارای معایبی نیز می باشد که مهمترین آن عدم تامین زیرساخت های لازم برای اجرای قانون است و در این قانون به سازوکار اجرایی آن توجه کافی نشده است.

طبق قوانین ابلاغی، تعداد قضات کافی نداریم و قضات تسلط کافی به قانون ندارند، بنابراین اجرای قانون مستلزم زمان زیادی است و نیروی انسانی کافی برای اجرای آن وجود ندارد. در برخی موارد از مددکاران اجتماعی انتظار می رود اما در حال حاضر مددکار اجتماعی کافی نداریم.

در قانون آیین دادرسی کیفری جدید مرجع تجدیدنظر دیوان عالی کشور معرفی شده است یعنی حجم زیادی از پرونده های تجدیدنظر باید به این دادگاه ارسال شود که در عمل به سختی امکان پذیر است.

زیر سؤال بردن استقلال وکیل از دیگر معایب قانون است.

سلب حق داشتن وکیل از متهمان امنیتی در تحقیقات اولیه پرونده و اینکه فقط وکلای معینی می توانند وکالت متهمان را در این پرونده ها داشته باشند. در این راستا وکلای خاصی که مورد تایید قوه قضائیه هستند می توانند وکالت متهمان را داشته باشند و این موضوع استقلال وکلا را زیر سوال می برد.

قوانین حاکم بر ازدواج ایرانیان مقیم خارج

۲۴ بازديد
 

قوانین مربوط به ازدواج ایرانیان مقیم خارج از کشور

ایرانیان مقیم خارج از کشور از نظر ازدواج تابع قوانین ایران هستند. یعنی از نظر اصل ازدواج باید از قانون جمهوری اسلامی ایران تبعیت کنند. اما با توجه به تشریفات تنظیم سند ازدواج تابع کشور محل تنظیم سند می باشند. به عنوان مثال، اگر دختر و پسر ایرانی قصد ازدواج در ایتالیا را داشته باشند، باید مقررات مربوط به ازدواج در قانون مدنی ایران را رعایت کنند. فرضاً اگر دختر باکره باشد باید اذن پدر باشد یا برای ازدواج شرط است که طرفین به سن بلوغ رسیده باشند. اما نحوه تهیه سند بستگی به کشوری دارد که ازدواج آنها در آن ثبت شده است. پرسش و پاسخ متداول ازدواج ایرانیان مقیم خارج از کشور.

سوال حقوقی:

 

موضوع اصلی در اینجا این است که آیا دو ایرانی که قصد ازدواج در خارج از کشور را دارند باید به مأموران کنسولی یا نمایندگان سیاسی سفارت جمهوری اسلامی ایران مراجعه کنند؟

 

پاسخ: ایرانیان مقیم خارج از کشور می توانند برای ازدواج یا ثبت آن به مقامات کنسولی ایران مراجعه کنند، اما از نظر قانونی الزامی به این امر ندارند.

 

 

سوال حقوقی:

 

اگر یکی مرد یا زن ایرانی و دیگری خارجی باشد. مثلاً اگر زن ایرانی و مرد ایتالیایی باشد. باز هم آیا کنسولگری ایران در ایتالیا اختیار انعقاد قرارداد برای ثبت ازدواج را دارد؟

 

پاسخ: خیر، کنسولگری ایران زمانی مجاز به این کار است که طرفین ازدواج ایرانی باشند.

 

 

سوال حقوقی:

 

اگر زن ایرانی بخواهد با غیر ایرانی ازدواج کند. آیا مانعی برای ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی وجود دارد؟

 

جواب: 1- اگر مرد خارجی غیر مسلمان باشد زن مسلمان ایرانی نمی تواند با او ازدواج کند. همانطور که می دانیم ازدواج زن مسلمان با غیر مسلمان در قانون ما ممنوع است.

2- اگر مرد غیر مسلمان ایرانی باشد زن ایرانی مسلمان نمی تواند با او ازدواج کند. زیرا ازدواج زن مسلمان با غیر مسلمان (چه مرد ایرانی و چه خارجی) حرام است.

 

3- در صورتی که مرد خارجی مسلمان باشد ازدواج زن ایرانی با او با اجازه مخصوص از دولت جمهوری اسلامی ایران به تعویق می افتد.

 

4- زن ایرانی حتی اگر از اقلیت دینی (غیر مسلمان) باشد، باز هم برای ازدواج با مرد خارجی باید از دولت اجازه خاص بگیرد.

