چهارشنبه ۲۹ تیر ۰۱ | ۲۰:۳۳ ۲۷ بازديد
سرقفلی و حقوق تجارت

سرقفلی اصطلاح رایجی است که قوانین مکتوب بر آن حاکم است، البته بسیاری از افراد حق تجارت و پیشه را با سرقفلی و قوانین آن اشتباه می گیرند. اما گاهی در تعاریف رایج این دو اصطلاح و مواردی که در قوانین ما نوشته شده است تناقضاتی وجود دارد که باعث اشتباه موجر و مستاجر و حتی خسارت آنها می شود.
حق تجارت و تجارت که پدیده ای برگرفته از حقوق غربی است، مالی است که به محض تصرف در مورد اجاره برای مستأجر ایجاد می شود و افزایش ریالی این حق ادامه دارد. با ادامه اجاره و ایجاد این حق مربوط به اجاره است فرقی نمی کند مستاجر در ابتدای اجاره به موجر پول داده یا نداده باشد.
بدیهی است اگر چنین وجهی پرداخت شده باشد بر میزان حقوق تجارت و تجارت و سایر عوامل مؤثر مانند مدت اجاره، نوع تجارت، شرایطی که در اجاره به نفع مستأجر درج شده است، تأثیر خواهد داشت. مبلغ اجاره بها در اجاره لحاظ خواهد شد.
تفاوت بین حقوق تجارت و سرقفلی
سرقفلی پول یا چیزی است که مستأجر به صاحب ملک می دهد تا مالک ملک خالی خود را به او اجاره دهد. این پول چیزی جدا از اجاره است و پرداخت آن اختیاری است.
منظور از خیار این است که ممکن است موجر ملک تجاری خالی خود را بدون دریافت سرقفلی به مستأجر اجاره دهد، البته از سال 1376 به بعد این عدم دریافت سرقفلی باعث شد که مستاجر نتواند در ساعت مقرر از موجر مطالبه سرقفلی کند. پایان مدت اجاره
قبل از سال 1376 برای مستأجر کسب و کار حتی اگر سرقفلی پرداخت نکرده باشد، حق تجارت ایجاد می شد.
در بازار یک قانون رایج است که مستأجری که چند سالی است در مکانی کار می کند، اگر صاحبخانه بخواهد ملکش را تخلیه کند، مستاجر می گوید اینجا شهرت دارم.
در این صورت باید بین اماکنی که قبل از مهرماه 1376 برای تجارت اجاره داده شده و بعد از این تاریخ، تفاوت قائل شد.
اماکنی که قبل از سال 1376 برای کسب و اجاره واگذار شده است، حتی اگر جواز و خاتمه تجارت، محل کسب نباشد، یعنی حتی محل مسکونی که برای کار اجاره داده شده باشد، مشمول حق کسب و پیشه و تجارت خواهد بود. مستاجر، در صورت وجود دلیلی برای تخلیه. در صورت وجود، مستحق دریافت حقوق کسب و پیشه خواهد بود حتی اگر در ابتدای قرارداد اجاره، وجهی به عنوان سرقفلی به موجر پرداخت نکرده باشد.
برخی تخلفات مستاجر می تواند حسب مورد حق تجارت یا تجارت یا نصف آن را از بین ببرد.
اینکه شخصی که قبل از مهرماه 1376 مستأجر محل کسب است می تواند علیرغم انقضای مدت اجاره از تخلیه ملک خودداری و مطالبه سرقفلی نماید که البته مطالبه وی حق معامله است. اما از مهرماه 1376 به بعد اولاً فقط محلی که دارای پروانه و پایان کار باشد می تواند به عنوان محل کار و تجارت اجاره داده شود، ثانیاً زمانی که مستاجر بتواند سرقفلی را که در ابتدا به موجر پرداخت کرده است مطالبه کند. از اجاره نامه
پس از انقضای مدت اجاره، موجر باید در ازای تخلیه و تحویل ملک، سرقفلی را به نرخ روز به مستاجر بپردازد. البته توجه داشته باشید که در اجاره نامه های موضوع قانون سال 1356، انقضای مدت به تنهایی موجب تخلیه نمی شود، اما در اجاره نامه های تحصیل شده بعد از سال 1376 با انقضای مدت، ملک باید تخلیه شود مگر اینکه در قانون مقرر شده باشد. قرارداد.
