شرکت های تجاری

۲۴ بازديد

 

شرکت های تجاری

شرکت در قانون تجارت تعریف نشده است و قانون مدنی در ماده 571 این گونه تعریف کرده است: شرکت عبارت است از مجموعه حقوق مالکین متعدد در یک شیء به صورت تقسیم شده. این تعریف شامل همه شرکت ها و توزیع ها می شود، زیرا شرکتی که چندین شرکت دارد با پرداخت مبلغ معینی یک قنات یا راه سازی را تشکیل می دهد و همچنین توزیعی که چند نفر در یک خانه دارند و هر کدام صاحب چند نفر هستند. دانگ ها، هر دو در تعریف فوق گنجانده شده اند. حال اگر بخواهیم شرکت را از توزیع جدا کنیم. باید اینطور تعریف کنیم: شرکت قراردادی است که به موجب آن شرکا متعهد می شوند چیزی را در شرکت بگذارند و در منافع آن شریک شوند. و نیز تقسیم اجتماع حقوق مالکین متعدد در یک شیء واحد به طور مشترک بدون قصد منفعت. تعریف شرکت و توزیع

طبق ماده 572 مذکور، شرکت یا اختیاری است یا اجباری.

قانون مدنی شرکت اختیاری را در ماده 573 و شرکت قهری را در ماده 574 تعریف کرده است:

شرکت اختیاری

 

شرکت اختیاری یا در اثر عقد و یا در نتیجه شرکایی از قبیل اختلاط اختیاری یا قبول مالی مشترک در مقابل اعمال چند نفر و نحوه آنها حاصل می شود.

 

شرکت اجباری

 

شرکت قهری جامعه ای از حقوق مالکان است که در نتیجه ادغام یا ارث به دست می آید.

 

از مطالب فوق معلوم می شود که در قانون مدنی هم شرکت و هم شرکت را شرکت می نامند.

در تعریف شرکت ذکر شد که قراردادی است که شرکا برای تقسیم سود سرمایه منعقد می کنند. نباید تصور کرد که شرکت صرفاً انتفاعی است و به زیان و زیان توجهی ندارد. بلکه ممکن است شرکت زیان هم داشته باشد ولی چون قصد شرکاء شریک ضرر و زیان نیست زیرا عقلایی نیست که افراد شرکتی تشکیل دهند که باید زیان و زیان آن را داشته باشند لذا در تعریف فوق وجود دارد. ذکر ضرر نیست و چون احتمال ضرر هم داده شده است به همان نسبت تقسیم سود اگر ضرر هم شود قابل تقسیم است مگر اینکه شرط شده باشد.

در تعریف فوق اجتماع حقوق مالکین را بدون قصد منفعت مشترک دانستیم. از این تعریف نباید تصور کرد که جامعه در حال گسترش حقوق مردم در چیزهایی است که هیچ منفعتی ندارد، اما قاعدتاً پولی که منفعتی ندارد، قیمتی ندارد. این است که عمل تقسیم بدون قصد منفعت باشد، نه اینکه هر یک از شرکا از سهم مشاع خود منتفع نشوند.

تفاوت بین شرکت و توزیع

از تعریف فوق مشخص شد که شرکت، جامعه شرکا به قصد منفعت است و قصد منفعت در توزیع وجود ندارد. تفاوت های دیگر آنها به شرح زیر است:

 

شرکت در نتیجه یک قرارداد و اختیار تشکیل می شود، مانند شرکتی که برای حفر قنات تأسیس می شود. اما غالباً ممکن است تقسیم اجباری باشد، مانند حقی که ورثه پس از فوت وارث در ترکه او می یابند، یا در اثر وزش باد یا اشتباه، دو گاوآهن متعلق به دو نفر با هم مخلوط می شوند.

 

شرکت برای مدت معین یا نامحدود تشکیل می شود و معمولاً شرکا جز در موارد ضروری یا به حکم دادگاه نمی توانند سهم خود را تخصیص دهند ولی در تقسیم هر شریک هر وقت بخواهد می تواند سهم خود را تخصیص دهد.

 

در شرکت انتقال سهم الشرکه مشروط به تشریفات است و در برخی از آنها رضایت سایر شرکا الزامی است ولی انتقال سهم مشاع از محدوده هر یک از شرکا

 

 

تفاوت شرکت های تجاری و حقوقی

شرکت های تجاری برای اهداف تجاری تشکیل می شوند به همین دلیل مزایا و تفاوت هایی با سایر شرکت ها دارند که در زیر بیان می شود:

 

شرکت های تجاری دارای شخصیت حقوقی هستند که به شخصیت شرکا بستگی ندارد و خود شرکت نیز توانایی تجارت دارد و دارای اموال و حقوق است اما در سایر شرکت ها شخصیت حقوقی وجود ندارد و اموال شرکت به صورت مشترک متعلق است. به شرکا

 

قانون شرکت های تجاری را تحت امر خصوصی قرار داده و حتی نوع و شکل آنها را به 7 نوع محدود کرده است و برای هر منظور مقرراتی دارد، اما شرکت های حقوقی تابع اراده شرکا هستند و به هر نحوی که بخواهند انجام می شود. مشروط بر اینکه خلاف قانون مدنی نباشد می توانند شرکت تشکیل دهند.

 

هر گاه شرکت تجارتی قادر به پرداخت دیون خود نباشد مقررات ورشکستگی مانند تاجران بر آن اعمال می شود اما در سایر شرکت ها چنین مقرراتی وجود ندارد بلکه هر یک از شرکا به میزان سهم خود مسئول پرداخت دیون شرکت می باشد. به همین دلیل در صورت عدم توانایی در پرداخت، مفاد توقیف اقامه شده استبرای او اعمال خواهد شد.

 

شرکت های تجاری مانند بازرگانان دارای وظایفی مانند الزام داشتن دفاتر تجاری و ثبت تجاری و غیره می باشند که سایر شرکت ها از این قسمت مستثنی هستند.

 

مفهوم تقسیم نامه و تأثیر آن در سند مالکیت

۲۲ بازديد
مفهوم تقسیم نامه و تأثیر آن در سند مالکیت
تقسیم به معنای تعیین و تقسیم سهم هر یک از صاحبان اموال مشترک اعم از منقول یا غیر منقول است. مال مشاع، اموال مالی است که دو یا چند مالک دارد و مالکیت این افراد جزء اموال است و سهم هر یک از آنها قابل تقسیم است. هیچ شناخت و تمایزی وجود ندارد. انواع تقسیم
به دو نوع تقسیم می شود:
 
1- با توافق تقسیم کنید
این نوع تقسیم با توافق شرکا با تنظیم تقسیم نامه اتفاق می افتد.
 
 
2- تقسیم به حکم دادگاه
این تقسیم در صورت بروز اختلاف بین شرکا توسط دادگاه انجام می شود. همچنین در صورتی که یک یا چند شریک بخواهند سهم خود را از دیگران جدا کنند ولی سایر شرکا با این امر موافق نباشند می توانند برای تقسیم و تقسیم مال مشاع به دادگاه مراجعه کنند.
اثر مستقیم تقسیم، حذف حالت توزیع و تخصیص سهم هر یک از مالکان به صورت جداگانه و مستقل است. لازم به ذکر است که تقسیم اموال در تقسیم بر اساس سهم هر یک از شرکا در تقسیم نامه است که می تواند مساوی یا متغیر باشد.
 