 

 

 

 

 

سوال حقوقی:

 

آیا مرد مسلمان ایرانی می تواند با زن غیر مسلمان خارجی ازدواج کند؟

 

پاسخ: بله؛ منعی در این زمینه وجود ندارد. البته دولت جمهوری اسلامی ایران می تواند ازدواج برخی از مقامات و دانشجویان دولتی (مانند کارمندان وزارت امور خارجه) با زنی که تبعه خارجی است را با مجوز خاص به تعویق بیندازد.

 

 

سوال حقوقی:

 

اگر زن ایرانی با مرد خارجی و غیر مسلمان در خارج از کشور ازدواج کند یا بدون اجازه دولت با مرد خارجی و مسلمان ازدواج کند، آیا ازدواج آنها طبق قوانین ایران صحیح است؟

 

پاسخ: همانطور که در پاسخ سؤالات قبل گفتیم، به طور کلی ازدواج زن مسلمان ایرانی با غیر مسلمان (حتی اگر مرد ایرانی باشد) باطل است و چنین ازدواجی اثر شرعی ندارد. اگر مرد اجنبی مسلمان باشد، چون برای چنین ازدواجی مجوز خاصی از دولت ایران لازم بود، باز هم اثری در این ازدواج وجود ندارد. حتی اگر عقد از نظر شرعی صحیح باشد.

به این معنا، اگر سند ازدواج در خارج از کشور تنظیم شود، در ایران به رسمیت شناخته نمی شود و قابل اجرا نخواهد بود. مثلاً طبق سند ازدواج مذکور فرزندان حاصل از این ازدواج وارث شناخته نمی شوند.

مقایسه طلاق رجعی و بائن

۲۵ بازديد
 

مقایسه طلاق راجی و بین

طلاق رجعی به طلاقی گفته می شود که شوهر در مدت عده می تواند به آن رجوع کند و نکاح را اعاده کند و طلاق رجعی طلاقی است که امکان رجوع در آن وجود نداشته باشد.

بر اساس ماده واحده قانون اصلاح آیین نامه طلاق مصوب 1371 کلیه طلاق ها به حکم دادگاه مجاز است و لذا حتی در صورت رضایت هر دو زوج به طلاق باید به دادگاه مراجعه کنند و در شرایط فعلی هیچ اقدامی صورت نمی گیرد. دفتر ازدواج و طلاق بدون اجازه دادگاه حق ثبت طلاق را دارد.

 

بنابراین عملاً تمام طلاق ها با حکم دادگاه انجام می شود. بنابراین طبق این نظر در نظام حقوقی کنونی ما عملاً نباید مصداق طلاق داشته باشیم. وقتی طلاق به حکم دادگاه قطعی می شود، دلیلی وجود ندارد که زن برای اسقاط حق رجوع مرد مالی به عنوان «دیه» از شوهر بدهد.

 

نظر فوق در ظاهر مناسب و منطبق با اوضاع و احوال و رویه قضایی است، اما در واقع چنین نیست و پذیرش این نظر در مواردی خلاف متون قانونی و شرعی است و از طرف دیگر ممکن است در نهایت به زن آسیب می رساند

 

 

 

 

 

 

اثرات طلاق رجعتی

برای رد نظریه فوق باید آثار طلاق رجعی را به اختصار برشماریم و ببینیم که آیا همه این آثار خلاف مقتضیات حکم دادگاه است؟ آثار طلاق رجعی شامل مواردی از قبیل امکان رجوع زوج به زوجه در مدت عده (ماده 1148 قانون مدنی)، حق مطالبه نفقه زوجه در مدت عده (ماده 1109 ق. قانون مدنی) و امکان ارث زوجین در صورت فوت یکی از آنها در مدت عده (ماده 943 قانون مدنی). بنابراین اگر شوهر در مدت عده فوت کند، زن از او ارث می برد.

 

در ایده رجایا، ازدواج مرد با دختر برادر زن یا دختر خواهر به اذن زن موکول می شود. همچنین در دوران آیدا رجایا، مرد نمی تواند با خواهر زن ازدواج کند.

 

طبق قرائن فراوان و ماده 8 قانون عرفی، زن مطلقه زوجه محسوب می شود. این حکم آثار زیادی دارد.

 

مثلاً رابطه نامشروع زن در عید، حکم رابطه با زن شوهردار است. بنابراین اگر زن یا مردی مرتکب زنا شوند به رجم محکوم می شوند.

 

از آثار دیگر طلاق رجعی این است که زنا با زنی که در حال قهقرایی است موجب حرمت ابدی می شود; برخلاف مدت طلاق دائم (ماده 1054 قانون مدنی) و در مدت رجوع، اگر مردی 3 زن دائم دیگر داشته باشد، نمی تواند با دیگری ازدواج دائم کند.