دریافت سرقفلی اجباری نیست، بنابراین موجر می تواند ملک خود را بدون دریافت سرقفلی و با ذکر عدم دریافت سرقفلی، با اجاره ماهانه بالاتر برای مدت محدود و کوتاه مدت اجاره کند و در پایان سررسید بدون هیچ گونه سرقفلی تخلیه کند. مشکل.
در این صورت باید مالیات اجاره سنگینی به دولت بپردازد. راه حل دیگر این است که موجر اماکن تجاری ملک خود را بدون دریافت وجه به صورت سرقفلی اجاره می دهد و به جای سرقفلی مانند اماکن مسکونی از مستاجر ودیعه یا وام دریافت می کند و در اجاره نامه شرط می کند. که در زمان تخلیه همان مبلغ به مستاجر پرداخت می شود. مستاجر باید برگردانده شود.
قانونگذار وصول ودیعه قرض الحسنه از مستاجر محل خرید را منعی نکرده است و اصل بر غیر قانونی بودن آن است و در این صورت دلیلی برای بازپرداخت آن به قیمت روز وجود نخواهد داشت.
در قانون سال 1356 مستاجر حق انتقال ملک را دارد مگر اینکه این حق کتباً به او داده شده باشد، یعنی مسکوت ماندن اجاره به معنای عدم برخورداری مستاجر از چنین حقی است (برخلاف اصل مندرج). در قانون مدنی سال 1339 که دقیقاً همان قانون سال 1376 نیز آمده است.
سرقفلی اصطلاح رایجی است که قوانین مکتوب بر آن حاکم است، البته بسیاری از افراد حق تجارت و پیشه را با سرقفلی و قوانین آن اشتباه می گیرند. اما گاهی در تعاریف رایج این دو اصطلاح و مواردی که در قوانین ما نوشته شده است تناقضاتی وجود دارد که باعث اشتباه موجر و مستاجر و حتی خسارت آنها می شود.
حق تجارت و تجارت که پدیده ای برگرفته از حقوق غربی است، مالی است که به محض تصرف در مورد اجاره برای مستأجر ایجاد می شود و افزایش ریالی این حق ادامه دارد. با ادامه اجاره و ایجاد این حق مربوط به اجاره است فرقی نمی کند مستاجر در ابتدای اجاره به موجر پول داده یا نداده باشد.
بدیهی است اگر چنین وجهی پرداخت شده باشد بر میزان حقوق تجارت و تجارت و سایر عوامل مؤثر مانند مدت اجاره، نوع تجارت، شرایطی که در اجاره به نفع مستأجر درج شده است، تأثیر خواهد داشت. مبلغ اجاره بها در اجاره لحاظ خواهد شد.
تفاوت بین حقوق تجارت و سرقفلی
سرقفلی پول یا چیزی است که مستأجر به صاحب ملک می دهد تا مالک ملک خالی خود را به او اجاره دهد. این پول چیزی جدا از اجاره است و پرداخت آن اختیاری است.
منظور از خیار این است که ممکن است موجر ملک تجاری خالی خود را بدون دریافت سرقفلی به مستأجر اجاره دهد، البته از سال 1376 به بعد این عدم دریافت سرقفلی باعث شد که مستاجر نتواند در ساعت مقرر از موجر مطالبه سرقفلی کند. پایان مدت اجاره
قبل از سال 1376 برای مستأجر کسب و کار حتی اگر سرقفلی پرداخت نکرده باشد، حق تجارت ایجاد می شد.