 
 
انواع تقسیم نامه و ثبت تقسیم نامه
توزیع نامه به دو صورت عادی و دست نویس یا رسمی قابل تنظیم است.
 
ماده 46 قانون ثبت اسناد و املاک در رابطه با ثبت افراز املاک چنین مقرر می دارد: ثبت اسناد اختیاری است مگر در موارد زیر.
 
1- کلیه قراردادها و معاملات مربوط به عین یا منافع املاک که قبلاً در دفتر املاک به ثبت رسیده است.
۲- کلیه معاملات مربوط به حقوقی که قبلاً در دفتر املاک به ثبت رسیده است.
 
با وجود این، طبق ماده 10 قانون مدنی، اگر عقد طبق شرایط قانونی تنظیم شده باشد، صحیح و معتبر است.
 
تنها تفاوت بین تقسیم نامه عادی و رسمی، اعتبار آنها در صورت اختلاف حقوقی است، زیرا برخلاف تقسیم نامه رسمی، در تقسیم نامه عادی امکان انکار و تردید وجود دارد.
 
نحوه درخواست صدور سند مالکیت بر اساس تقسیم نامه
در رابطه با نحوه درخواست صدور سند مالکیت بر اساس تنظیم تقسیم نامه باید گفت که برای این منظور باید تقسیم نامه رسمی در دفتر اسناد رسمی تنظیم شود.
 
پس از ثبت رسمی سند تقسیم در دفاتر اسناد رسمی، اداره ثبت سند مالکیت اولیه را به همراه سند افراز و مشخصات کامل اشخاصی که سند به نام آنها صادر شده است به اداره ثبت محل ارسال می کند. ویژگی.
 
سپس پس از چند هفته اسناد مالکیت به نام افراد صادر و به آدرس آنها پست می شود.
 
قانونی قابل استناد در مورد تقسیم نامه
ماده 46 قانون ثبت اسناد و املاک
ثبت اسناد به استثنای موارد زیر اختیاری است:
1- کلیه قراردادها و معاملات مربوط به عین یا منافع املاک که قبلاً در دفتر املاک به ثبت رسیده است.
۲- کلیه معاملات مربوط به حقوقی که قبلاً در دفتر املاک به ثبت رسیده است.
ماده 10 قانون مدنی
قراردادهای خصوصی در صورتی که صریحاً خلاف قانون نباشد برای کسانی که آن را منعقد کرده اند معتبر است.

حدود اعتبار و نکات مهم دعوای تصرف

۲۴ بازديد
حدود اعتبار و نکات مهم دعوای تصرف
در تعریف حقوقی ورشکسته آمده است که ورشکسته به شخصی گفته می شود که به دلیل بی پولی قادر به پرداخت دیون خود نیست مگر در موارد استثناء. ورشکستگی دو جنبه دارد; یکی مربوط به هزینه دادرسی و دیگری مربوط به محکوم علیه است. درخواست خواهان مبنی بر اقامه دعوی، علاوه بر پرداخت هزینه های حقوقی، غالباً درخواست پرداخت حکم است که به دو صورت مطلق و نسبی ارائه می شود. در ورشکستگی مطلق، مدعی ورشکستگی، ورشکستگی خود را می پذیرد تا از پرداخت کل حکم معاف شود، اما در ورشکستگی جزئی، خواهان ورشکستگی، تقبل و تقسیط دین و حکم را درخواست می کند. لازم به ذکر است که تاجران و اشخاص حقوقی باید دادخواست ورشکستگی بدهند و دادخواست بدهی از تاجر و اشخاص حقوقی پذیرفته نمی شود. در مورد متهم، دعوی علیه خوانده اقامه می شود. نکات مهم حکم و دعوی.
برای متهم مالی محدودیت زمانی برای طرح مطالبه بدهی وجود ندارد و می تواند در جلسه رسیدگی به دعوای اصلی یا پس از صدور حکم یا قبل و بعد از اجرای حکم و یا در زمان حبس نسبت به مطالبه دیون اقدام کند.
 
اما با توجه به ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، چنانچه محکوم له ظرف سی روز پس از ابلاغ اجرائیه ضمن ارائه کلیه اموال خود، دعوی ورشکستگی اقامه نماید، حبس و تامین نخواهد شد. از او جمع آوری شده است.
 
اما چنانچه خارج از مهلت مذکور و در حین حبس، ضمن ارائه فهرست کلیه اموال خود، دعوای توقیف اقامه نماید، در این صورت در صورت محکومیت به تأمین ضامن، دادخواست منتهی به آزادی وی می شود. یا ضمانت نامه معتبر و معادل آن به تشخیص دادگاه یا محکوم می شود. آزادی خود را بدون کسب امنیت بپذیرد.
 
دعوای اعسار از محکوم علیه در اولین دادگاه رسیدگی کننده به دعوی اصلی یا دادگاه صادرکننده اجرائیه اقامه می شود.
 
رسیدگی به معوقات هزینه دادرسی بدوی یا تجدیدنظر یا تجدیدنظر با اولین دادگاهی است که به دعوا رسیدگی می کند یا رای فرجام خواهی یا فرجام خواهی را صادر کرده است.
 
در رابطه با اعتبار دستور توقیف باید گفت که حکم توقیف برای دعوی علیه همان خوانده معتبر است و اگر مدیون بخواهد ادعای دیگری مبنی بر عدم طرف دعوای توقیف اقامه کند. باید دوباره دادخواست توقیف ارائه کند.
البته باید گفت که در دعوای متعددی که خواهان علیه یک نفر به طور همزمان اقامه می کند، حکم اعساری که بابت هزینه دادرسی یکی از دعاوی صادر می شود، در بقیه دعاوی (به شرط اقامه دعوی) نافذ خواهد بود. آنها در همان زمان هستند).
 
حکم اعسار در تمام مراحل دعوی معتبر است; هر دعوی معمولاً دارای مرحله اول یعنی تجدیدنظرخواهی است، وقتی در مرحله اول با قبول اقامه دعوی خواهان از پرداخت هزینه معاف می شود در مرحله تجدیدنظر نیز از همان حکم ابطال استفاده می کند. مگر اینکه ثابت شود که معسر است.
 
ماده 508 قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می دارد برای هر دعوی باید معافیت از هزینه دادرسی جداگانه اخذ شود ولی متخلف می تواند در تمام مراحل همان دعوی از معافیت استفاده کند.
حکم اعسار با فوت مدیون بلااثر می شود و با فوت مدیون ورثه نمی توانند از حکم اعسار او استفاده کنند زیرا حکم اعسار اثر شخصی دارد و در صورت معسر بودن ورثه باید تشکیل دهند. یک دادخواست جداگانه اثبات توقیف
قانونگذار با وجود دو شرط، ثبوت دین را بر دوش مدعی قرار داده و اصل را بر دوش او گذاشته است و این دو شرط عبارتند از:
1- مواردی که وضعیت سابق بدهکار حاکی از تمکن مالی وی باشد
2- مواردی که مدیون در مقابل دین مالی دریافت کرده یا به هر نحوی مالی تملک کرده باشد.
اما در صورتی که مدیون ثابت کند که در قبال دین، دیون مالی نگرفته یا تحصیل نکرده است و یا ثابت کند که در صورت دریافت یا تحصیل، مال به ضرر حقیقی و قضایی تبدیل شده است. اثبات دعوای اعسار بر عهده متهم دعوای اعسار یعنی متهم است و او آن را ترک کرده است. در غیر این صورت مطالبه دیون با سوگند مدیون پذیرفته می شود.
بر اساس ماده 8 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، مدعی باید اظهارنامه کلیه اموال خود اعم از تعداد یا مبلغ و قیمت کلیه اموال منقول و غیرمنقول را به تفصیل از جمله مقدار وجه نقدی که دارد ارائه کند. نزد بانک ها یا موسسات مالی و دارای اعتبار ایرانی و خارجی به همراه مشخصات دقیق حساب های مذکور و کلیه اموالی که به هر نحو در اختیار دارد.h اشخاص ثالث و کلیه مطالبات وی از اشخاص ثالث و همچنین فهرست نقل و انتقالات و هرگونه تغییر در املاک مذکور از یک سال قبل از تاریخ اقامه دعوی اعسار به ضمیمه دادخواست اعسار خود می باشد.
 