 

همچنین ایجاد حرمت ابدی ناشی از 9 طلاق که 6 مورد آن ادی (نوعی طلاق رجعی) است (ماده 1058 قانون مدنی) از دیگر آثار طلاق رجعی به شمار می رود.

 

بدیهی است اگر طلاق به حکم دادگاه و به تقاضای زن را صحیح بدانیم این موضوع باعث می شود که این طلاق را علاوه بر رجوع از سایر آثار طلاق رجعی نیز محروم کنیم.

 

در حالی که دلیل قانونی و منطقی برای این امر نداریم و ملاحظه می شود که از میان آثار فوق، ممکن است فقط حق رجوع مرد مخالف مقتضیات صیغه طلاق دادگاه باشد و هیچ یک از آثار دیگر آن مخالف حکم دادگاه نباشد. طلاق و حتی عطف به ماسبق. طلاق در مواردی به نفع زن است; مثلاً زن در عده حق نفقه دارد ولی در طلاق باین چنین حقی ندارد یا اگر مرد در عید بمیرد زن از او ارث می برد ولی این در طلاق باین چنین نیست.

 

بنابراین دلیلی ندارد که با حکم دادگاه این حقوق را از زن در طلاق سلب کنیم و هیچ دلیل شرعی و قانونی برای سلب این حقوق وجود ندارد.

 

بنابراین، همه آثار حقوقی طلاق رجعی، مستلزم رأی دادگاه به طلاق نیست و منطقی نیست که به صرف یکی از این آثار، سایر نتایج طلاق رجعی را نادیده بگیریم و حکم قانون را بی جهت تخصیص دهیم.

 

به نظر می رسد در این مورد، یعنی طلاق به حکم دادگاه و به درخواست زن، اگرچه نمی توانیم حکم ماده 1149 قانون مدنی را در مورد حق رجوع یک طرفه مرد اعمال کنیم، اما آنچه صحیح به نظر می رسد، طلاق است. به حکم دادگاه طلاق است. قهقرایی؛ با این تفاوت که برای رجوع باید رضایت زن گرفته شود. زیرا منطقی است که رضایت زن برای بازگشت به رابطه ای که به درخواست او منحل شده است، وجود داشته باشد، چنانکه رضایت او وجود داشته و در انحلال مؤثر واقع شده است.

 

بنابراین بهتر است بگوییم طلاق رجعی استرای دادگاه ولی باید با توافق طرفین تجدید نظر شود تا تصمیمی خلاف ماهیت طلاق نداده باشیم و همچنین در صورت رفع کدورت بین زوجین و مساعد یافتن شرایط زن. برای بازگشت به زندگی مشترک، می توان ادامه داد. رابطه زناشویی وجود دارد. این موضوع به نفع زن و شوهر و همچنین به نفع جامعه است.

 

ضمناً امکان سوء استفاده از سوی شوهر در این مورد کاملاً منتفی است.

 

در نهایت باید تاکید کرد که از نظر قانونی و منطقی، طلاق به حکم دادگاه و به درخواست زن، طلاق رجعی است; با این تفاوت که ارجاع باید مورد توافق طرفین باشد.

شرایط و مراحل اجرای مهریه

۲۶ بازديد

 

شرایط و مراحل اجرای مهریه

مهریه مالی است که مرد متعهد می شود در دوران عقد به همسرش بپردازد. این اموال می تواند به صورت نقد (واحد پول رایج کشور)، سکه و طلا، سایر اموال منقول یا غیرمنقول (اموال، خانه یا آپارتمان) باشد. این اموال به عنوان بدهی به عهده زوجین می باشد. یکی از مهم ترین ویژگی های این سند رسمی لازم الاجرا بودن آن است. یعنی با درخواست زن از اداره ثبت برای تنظیم سند ازدواج برای ایفای تعهدات خود از جمله مهریه مثلاً می توان مال موضوع مهریه را از مرد مطالبه کرد و مراجعه به . دادگاه برای این

مهریه با تقدیم دادخواست به دادگاه عمومی خانواده قابل مطالبه می باشد.

در صورت تمایل، زن می تواند با نوشتن درخواست خود توسط خود یا وکیل در دادخواست مخصوص، از دادگاه محل سکونت شوهرش تقاضای صدور حکم الزام شوهر به پرداخت مهریه کند.

دریافت مهریه پس از صدور اجرائیه از طریق اداره اجرای اسناد رسمی امکان پذیر است.

متقاضی جهیزیه می تواند با صدور گواهی اجرائیه از دفتر تنظیم اسناد رسمی به دفتر اجرای اسناد رسمی مراجعه و با معرفی آدرس زوج، درخواست وصول جهیزیه را ارائه دهد.