در بازار یک قانون رایج است که مستأجری که چند سالی است در مکانی کار می کند، اگر صاحبخانه بخواهد ملکش را تخلیه کند، مستاجر می گوید اینجا شهرت دارم.
در این صورت باید بین اماکنی که قبل از مهرماه 1376 برای تجارت اجاره داده شده و بعد از این تاریخ، تفاوت قائل شد.
اماکنی که قبل از سال 1376 برای کسب و اجاره واگذار شده است، حتی اگر جواز و خاتمه تجارت، محل کسب نباشد، یعنی حتی محل مسکونی که برای کار اجاره داده شده باشد، مشمول حق کسب و پیشه و تجارت خواهد بود. مستاجر، در صورت وجود دلیلی برای تخلیه. در صورت وجود، مستحق دریافت حقوق کسب و پیشه خواهد بود حتی اگر در ابتدای قرارداد اجاره، وجهی به عنوان سرقفلی به موجر پرداخت نکرده باشد.
برخی تخلفات مستاجر می تواند حسب مورد حق تجارت یا تجارت یا نصف آن را از بین ببرد.
اینکه شخصی که قبل از مهرماه 1376 مستأجر محل کسب است می تواند علیرغم انقضای مدت اجاره از تخلیه ملک خودداری و مطالبه سرقفلی نماید که البته مطالبه وی حق معامله است. اما از مهرماه 1376 به بعد اولاً فقط محلی که دارای پروانه و پایان کار باشد می تواند به عنوان محل کار و تجارت اجاره داده شود، ثانیاً زمانی که مستاجر بتواند سرقفلی را که در ابتدا به موجر پرداخت کرده است مطالبه کند. از اجاره نامه
پس از انقضای مدت اجاره، موجر باید در ازای تخلیه و تحویل ملک، سرقفلی را به نرخ روز به مستاجر بپردازد. البته توجه داشته باشید که در اجاره نامه های موضوع قانون سال 1356، انقضای مدت به تنهایی موجب تخلیه نمی شود، اما در اجاره نامه های تحصیل شده بعد از سال 1376 با انقضای مدت، ملک باید تخلیه شود مگر اینکه در قانون مقرر شده باشد. قرارداد.
دریافت سرقفلی اجباری نیست، بنابراین موجر می تواند ملک خود را بدون دریافت سرقفلی و با ذکر عدم دریافت سرقفلی، با اجاره ماهانه بالاتر برای مدت محدود و کوتاه مدت اجاره کند و در پایان سررسید بدون هیچ گونه سرقفلی تخلیه کند. مشکل.
در این صورت باید مالیات اجاره سنگینی به دولت بپردازد. راه حل دیگر این است که موجر اماکن تجاری ملک خود را بدون دریافت وجه به صورت سرقفلی اجاره می دهد و به جای سرقفلی مانند اماکن مسکونی از مستاجر ودیعه یا وام دریافت می کند و در اجاره نامه شرط می کند. که در زمان تخلیه همان مبلغ به مستاجر پرداخت می شود. مستاجر باید برگردانده شود.
قانونگذار وصول ودیعه قرض الحسنه از مستاجر محل خرید را منعی نکرده است و اصل بر غیر قانونی بودن آن است و در این صورت دلیلی برای بازپرداخت آن به قیمت روز وجود نخواهد داشت.
در قانون سال 1356 مستاجر حق انتقال ملک را دارد مگر اینکه این حق کتباً به او داده شده باشد، یعنی مسکوت ماندن اجاره به معنای عدم برخورداری مستاجر از چنین حقی است (برخلاف اصل مندرج). در قانون مدنی سال 1339 که دقیقاً همان قانون سال 1376 نیز آمده است.






انتخاب وکیل پایه یک دادگستری در زابل چگونه است؟
وکیل مواد مخدر
وکیل شخص ثالث
جرم تبانی در معاملات شخصی