در مواردی که اثبات بدهی بر عهده مدیون است و همچنین در مواردی که سابقه اعسار او ثابت شده است، هر گاه مدیون بخواهد ادعای خود را با شهادت شهود ثابت کند، باید حداقل دو نفر از شاهدان را کتبی شهادت دهد. برای مدتی که بتوانند از وضعیت زندگی فرد آگاهی کافی داشته باشند. باید به دادخواست ورشکستگی پیوست شود. شهادت مزبور علاوه بر هویت و محل سکونت شاهد باید حاوی منبع اطلاعات و موارد مندرج در ماده (9) این قانون باشد.
بر اساس ماده 9 قانون مذکور، شاهد باید علاوه بر هویت، شغل، میزان درآمد و نحوه معیشت قانونی مدعی، مشخص کند که مدتی که می تواند نزد مدیون بوده باشد. از معیشت خود اطلاع کافی دارد و او علاوه بر مستثنیات دین، اموال قابل دسترسی ندارد که بتواند بدهی خود را با آن بپردازد.
در صورت قطعیت رهن، حکم به قبول رهن و معافیت از پرداخت هزینه های قانونی یا استقراض بابت ادای دین یا تقسیط دین صادر می شود.

آثار و نتایج تقسیم اموال به منقول و غیر منقول 2

۲۳ بازديد

ماده 18 مواد قانون مدنی

حق انتفاع از اموال غیر منقول مانند حق حیات و اقامتگاه و همچنین حق ارتفاق نسبت به سایر اموال مانند حق عبور و حق وصی و دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول مانند. تقاضای خلع ید و امثال آن مشمول اموال غیرمنقول است.

ماده 19 مواد قانون مدنی

اجسامی که می توانند از مکانی به مکان دیگر منتقل شوند بدون اینکه به خود مکان آسیبی وارد شود، متحرک هستند.

ماده 20 مواد قانون مدنی

کلیه دیون از قبیل قرض و قیمت فروش و اجاره عین مستأجره از نظر صلاحیت محاکم منقول است حتی اگر مبیع یا اجاره از مال غیر منقول باشد.

ماده 21 مواد قانون مدنی

انواع کشتی های کوچک و بزرگ و قایق ها و آسیا و حمام هایی که بر روی رودخانه و دریاها ساخته می شوند و قابل جابجایی هستند و کلیه کارخانه هایی که از نظر ساختمانی جزء یک عمارت نیستند در اموال منقول قرار می گیرند. برخی از اقلام فوق ممکن است مصادره شود. با توجه به اهمیت آنها باید تمهیدات ویژه ای در نظر گرفته شود.

ماده 22 قانون مدنی

مصالح بنایی مانند سنگ، آجر و ... که برای ساخت و ساز تهیه شده یا به دلیل آسیب از بنا جدا شده اند، تا زمانی که در ساختمان به کار نرود، داخل منقول است.

ماده 808 مواد قانون مدنی

هر گاه مال غیر منقول قابل تقسیم بین دو نفر تقسیم شود و یکی از دو شریک سهم خود را به قصد فروش به شخص ثالث منتقل کند، شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده است به او بپردازد و مالک سهم فروخته شده باشد. .

این حق را حق شفاعت و صاحب آن را شفیع می گویند.

ماده 809 مواد قانون مدنی

اگر بنا و درخت بدون زمین فروخته شود حق شفاعت وجود ندارد.

ماده ۸۱۰ مواد قانون مدنی

اگر مال دو نفر در میان وصی یا وصی شریک باشد و یکی از آنها مال خود را به حق وصی یا وصی بفروشد، دیگری حق شفاعت دارد هر چند در خود مال شریک نباشد. اما اگر مال را بدون وصی یا وصی بفروشد، دیگری حق شفاعت ندارد.

ماده 811 مواد قانون مدنی

اگر سهم متعلق به یکی از دو شریک وقف باشد، متولی یا واقف حق شفاعت در مقابل آنها را ندارد.

ماده 812 مواد قانون مدنی

در صورت تعدد فروشنده و بعضى از آنها قابل شفاعت و بعضى از آنها عدم شفاعت، نسبت به بعضى از آنها که به اندازه سهم خود از مقدارى از ثمن مورد شفاعت قرار گرفته اند، مى توان حق شفاعت را اجرا کرد.

ماده ۸۱۳ مواد قانون مدنی

در بیع مفسده حق شفاعت وجود ندارد.

ماده 814 مواد قانون مدنی

اختیاری بودن بیع مانع از شفاعت آن نیست.

ماده 815 مواد قانون مدنی

حق شفعه فقط نسبت به قسمتی از بیع قابل استیفا نیست، صاحب حق مزبور باید یا از آن صرف نظر کند و یا برای کل بیع استیفا کند.

ماده 816 مواد قانون مدنی

شفاعت هر معامله ای را که مشتری قبل و بعد از عقد بیع در مورد شفعه انجام داده باطل می کند.

ماده ۸۱۷ مواد قانون مدنی

بر خلاف شریکی که صاحب حق شفاعت است، مشتری ضامن تفاهم است نه بایع، اما اگر شفعه هنوز به مشتری داده نشده باشد، شفاعت کننده حق رجوع به آن را نخواهد داشت. مشتری.

ماده 818 مواد قانون مدنی

مشتری ضامن عیوب و خسارات و ضررهای وارده قبل از دریافت ضمانت نامه نیست و همچنین در صورت عدم تخطی یا تخطی از آن پس از دریافت ضمانت نامه و مطالبه است.

ماده ۸۱۹ قانون مدنی

تصاویری که قبل از شفاعت در منزل فروشنده به دست می آید، اگر جدا باشد، متعلق به مشتری است و اگر متصل باشد، متعلق به شفیع است، اما مشتری می تواند ساختمانی را که ساخته یا درختی را که کاشته، خراب کند.

ماده 820 مواد قانون مدنی

هر گاه در حین بیع معلوم شود که بایع معیوب است و مشتری ارش را گرفته است، شفیع در موقع حصول شفاعت مقدار ارش را از ثمن کسر می کند.

حقوق مشتری نسبت به بایع نسبت به درک بایع همان است که در قرارداد بیع ذکر شده است.

ماده 821 مواد قانون مدنی

حق شفاعت آنی استه.

ماده 822 مواد قانون مدنی

حق شفاعت قابل اسقاط است. حق شفاعت در مورد هر چیزی که مستلزم انصراف از حق مذکور باشد قابل اسقاط است.

ماده ۸۲۳ مواد قانون مدنی

حق شفاعت پس از فوت شفیع به ورثه یا وراث او منتقل می شود.