همچنین زن می تواند از مرد پولی مانند حساب بانکی، پلاک ثبتی، سهم یا حتی مطالبه قطعی خود از دیگران برای توقیف و وصول مهریه معرفی کند.

در سند رسمی ازدواج به معنای امکان درخواست مهریه در هر زمان است. پس اگر این عبارت در سند رسمی ازدواج با امضای زوجین درج شده باشد، زن می تواند هر زمان که بخواهد از مرد درخواست مهریه کند.

در سند رسمی ازدواج به این معناست که شرط درخواست مهریه داشتن ثروت مرد است. در صورت استفاده از این عبارت در متن سند رسمی ازدواج، درخواست مهریه از مرد مشروط به مال و توانایی مرد در پرداخت مهریه است.

بر اساس قانون جدید خانواده مردی به دلیل عدم پرداخت مهریه بیش از ۱۱۰ مثقال بازداشت نمی شود. از سال 1377 با تصویب قانون محکومیت های مالی و قبل از صدور رأی وحدت رویه مبنی بر امکان طرح دعوی اعسار (ازکارافتادگی و فقر) برای پرداخت مهریه قبل از توقیف و دستگیری مرد بدهکار، این امکان وجود داشت. دستگیری کلیه محکومان مالی از جمله محکومان به پرداخت مهریه بر اساس آن قانون پیش بینی شده بود.

با صدور رای مذکور و اثبات یا اثبات تصرف عده زیادی از مردان دستگیری آنان تا اثبات تصرف لغو شد. اما این بار قانونگذار این تهدید قانونی برای جمع آوری مهریه تا سقف 110 سکه طلا را احیا کرده است.

هر شرطی در مورد مهریه می تواند در سند رسمی ازدواج درج شود. بدین معنا که هر گونه توافق بین زوجین در مورد میزان و شرایط پرداخت مهریه برای طرفین جایز و لازم الاجرا است.

بنابراین طرفین با آزادی اراده می توانند گزینه های مختلفی را در این زمینه پیش بینی کنند.

مهریه یک بدهی ممتاز است و قبل از هر بدهی از بدهکار وصول می شود. اهمیت بدهی مرد به همسر و حساسیت روابط زوجین و البته امتیازی که قانونگذار برای حمایت از زن در نظر گرفته است، باعث شده است که این مطالبه طلبکار ویژه و ممتاز تلقی شود و پرداخت آن. حتی اگر بدهی مرد متوفی باشد، بر هر طلب دیگری برتر و زودتر محسوب می شود.

مهریه را می توان داد یا داد. زن می تواند به هر شکل و روشی که ثابت و مستند باشد، تمام یا قسمتی از مهریه را به شوهر بدهد یا از دریافت آن امتناع کند; در عین حال قانونگذار این حق را برای زن در عقد دائم پیش بینی کرده است تا قبل از دریافت مهریه از انجام وظایف همسری خودداری کند.

موارد پرداخت دیه از بیت المال

۲۶ بازديد
 

موارد پرداخت وجه از بیت المال

قاعده کلی این است که در صورت وارد شدن خسارت توسط دولت یا ارکان آن به افراد، شهروندان حق خواهند داشت که از بیت المال درخواست پرداخت کنند، صرف نظر از اینکه خسارت مستقیماً توسط ارکان دولت یا شخص به افراد وارد شده باشد. مسئول جبران خسارت نباید پیدا شود. مثل این است که اگر فردی در خیابان ها و اماکن عمومی کشته شود، چون حفظ نظم در جامعه وظیفه دولت است، جبران خسارت نیز بر عهده دولت است. وظیفه دولت پرداخت دیه است.

اشتباه قاضی در صدور حکم و متهم کردن شخص به جرم.

دفاع در برابر حمله دیوانه.

در قسامه، سوگند خوردگان باید همه بر بی گناهی خود سوگند یاد کنند.

در مواردی که جنایت مخل نظم و امنیت عمومی یا جریحه دار شدن عواطف عمومی باشد و مصلحت در اجرای قصاص باشد ولی مدعی قصاص قادر به پرداخت دیه فاضل یا سایر سهام صاحبان حق قصاص نباشد.

اگر در جنایت عمدی به علت فوت یا فرار رسیدن به مرتکب ممکن نباشد و مرتکب مالی نداشته باشد، در قتل، دیه بر بیت المال است. همچنین در جنایت شبه عمدی و خطای محض. و در قتل، اگر عاقل نباشد یا نتواند، دیه به بیت المال واریز می شود.

در جرائمی که عقیله مسئول پرداخت دیه است، در صورت عدم حضور عقیله یا عدم توانایی او.

هرگاه مأموری در اجرای وظایف قانونی عملی را طبق مقررات انجام دهد و همان عمل موجب جنایت علیه کسی شود.

فردی که نداند ورود به یک منطقه حرام است وارد می شود و مورد هدف قرار می گیرد.

در صورتی که نوبت به ادای سوگند متهم در دادگاه برسد و او قسم بخورد که بی گناه است.

در صورتی که پس از اجرای حکم قصاص، نادرستی حکم محرز شود.

اگر کسى کشته شود و قاتل معلوم نباشد، یا به دست جماعتى ​​کشته شود.

جرایم در حکم کلاهبرداری

۲۵ بازديد

جرایم کلاهبرداری - مجازات کلاهبرداری

منظور از جرایم در حکم کلاهبرداری، جرایمی است که فاقد عناصر تشکیل دهنده کلاهبرداری است و در تعریف کلاهبرداری قرار نمی گیرد، اما قانونگذار آنها را جرم دانسته و به دلایلی مجازات آنها را همان مجازات قرار داده است. تقلب به طور کلی وقتی در حقوق جزا مجازات جرم دیگری در نظر گرفته شود، گفته می شود که این جرم شامل حکم آن می شود. مثلاً در مورد فروش ملک توسط غیر مالک برای خود و به نام خود گفته می شود که این عمل کلاهبرداری است. فهرست جرایم در حکم کلاهبرداری

جرایم زیر کلاهبرداری است:

 

تبانی بین افراد برای گرفتن مال دیگران.

افرادی که به عنوان شخص ثالث وارد دعوا می شوند یا به حکمی اعتراض می کنند یا مستقیماً علیه محکوم علیه اقامه دعوی می کنند مشروط به این هستند که قبلاً با یکی از اصحاب دعوا برای تلف مال یا تضییع حقوق طرف دعوا تبانی کرده باشند. طرف دیگر

انتقال سایر اموال؛ عینی یا سودآور.

انتقال گیرنده مال دیگری؛ مشروط به اینکه در زمان معامله در ملک نباشند.

معرفی کالا نه در ازای کالای خود.

درخواست ثبت ملک در مقابل املاک.

درخواست ثبت ملک توسط امین.

خیانت یا تبانی مالک برای ثبت ملک به نام دیگر یا از طرف مالک برای گرفتن رهن.

خودداری از استرداد حق طرف.

اخذ تاییدیه انحصار کاغذ در مقابل واقعیت.

اظهارات خلاف واقع موسسین و مدیران شرکتهای با مسئولیت محدود در خصوص پرداخت نقدی کلیه سهام شرکت و تحویل سهام غیرنقدی شرکت در اوراق و اسناد لازم برای ثبت شرکت.

درخواست ثبت ملک توسط ورثه با علم به انتقال یا ابطال مالکیت ورثه.

محاسبه بی ثبات سهم الشرکه غیر نقدی به مبلغی بالاتر از قیمت واقعی.

توزیع منافع خیالی توسط مدیران با عدم وجود دارایی بین شرکا.

تقسیم منافع خیالی بر اساس دارایی بین شرکا به وسیله مدیران.

هر کس ادعا کند که تعهدی به خرید سهام یا پرداخت قیمت سهام وجود دارد یا تعهد یا پرداختی وجود دارد که درست نیست، اطلاعیه‌ها یا رویدادهایی را منتشر می‌کند که دیگران را مجبور می‌کند با پرداخت قیمت سهام، متعهد به خرید سهام شوند. از سهام که عملیات مذکور موثر بوده است یا خیر.

هر کس با کلاهبرداری از نام شخصی به عنوان بخشی از نام شرکت برای اخذ تعهد یا پرداخت قیمت سهام استفاده کند.

مدیرانی که بدون داشتن دارایی یا بر اساس دارایی های پنهان، منافع واهی را بین سهامداران تقسیم کرده اند.

خرج کردن ارز دولتی برای مصرف غیر از خرید کالا.

فروش ارز دولتی در بازار آزاد یا سیاه

فروش کالاهای ساخته شده با ارز دولتی به قیمتی بالاتر از قیمت قطعی.

هر نوع سوء استفاده دیگری در مورد معاملات ارزی.

جعل عنوان نماینده بیمه.

هر نوع نقل و انتقال اموال موضوع ماده 49 قانون اساسی به منظور طفره رفتن از مقررات این قانون پس از اثبات بطلان و بی اثر بودن آن، انتقال دهنده به مجازات کلاهبرداری محکوم خواهد شد.

شخصی که طلب خود را به غیر مدیون منتقل می کند و پس از انتقال آن را از مدیون سابق خود دریافت یا منتقل می کند.