ماده ۸۲۴ قانون مدنی

اگر یک یا چند نفر از وراث حق خود را ضایع کنند، بقیه ورثه نمی توانند آن را فقط به سهم خود اجرا کنند و باید از آن صرف نظر کنند یا برای کل بیع اجرا کنند.

 

ماده 2 قانون تجارت

معاملات تجاری به شرح زیر است:

1) خرید یا تحصیل هر نوع مال معوق به قصد فروش یا اجاره اعم از اینکه توقیف شده باشد یا نه.

2) انجام حمل و نقل از طریق زمین یا آبی یا هوایی به هر نحو.

3) هر نوع عملیات دلالی یا کارمزد یا نمایندگی و همچنین ایجاد هر نوع تسهیلاتی که برای انجام برخی امور از قبیل تسهیل معاملات ملکی یا یافتن خدمه یا تهیه و تحویل مایحتاج و غیره ایجاد می شود.

4) ایجاد و راه اندازی هر نوع کارخانه مشروط بر اینکه برای رفع نیازهای شخصی نباشد.

5) انجام عملیات مزایده.

6) برگزاری هر نوع نمایشگاه عمومی.

7) هر نوع عملیات صرافی و بانکی.

8) معاملات باروتی اعم از تاجر یا غیر تاجر.

9) عملیات بیمه دریایی و غیر دریایی

10) کشتی سازی و خرید و فروش کشتی و کشتیرانی داخلی یا خارجی و معاملات مربوط به آنها.

آثار و نتایج تقسیم اموال به منقول و غیر منقول

۲۱ بازديد
مال چیزی است که ارزش اقتصادی و منفعت عقلایی دارد و قابل واگذاری است. اموال از نظر قابلیت حمل به اموال منقول و غیرمنقول تقسیم می شود. مال غیرمنقول چیزی است که اعم از محل آن، اعم از ذاتی یا با فعل انسان، قابل انتقال از مکانی به مکان دیگر نباشد، به نحوی که انتقال آن مستلزم از بین رفتن یا نقص خود مال یا محل آن باشد. اجسام قابل جابجایی از مکانی به مکان دیگر اثرات تقسیم اموال به منقول و غیر منقول
در مورد آثار و نتایج تقسیم مال به منقول و غیر منقول باید گفت که تشخیص نوع مال منقول و غیرمنقول در قوانین ما بسیار مهم است و آثار فراوانی دارد که به مهم ترین آنها اشاره می شود:
1- اتباع خارجی نمی توانند آزادانه در ایران دارای اموال غیرمنقول باشند و طبق معاهدات فقط برای سکونت یا شغل و صنعت مجاز به تملک و تملک اموال غیرمنقول هستند. در حالی که برای اموال منقول چنین محدودیتی وجود ندارد.
2- نقل و انتقال اموال غیرمنقول باید با سند رسمی انجام شود ولی در مورد اموال منقول نیازی به تنظیم سند رسمی نیست. همچنین قیم نمی تواند بدون اذن دادستان مال غیر منقول را علیه خود بفروشد یا رهن کند.
3- استفاده از حق شفاعت برای اموال غیرمنقول محفوظ است.
4- با تعیین دادگاه صالح، خواهان باید دعوی مربوط به اموال غیرمنقول را در محل وقوع مال غیر منقول اقامه نماید.
5- توقیف اموال منقول و غیر منقول متفاوت است. مثلاً برای توقیف اموال غیرمنقولی که در سازمان ثبت اسناد و املاک به ثبت رسیده است باید به اداره ثبت محلی محل وقوع اموال غیرمنقول مراجعه کرد.
6- هزینه دادرسی در خصوص اموال غیرمنقول بر اساس ارزش معاملاتی ملک در هر منطقه می باشد که توسط کارشناس محاسبه شده است.
7- معاملات ملکی تجاری نیست
8- حق ارتفاق مختص اموال غیرمنقول است. ارتفاق حقی است برای صاحب ملکی در ملک دیگر
 
 
امکان اعمال حق شفاعت از ویژگی های اموال غیرمنقول است
در علم حقوق ایران و نیز در فقه، حق شفاعت به این معناست که هرگاه مال غیر منقول قابل تقسیم بین دو نفر مشاع باشد و یکی از دو شریک سهم خود را به قصد فروش به شخص ثالث بفروشد. در این صورت برای شریک حق شفاعت ایجاد می شود.
 شریک می تواند مبلغی را که شخص ثالث به شریک خود داده است به او بدهد و مالک سهم و حقوق او باشد. صاحب این حق شفیع نام دارد.
دادگاهی که مال غیر منقول در آن واقع است صلاحیت رسیدگی به دعاوی راجع به اموال غیرمنقول را دارد. در سایر دعاوی، دعوا باید در دادگاه محل اقامت خوانده اقامه شود.
طبق بند یک ماده 2 قانون تجارت، فقط خرید و فروش اموال منقول یک عمل تجاری است و شخصی که به اموال غیرمنقول می پردازد هر چقدر هم که معاملاتش منفعت داشته باشد، تاجر محسوب نمی شود.
زن به طور کلی از اموال منقول ارث می برد، اما سهم او در اموال غیرمنقول بسیار محدود است. چون نه تنها از زمین و مزرعه محروم است، بلکه نمی تواند همان ابنیه و درختان را نیز به عنوان ارث در اختیار داشته باشد و باید بهای ثمن یا ربع بناها و درختان را از سایر ورثه مطالبه کند. اما تا زمانی که این قیمت پرداخت نشده است، زن نسبت به آن مال حق عینی دارد و بر سایر طلبکاران اولویت دارد. اسناد قانونی در مورد تقسیم اموال به منقول و غیر منقول.
ماده 12 مواد قانون مدنی
مال غیرمنقول چیزی است که از جایی به جای دیگر قابل انتقال نباشد اعم از اینکه استقرار آن ذاتی باشد یا در اثر عمل انسان به نحوی که نقل و انتقال آن مستلزم خسارت یا نقص خود مال یا محل آن باشد.
ماده 13 مواد قانون مدنی
زمین ها، ساختمان ها، آسیا و هر چیزی که به ساختمان اختصاص داده شده و به طور سنتی بخشی از ساختمان محسوب می شود، غیر منقول است، همچنین لوله هایی که برای جریان آب یا اهداف دیگر در زمین یا ساختمان گذاشته می شوند.
ماده 14 مواد قانون مدنی
آینه و پرده و تابلو و مجسمه و مانند آن در صورتی که در ساختمان یا زمین به گونه ای استعمال شود که برداشتن آن موجب خرابی یا خرابی آن یا محل آن شود، غیر منقول است.
ماده 15 مواد قانون مدنی
میوه و نتیجه مادامی که چیده نشده یا چیده نشده است غیر منقول است، اگر قسمتی از آن چیده یا برداشت شده باشد فقط آن قسمت منقول است.
ماده 16 مواد قانون مدنی
درختان مطلق و شاخه ها و نهال ها و قلمه های آنها تا زمانی که قطع و یا کنده نشده باشند غیر منقول است.
ماده 17 مواد قانون مدنی
حیوانات و اشیایی که مالک آنها را اختصاص داده استخورده شده برای زراعت از قبیل گاو، گاومیش، ماشین، ادوات و ادوات کشاورزی، تخم مرغ و غیره از نظر صلاحیت محاکم و مصادره اموال، ملک محسوب می شود و می باشد. مال غیر منقول در حکم و نیز پمپ یا گاو یا حیوان دیگری است که برای آبیاری زراعت یا خانه و باغ اختصاص یافته است.