امکان مطالبه و درخواست خسارت معنوی

۲۶ بازديد
 

جبران خسارت معنوی

اصل 171 قانون اساسی، مواد 2، 9 و 10 قانون مسئولیت مدنی، ماده 9 قانون آئین دادرسی کیفری فعلی و ماده 14 قانون آیین دادرسی کیفری جدید مصوب 1392 که تاکنون اجرا نشده است. قابل قبول بودن ادعای خسارت معنوی اعتبار سنجی می کند.

 

مطالبه خسارت معنوی در فقه اسلامی نیز مبنای قانونی دارد. مثلاً آنچه پیامبر اکرم (ص) در حدیث مربوط به برهم خوردن ورود غیرمجاز ثمره بن جندب به حیاط مرد انصاری و ورود ناگهانی اعضای خانواده وی نهی کرده، ضایعه اخلاقی و بی اعتنایی به حیثیت آن شخص بوده است. خانواده.

 

جالب است که اکثریت قریب به اتفاق قوانین کشورها و حتی مقررات بین المللی این حق را رعایت کرده و آن را قابل مطالبه می دانند.

 

 

 

 

 

 

 

مشروعیت آسیب معنوی در فقه اسلامی

ما در فقه اسلامی با مانعی مواجه نیستیم، حتی اگر منابع صریحی برای تأیید آن وجود نداشته باشد، که البته وجود دارد. قوانین مختلف مصوب سالهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی نیز این حق را به رسمیت شناخته است.

در نهایت، اصل عقلی بی ضرری بر جبران همه ضررهای مادی و معنوی تأکید دارد و از نظر عقلی نیز ضرر معنوی نوعی «ضرر» است و هر ضرری باید جبران شود; بنابراین مشکل مبنای قانونی، شرعی و عقلایی این حق نیست، بلکه مشکل نحوه جبران آن است که اصل حق را تحت الشعاع قرار داده است.

 

 

 

 

 

 

 

آسیب معنوی در رویه قضایی

مشکل رویه، نداشتن «تدبیر» برای نحوه جبران این خسارت است، حتی اگر قابل مطالبه تلقی شود، سؤالاتی از این قبیل وجود دارد که خسارت معنوی چگونه و تا چه اندازه قابل جبران است؟ آیا معیارها مشخص است یا شخصی؟

اگر ملاک شخصی باشد، نتیجه آن هرج و مرج یا هرج و مرج قضایی یا استبداد قضایی نخواهد بود؟ اساساً آیا قاضی اختیار قانونی دارد که به تشخیص خود اقدام کند؟

وقتی به قانون مدنی مراجعه می کنیم، شرایط مسئولیت مدنی و تحقق آن در عناوین تلف، انتساب، موجب قویتر از مباشر و... مطرح شده است. قواعد پراکندگی در مواد مختلف به کار می رود.

این قواعد نحوه جبران، قواعد سنتی استرداد شی یا دادن در قبال (مثل یا قیمت) بود و نه بیشتر. اما در قوانین مدرن، روش های جبران خسارت بحثی مستقل و کامل است که در قالب قواعد کلی ارائه می شود. این خلأ در قانون مسئولیت مدنی مصوب 1339 تا حدودی جبران شد، لذا متأسفانه این قوانین جدید و مفید نیز کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

نمونه هایی از قوانین آسیب اخلاقی مدرن

یکی از احکام مهم و مؤثر آن در ماده 3 قانون مسئولیت مدنی آمده است که مقرر می دارد: «مقدار خسارت، نحوه و کیفیت جبران خسارت را دادگاه حسب شرایط موضوع تعیین می کند».

جالب‌تر اینکه مواد دیگری از این قانون و قوانین دیگری وجود دارد که در انتخاب روش‌های مختلف جبران خسارت، اختیار قضات را واگذار می‌کند، اما این اختیار جدی گرفته نمی‌شود. البته باید توجه داشت که اقامه قاعده کلی و اعتماد به حکم قضایی در امور مدنی به معنای بی ضابطه نبودن نیست، بلکه به معنای توجه به مفهوم متغیر ضرر و تسری اختیار قاضی به تجویز قانونگذار است.

فراموش نکنیم که شبه جرم یا مسئولیت مدنی، جرایمی نیست که مشمول اصل قانونی جرم و «مجازات» باشد، بلکه مبنای آن قاعده کلی «لاضرر و لاضرر در اسلام» و جبران خسارت است. برای همه ضررها؛ بدون اینکه روش های آن به طور خاص به سبک کامن لا (قانون عرفی) تعیین شده باشد. به عبارت دیگر روش منتخب حقوق مسئولیت مدنی، روش توسل به قاعده کلی و سبک فرانسوی است.

 

 

 

 

 

 

 

نمونه ای از جبران خسارت اخلاقی در رویه قضایی

در رویه قضایی نمونه هایی وجود دارد که به آنها اشاره می کنم:

1- دادگاه در رسیدگی به دعوی شخصی که مدعی است در اثر جراحی ناموفق بینی متحمل دردها و رنج های مختلف شده است، میزان جراحت بینی که قبلاً به جراح بینی صادر شده است را اعلام کرد. خسارت معنوی شاکی؛ زیرا حداقل خسارت معنوی ناشی از این خسارت به اندازه ضرر مادی همان موضوع است; بنابراین یکسان دانستن خسارت مادی (دیه) با ضرر معنوی می تواند معیار باشد.

2- دختری که مدعی زنای محصنه و باکرگی اختیاری در اثر حیله و بدرفتاری مدیرش شده بود از دادگاه تقاضای خسارت کرد. دادگاه بدوی بر این نظر بود که اگرچه ارش البقره از حیث اراده و فقدان شرایط شرعی تعلق نمی گیرد، اما ارکان مسئولیت مدنی و اجرای ماده 9 قانون مسئولیت مدنی (از نظر قانونی دیدگاه سوء استفاده از زیردستاناز طرف دیگر، دختر قانون مزبور پیش بینی شده است. و شخص مسئول ملزم به جبران خسارت مادی و معنوی می باشد.

جالب است که قاضی در تعیین نحوه جبران خسارات معنوی، مبلغ ارش البقره را به ریال تبدیل کرده و آن را مبنای تشخیص خسارت معنوی قرار داده است; اما نه به عنوان شریعت مذکور، بلکه صرفاً در تعیین نحوه جبران از این مبنا استفاده کرده و ملاک قرار داده است.

3- دادگاه دیگری در تعیین میزان غرامت موضوع را به کارشناس بالینی و پرستاری ارجاع داد و از کارشناس خواست روش جبرانی را پیشنهاد کند که با توجه به شرایط مدعی، روش مناسبی برای رفع ضرر وی باشد. به درستی در اشاره تاکید کرد و افزود که باید از خود خواهان نیز در مورد نحوه صحیح پرسشگری در کنار سایر عوامل پرسیده شود.

4- دادگاه دیگری به استناد ماده 10 قانون مسئولیت مدنی با رد دعوی خسارت معنوی خواهان را به عذرخواهی در مجلات و روزنامه های تجاری به منظور جبران خسارات معنوی محکوم کرد. اگرچه قسمت اول تصمیم قابل دفاع نیست، اما قسمت دوم آن یعنی محکوم کردن مخاطب به عذرخواهی در روزنامه ها و جاهای مختلف، بهره مندی از یکی از روش های مهم جبران خسارت است که گاه بسیار مؤثر است; البته به شرطی که مناسب باشد و موجب تخطی ناروا از عرض نشود.

5- همان گونه که پیامبر اسلام (ص) به سمره بن جندب تسلیم کردند، قطع درخت موجب درگیری شد. به آبارتی یکی دیگر از این روش ها قلع و قمع ماده دعوا و رفع آن است.

ارتباط حق حبس با مهریه

۲۷ بازديد

 



حق حبس مهریه در قانون مدنی

ماده 1085 قانون مدنی می گوید: زن می تواند تا زمان تسلیم مهریه از ادای وظایف خود در مقابل شوهر امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او موجود باشد و این امتناع سلب حق نفقه نخواهد بود. یکی از جلوه های بارز قاعده «عدالت و انصاف» حق حبس است.

 

در عقود معاوضه پس از فسخ قرارداد، هر یک از طرفین حق دارد وجهی را که حواله کرده است، تا زمانی که طرف دیگر مایل به تسلیم نباشد، به طرف دیگر تحویل ندهد تا تسلیم انجام شود. همزمان.

 

در ادبیات حقوقی به این امکان امتناع از ایفای تعهد تا زمانی که طرف مقابل در قراردادهای معاوضه به تعهد خود عمل نکند، «حق زندان» گفته می شود. این حق از نظر حقوقدانان و حقوقدانان ناشی از قواعد عام و عام عدل و انصاف است که در عقد ازدواج نیز جاری است. .

 

فقها با عباراتی مانند: «لل زوجه امتناع قبل از عقد حتی وصول جهیزیه حتی الان» و فقها با عباراتی مانند: چون مهریه تغییر عقد است پس زوجه می تواند از وفای امتناع کند. وظایف زناشویی او قبل از دریافت مهریه «آنها بر مشروعیت و رسمی بودن این حق تأکید کرده اند.