عناوین دعاوی خانواده

۲۳ بازديد
عناوین دعاوی خانواده – وکیل کارشناس دادگاه خانواده
بر اساس ماده 4 قانون حمایت از خانواده، دعاوی خانوادگی که در دادگاه خانواده رسیدگی می شود شامل موارد زیر است:
 
 نامزدی و خسارات ناشی از فسخ آن، ازدواج دائم و موقت و جواز نکاح، شرایط مندرج در عقد ازدواج، نکاح مجدد، جهیزیه، مهریه، نفقه زوجه و اجرت متعارف ایام عقد، رضایت و عدم نکاح، طلاق، رجوع. ، فسخ و ابطال. نکاح، مدت عقد و انقضای آن، حضانت و ملاقات فرزند، نسب، رشد، حجر و رفع آن، ولایت قهری، ولایت، امور مربوط به ناظر و امین اموال میت و ولایت در امور مربوط به آنها، نفقه اقارب، امور مربوط به غایب. فرزندان گمشده، سرپرستی کودکان بی سرپرست، اهدای جنین، تغییر جنسیت. مهمترین دعاوی خانوادگی در صلاحیت دادگاه خانواده.
درگیری و خسارات ناشی از برهم زدن آن
نامزدی یا قول یا قرار ازدواج عقدی است معمولاً شفاهی که بین دو نفر به منظور ازدواج در آینده بسته می شود. در زبان رایج به این قرار ازدواج و تعیین شرایط عقد آری می گویند و معمولاً بعد از بله بری دختر و پسر می گویند شرط مرسوم و لازم نامزدی دادن انگشتر یا انگشتر است. توسط مرد به زن هر چند از نظر حقوقی، قول نکاح نه تنها موجب ایجاد نکاح نمی شود، بلکه تعهدی برای طرفین ایجاد نمی کند و تبدیل به هبه می شود. و خسارات وارده در این مدت را از طرف مقابل مطالبه کرد (مواد 1035 تا 1038 قانون مدنی).
 
 
ازدواج دائم، موقت و اذن ازدواج
نیکا پیوند زناشویی زن و مرد است. طرفین عقد ازدواج با درخواست و قبول و انعقاد عقد با یکدیگر ازدواج می کنند. ازدواج به دو نوع ازدواج موقت و ازدواج دائم تقسیم می شود. عقد دائم ازدواجی است که مدتی ندارد و طرفین مدتی را برای ازدواج خود تعیین نکرده اند. از سوی دیگر، ازدواج موقت، ازدواجی است که مدت معینی دارد و معمولاً به آن متعه و صیغه می گویند.
 
لازم به ذکر است که هر گاه عقد بدون محدودیت زمانی واقع شود دائمی است حتی اگر پس از مدت کوتاهی با فسخ یا طلاق منحل شود. جواز نکاح در مواد 1043 و 1044 قانون مدنی آمده است. مطابق ماده 1043 ازدواج دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد با اذن پدر یا جد پدری است و اگر پدر یا جد پدری بدون دلیل موجه از اذن امتناع کند. اجازه او سلب می شود و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل ازدواج کند. مردی که می خواهد با او ازدواج کند و شرایط عقد و مهریه بین آنها پس از کسب اجازه از دادگاه مدنی خاص باید به دفتر ازدواج مراجعه و ثبت ازدواج کند. همچنین ماده 1044 مقرر می دارد که اگر پدر یا جد پدری در محل حضور نداشته باشند و تقاضای آنها معمولاً محال است و دختر نیز نیاز به عقد دارد، می تواند ازدواج کند.
 
 
 
شرایط مندرج در عقد ازدواج
شروط مندرج در عقد، شرایطی است که زوجین در دوران عقد بر آن توافق کرده و در عقد نکاح یا همان عقد قرار می دهند. طرفین عقد می توانند هر شرطی را که بخواهند در صیغه عقد قرار دهند، مشروط بر اینکه شرایط صحیح باشد و از بین شروط باطل نباشد. شرایط عقد ازدواج در اسناد ازدواج از پیش چاپ شده موجود است و طرفین آن را امضا می کنند. این شرایط محدود به موارد خاصی نیست، بلکه معمولاً شامل حق وکالت زوجه در طلاق، حق ادامه تحصیل زوجه، حق خروج از کشور زوجه، حق انتخاب شغل زوجه، حق انتخاب مسکن است. توسط زوجه، حق حضانت و تقسیم اموال.
 
 
 
ازدواج مجدد
ازدواج مجدد یک مرد است. اصولاً طبق قانون مرد مستقیم چنین حقی ندارد و برای این کار یا باید از همسر اولش اجازه بگیرد یا از دادگاه خانواده مجوز ازدواج بگیرد که البته دادگاه خانواده با آن موافقت خواهد کرد. به این درخواست فقط در شرایطی مانند تمکین همسر اول. .
 
 
 
مهریه
مهریه شامل اموالی است که دختر هنگام عقد به خانه شوهر می برد. مهریه جزء اموال زوجه است و زن می تواند به هر نحوی دخالت کند و شوهر تنها حق بهره مندی از آن را دارد.
 
 
 
مهریه
مهریه مالی است که مرد متعهد می شود در دوران عقد به همسرش بپردازد. طبق ماده 1087 قانون مدنی هر چیزی که دارای مال و حدودn به دست آورد می تواند مهر شود. بنابراین این اموال می تواند به صورت نقد، سکه، طلا و سایر اموال منقول یا غیرمنقول باشد.
 
 
 
نفقه همسر و اجرت متعارف در دوران عقد
مطابق ماده 1107 قانون مدنی، نفقه عبارت است از کلیه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاثیه منزل، هزینه های درمانی و بهداشتی و خادمین در صورت عادت یا نیاز ناشی از نقص عضو. یا بیماری در عقد دائم نفقه زن بر عهده شوهر است و در عقد موقت زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا عقد بر آن باشد. حقوق زوجه در دوران عقد یکی از حقوق مالی زوجه از قبیل مهریه و نفقه است که مرد موظف است در صورت مطالبه زن به آن پرداخت کند.

مفهوم تخلفات اداری کارمندان و مجازات های آن

۲۱ بازديد

 

مفهوم تخلفات اداری کارکنان و مجازات های آن

تخلف اداری شامل هر فعل یا ترک فعل ناشی از قصور یا تقصیر کارمند است که ارتکاب آن موجب مسئولیت و اعمال مجازات های اداری می شود. به عبارت دیگر تخلف اداری عبارت است از ارتکاب اعمال و رفتار ناروا توسط کارمند و عدم رعایت انضباط اداری که منحصر به موارد مذکور در قانون رسیدگی به تخلفات اداری می باشد. لازم به ذکر است ارتکاب جرم توسط پرسنل اداری در صلاحیت دادسرا و سپس دادگاه های کیفری بوده و خارج از موضوع تخلفات اداری است. تعریف، مصادیق و موارد تخلفات اداری.

رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان در صلاحیت هیأت های تخلفات اداری است. همچنین آرای صادره برای تخلفات اداری از سوی محاکم اداری قابل شکایت در دیوان عدالت اداری بوده و منحصراً از لحاظ شکلی قابل رسیدگی است.

 

ذکر این نکته ضروری است که در صورت محکومیت کارمندی به تخلفات اداری، محکومیت کارمند فقط برای مجازات اداری معتبر است و به معنای اثبات جرم نیست. هیأت های رسیدگی کننده به تخلفات اداری در هر مورد پس از رسیدگی در صورت احراز تخلف کارمند یکی از مجازات های مندرج در ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری را اعمال می کنند.