 

به عقیده اکثر فقها، تکالیف زناشویی منحصر به تمکین خاص زن از شوهر نیست، بلکه زن مجاز است از گرفتن مهریه خود از همه وظایف زندگی مشترک مانند زندگی زن در زندگی مشترک خودداری کند. خانه و قبول حق شوهر برای سرپرستی خانواده.

 

پروفسور دکتر ناصر کاتوزیان در جلد اول کتاب خانواده می گوید: . . باید پذیرفت که تفکیک وظایف زناشویی از یکدیگر در برخی امور مشکل است. مثلاً چگونه می توان از زن انتظار داشت که به خانه شوهر برود و با او زندگی کند و از اطاعت خودداری کند. . . «رویه قضایی نیز صحت این نتیجه قانونی را نشان می دهد، همچنین شعبه سوم دادگاه در رأی شماره 2460-29/4/1318 رجوع زوجه به خانه زوج را از مصادیق رضایت دانسته است.

 

 

 

 

 

 

شرایط استفاده از حق حبس برای زنان

برای اینکه زوجه بتواند از حق حضانت خود استفاده کند، شرایط زیر ضروری است:

 

 

 

1- مهریه فعلی عبارت است از:

 طبق ماده 1083 قانون مدنی، مهر می تواند تماماً یا جزئی حاضر یا قول باشد. اگر مهریه مدت معینی داشته باشد، زن حق دارد با انقضای مدت آن را مطالبه کند و از آنجایی که زوج مجاز است ایفای وظایف زناشویی را از زوجه مطالبه کند، زن نمی تواند از حق حبس خود استفاده کند.

 

اما در صورتی که زوج از زوجه درخواست انجام تکالیف زناشویی نداشته باشد و زمان پرداخت مهریه فرا رسد، زوجه می تواند از حق حبس خود تا احراز مهریه استفاده کند.

 

اگر مهریه قولی نباشد چون طبق ماده 1082 قانون مدنی مالک مهر به محض انعقاد عقد تبدیل به مهریه می شود در صورت معلوم بودن مهریه می تواند هر نوع مالکیتی داشته باشد. در آن است و اگر مهریه نقدی یا مایع باشد می تواند انجام دهد. مطالبه کند و تا زمانی که زوج تایید نکند می تواند از حق حضانت استفاده کند.

 

 

 

 

2- کوتاهی زوجه در انجام وظایف زناشویی:

مطابق ماده 1086 قانون مدنی در صورتی که زوجه قبل از دریافت مهریه مطالبات خاصی از شوهر خود داشته باشد. حق حبس وی سلب شده و دیگر اجازه امتناع از رضایت و سایر وظایف زناشویی را ندارد. در این زمینه ذکر دو نکته مفید است:

 

اولاً: در اینجا منظور تکالیفی است که زوجه در قبال شوهر دارد که در ماده 1086 قانون مدنی در مورد حمایت خاص آمده است. در این صورت شهید اول معتقد است زن می تواند قبل از نزدیکی از گرفتن مهریه خود در صورت نامعین بودن مهر خودداری کند ولی بعد از آن (محرمیت) حق امتناع ندارد.

 

ثانیاً: اگر زوجه به اجبار یا اکراه یا بیهوشی تسلیم شوهر شود، حق حبس او ساقط نمی‌شود.

 

 

 

 

3- زوجه نمی‌داند زوج قادر به پرداخت مهریه نیست.

اگر مهریه مدت معینی باشد، اختیار شوهر در پرداخت مهریه در زمان تأدیه لازم است و اگر تمام یا جزئی باشد و زن در زمان عقد نداند که شوهر. قادر به پرداخت نیست و یا بعد از عقد، زوجین تا زمان عقد معسر هستند. حبس زوجه تا زمانی که تمام یا آن قسمت از مهریه گرفته شود.

 

خواهد بود، آقای دکتر ناصر کاتوزیان در این خصوص فرمودند. . . به هر حال طلاق زوج حق حضانت زوجه را از بین نمی برد زیرا درست است که در چنین حالتی نمی توان از او مطالبه مهریه کرد اما باید دانست که گرفتن مهریه با استفاده امکان پذیر نیست. حق حضانت

 

همچنین در موردی که دادگاه یا اداره ثبت ازفیس به درخواست زوج مهلت عادلانه می دهد یا اقساط می کند و به دلیل طلاق او مهریه را نباید اجل تلقی کرد زیرا مهلتی که از این طریق بر زوجه گذاشته می شود حاکی از اراده زن برای تضییع حق است. . حبس ندارد.