طبق ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری، از جمله مواردی که تخلف اداری محسوب می شود، اعمال و رفتار مغایر با شئون شغلی یا اداری، ایجاد نارضایتی ارباب رجوع یا عدم انجام یا تأخیر در انجام امور قانونی بدون دلیل، تهمت و افترا است. سوء استفاده از حیثیت، زورگیری، اختلاس، تبعیض یا اعمال عمدی یا روابط غیر اداری در اجرای قوانین و مقررات نسبت به افراد، ترک خدمت در ساعات وظیفه اداری، تاخیر مکرر در ورود به محل کار و یا ترک مکرر بدون خروج از محل کار. کسب اجازه، تسامح در حفظ اموال، اسناد و وجوه دولتی و وارد کردن خسارت به اموال دولتی، افشای اسرار اداری و اسناد محرمانه، سرپیچی از دستورات مقامات بالاتر در حدود وظایف اداری و قصور یا قصور در انجام وظایف.

لازم به ذکر است صرف عدم رعایت برخی مقررات یا فراموشی برخی مواد و تبصره های قانونی می تواند موجب مجازات شود و وجود عنصر روانی برای تخلف لازم نیست.

 

 

 

مجازات و ضمانت اجرای تخلفات اداری

طبق ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری، مجازات های اداری عبارتند از:

 

1- اخطار کتبی بدون درج در پرونده استخدامی

 

۲- توبیخ کتبی با درج در پرونده استخدامی

 

3- کسر حقوق و اضافه کاری مشاغل یا عناوین مشابه تا یک سوم ماه تا یک سال.

 

4- جدایی موقت از یک ماه تا یک سال

 

5- تغییر موقعیت جغرافیایی خدمت به مدت یک تا پنج سال

 

6- تنزل یا رد صلاحیت از انتصاب به سمت های حساس و مدیریتی در دستگاه ها و دستگاه های دولتی موضوع این قانون.

 

7- تنزل رتبه یک یا دو گروه یا تاخیر در اعطای جایزه یک یا دو گروه به مدت یک یا دو سال

 

8- بازخرید خدمت در صورت داشتن کمتر از 20 سال سابقه خدمت دولتی در مورد کارمندان زن و کمتر از 25 سال سابقه خدمت دولتی در مورد کارمندان مرد با پرداخت 30 تا 45 روز حقوق پایه برای هر سال. خدمات به تشخیص هیئت صادر کننده

 

9- بازنشستگی در صورت داشتن بیش از بیست سال سابقه خدمت دولتی برای مستخدمین زن و بیش از 25 سال سابقه خدمت دولتی برای کارکنان مرد بر اساس سنوات خدمت دولتی با کاهش یک یا دو گروهی.

 

10- انفصال از مؤسسه مربوط و انفصال دائم از خدمات و مؤسسات دولتی مشمول این قانون می باشد.

 

نکته مهم این است که کلیه نهادها اعم از وزارتخانه ها، سازمان ها، مؤسسات و شرکت های دولتی، بانک ها و سایر مؤسساتی که تمام یا قسمتی از سرمایه آنها از بودجه کشور تأمین می شود و همچنین کارکنان شورای اسلامی شهر مشمول این قانون می باشند. مفاد قانون به تخلفات اداری رسیدگی می شود، اما سایر ارگان ها مانند غیرنظامیان ارتش و نیروی انتظامی مشمول قانون استخدام نیروهای مسلح هستند، قضات و اعضای هیات علمی دانشگاه ها تابع مقررات مربوطه هستند. به عنوان مثال نظارت بر عملکرد و رفتار قضات و رسیدگی به تخلفات انتظامی و صلاحیت آنها مشمول قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب 1392 است.

تنظیم وصیت نامه

۲۱ بازديد
اگر چه زندگی دنیوی انسان با مرگ به پایان می رسد، اموال و اعمالی که از شخص به جا می ماند می تواند سرآغاز درگیری بین وارثان متوفی باشد که اکنون می خواهند پس از مرگ او جانشین شخص شوند. اگرچه قوانین دو راه حل برای تعیین سهم الارث و اراده برای اجتناب از اختلاف در نظر گرفته اند، اما اختلاف بر سر ترکه متوفی گاه به قتل ورثه منجر شده است و در این میان کمتر به موضوع رسیدگی می شود. اراده. توصیه می شود. برای تنظیم تفسیر وصیت و تشخیص و تعیین صحت آن حتما با وکیل متخصص و مجرب در زمینه تقسیم ارث و تنظیم وصیت نامه و دعاوی مربوط به اموال و مستغلات مشورت نمایید. وصیت چیست؟
تا زمانی که انسان زنده است و از فضل عقل برخوردار است و به دلیل دیگری مانند ورشکستگی یا حماقت از تصرف در اموال خود منع نشده است، می تواند در تمام اموال خود معاملات مالکانه انجام دهد، یعنی آنها را بفروشد. به هر کسی و به هر قیمتی که بخواهد یا از دیگران. راه هایی مانند هدیه یا صلح برای انتقال آنها به دیگران. اما با وقوع مرگ، این پل ارتباطی بین دنیا و آخرت، این مقدار تصرف خارج از صلاحدید صاحب مال است و او حق دارد فقط برای مقدار معینی از مال خود تعیین تکلیف کند. ثلث مال) پس از مرگ او.
 
در اصطلاح شرعی، مخارجی را که میت در زمان حیات خود برای این مقدار از اموال خود تعیین می کند تا پس از مرگ صرف آن چیزها شود، وصیت نامیده می شود.
 
منظور از ترکه، تمام اموالی است که متوفی بر جای گذاشته و به زمین شتافته است. و صرفاً اموال متوفی پس از فوت او را ترکه می گویند. به عنوان مثال، میراث یک فرد ممکن است خانه، ماشین او و مبلغی در حساب بانکی باشد.
 
 
 
 
 
وراث چه کسانی هستند؟
به همه کسانی که به واسطه نسبت نسبی (خونی) یا سببی (ازدواج) از میت ارث می برند، وارث میت می گویند که اساساً سه دسته هستند و تا زمانی که یک نفر جلوتر از طبقه یا اولاد آنها نباشد، هر چه پایین تر می روند. ، نوبت به ارث بردن آنهاست. دسته بعدی نمی رسد. طبقه اول ارث شامل پدر و مادر و اولاد متوفی است و اگر اولاد نباشد نوه و اگر نوه نباشد نتیجه و اگر اولاد نباشد هر که به میت نزدیکتر باشد ارث می برد. و تا زمانی که شخصی از این طبقه در زمان فوت میت زنده است، اهل این طبقه ارث می برند. دوم اینکه ارث نمی برند.
 
طبقه دوم ارث شامل پدربزرگ و مادربزرگ متوفی تا جایی که می روند و همچنین خواهر و برادر متوفی است و در صورت نبودن خواهر و برادر، فرزندان آنها تا حد امکان با توجه به جزئیات گفته شده پایین می روند. اول در مورد نوه ها و نتایج و تا زمانی که یکی از این طبقه در زمان مرگ، میت زنده است، هیچ کس از طبقه سوم ارث نمی برد.
 
طبقه سوم شامل عمو، عمه، عمو و عمه میت هر چه بالاتر می روند (از لحاظ نزدیک بودن به میت) و در غیاب این چهار گروه از فرزندانشان به اندازه جزئیات بالا پایین می آیند; و اگر کسی از این سه دسته نباشد، اموالش به حکومت اسلامی می رسد.
 
البته لازم به ذکر است که زن و شوهر در کنار تمام طبقات از یکدیگر ارث می برند که از حوصله این مقاله خارج است. مبلغ وصیت چقدر است؟
ثلث اموال میت به میزان یک سوم اموال میت در زمان فوت است که حق دارد به این مقدار از اموال خود وصیت کند و بیش از این جایز نیست مگر اینکه وراث اجازه می دهند
 
مثلاً اگر مال یک نفر از خانه و کیف و حساب بانکی باشد و ارزش آنها به نود میلیون برسد، یک سوم آن می شود سی میلیون و شخص حق دارد در این سی میلیون وصیت کند. حتی یک ریال بیشتر از این مقدار نمی تواند وصیت کند.
 
و اگر بیش از این مقدار وصیت کند، مثلاً مقدار مخارجی که معین کرده به سی و دو میلیون برسد، ورثه نمی توانند بیش از سی میلیون اجازه دهند یا بعضی اجازه دهند و بعضی دیگر اجازه نمی دهند. به مقدار سهم الارثی که اجازه مصرف می دهد ثلث می شود و سهمی که اجازه نمی دهد به او منتقل می شود و در مواردی که در ترکه معین شده قابل استفاده نیست. محرومیت از ارث
نکته مهمی که در مورد ورثه یا امین باید بدانیم این است که بر خلاف تصور رایج، هیچکس نمی تواند یکی از وراث را از ارث محروم کند، یعنی بگوید پسر یا دخترم از ارث من محروم است و اگر کسی این را به سخنان او می گویدe نادیده گرفته می شود و آن شخص مانند سایر ورثه ارث می برد و به سهمی که خداوند برای او تعیین کرده ارث می برد.
 
باید بدانیم که موصی نمی تواند مال وصیت شده را در زمان حیات میت یا بعد از فوتش قبول کند، مثلاً میت قبل از فوت به او اطلاع دهد که من مال خاصی را برای شما وصیت کرده ام که می تواند از قبول آن امتناع کند یا اگر بعد از فوت مرگ او متوجه شد که وصیت کرده است، می تواند از قبول آن امتناع کند، در این صورت آن وجه به ورثه منتقل می شود.

شرایط اخذ پاسپورت برای بانوان

۲۲ بازديد

 

 

در رابطه با شرایط اخذ گذرنامه برای افراد مختلف باید گفت گذرنامه طبق ماده 1 قانون گذرنامه سندی است که توسط مقامات ذیصلاح دولت جمهوری اسلامی ایران مندرج در این قانون برای سفر اتباع ایرانی به خارج از کشور یا برای اقامت در خارج از کشور یا برای سفر از خارج به ایران داده می شود.

 

بنابراین اخذ پاسپورت برای اتباع کشوری که قصد خروج از کشور را دارند ضروری است.

 

برای دریافت گذرنامه، فردی با داشتن اصل شناسنامه، کارت ملی، ارائه اصل آخرین گذرنامه و عکس بیومتریک به نزدیکترین دفتر خدمات الکترونیک پلیس یا پلیس +10 مراجعه و گذرنامه خود را دریافت می کند.

 

در رابطه با شرایط اخذ گذرنامه برای دختران در سنین مختلف، لازم است که هر مورد به طور جداگانه تفکیک و بررسی شود:

 

 

قبل از 18 سالگی

طبق ماده 18 قانون گذرنامه افراد زیر 18 سال برای دریافت گذرنامه نیاز به اجازه محضری از قیم قانونی خود (پدر یا پدربزرگ) یا قیم دارند. با این وجود در ادامه تبصره 3 این ماده برای افراد زیر 18 سال که سرپرست آنها فوت کرده و طبق حکم دادگاه به حد رشد رسیده یا دسترسی به ولی یا قیم ندارند و دارا بودن شرایط فوق، دریافت گذرنامه و اجازه خروج از کشور منوط به تایید دادستان شهرستان محل درخواست گذرنامه می باشد.

 

 

 

بین 18 سالگی تا ازدواج

اخذ پاسپورت برای دختران مجرد بالای 18 سال نیازی به مجوز ندارد و می توانند با در دست داشتن مدارک فوق برای دریافت گذرنامه اقدام کنند. لازم به ذکر است که اگرچه زنان مجرد بالای 18 سال مانعی برای اخذ گذرنامه ندارند، اما طبق مصوبه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس برای خروج از کشور باید اجازه ولی را داشته باشند.

 

 

 

بعد از ازدواج

در رابطه با شرایط اخذ گذرنامه برای زنان متاهل، حتی اگر سن آنها کمتر از 18 سال باشد، قانون گذرنامه در بند سه آورده است: زنان متاهل حتی اگر کمتر از 18 سال سن داشته باشند، با رضایت کتبی شوهر و در موارد اضطراری اجازه دادستان شهرستان محل درخواست گذرنامه. که مکلف است حداکثر ظرف سه روز نظر خود را با قبول یا رد آن اعلام کند کافی است. لازم به ذکر است که بر اساس ماده 19 قانون مذکور مرد می تواند هر زمان که بخواهد از اجازه خود صرف نظر کند و بدین ترتیب از خروج زن جلوگیری و تا رفع مانع گذرنامه وی ضبط خواهد شد.

همچنین زنان بالای 18 سال که در زمان تجرد پاسپورت دریافت کرده اند، پس از ازدواج برای خروج از کشور به رضایت همسر خود نیاز دارند.

 

 

 

بعد از طلاق

در مورد شرایط اخذ گذرنامه برای زنان پس از طلاق نیز باید گفت که زنان مطلقه تا سن 40 سالگی برای اخذ گذرنامه نیاز به اجازه ولی قانونی خود یا دادگاه دارند.

با توجه به مواردی که در رابطه با شرایط اخذ گذرنامه برای افراد مختلف بیان شد، در پاسخ به سوال مطرح شده باید گفت که قانون اخذ گذرنامه و اجازه خروج از کشور برای افرادی که فاقد آن هستند. دسترسی به پدر و جد پدری شما منوط به رضایت است دادستان محلی درخواست پاسپورت کرده است. مقالات حقوقی قابل استناد - شرایط اخذ پاسپورت و اجازه خروج

ماده 1 قانون گذرنامه

گذرنامه سندی است که توسط مقامات ذیصلاح دولت جمهوری اسلامی ایران مذکور در این قانون برای مسافرت اتباع ایرانی به خارج از کشور یا اقامت در خارج از کشور یا سفر از خارج به ایران صادر می شود.

 

ماده 2 قانون گذرنامه

اتباع ایرانی برای خروج از کشور یا اقامت در خارج از کشور یا سفر از خارج به ایران باید گذرنامه دریافت کنند. صدور گذرنامه منوط به ارائه مدارکی است که هویت و تابعیت ایرانی متقاضی را ثابت کند. مدارک مذکور طبق آیین نامه اجرایی این قانون تعیین خواهد شد.

 

ماده 3 قانون گذرنامه

 خروج از کشور بدون ارائه گذرنامه یا مدارک مسافرتی مذکور در این قانون ممنوع است.

 

ماده 18 قانون گذرنامه

گذرنامه برای افراد زیر با رعایت شرایط مندرج در این ماده صادر می شود:

1- اشخاصی که کمتر از هجده سال سن دارند و کسانی که با اذن کتبی ولی یا قیم تحت ولایت یا قیم هستند.

تبصره 1 - به استثنای موارد فوق در مواقع اضطراری با تشخیص کمیسیون مرکب از نمایندگان وزارتخانه های کشور، اطلاعات، امور خارجه و شهرسازی و نماینده دادستان کل کشور.دفتری که به دعوت وزارت کشور و در محل این وزارتخانه تشکیل می شود، به آنها اجازه خروج داده می شود. متقاضیان این تبصره موظفند مدارک مربوطه را به اداره گذرنامه تحویل و به کمیسیون مذکور ارسال نمایند.

تبصره 2 - صدور گذرنامه و اجازه خروج از کشور برای افراد زیر هجده سال که پدر و مادر فوت کرده یا به حکم دادگاه مستضعف شناخته شده و با موافقت ولی یا قیم قانونی خود قصد خروج از کشور را دارند بلامانع است. .

تبصره 3 - صدور، تمدید، تفکیک و تمدید گذرنامه برای افراد زیر هجده سال از سوی سفارتخانه های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، مگر در موارد استثناء در بندهای این قانون ممنوع است.

تبصره 4 - افرادی که سرپرست آنها فوت کرده و طبق حکم دادگاه به حد رشد رسیده و یا دسترسی به ولی یا قیم ندارند و دارای شرایط فوق الذکر باشند می توانند گذرنامه و خروجی دریافت کنند. مجوز با تایید دادستان شهرستان محل درخواست.

2- مشمولان وظیفه عمومی با مجوز کتبی اداره وظیفه عمومی.

3- زنان متاهل حتی اگر کمتر از 18 سال سن داشته باشند با رضایت کتبی شوهر و در موارد ضروری با اجازه دادستان شهرستان محل درخواست گذرنامه که لازم به ذکر است. اعم از پذیرش یا رد درخواست حداکثر ظرف سه روز کافی است. زنانی که با همسران خود در خارج از کشور زندگی می کنند و زنانی که همسر خارجی انتخاب کرده و تابعیت ایرانی باقی می مانند از شرط این بند مستثنی هستند.

آشنایی با وکیل از طریق اینترنت

۲۳ بازديد
در مجموع باید توجه داشت که در ایران مرکز و نهادی تعریف شده برای جستجو و یافتن وکیل وجود ندارد و حتی برخی از افراد جامعه بر اساس یک تصور غلط به کانون وکلا مراجعه می کنند.
با توجه به پیشرفت روزافزون فناوری، تقریباً هر اطلاعاتی را می توان در اینترنت به خصوص در موتور جستجوی گوگل یافت و اطلاعات مربوط به وکلا نیز از این قاعده مستثنی نیست.
افراد می توانند با صرف وقت و انرژی مورد نیاز برای جستجو در سایت های اینترنتی، اطلاعات لازم از قبیل رشته تخصصی و علاقه مندی، مدرک تحصیلی، تعداد دعاوی برنده شده و سایر اطلاعات مورد نیاز را به دست آورند و این اطلاعات را با یکدیگر مقایسه کنند. و با توجه به این مقایسه بهترین وکیل را پیدا کنید. همچنین در سایت برخی از وکلای دادگستری مطالبی از قبیل گزارشات مربوط به پرونده های حقوقی و کیفری، مشاوره آنلاین و پاسخ به سوالات مراجعین وجود دارد که مطالعه این مطالب می تواند اطلاعات مهم و موثری در مورد جستجو و یافتن وکیل خوب ارائه دهد. برای توانمندسازی مردم
نکته مهم و قابل توجه این است که اگرچه سایت های اینترنتی اطلاعات بسیار مهمی را برای انتخاب یک وکیل خوب در اختیار مراجعین قرار می دهند، اما بهتر است افراد برای انتخاب وکیل با او مشورت کنند زیرا این مورد مانند یک جراحی است. و افراد جامعه نمی توانند فقط به سایت پزشکان تکیه کنند، بلکه بهتر است در مورد جراحی خود با پزشک مورد نظر مشورت کنند.
 
 
 
پاسخ به سوال مطرح شده
 
در مورد پاسخ سوال شما باید به این نکته اشاره کرد که اولین راه برای یافتن یک وکیل خوب که یک روش سنتی است، پرسش از اعضای خانواده، دوستان و آشنایان و استفاده از تجربیات آنها در زمینه انتخاب وکیل خوب است. اما امروزه به راحتی می توان از طریق سیستم گوگل و وب سایت شخصی وکلا و موسسات حقوقی، اطلاعات لازم را در زمینه های مختلف از جمله علاقه وکیل به یک رشته تخصصی، دانش و اطلاعات، مدارک تحصیلی، گزارش پرونده به دست آورد. و غیره، اما بهتر است قبل از انتخاب وکیل، حتما با او مشورت کنید تا از کیفیت کار و عملکرد آن وکیل مطمئن شوید.
 
 
 
 
 
مطالب حقوقی قابل استناد - شناخت وکیل از طریق وب سایت و گوگل
اصل 35 قانون اساسی
 
در تمامی دادگاه ها اصحاب دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب کنند و در صورت عدم توانایی انتخاب وکیل باید امکان تعیین وکیل برای آنها فراهم شود.
 
ماده ۶۵۶ قانون مدنی
 
وکالت قراردادی است که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام کاری نمایندگی می کند.
 
ماده ۶۵۷ قانون مدنی
 
وکالت قراردادی است که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام کاری نمایندگی می کند.
 
ماده 660 قانون مدنی
 
وکالت ممکن است مطلق و برای تمام شئون موکل یا محدود و برای امور یا امور معین باشد.
 
ماده 661 قانون مدنی
 
اگر وکالت مطلق باشد فقط مربوط به اداره اموال موکل خواهد بود.
 
ماده ۶۶۳ قانون مدنی
 
وکیل نمی تواند عملی را انجام دهد که خارج از حیطه وکالت او باشد.
 
ماده ۶۶۷ قانون مدنی
 
وکیل باید در افعال و اعمال خود مصلحت موکل را در نظر بگیرد و از آنچه موکل صریحاً به او اجازه داده و یا بر اساس قرائن و عرف و عادت در حدود اختیارات او است تجاوز نکند.
 
ماده 31 قانون آیین دادرسی مدنی
 
هر یک از طرفین می تواند حداکثر دو وکیل را برای خود انتخاب و معرفی کند.
 
ماده 35 قانون آیین دادرسی مدنی
 
وکالت در محاکم شامل کلیه اختیارات مربوط به دادرسی می باشد مگر در مواردی که موکل استثناء نموده یا تفویض خلاف شرع باشد.
1- وکالت در مورد اعتراض به رأی، تجدیدنظرخواهی، تجدیدنظرخواهی و اعاده دادرسی.
2- وکالت در سازش.
3- وکالت در ادعای جعل یا انکار و شک در سند طرف و استرداد سند.
4- وکالت در شناسایی جعلی.
5- وکالت در ارجاع پرونده به داوری و تعیین داور.
6- وکالت در توکل.
7- وکالت در تعیین شخص تائید شده و کارشناس.
8- وکالت در دعاوی خسارت.
9- وکالت در استرداد دادخواست یا دادخواست.
10- وکالت در جلب ثالث و دفاع از دعوی ثالث.
11- وکالت در ورود ثالث و دفاع از دعوی ورود ثالث.
12- وکالت در دعاوی متقابل و دفاع از آن.
13- وکالت در مطالبه دیون.